brown convention center



دوران پیری

گفتم که رها شوم ، اگر پیر شوم از پای بیفتم و زمینگیر شوم چشمم نه ببیندو نه گوشم شنود از دیدن این جهان دگر سیر شوم ********** اما تو ببین که آ کار چه شد بر این تن خسته ام دگر بار چه شد آمد به سرم از آنچه میترسیدم خواهم بدهم شرح که انگار چه شد ********** عقل از سر من برفت و دیوانه شدم از خویش به خویش همچو بیگانه شدم در آینه چون نظر به خویش افکندم بینم نه منم شبیه افسانه شدم ********** موهای سفید و ، صورتی رفته زرنگ صدخط به رُخم ، چنان که برگشته ز جنگ برچشم نه نور و بر وجودم نه توان پیچیده به هم لهیده سرخورده به سنگ ********** اما دلکم گرم به مانند تنور میگرد مرا به عاشقیها مجبور از عشق گذشته بود اندر تب و تاب او داشت هوای روشنیها من کور ********** دیدم چوچنین به حال خود درماندم جای غم خود من غم دل را خوردم دل گفت"رسا" به کار تو میخندم عمریست که من بار ترا میبردم ********** #گیتی_رسائی ... ادامه ...

دوران پیری

گفتم که رها شوم ، اگر پیر شوم از پای بیفتم و زمینگیر شوم چشمم نه ببیندو نه گوشم شنود از دیدن این جهان دگر سیر شوم ********** اما تو ببین که آ کار چه شد بر این تن خسته ام دگر بار چه شد آمد به سرم از آنچه میترسیدم خواهم بدهم شرح که انگار چه شد ********** عقل از سر من برفت و دیوانه شدم از خویش به خویش همچو بیگانه شدم در آینه چون نظر به خویش افکندم بینم نه منم شبیه افسانه شدم ********** موهای سفید و ، صورتی رفته زرنگ صدخط به رُخم ، چنان که برگشته ز جنگ برچشم نه نور و بر وجودم نه توان پیچیده به هم لهیده سرخورده به سنگ ********** اما دلکم گرم به مانند تنور میگرد مرا به عاشقیها مجبور از عشق گذشته بود اندر تب و تاب او داشت هوای روشنیها من کور ********** دیدم چوچنین به حال خود درماندم جای غم خود من غم دل را خوردم دل گفت"رسا" به کار تو میخندم عمریست که من بار ترا میبردم ********** ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (48)

از یار جز یار نتوان خواست *** خوب حرف زدن کافی نیست حرف خوب زدن مهمّ است *** هر فکر می کند "عشق" چیزی جز همان "مسئولیت" است فکری به حال خودش د *** اسمش قلعۀ هزار اردک بو ی ما که بیبشتر از سه تا اردک توش ندیدیم *** - خیلی بدبینی! : چیکار کنم؟ نبینم؟ *** شتر؟ این روزها دیگه سواری هم ّا_ ّا نمیشه *** ریش باید حجاب باشد نه نقاب *** دختر چادری یا دختر چادر به سر ؟! *** انی لیاقت دریافت رمز حیات را دارند که دستکم زحمت جستجوی آن ار به خود داده باشند *** بیایید "دوگانگی سوز" باشیم *** در پستی گناه همین بس که لذّت ببری و نتوانی خدا را شکر کنی *** اگر ابوبکر پیر بود ابوقحافه پیرتر بود، و اگر علی(ع) جوان بود اسامه جوانتر بود. *** ... ادامه ...

غم زمانه

عمریست زمانه جز غم و درد سوغات برای ما نیاورد یگروز زعشق گرممان کرد با وعده ،وعید نرممان کرد چون دید خوشیم با دل خویش چون مار بزد به جانمان نیش چون سرد شدیم اندرین کار از را دگر بکرد آزار آورد برایمان ره آورد یک بارِ پر از غم و پر از درد از خوان کرم هرآنچه را داد صد درد بجای آن فرستاد زآنجا که به بازویش توان بود زد تیر هرآنچه در کمان بود یک یک همه را به جان نشان رفت فریاد از آن به آسمان رفت صد شاخه ز مرگ زد جوانه این بود " رسا" غم زمانه #گیتی_رسائی ... ادامه ...

