hip hop s television takeover la times



موسیقی متن «آ ین مسأله»

لطفاً در صورتی که امکان ید این آلبوم را دارید ، از لینک استفاده نکنید. اسپاتیفای آیتونز آمازون انگلستان با فرمت flac ... ادامه ...

about

ruby rose langenheim (born 20 march 1986), better known as ruby rose, is an australian model, dj, recording artist, actress, television presenter, and former mtv vj. rose emerged in the media spotlight as a presenter on mtv australia, followed by several high-profile modelling gigs, notably as the face of maybelline new york in australia. in addition to her modelling career, she has co-hosted various television shows, namely australia's next top model and the project on network ten. rose pursued a career in acting from 2008 onwards, with her debut performance in the australian film suite for fleur. in 2013, she had a small role in the drama around the block. she appeared in seasons three and four of the netflix series orange is the new black, and received praise for her work.[1] her personal life has also received attention. ... ادامه ...

دوربین مداربسته به انگلیسی معادل دوربین مداربسته در زبان انگلیسی دوربین مداربسته به انگلیسی چی میشه؟

معادل دوربین مداربسته در انگلیسی توسط: علی شهدوست cctv surveillance ... era security ... era معادل های متفاوتی برای دوربین مداربسته در زبان انگلیسی وجود دارد که انها را در این مطلب به صورت مختصر بررسی می کنیم. cctv: معروف ترین این اصطلاحات اصطلاح cctv است که مخفف closed circuit television است. این اطلاح در معنای لغوی به معنای سیستم تلویزیونی مداربسته است. سیستم تلویزیونی مداربسته در مقابل سیستم تلویزیونی مدار باز قرار می ... رد. در سیستم مداربسته تصاویر تنها به صورت خصوصی ضبط و دیده می شوند و امکان دیدن عمومی آنها وجود ندارد در سیستم تلویزیونی مدار باز (مانند شبکه های تلویزیونی) تصاویر به صورت عمومی به نمایش در می آیند. surveillance ... era: واژه surveillance به معنای نظارت است و دوربین نظارتی اصطلاح پر کاربرد دیگر برای اشاره به دوربین های مداربسته است. security ... era: واژه security به معنای امنیت است و دوربین امنیتی اصطلاحی رایج برای اشاره به دوربین های مداربسته است. تعریف دیکشنری کمبریج از سیستم مداربسته a television system in which signals are transmitted from a television ... era to the receivers by cables or telephone links forming a closed circuit, as used in security systems, etc... معادل واژه دوربین مداربسته در زبان آل ... ادامه ...

دوربین مدار بسته چیست

دوربین مدار بسته چیست بهترین دوربین مداربسته چیست ، تجهیزات دوربین مدار بسته چیست ، بهترین دوربین مداربسته چیست ، کابل دوربین مدار بسته چیست ، بهترین دوربین مداربسته چیست ، دوربین مدار بسته دام چیست ، دوربین مداربسته چیست ، دوربین های مدار بسته چیست ، دوربین های مدار بسته چیست ، دوربین مدار بسته بیسیم چیست ، دوربین مداربسته صنعتی چیست ، تاریخچه دوربین مدار بسته چیست ، سنسور دوربین مداربسته چیست ، دوربین مدار بسته با چیست ، دوربین مدار بسته انالوگ چیست ، دوربین مدار بسته زوم چیست ، بهترین دوربین مداربسته چیست ، دوربین مدار بسته ضد آب چیست ، دوربین مدار بسته آنالوگ چیست ، انتقال تصویر دوربین مدار بسته چیست ... ادامه ...

شرلوک برنده ی امی شد

شرلوک : the abominable bride برنده جایزه ی بهترین تلویزیونی از ۶۸ امین دوره جوایز امی شد. بندیکت کامبربچ نیز نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شده بود که موفق به دریافت این جایزه نشد. تماشای ویدیوی استیون موفات بعد از دریافت جایزه: دریافتمدت زمان: 36 ثانیه ... ادامه ...

حاشا *

ندانم کنون ، با که سودا کنمکجا جوشم و از چه پروا کنمنه یاری که راه مروت رومنه خصمی که با وی مدارا کنمنه عشقی که دل را به دریا زنمنه شوری که رو سوی صحرا کنمنه برقم که آتش زنم منینه ابرم که با گریه غوغا کنمبسی قصه از من بماند به جایاگر دفتر را وا کنمچنان مانده م از بزم هستی جداکه از دور ، باید تماشا کنمقیامت اگر کرد روزی قیاممن از عمر ، یکباره حاشا کنمخدایا به عالم تو راضی مباشکزین بیشتر ، من خدایا کنم" معینی کرمانشاهی "* عنوان شعر متعلق به شاعر است.پ.ن : سالی از عبور شاعر محبوبم می گذره. باشد که یادش همیشه ماندگار ماند. ... ادامه ...

توی لعنتی

تمام این مدت می توانستمعاشق هر رهگذری که می آیدبشومو هیچ خیالی هم از تودر سرم نپرورانممن می توانستمدوست داشتن رانک زبانم بنشانمو با هر لبخندیدهان باز کنم و بگویم :راستی ! من دوستت دارم من می توانستم دلم راتکه تکه کنم و هر تکه اش راجایی جای بگذارم !می بینی ؟ من می توانستمنغمه ی عاشقم عاشقم رادور تا دورِ این دنیا ان کنماما تو لعنت به این تو !که هرکه هم که آمدبه حرمتِ جایِ پایِ توبر روی چشمان منتظر منسر خم کرد و به ادای احترامنماند ! نه که نخواهد بماند نه !تو نگذاشتی بس که از این زبان واماندهدر نمی آمد چند کلام دلبرانه !تمام این سال ها می توانستمنمانم اما ماندم نه تنها پای تومن ماندم تا اگر هم نیامدیدنیا ببیند این حوالی می شودهر روز و هرثانیه دل را حراج هر شیرین زبانی نکرد." عادل دانتیسم " ... ادامه ...

iptv.iptv server

iptv.iptv server and iptv. iptv server related to broadcast public television and in iowa, and iowa public televisioniptv iptv system through which television services using packet-switched internet protocol suite over a network such as a lan or the internet delivered, rather than through traditional terrestrial, ... ellite signal, and tv formats cable is delivered. unlike ... ed media, iptv internet protocol tv offers the ability to stream media in smaller batches, directly from the source. as a result, a client iptv media player can start the game data (like a movie) before all files have been transferred. this is known as streaming media.iptv services can be cl ... ified into three main groups:live tv, with or without interaction iptv free shows on tv right now.time-shifted tv: tv programs (broadcast tv show that aired hours or a few days ago), way more than television (tv show has already started repeating it);video on demand is for customers): iptv isa browse a catalog of movies, not tv programs.iptv from tv to the internet by an ongoing process of standardization (eg, the european telecommunications standards institute) and preferential deployment scenarios in iptv free telecommunication networks. place the other ... ellite equipment specifications source : iptv ... ادامه ...