گرفتی اختیار دل ز دستم

دلت خوش، گرچه ما را میفریبی به درد بی دوای ما طبیبی شدی آتش بسوزانی دلم را به باد غم دهی خا ترم را دهی امید و عقلم را ربائی بری در باغ سبز و کهربائی به ذهن تشنه کوثر را نشانی زبان بازی کنی تا میتوانی گرفتی اختیار دل ز دستم چنان کردی که من از خود گسستم چو دستاویز گشتم، شاد گشتی به قصد ضربه ی آ نشستی ولی ای بی خدا ، ما را خدا بود برای دردمندان او دوا بود به یک دانه اسیر دام گشتی درین دادو ستد ناکام گشتی ندانستی "رسا" دارد خدا را رها هرگز نکرد او مبتلا را #گیتی_رسائی ... ادامه ...

آئینه خوانی

خی باز می گردد جوانی؟ همان شور و همان یاران جانی؟ بیا با تو بگویم ، با تو این راز نیاید آنچه رفته پیش ما باز برو در آینه بر خود نظر کن اگر بودی همان ما را خبر کن زمان آرام سوزاند پرت را به طوفان بسپرد خا ترت را درین سوداگری بازنده ای تو مشو غره به خود تابنده ای تو جوانی رفته فکر عاقبت باش وگرنه ، حرف آ باشدت، کاش بجای عشق در دل بین چه غوغاست که امروزت همان دیروز فرداست نشانی از جوانی نیست پیدا ابه مانده از آن کاخ بر جا "رسا" دل کنده از این زندگانی شده در آئینه خوانی #گیتی_رسائی ... ادامه ...

کجائی تو کجا؟

یارب تو نظر به اطراف ، نه دور ما غرق سیاهی و ، توئی عالم نور دلریش شدیم ازینهمه درد و بلا آگاه تو نیستی؟ کجائی تو؟ کجا؟ از ناله ی مادران دلم آب شده صد برده اسیر دست ارباب شده از تشنگی و گشنگی و زور و ستم نه دادرسی و مرهمی در عالم ای کاش ندانی به چه حالی هستم بش ته دلم مانده به روی دستم گرشکوه کنم به ناسپاسی محکوم تگفیر کنی مرا و ، گردم معدوم دانم که ازین ناله به جائی نرسم میسوزم و نیست بر ی دسترسم ای کاش بدانی، نکند بی خبری؟ گفر است بگویم ، که بیا کن گذری آنگاه خودت ببین چه م کردی مرهم نشود دلی که نشتر کردی آمد به لب "رسا" همه درد دلش اشکال تمام بوده در آب و گِلَش #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نمی دانستیم

سوختن قسمت ما بود نمی دانستیم سهم ما درد و بلا بود نمی دانستیم حال بیهوده به ما وعده ی بسیار دهند چشم امید به دیدار خدا بود . نمی دانستیم هرگه را بود هوس سوختن ما نگرد جای شلاق ِ جفا بر تن مابود نمی دانستیم داوری نیست برای دل محنت کش ما از برای دل ما درد دوا بود نمیدانستیم هرنفس حسرت یک لحظه ی خوب بود هوس این جهان بحر جفا بود نمی دانستیم دیده بستیم و سپردیم تن و جان به قضا اینهمه درد به یکجا به کجا بود نمی دانستیم این زمان بهر دل ما بخوشی سکه مزن درد ما همچو "رسا" بود نمی دانستیم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

ناله به جائی نرس

یارب تو نظر به اطراف ، نه دور ما غرق سیاهی و ، توئی عالم نور دلریش شدیم زینهمه درد و بلا آگاه تو نیستی؟ کجائی تو؟ کجا؟ از ناله ی مادران دلم آب شده صد برده اسیر دست ارباب شده از تشنگی و گشنگی و زور و ستم نه دادرسی و مرهمی در عالم ای کاش ندانی به چه حالی هستم بش ته دلم مانده به روی دستم گرشکوه کنم به ناسپاسی محکوم تگفیر کنی مرا و ، گردم معدوم دانم که ازین ناله به جائی نرسم میسوزم و نیست بر ی دسترسم ای کاش بدانی، نکند بی خبری؟ گفر است بگویم ، که بیا کن گذری آنگاه خودت ببین چه م کردی مرهم نشود دلی که نشتر کردی آمد به لب "رسا" همه درد دلش اشکال تمام بوده در آب و گِلَش #گیتی_رسائی ... ادامه ...

خدا نخواست

دستم نمیرسد که گره وا کنم ز خلق جان آمدست از ته قلبم به توی حلق گویا مصیبت است و غم و درد و نیستی صاحب ندارداین جهان که بپرسد تو کیستی؟ چون بردگان اسیر و ندانیم اوکجاست ناکام چون شویم ،بگویند او نخواست برما مگیر ده که مارا جهان ش ت در گل ستان ِ غمزده هرگز گلی نَرَست آ چه خلقتست که تبعیض قائل است؟ اینست حال ما ز چه گویند عادل است ؟ هر که بیشتر به جهان ماندگار شد درد و غمش ز یک ،بخدا گو هزار شد هر آنکه نامده ، برود ، پر سعادتست شکری به عمر نیست سراسراسارت است ما دیده ایم زیر و بم این زمانه را ماخوانده ایم هرچه تو گوئی ترانه را درد "رسا" نه یک که هزاز از هزارهاست در دیده اش ز درد عزیزان غبارهاست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

خدا نخواست

دستم نمیرسد که گره وا کنم ز خلق جان آمدست از ته قلبم به توی حلق گویا مصیبت است و غم و درد و نیستی صاحب ندار این جهان که بپرسد تو کیستی؟ چون بردگان اسیر و ندانم خدا کجاست ناکام گشته ایم و بگویند خدا نخواست برما مگیر ده که مارا جهان ش ت در گل ستان ِ غمزده هرگز گلی نَرَست پس این چه خلقتست که تبعیض قائل است؟ اینست آن خدا که بگویند عادل است ؟ هر که بیشتر به جهان ماندگار شد درد و غمش ز یک بخدا در هزار شد هر آنکه نامده ، برود ، پر سعادتست بودن در این جهان نه زلطف و کرامت است ما دیدهامی زیر و بم این زمانه را ماخوانده ایم هرچه تو گوئی ترانه را درد "رسا" نه یک که هزاز از هزارهاست درد دیده اش ز درد عزیزان غبارهاست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

ندارم شکایتی

ما را ش ته ای و نداری عنایتی این سرنوشت ماست ، ندارم شکایتی روز ازل که قصه ی ما را نوشته اند قاضی نبود تا د خوش قضاوتی اندر مسیر باد سرشتند خاک ما طوفان گرفت و برد اگر بود لذتی دیگر چه سود؟ ازکه بنالم؟ چه حاصلی؟ ما را نبود یک سرسوزن فراغتی حالا که مرده در تن ما آرزو و عشق از ما نکرد داور دوران حمایتی گفتی " رسا" گذشته زمن .دیگر بریده ام بس همچو ماست در دل دنیا روایتی #گیتی_رسائی ... ادامه ...

قرغه ی شانس

بردم گله به پیش خداوند آسمان گفتا مکن شکایت ازین روزگار دون در گردش است لیک بترسم از آنزمان اقتد به نام تو که تو در خاک ه ای #گیتی_رسائی ... ادامه ...

قرعه ی شانس

بردم گله به پیش خداوند آسمان گفتا مکن شکایت ازین روزگار دون در گردش است لیک بترسم از آنزمان اقتد به نام تو که تو در خاک ه ای #گیتی_رسائی ... ادامه ...

دل سپردن خطاست

سپید و سیاه و سیاه و سفید ی روی خوش در زمانه ندید به هرجا نظر میکنی حسرت است زآتش بجزدود ناید پدید شده این جهان جای نامردمان خوش آن که عزلت تواند گزید دلم پر ز سوز است ازآن و ازین حماری شدم بار باید کشید چه حاصل ز نالیدن از بیش و کم درون ِ خودِ خویش باید خزید ندیدم به دوران دلی شادمان فروشنده ی مهر. غم می ید "رسا" دلسپردن به دنیا خطاست چو پروانه از پیله باید پرید #گیتی_رسائی ... ادامه ...

امروز

امروز دیدم در گذر از کوچه ی هر روزه ام لیلای دیروز دلم آتش گفت این جان من از من گذشت جانان من ای کاش باشد در دلش یک منزل بی درد و غم آن چشم مست و دلبرشهرگز نبیند اشک غم...آرش ... ادامه ...

طالع من

شب تا به ســـــحر دیده به در دوخته ام چون شمع شب افروز به سر افروخته ام در طــــــــــــــالع من نبـــــــود ایام به کام چون مرغـــــــــــک بینوای پر سوختـــه ام #گیتی_رسائی ... ادامه ...

سزای دل

من با خیال روی تو عمریست دلخوشم خود را برای لحظه ی دیدار میکشم بر من مگیر ده .که از جنس شیشه ام بودی ، ولی نبود ، بجز درد پیشه ام آمد خبر که از من و ازما بریده ای از بام ما به بام رقیبان پریده ای ما را وفا کشیده به زندان عاشقی اما شنیده ایم که از ما تو فارعی اینست سزای هرکه شود آشنای دل با یک نگاه ، خویش کند مبتلای دل هر که سوخت "رسا" درسرای دل دریای اشک باید و باشد سزای دل #گیتی_رسائی ... ادامه ...