ملال محبت *

گاهی گر از ملال محبت برانمت دوری چنان مکن که به شیون بخوانمتچون آه من به راه کدورت مرو که اشکپیک شفاعتی است که از پی دوانمتتو گوهر سرشکی و دردانه صفامژگان فشانمت که به دامن نشانمتسرو بلند من که به دادم نمی رسیدستم اگر رسد به خدا می رسانمتپیوند جان جدا شدنی نیست ماه منتن نیستی که جان دهم و وارهانمتماتم سرای عشق به آتش چه می کشیفردا به خاک سوختگان می کشانمتتو ترک آبخورد محبت نمی کنیاینقدر بی حقوق هم ای دل ندانمتای غنچه گلی که لب از خنده بسته ایبازآ که چون صبا به دمی بشکفانمتیک شب به رغم صبح به زندان من بتابتامن بسان شمع سر و جان فشانمتچوپان دشت عشقم و نای غزل به لبدارم غزال چشم سیه می چرانمتلبخند کن معاوضه با جان شهریارتا من به شوق این دهم و آن ستانمت" شهریار "* عنوان شعر متعلق به شاعر است ... ادامه ...

stalkers

facebook, twitter, instagram... they've made us a society of stalkers. and we love it. 13 reasons why american web television series 8.3/10imdb ... ادامه ...

چگونه باور بدارم؟

شادمانی و امید را چگونه باور بدارم؟ بدان هنگام که هنوز جهان را از جه ... آدمی رنجور و آشفته می بینم و در ژرفای جانم وحشتی ناشناخته حضوری همیشه دارد؟چگونه آه چگونه دلشادمان ... کنم بی آنکه نوازش دستانی را ک نه بهانه ی بازی کرده باشم و بی آنکه در مهربانی های نگاهی هر چند کوتاه و اندک احساس امنیت را نوشداروی آشفت ... و دردمندی های خویش نمایم؟جهان از جه ... آدمی رنجور و آشفته است. با لبخندی تلخ بر گره ابروان خمود خویش انگشت می فشارم، و از نادانی و حیرت آرام و بی صدا گریه آغاز می کنم.--------------------------ابراهیم منصفیپ ن : ساعتی بی غصه بر ما طی نشـد لحظه ای بی غم دل ما سر نکرد باطن مجروح ما را کـس نــدیــد درد ما را هیچ ... بـاور نـــکرد! ... ادامه ...

روزهای خا تری

نه اینکه دلتنگ نشده باشم ؛ نه فقط می خواستم بدانیآقای من !انگار که ساعت از همان اولبی قرارتر از من بودکه نفهمیدم چرا یک باره معنی اشاز زندگی من افتاد.نه اینکه تقصیر من باشد نه به خدااز همان اول هم که آمدیروزها را رنگی رنگی می که زودتر بیایم توی بغلت ." عباس معروفی " ... ادامه ...

سایه

برف راه ها را بستتو نبودیدو زانو در برابرت نشستمچهره ات را نگاه با چشمان بست شتی ها نمی گذرند ، هواپیماها پرواز نمی کنندتو نبودیدر برابرت به دیوار تکیه داده بودم ،حرف زدم ، حرف زدم ، حرف زدماما نتوانستم دهن باز کنمتو نبودی با دست هایم تو را لمس دست هایم به روی صورتم بود." ناظم حکمت "پ.ن : آهنگ " باورم کن " زند م ه ! ... ادامه ...

سایه

برف راه ها را بستتو نبودیدو زانو در برابرت نشستمچهره ات را نگاه با چشمان بست شتی ها نمی گذرند ، هواپیماها پرواز نمی کنندتو نبودیدر برابرت به دیوار تکیه داده بودم ،حرف زدم ، حرف زدم ، حرف زدماما نتوانستم دهن باز کنمتو نبودی با دست هایم تو را لمس دست هایم به روی صورتم بود." ناظم حکمت " ... ادامه ...

اتفاق

سالها باید می گذشت تا در صحرایی ندیده سحرگاهی ندیده بازرگانی ندیدهبه رهگذری عطری می سپردتا بر چشمم بریزی و بیدارم کنی .اکنون به من رسم سخن گفتن هم بیاموزتا بگویم دوستت دارم.تنفس زندگی !دوستت دارمزیتون سحرگاه من !" شمس لنگرودی " ... ادامه ...

دمندانه

همیشه مادرم به من می گفت : دمندانه بخواه ؛ چون ممکن است هر چه بخواهی به دست بیاوری.پیام گمگشته / مارلو مورگان "روز کتاب و کتابخوانی و کتابدا .ن : دنیای کتاب دنیایی بدون مرزه. جایی که می شه از مزرهای جغرافیا و زبان و مذهب و فرهنگ ... بدون خطر بگذری و با جهان ناشناخته درون و بیرون آشنا بشی. لذت چنین ماجراجویی رو از خودتون دریغ نکنید. ... ادامه ...

اعتماد *

حسِ آدمهایی که به ما اعتماد میکنندشبیه پرنده ای زیباست که روزی تصمیم میگیرد ما را امتحان کند. او میکند و بر شانه مان مینشیند. او به دستان ما پناه میآورد تا ببیندآیا متعلق به ما هست یا نه!در گیر و دارِ این امتحان ممکن است نابود شود،چون زندگی اش در دستان ماست! پرنده ای که ریسک میکند و به ما اجازه میدهد زندگی اش را در دست بگیریم ...آدمها اعتماد میکنند چون احتمالاً ما را دوست دارند.اعتماد کار سختی ست و سخت تر از همه داشتنِ جانِ پرنده ای در دست است.مواظب پرنده هایی که ما را انتخاب کرده اند باشیم، کرده اند ..." عادل دانتیسم "* عنوان نوشته متعلق به نویسنده است.پ.ن : واسه همین که گاهی آدم دوباره نمی کنه . ... ادامه ...

اعتماد *

حسِ آدمهایی که به ما اعتماد میکنندشبیه پرنده ای زیباست که روزی تصمیم میگیرد ما را امتحان کند. او میکند و بر شانه مان مینشیند. او به دستان ما پناه می آورد تا ببیندآیا متعلق به ما هست یا نه!در گیر و دارِ این امتحان ممکن است نابود شود،چون زندگی اش در دستان ماست! پرنده ای که ریسک میکند و به ما اجازه میدهد زندگی اش را در دست بگیریم ...آدمها اعتماد میکنند چون احتمالاً ما را دوست دارند.اعتماد کار سختی ست و سخت تر از همه داشتنِ جانِ پرنده ای در دست است.مواظب پرنده هایی که ما را انتخاب کرده اند باشیم، کرده اند ..." عادل دانتیسم "* عنوان نوشته متعلق به نویسنده است.پ.ن : واسه همین که گاهی آدم دوباره نمی کنه . ... ادامه ...

هنگام که

هنگام که گریه می دهد ساز این دود سرشت ابر بر پشت هنگام که نیل چشم دریا از خشم به روی می زند مشت. زان دیر سفر که رفت از من غمزه زن و عشوه ساز داده دارم به بهانه های مانوس تصویری از او به بر گشاده. لیکن چه گریستن ، چه توفان ! خاموش شبی ست هرچه تنهاست مردی در راه می زند نی و آواش فسرده بر می آید. تنهای دگر منم که چشمم توفان سرشک می گشاید. هنگام که گریه می دهد ساز این دود سرشت ابر بر پشت هنگام که نیل چشم دریا از خشم به روی می زند مشت.-------------------------نیما یوشیج / با صدای محمد نوری ... ادامه ...

آتَش سرد

پرسیدم اسمت چیهگفت بیخیالگفتم از کجا اومدیگفت ازیه راه دورگفتم چقد دور؟گفت اینقد که سه فصل آواره راه بودمگفتم حالاجدی جدی ازکجا اومدی ؟گفت از همین جا گفتم مارو گرفتی؟اینجا بود که یهو اَبرا گروم گروم و بغذش ترکیدنُه ماه توی هیچستان منتظر بودکلاغا لال مونی گرفته بودنبرگا عروسی سبزیخورشید تو میدون آبی بیکران آسمون چرخ میخوردمام الکی خوش بودیم واسه خودموناومدهمه چیو سوزوندبرگ و بار درختاروجیگر کلاغوخورشیدو خا تر کردآ م دل ماروحالا جنگل غصه اش گرفتهآواز شوم کلاغا کرمون کردهآسمون خا تریهدل مام داغونهاما بازم دوسش دارمبازم نُه ماه چشم به راش میشینمآشنای صد پشت غریبهفصل آتیش سردپایــیز 13 آذر 92 ... ادامه ...

میهمان

درخت می خواهم باشم؛تا ریشه بدوانم در توو هر روز...شاخه های تازه بدهد از تو دنیایم!درخت می خواهم باشم؛ ساده و صبورتا بمانم و رفتن ها را بگذارمبرای باد... برای جاده ...در سرزمینت ؛ میهمانی اینچنین ؛نمی خواهی!!؟" عادل دانتیسم " ... ادامه ...

مهربانی نسیان *

عنکبوتان چه مهربان اند!بعد از فراقت چه می اگر عنکبوت فراموشی دستگیری ام نمی کرد،و بر پیرامون زخمم تار نمی تنید ؟" ابدیت ، لحظه ی عشق / غادة السّمّان " * عنوان شعر متعلق به شاعر است. ... ادامه ...

واقعیت

واقعیتنه پاهای رفته ی تو بودنه دل ش ته ی منواقعیتخستگی دل بوداز تکرار دلتنگی های مداماز گفتنِ دوستت دارم های بی پاسخاز اینکه هرکه آمد و گفتخوب است ؟لبخند زدمو گفتم خوب.. سلام دارد!!" عادل دانتیسم " ... ادامه ...

از زخم قلب " آبائی " *

دختران دشت !دختران انتظار!دختران امید تنگدر دشت بی کران ،و آرزوهای بی کراندر خلق های تنگ !دختران خیال آلاچیق نودر آلاچیق هایی که صد سال ! ـاز زره جامه تان اگر بشکوفیدباد دیوانهیال بلند اسب تمنا راآشفته کرد خواهد . . . ***دختران رود گل آلود !دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود!دختران عشق های دورروز سکوت و کار خستگی !دختران روزبی خستگی دویدن ،شبسرش تگی! ـدر باغ راز و خلوت مرد کدام عشق ـدر راهبانه ی شکرانه ی کدامآتش زدای کامبازوان فواره یی تان راخواهید برفراشت؟ ***افسوس !موها، نگاه هابه عبثعطر لغات شاعر را تاریک می کنند .دختران رفت و آمددر دشت مه زده !دختران شرمشبنمافتادگیرمه ! ـاز زخم قلب آبائیدر ی کدام شما خون چکیده است؟ تان، کدامِ شماگل داده در بهار بلوغش؟لب هایتان کدامِ شمالب هایتان کدامـ بگویید ! ـدر کام او شکفته ، نهان ، عطر بوسه یی ؟شب ها تار نم نم باران ـ که نیست کار ـاکنون کدام یک ز شم دار می مانیددر بسترِ خشونتِ نومیدیدر بستر فشرده ی دلتنگیدر بستر تفکر پر درد رازتانتا یاد آن ـ که خشم و جسارت بود ـبدرخشاندتا دیرگاه، شعله ی آتش رادر چشم بازتان؟***بین شما کدامـ بگویید ! ـبین شما کدامصیقل می ... ادامه ...