سزای دل

من با خیال روی تو عمریست دلخوشم خود را برای لحظه ی دیدار میکشم بر من مگیر ده .که از جنس شیشه ام بودی ، ولی نبود ، بجز درد پیشه ام آمد خبر که از من و ازما بریده ای از بام ما به بام رقیبان پریده ای ما را وفا کشیده به زندان عاشقی اما شنیده ایم که از ما تو فارعی اینست سزای هرکه شود آشنای دل با یک نگاه خویش کند مبتلای دل هر که سوخت "رسا" درسرای دل دریای اشک باید و باشد سزای دل #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نادمم

کاش جای دل سپردن آن زمان می ربودم دل ز دستت ناگهان نادمم اکنون و ناچار و خموش نیست دیگر بر مرادم این جهان #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (47)

شناخت خدا امکان پذیر نیستشناخت خ امکان پذیر است *** آنانکه می خواهند نمی دانند و آنانکه می دانند نمی خواهند *** من همان روز که خبر افتتاح موزۀ دفاع مقدّس را شنیدم دانستم که دفاع مقدّس را به موزه می برند *** حقّ و باطل گاهی عجیب به هم می آمیزد امّا زمان فاروق است *** همۀ تهدیدها قابل تحدیدند در: تحدید *** میگن: حالا اگه دوتا مو بیرون بمونه چی میشه؟ میگم: اگه بیرون نمونه چی میشه؟ *** روشنفکر یا متحجّر باکلاس؟! *** محکوم نمی کنیم خنثی می کنیم *** - هنوز مستقل نشدی؟ : نه، فعلاً مستقلّم. *** زیباترین نوشته ای که بالای یک کامیون دیدم: می درخشد نام علی *** ... ادامه ...

بی عشق بودن

بیا، نامهربانی نیست کارت نبوده از سیاهی در تبارت تو با این کارها بیگانه هستی تو با مهرو وفا همخانه هستی توئی یار ِ ان دلش ته انیس و مونس جانهای خسته چرا بازی کنی با قلب ریشم؟ توئی که گشته ای ایمان و کیشم ب بسکه نازت را کشیدم بجای شهد ، زهرت را چشیدم دگرطاقت ندارم ، خسته گشتم عق بال و پر بش ته هستم کجائی تا ببینی حال و روزم؟ درین آتش چو شمع ِ شب فروزم "رسا" را نیست دیگر عشق بودن نبودن بهتر از بی عشق بودن #گیتی_رسائی ... ادامه ...

بی عشق بودن

بیا، نامهربانی نیست کارت نبوده از سیاهی در تبارت تو با این کارها بیگانه هستی تو با مهرو وفا همخانه هستی توئی یا ان دلش ته انیس و مونس یاران خسته چرا بازی کنی با قلب ریشم؟ توئی که گشته ای ایمان و کیشم ب بسکه نازت را کشیدم بجای شهد ، زهرت را چشیدم دگرطاقت ندارم ، خسته گشتم عق بال و پر بش ته هستم کجائی تا ببینی حال و روزم؟ درین آتش چو شمع ِ شب فروزم "رسا" را نیست دیگر عشق بودن نبودن بهتر از بی عشق بودن #گیتی_رسائی ... ادامه ...

ید و فروش

یدن چه آسانست و فروختن چه سخت هم می گویند بخز ، نفروش ولی نمیدانم چرا وقتی ی خودش را میفروشد همه یدارند؟ #گیتی_رسائی ... ادامه ...

هوائی و زمینی

آن که زمینیست ، خداوند زمین است وان که هوائیست ، بگوید که همین است عشاق، خداوند زمینند و زمانند بس درد به جان برده و بی نام و نشانند دیوانه و مستند و غزلخوان و رهایند آلوده ی دردند و بهر درد دوایند یک لحظه ندارند به دل راحت و آرام هرگز ننهند بر سر راه دگری دام چون و سنبل به زمین جای گرفتند گویا گلشان را ز گل و نور سرشتند حسرت ببرد هرکه چنین نیست زمینی بگذر تو ز خود تا غم دیوانه ببینی گویند به ما اینگه ، چانی و چنینی ای کاش "رسا " بود هوائی نه زمینی #گیتی_رسائی ... ادامه ...