شکرخند

میان باغ حرامست بی تو گردیدنکه خار با تو مرا به که بی تو گل چیدنو گر به جام برم بی تو دست در مجلسحرام صرف بود بی تو باده نوشیدنخم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقهبه سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدناگر جماعت چین صورت تو بت بینندشوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن ... اد نرخ شکر در جهان پدید آیددهان چو بازگشایی به وقت خندیدنبه جای خشک بمانند سروهای چمنچو قامت تو ببینند در ... امیدنمن گدای که باشم که دم زنم ز لبتسعادتم چه بود خاک پات بوسیدنبه عشق مستی و رسواییم خوشست از آنکنکو نباشد با عشق زهد ورزیدننشاط زاهد از انواع طاعتست و ورعصفای عارف از ابروی نیکوان دیدنعنایت تو چو با جان سعدیست چه باکچه غم خورد گه ... از گناه سنجیدن " سعدی " ... ادامه ...

stalkers

facebook, twitter, instagram... they've made us a society of stalkers. and we love it. ما هرروز داریم زاغ سیاه دیگران رو چوب می زنیم، آشکار و پنهان. یکی رو فالو می کنیم و بقیه هم همینکارو برامون میکنند. ، توئیتر، اینستاگرام. اونا مارو به جامعه ای که همه می خوان همدیگه رو دید بزنن، تبدیل و ما؟ عاشقشونیم 13 reasons why american web television series 8.3/10imdb ... ادامه ...

stalkers

facebook, twitter, instagram... they've made us a society of stalkers. and we love it. ما هرروز داریم زاغ سیاه دیگران رو چوب می زنیم، آشکار و پنهان. یکی رو فالو می کنیم و بقیه هم همینکارو برامون میکنند. ، توئیتر، اینستاگرام. اونا مارو به جامعه ای که همه می خوان همدیگه رو دید بزنن، تبدیل و ما؟ عاشقشونیم 13 reasons why american web television series 8.3/10imdb ... ادامه ...

stalkers

facebook, twitter, instagram... they've made us a society of stalkers. and we love it. ما هرروز داریم زاغ سیاه دیگران رو چوب می زنیم، آشکار و پنهان. یکی رو فالو می کنیم و بقیه هم همینکارو برامون میکنند. ، توئیتر، اینستاگرام. اونا مارو به جامعه ای که همه می خوان همدیگه رو دید بزنن، تبدیل و ما؟ عاشقشونیم 13 reasons why american web television series 8.3/10imdb ... ادامه ...

جملاتی با everything

is everything ok?آیا همه چی مرتبه؟everything is fine.همه چیز مرتب استeverything is ready.همه چیز آماده استeverything went black.همه چیز سیاه شدdo you have everything?آیا همه چیز داری؟i'll do everything i can.هر کاری که بتوانم را انجام میدهمeverything is fine so far.تا الان همه چیز خوب استeverything's going to be ok.همه چیز اوکی میشهi can't tell you everything.همه چیز را نمیتوانم به تو بگویمi had to do everything alone.من باید همه کاری را تنها انجام میدادمi'm ... isfied with everything.من با همه چیز راضی امeverything is all right at home.همه چیز در خانه رو براه استhe took back everything he said.او هر چه گفته بود را پس گرفتdon't cry. everything will be ok.گریه نکن، همه چیز اوکی میشهdon't believe everything you hear.هر چه که میشنوی را باور نکنshe taught me everything she knew.او هر چه بلد بود را به من آموختmom has forgiven tom for everything.مادر تام را به خاطر همه چیز بخشیدi tried everything to keep him alive.من هر کاری ... تا او را زنده نگهدارم ... ادامه ...

جهنمَم با تو پاییز میشه

امسال پاییز خیلی بی سر و صدا اومداینقد تو تابستون سرخوش بودیم که یهو چش وا کردیم دیدیمکه زکی داریم تو روزای دلتنگ پاییزی می پوسیمدیگه پاییزم میخواد بره،اما پاییز یه جوری احساساتتو قلقک میده که لحظه لحظه شو حس میکنیو توش غرق میشی،دوس داری زودتر تموم شه و راحت شی از دست این عذاباما عذابشم قشنگه،روزای نارنجیغروبای قرمزصُبای سردوای که دارم میترکمچرا همه روزا شبیه همهچرا پاییز صد سال طول میکشهچرا این لعنتی اینقد قشنگهمثله یه مخدر نشئه ات میکنه و داغونراستی راستی چی شدیم ما ؟چمونه ؟اَ ه ه ه ه هدلم بهار میخواداما نه حیف نیست؟حیف این روزای پاییز نیست؟نههیچی هیچیش نیستفقط وقتی پاییز تنها باشیمثله اینه که خوشبو ترین گل دنیا رو ببینیاما بینیت گرفته باشههمینه همینه که داغونت میکنهپاییزِ بی تو یعنی جهنم... ... ادامه ...

عاشق زنی مشو که...

عاشق زنی مشو که می خواند که زیاد گوش می دهدزنی که می نویسد عاشق زنی مشو که فرهیخته استافسونگر ، وهم آ ... ن ، دیوانه عاشق زنی مشو که می ... شدکه می داند ، که داناستکه توان پرواز داردزنی که خود را باور دارد عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدنمی خندد یا می گریدکه قادر است روحش را به جسم بدل کند و از آن بیشتر ، عاشق شعر استاینان خطرناک ترین ها هستند و یا زنی که می تواندنیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستدو یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد عاشق زنی مشو کهپُر ، مفرح ، هشیار و جواب ده است که پیش نیاید که هرگز عاشق چنین زنی شویچرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شویکه با تو بماند یا ن ه عاشق تو باشد یا نهازین گونه زن ، بازگشت به عقبممکن نیستهرگز مارتا_ریور_گرایدمترجم : ناصر علیزاده ... ادامه ...

بوی عطری آشنا

1 بوی عطری آشنا تو را یک روز بیدار خواهد کرد، حتا اگر یک عمر خو ده باشی زیرِ سنگی سرد! 2 بی قرارم درستْ مثل اسبی که چند لحظه قبل، حادثه را بو کشیده باشد! 3 قایقی که از دریا برنمی گردد یا اسیرِ توفان شده است یا غمِ قایقران! 4 از "استانبول" هیچْ نمی دانستم مگر خیابانی که در آن عاشق اَت شدم. و حالا سال هاست تمام شهر را می شناسم مگر آن خیابان را؛ و تو را ... ادامه ...

هوای تو

نرفت تا تو برفتی خی از نظرم برفت در همه عالم به بی دلی خبرم نه بخت و ت آنم که با تو بنشینم نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم من از تو روی نخواهم به دیگری آورد که زشت باشد هر روز قبله دگرم بلای عشق تو بر من چنان اثر کرده ست که پند عالم و عابد نمی کند اثرم قیامتم که به دیوان پیش آرند میان آن همه تشویش در تو می نگرم به جان دوست که چون دوست در برم باشد هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم نشان پیکر خوبت نمی توانم داد که در تامل او خیره می شود بصرم تو نیز اگر نشناسی مرا عجب نبود که هر چه در نظر آید از آن ضعیفترم به جان و سر که نگردانم از وصال تو روی و گر هزار ملامت رسد به جان و سرم مرا مگوی که سعدی چرا پریشانی خیال روی تو بر می کند به یک دگرم " سعدی "روز بزرگداشت شیخ اجل ... ادامه ...

مهر 96

movies عباس کیارستمی serials taboo british television programme 8.6/10 imdb season 1 the story of god with morgan freeman american television series 8.1/10imdb season 1 2 & gravity falls american animated series 8.9/10 imdb season 1 documentary i am heath ledger 2017 ‧ biog hy/documentary ‧ 1h 34m 7.4/10 imdb coldplay radio 2: your hundred best tunesِ - cd3 vocal cl ics dalida books زمان ور | آندری تارکوفسکی | قباد ویسی | 322 ص توتم و تابو | زیگموند فروید | محمدعلی خدنجی | 234 ص فصل 1 و 2 خاطرات سیلویا پلات | فرانسیس مک کالو | مهسا ملک مرزبان | 488 ص سرشت و سرنوشت:سینمای کریشتف کیشلوفسکی |مونیکا مورر |مصطفی مستور| 146ص دوستش داشتم | آنا الدا | ناهید فروغان | 176 ص ... ادامه ...

هیچ

وقتی میگم هیچ یعنی دقیقا هیچ روزای زیادی باید بگذره تا آدم قانع بشه فقط خودش هست و خودش. تا باورش بشه از بقیه، جز یه اسم و چندتا خاطره ی کوچیک چیزی براش نمی مونه.بیست سالچهل سالهفتاد سال زندگی، فقط برای تلمبار اسم روی اسمه. برای جایگزین خاطره جای خاطره. اما حاصل جمع همشون صفره. یه روز می شینی عمرت رو ورق می زنی،سیر تا پیازت رو واسه خودت تعریف می کنی...اینجاس که می فهمی،چقدر برای هیچ نگران شدیچقدر برای هیچ غصه خوردیچقدر برای هیچ دلتنگ شدیچقدر برای هیچ دعا کرده یچقدر برای هیچ بووووووودی....به خودت میای، به اطرافت نگاه می کنی.هیچ نیست.. دقیقا هیچ . ... ادامه ...

مهتاب

امروز شنبه 8 آذر 93 ساعت 20 دقیقه بامداد بالا ه بله رو به ما دادانگار تمام زندگی شو فکر کرده بود به این تصمیم اینقدر قاطع به من گفت جواب من به شما بله است که مو به تنم سیخ شدبه من ،به مرد زندگیش درس مردونگی و قاطعیت دادبی اختیار گوشی رو بوسیدمخیلی دوس داشتم ببینمشچشامو باز دیدم ماشینو دم خونشون پارک درو باز اومده بود پشت پنجرهچقدر با عینک خانوم شده بودهی می خواستم یه جوری دستشو لمس کنمنمی شد پنجره توری داشترومم نمی شد بهش بگم دستتو می خوام،دستمو باز به زور خودمو کشیدم بالا کفه دستمو یه لحظه گذاشتم رو شیشه پنجر ه اونم دستشو بذار پشته شیشه اما روم نشد بگماومدم پایین گفت چیکار میکنی؟ گفتم هیچی... ... ادامه ...

««« عشــق چیست »»»

عشق چیست ؟ باور ... ش سخت نیست همان خط موازی همان فکر های تو خالی همان که فکر کردیمو نشد همان که بی خودی پیرمان میکند همان که قلب را نشانه می ... رد همان که با خیالاتمان بزرگش کردیم همان که حرف های قشن ... دارد همان که باورش سختست همان که عوض میکند انسان را همان که نرم میکند استخوان را شک دارم همان باشد همان که فکرشم را نمیکردیم باشد یا همان که فکرش را میکردیم عشق درخواست شدید قلب است همان وهمو خیالی که ... بزرگش کردیم عشق همان خط موازیست تا به رویش حرکت نکنی ندانی چیست ... ... ادامه ...

مهر 96

movies عباس کیارستمی serials taboo british television programme 8.6/10 imdb season 1 the story of god with morgan freeman american television series 8.1/10imdb season 1 2 & gravity falls american animated series 8.9/10 imdb season 1 documentary i am heath ledger 2017 ‧ biog hy/documentary ‧ 1h 34m 7.4/10 imdb coldplay radio 2: your hundred best tunesِ - cd3 vocal cl ics dalida books زمان ور | آندری تارکوفسکی | قباد ویسی | 322 ص توتم و تابو | زیگموند فروید | محمدعلی خدنجی | 234 ص فصل 1 و 2 خاطرات سیلویا پلات | فرانسیس مک کالو | مهسا ملک مرزبان | 488 ص سرشت و سرنوشت:سینمای کریشتف کیشلوفسکی |مونیکا مورر |مصطفی مستور| 146ص دوستش داشتم | آنا الدا | ناهید فروغان | 176 ص ... ادامه ...

به " ورا " *

گفت بیاگفت بمانگفت بخندگفت بمیرآمدمماندمخندیدممردم." ناظم حکمت "* عنوان شعر متعلق به شاعر ست. ... ادامه ...

زندگی راکِد

انگار یک هواپیمای پر از بنزین بودم که در صحرایی دورافتاده سقوط کرده باشد.شادی های اوج رفت.دلهره رفت.هراس رفت.با روی زمین پهن شده و مدتی بی فرمان پیش رفته بودم.بعد سکوتی مرگبار همه جا را گرفت و همه چیز خاموش شد.خاموشی و سکوت، توفان شن و صداهای دلهره آور بود که در سرم می پیچید، و لایه لایه چالم می کرد؛ نه انفجاری، نه آتشی، نه ش تنی، و حتا نه مرگ.زندگی کریه تر از مرگ به من پوزخند می زد.شاید هم از جای بلندی افتاده بودم، و هنوز نمی دانستم کجام ش ته و کجام درد می کند،فقط مبهوت به جایی نگاه می که نمی دانستم چیست.بعد فهمیدم دلهره و مرگ چیزهای بدی نیستند،ادامه ی زندگی غم انگیزتر است.روزگار تلخ و سیاهِ زندگی راکِد،آرزوی مرگ ... ادامه ...

دل نوشته

هوخواب ب تو را در خواب دیدمهمچنان زیباحتی در گذر زمانبا موهای مشکینو اندام موزونیکه در وقت انعطافدلم را می برد! [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

آرامش

20 روز مونده به عید بوی بهار رو با تمام وجودم دارم حس میکنم بی صبرانه منتظر اردیبهشت هستم چقد حس خوبی این روزا عجیب آرامش دارم خدایا شکرت خیلی ها بهم حسودی میکنند یا ازم بدشون میاد بخاطر شرایطم بخاطر یه چیزایی که دارم اخه از بچگیم تا الان هر چی میخواستم برام می یدن خخخخ لوسم خودتونید ولی اونا از زندگی من چیزی نمیدونن بعضی موقع ها از زندگی خسته شدم و دلم رامش میخواست هیچ وقت به زندگی ی حسادتت نکنید ...یکی از اقوام بهم ت داده بود شنیدم برات خواستگار اوده کی بود و امارشو میخواست فضول میگفت من خیلی دوستت دارم به جون محسن( شوهرش) همیشه ازت تعیف میکنم هر کی باهات ازدواج کنه شانس اورده و از این جور حرف ها که سردر بیاره چرا من شوهر نمیکنم پی نوشت : فراموش ت کار من نیست ... ادامه ...

تو رفته ای

چگونه با تو باشم که در تو فنا شم؟ تو رفته ای و بهتر که من هم نباشم چگونه جان خود را به دستم ب ... رم؟ بگو چگونه باید برایت بمیرم؟ به عمر با تو بودن ، به خود برنگشتم هر آنچه که تو از آن ، گذشتی گذشتم تو با دلم چه کردی که در زمان ندیدم من آن نشانه ها را به این نشان ندیدم! به جز هوای عشقت هوایی در سرم نیست هر آنچه که تو هستی در این و آن ندیدم ش ... ته بودی و من ، به یک آن ش ... تم چنان که با دو چشمم ، به باران نشستم به بال و پر رس ... خودت پر نداری رسانده ای به سامان مرا سر نداری تو با دلم چه کردی که در زمان ندیدم --------------------------افشین مقدم ... ادامه ...

غروبی غریب

نیروانای عزیزم خوب می دانستی که بی وفایی آیین من نبود این تو خود بودی که درغروبی غریب رفتی و باز نیامدی و به نیامده ها پیوستی تا خبر نیامدنت را بادهای هرزه گرد در کوچه پس کوچه های دلتنگی جار بزنند و من تا هر آنجای شهر که گمانم می رفت خیالم را گسیل کنم زودا که رفتی و دریغا که فرصت آشنایی کوتاه بود و من درک عمیق وجود نازنین تورا مجالی ، چنانکه باید و شاید نیافتم تا افسوسی ماندگار ریشه در جانم افکند ودریغا دریغ روزگاررا بی هیچ سببی فایدتی نیست وآه و دردا که خاطرات و خطرات گزنده تر از آنند که ذهن آدمی را در وانفسای هجران آسوده گذارند و بگذرند وچقدر بیهوده است بیتو گریستن و واپس نگریستن که این هر دو ناشی از بی تو نفس کشیدن و زیستن است . روحت شاد و خانه ی آ تت آباد باد. ... ادامه ...

سیمین بر سنگین دل

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی توشب از فراق تو می نالم ای پری رخسارچو روز گردد گویی در آتشم بی تودمی تو شربت وصلم نداده ای جاناهمیشه زهر فراقت همی چشم بی تواگر تو با من مسکین چنین کنی جانادو پایم از دو جهان نیز در کشم بی توپیام دادم و گفتم بیا خوشم می دارجواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو" سعدی " ... ادامه ...

سمین بر سنگین دل

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی توشب از فراق تو می نالم ای پری رخسارچو روز گردد گویی در آتشم بی تودمی تو شربت وصلم نداده ای جاناهمیشه زهر فراقت همی چشم بی تواگر تو با من مسکین چنین کنی جانادو پایم از دو جهان نیز در کشم بی توپیام دادم و گفتم بیا خوشم می دارجواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو" سعدی " ... ادامه ...

««« تــــــار آزاد »»»

انکبوت وار دور تو پیله میپیچم بی آنکه بدانم پروانه شوق پرواز دارد نه ماندن روزی که مرا انکبوت خو ... را به یاد دارم مرا اسیر دام خویش میدانستی و شوق رفتن داشتی پروانه شدن آسان است فقط باید بدانی زند ... فقط پرواز نیست از آن گل به آن گل پ ... نیست روزی که به دام انکبوتی گرفتار شدی خود را با آن انکوبت وقف بده نه در ظاهر با او باشی ولی شوق پر زدن را در خود بپرورانی انکبوتم ولی نه دوست دارم تو را در دام ببینم و نه آزاد که مال انکبوت دیگر بشوی حس تو را دارم نه میتوانی بروی و نه خورده میشوی ولی با این فرق که من میدانم چه میخواهم از تو ولی تو فقط فکر ... هستی چه من باشم و چه نباشم زند ... در کنار انکبوتی که تار هایش همه از عشق است زیباست دوست داشتن انکبوت تاوانش تار است و دوست داشتن پروانه تاوانش ... ست پروانه اگر پروانه باشد ... را با تهود خویش می ... د میشود هم آزاد بود هم در تار عاشق بود انکبوت هم دل دارد عاشق میشود ولی به هر پروانه ای اجازه زند ... نمیدهد ... ادامه ...

زند ... می جوشد .....

-- تقدیم به مردان زحمت کش سرزمینم ایران شب با دستان کرختش از سرما می سوزد و من با خیابانی که چکمه هایش در ژرف برف فرو می رود روبرو ... زند ... روی چار چرخی بخار می شود و چراغ زنبوری تکه ایی از آفتاب را می بخشد به شب و به رهگذران خسته در شولای برف و مه -- زند ... می جوشد بر چار چرخی که لبو هایش داغ داغ کام زمستان را شیرین می کند تا یک مرد و یک زند ... از کوره راه نفس ... ر این فصل بگذرد -- برای سلامی دوباره به فر ... روشن و کرامت آفت ... بهاری ... ******************************************************** ... ادامه ...

آیا من متخصصم ؟

سلام بر اهالی رسانه بهار تا به حال خطاطی کرده اید؟ نقاشی چه ؟ من هر دو را کمی تجربه کرده ام لذا با اینکه خطم خوب نیست اما خط خوب را تا حدودی می شناسم و می دانم دستخط خودم در چه رتبه ای است . از طرفی وقتی در محضر افرادی هستم که میدانم خط شناسند و خطاط جرات نمی کنم چیزی بنویسم . . برایم جالب است که در هنر خطاطی ، بازیگری ، فوتبال ، کشتی ، معماری و... درمحضر بزرگانش جرات عرض اندام نداریم اما درحوزه دین .... . .... ... .. . ... ادامه ...

دل نوشته

هوبیمارتختملحفه های چروکیدهسرم آمپولروپوش آبیصدای کفش پاشنه دار [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

تیم های ثبت شده

onlinj tony l0rca dantik touch sw rashness robber farsh1d sorron tor gex phantom winston montana alive steven immortals aaa amirlsd zorvan murdrer mishel unlimited x y fs ashill evardor mip ali moored r.orton radar poya g3 stuntman korush dra.co atef alpha blade linkz axonit m0xi sp1der 13 k1ck mortal rado ninjoks mn frost rage sb faser ali.z madness hexen hg prince sunami muzic freaky fir legarith stalker pa0l cowboy reflex simon oldschool ... ادامه ...

یاد کودکی

هوا گرم و زمین داغ و پا نهادن بر روی خاک چه دشوار ذرات طلایی خورشید چه صمیمانه به عالم هستی می تابد لحظه ی این فکر در ذهنم نقش می بندد که با آغاز صبح چه صمیمانه این نعمت بزرگ به ما نثار می شود لبخندی از درونم می شکفد چقدر مانده تا طلوع به یادم هست یادواره ای از کودکی یادش بخیر چقدر آزاد بودم ... ادامه ...

پایان

پایان این دنیا زمستونه آغوش تو درگیر زندونه من آ ش با گریه خو دم چشمات و وا کن بسه دیوونه یک لحظه برگرد و نگاهم کن از جای خالیم توی این خونه چی مونده جز رد سر انگشتم رو خاطرات سرد ویرونه من عاشق تنهایی می مونم تا عاشقای دسته جمعی تو باور کنم تو کنج می خونه باور کنم تصمیم قبلی تو رفتن همیشه راه ا نیست گاهی دلیل ا ت می شه من پای تو تنهایی می مونم اما نگو که باورت می شه علی رفیعی ... ادامه ...

نیستش

نیستش نمی دونم کجاست! چه می کنه!؟ ولی می دونم که ندارمش هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم نمی خواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم : هنوزم دوستت دارم. آخه تو حول و ولای پریشونیه و تورو نداشتن تو گیرو داره: ” ای بابا دله تو هیچ ، حال اون خوش ! ای بی مروت ! دیگه دلی می مونه ؟ که جوره دله کبوتر بتپه؟ که با شما از جونه زندگیش بگه ؟ بگه که هنوز زندس ؟اگه صدا صدای منه اگه نفس نفسه تو بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل دله بابایی دیگه دل نیس ، دیگه دل نمیشه نه دیگه این واسه ما دل نمیشهنیستش / دکلمه پرویز پرستویی ... ادامه ...

یک شب با تو تنها بودم

1 یک شب با تو تنها بودم یک عمر بی تو تنها ! 2 سال هاست رفته ای و من هنوز به خودم می لرزم درست مثلِ شاخه ای که چند لحظه قبل پرنده اش پریده باشد! 3 آرام شده ام مثل درختی در پاییز وقتی تمام برگ هایش را باد برده باشد! 4 میانِ خنده و گریه همیشه معلَّق استْ دلقک، درست مثلِ اناری شکفته به وقتِ چیده شدن! ... ادامه ...

آرزوهای محال

کاشکی آ این سوز بهاری باشدکاشکی در بغلت راه فراری باشدکاشکی آب شود یخ غرور قلبتکاشکی در جاده ی امید،سواری باشدکاشکی باز بروید گل از این سنگ یخیکاشکی باز دلم صاحب یاری باشدکاشکی گم بشویم در دل کوهستانهاکاشکی قرص رخت ماه شب تاری باشد ... ادامه ...

حیرتا

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفاوز هر دو نام ماند چو سیمرغ و کیمیاشد راستی خیانت و شد زیرکی سفهشد دوستی عداوت و شد مردمی جفاگشته ست باشگونه همه رسمهای خلقزین عالم نبهره و گردون بی وفاهر عاقلی به زاویه ای مانده ممتحنهر فاضلی به داهیه ای گشته مبتلا ... "عبد الواسع جبلی " ... ادامه ...

از نگاه دیگران

حسرتدر هوا پیچیده آوازی پر از هشدارهابر سرم ریزد آواری پس از آوارها بس که چرخیده ست دور من کلاف زندگی در نمی آرم سر از پیچیدگی کارها باید از حالا کمی هم چشم ها را بشنوم چشم هایی را که می گویند از پندارهاتا قبله ی ام را نشکنم ناگزیرم بشکنم هر توبه ای را بارها [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

حکومت وحدت ملی

صدای هلهله ازارگِ شاهی بازمی آید عروسِ آرزوباعشوه وبانازمی آید سی ام سنبله د ... یشِ چشمِ مردم کابل همای بختِ عین وغین د ... روازمی آید بروی میز، اینک تا توافقنامه امضأشد صریر*چرخِشِ خ ر بااعجازمی آید سرشتند سرنوشت وحدت ملی سرازحالا بیارید آب وآیینه که سرونازمی آید «به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقیست» ولی چشمِ چپِ کرزی کمی غمازمی آید باقیدارامید « بیگزاد » 30/6/1393 *آواز قلم به وقت نوشتن. ... ادامه ...

دوبیتی های برج اسد سال: 1393

لب ازمن مستیِ کنیاک ازتو بَلَم * من موجه ی کولاک ازتو من امّا یک جهانگردِ مسافر تمامِ هستی آب وخاک ازتو *قایق کوچک. باقیدارامید « بیگزاد » 1/5/1393 رخت چون ماهتاب است درشبِ تار لبت جامِ ... است درشبِ تار صفِ مُژگان وچشمانِ پلنگت ... ِ انقلاب است درشبِ تار باقیدارامید « بیگزاد » 13/5/1393 شبیهِ شاخِ شمشاد آفریده که ازجنسِ پریزاد آفریده خدا درمزرعِ خورشید گویا؛ ترا چون سرو آزاد آفریده باقیدارامید « بیگزاد » 15/5/1393 پلنگِ چشمِ توفکرِ شکاراست لبانت رنگِ گلهای اناراست توباانگورلبهایت که باشی ... ِ انتهوراصلن چه کاراست باقیدارامید «بیگزاد» 21/5/1393 ادیبان را مگر سردفتری رفت زجمعِ شاعران شاعرتری رفت « سیمین » تک میدرخشید از میانِ همین منظومه ، امّا مشتری رفت باقیدارامید «بیگزاد» 29/5/1393 ... ادامه ...

در زلال شب *

شب ، آنچنان زلال ، که می شد ستاره چید !دستم به هر ستاره که می خواست می رسید !نه از فرازبام ،که از پای بوته هامی شد ترا درآینه ی هر ستاره دید !در بی کران دشت در نیمه های شبجز من که با خیال تو می گشتم جز من که در کنار تو ، می سوختم غریب !تنها ستاره بود که می سوخت.تنها نسیم بود که می گشت . " فریدون مشیری " * عنوان شعر متعلق به شاعر است. ... ادامه ...

تیم های ثبت شده

onlinj tony l0rca dantik touch sw rashness robber farsh1d shawn 7or gex phantom winston montana alive steven immortals aaa amirlsd zorvan murdrer mishel unlimited x y fs ashill evardor mip ali moored r.orton radar poya g3 stuntman korush dra.co atef alpha 5s tired neovo m0xi sp1der 13 k1ck mortal rado ninjoks mn frost rage sb faser ali.z madness hexen hg ... ادامه ...

....

من اینجا تخیلات خودم رو مینویسم ... هرچیزی که اینجا میخونین غیرواقعیه ... و فقط تو ذهن منه ... و چون درجاتی از دیوانگی دارم ، که ازش لذت میبرم ... دوست دارم همینجا بنویسم ... و نه توی یه دفتر خصوصی ... از تایپ توی این صفحه لذت میبرم ... بهش عادت ... از من چیزی نخواین که نمیتونم بهتون بدم ... انتظاری نداشته باشین چون آدم مهربان و دلسوزی نیستم ... من فقط یه ی هستم که اینجا مینویسه ... مز ف هم زیاد مینویسه ... پس نخونینشون ... اما اگه میخونین ... حرف هام رو باور نکنین ... امیدوار نشین ... چون فقط داستانن ... و توی ذهن من ... و لطفا راجع به این پست هیچ نظری ندین ... نظرات این پست بسته است ... توی پست های دیگه هم راجع بهش چیزی ننویسین ... ... ادامه ...

تو یک زنی...

✍ متنی فوق العاده از شادروان ... ... ناصر کاتوزیان " پدر علم حقوق ایران " تو یک زنی...زیبا باش!لباس خوب بپوش ! ورزش کن ! مواظب هیکل و اندامت باش !هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد!همیشه بوی عطر بده!مطالعه کن و آ گاهیتو بالا ببر.خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در یک خلوت دنج میهمان کن !برای خودت گاهی هدیه ای ب ... !وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری احساس سربلندی می کنىآنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد میکنییادت باشد ...."برای یک زن عزت نفس غوغا میکند" ... ادامه ...

نیستش

نیستش نمی دونم کجاست! چه می کنه!؟ ولی می دونم که ندارمش هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم نمی خواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم : هنوزم دوستت دارم. آخه تو حول و ولای پریشونیه و تورو نداشتن تو گیرو داره: ” ای بابا دله تو هیچ ، حال اون خوش ! ای بی مروت ! دیگه دلی می مونه ؟ که جوره دله کبوتر بتپه؟ که با شما از جونه زندگیش بگه ؟ بگه که هنوز زندس ؟اگه صدا صدای منه اگه نفس نفسه تو بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل دله بابایی دیگه دل نیس ، دیگه دل نمیشه نه دیگه این واسه ما دل نمیشهنیستش / دکلمه پرویز پرستویی ... ادامه ...

یعنی چه !

ناگهان برانداخته ای یعنی چهمست از خانه برون تاخته ای یعنی چهزلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه درساخته ای یعنی چهشاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چهنه سر زلف خود اول تو به دستم دادیبازم از پای درانداخته ای یعنی چهسخنت رمز دهان گفت و کمر سر میانو از میان تیغ به ما آخته ای یعنی چههر از مُهره مهر تو به نقشی مشغولعاقبت با همه کج باخته ای یعنی چهحافظا در دل تنگت چو فرود آمد یارخانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه" حافظ " ... ادامه ...

مستضعف فکری

سلام به نظر شما مدت زمانی که هر ایرانی صرف دیدن صفحه های مجازی در بستر نت اعم از موبایل تبلت و رایانه شخصی می کند را اگر به مطالعه مفید و رشد دهنده تغییر دهیم چه اتفاقی در جامعه مان می افتد ؟ راستی ! کشورهایی که خود مبتکر این فناوری ها هستند چند درصد مردمانشان گردن مبارک را مقابل یک صفحه ی 5 اینچی خم کرده اند ؟ . . ما اهالی کشورهای مستضعف ، بازی خوران خوبی هستیم چه در جنگ های سخت و چه نرم ! یا باید سلاح مستکبران را ب یم و همدیگر را بکشیم یا با جنگ نرم خود کشی کنیم ! . . استضعاف فکری بدتر از استضعاف اقتصادی است . ... ادامه ...

کفر و شکر (شعر )

کفر و شکر گفت : وقتی که رسیدی شور پایان می رسد گفتمش ، در روز موعود به لب جان می رسد گفت : آن لحظه بدیدی آتشت خامُش شود گفتمش ، مست نیم ، تا مغز من باهُش شود گفت : در روز وصال تو هستی و یک کوه کار گفتمش ، کارم شود بشنفتن دستور یار گفت : فرهادم همین گفت و همین خواند و برفت گفتمش ، دانی که پژواک نوای او نرفت ؟ گفت : عشق و عاشقی چون ریسه ... شده گفتمش ، هر آنکه بد نیت بکرد حیوان شده ! گفت : فکر نان باش بر صورتت پیری نشست گفتمش ، نان بدون عشق ستونم را ش ... ت گفت : بس کن ، باز باشد خدعه ات در پیش ما گفتمش از بخل ، ... خوانده ای درویش ها گفت : پس کو آن نگارین و جلال منزلت گفتمش ، بر خوان عشق است ، نداری در دلت گفت : حاضر بودن در هر جواب توجیه نیست گفتمش در بند اشعارم تب ترجیع نیست گفت : دانم که تو مجنون گشته ای ، ختمت به خیر گفتمش ، محدوده عقلم فراتر شد ز غیر گفت : عاشق شدن غیر از خدا کفر است کفر گفتمش ، حفظ چنین لطف و صفا شکر است شکر نعیم 94/1/16 ... ادامه ...

بهار اردیبهشت مبارک

اصلا نمیشه موزیک گوش نداد اونم بدون هندزفری ‏ اول اردیبهشتِ و هیچ با صدای الارم از خواب بیدار نمیشه باید توی تاریخ ثبت بشه به عنوان قشنگترین روز دنیا ... ادامه ...