کاش میشد

گاش میشد به شانه هایت تکیه کنم ببوسمت و برای همیشه ترکت کنم و تا عمر دارم این خاطره را زندگی کنم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (46)

یکی به این محمّد اصفهانی بگه:آقای ! کدوم حرفتو باور کنیم؟یه بار میگی:باور نکن تنهاییت را...یه بار هم میگی:باور کن، باور کن، تنها م دلا... ! *** شاکی: تو میخوای خودت رو مطرح کنی، متّهم: ع ش صادقتره! *** ما اهل کوفه نیستیم اهل کوفه ما هستیم *** تا نباشد چیزکی "مردم" نگویند چیزها امّا دیوان بگویند خیلی چیزها *** هر هرچه پشت سر من بگوید دروغ است ولو تعریف کرده باشد *** عظمت در حبّ ریاست نیست عظمت در حبّ نقی(ع) است *** تی می تواند جوانان را باور کند که ابتدا خود را باور داشته باشد *** از دفترچۀ خاطرات یک پسر دانشجو: امروز مسواک زدم *** - مگه گربه ای ته ظرف رو لیس میزنی؟ : مگه از گربه کمترم؟ *** شریفی نیا دید اینجوری نمیشه رفت نقش فتحعلی شاه رو بازی کرد که 700 تا زن داشت *** «ترامپیسم ایرانی در کمین » عجب! نمردیم و تشبیه رییس جمهور ایران به زنهای یی را هم دیدیم *** ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (50)

"همه چی درسته" یعنی: همه چی غلطه *** خانمها مقدّم اند آقایون مقدّم ترند! *** سبیل جلیلی: لبخند مونالیزا *** فایدۀ آهنگ پیشواز اینه که: اگه نخواستی تماس ... ی رو پاسخ بدی، ناراحت نشه *** عینک آفت ... با عینک دودی فرق دارد دود مال آتش است *** - گ ... ار بهتر است یا یوزارسیف؟ : هیچکدام، حسام نوباب صفوی. *** نقطۀ اوج توقّف فوّاره نقطۀ سقوط آن است فوّاره چون بلند شود از حرکت باز ایستد سرنگون شود *** اگر همیشه در حرکت باشم هروقت بمیرم، در اوج مرده ام *** وقتی تمدیدش اعتبار اجرایی ندارد خودش چه اعتباری داشت؟ *** ... ادامه ...

فصل تو باشد بهار

چو دیدم رنگ گلگونت دلم میسوخت بر حالم فصل تو باشد بهار و شهر ما باشد خزان؟ این تفاوت نیست . این فرقست آری از زمین تا آسمان #گیتی_رسائی ... ادامه ...

خود باخته

شد خانه من ، خانه قول و غزل تو شد من ، سوخته از نقل تر تو گردی تو نظر برمن و ، خود باخته گشتم شد حسرت من بودن یک لحظه برتو #گیتی_رسائی ... ادامه ...

بغض پنهان

نگاهت میکنم هر بار پشت بغض پنهانم شبیه کشوری هستم که از بنیاد ویرانم ابهت داشتم روزی ولی اکنون زمین گیرم که بی تو تخت جمشیدی بدون شور میمانم همیشه در خیالاتم کنارت قهوه مینوشم برایت منزوی، قیصر، کمی سهراب میخوانم ظرافت های اندام تو را معماری شعرم چنان زیبا به نقش آورده که خود نیز حیرانم مرا در شعرهایش خواجه ی شیراز هم خوانده شدم آن یوسفی که باز برگشتم به کنعانم مخواه از من که برگردم، برایت عشق آوردم بیا آغوش را واکن که از رفتن گریزانم محمدصادق ی فر ... ادامه ...

قرعه ی مرگ

هوسی نیست که پابند جهانم د مرده ام پیشتراز آنکه مرا مرگ نهانم د رنج مردن نبود بیشتر از زیستنم گرچه دانم کَمَکی عشق جوانم د آتشی هست درونم که مرا می شکند گردهان باز کنم ، غرق گناهم د همچو آئینه ی بش ته درون خویشم دردِ سختیست مرا دشمن جانم د هرنفس، درد فرو میرود و می آید کاش میشد که به یکباره تمامم د آسمان تو"رسا" ابری وگه طوفانیست قرعه ی مرگ کجا هست به نامم د #گیتی_رسائی ... ادامه ...

فصل تو باشد بهار

چو دیدم رنگ گلگونت دلم میسوخت بر حالم فصل تو باشد بهار و شهر ما باشد خزان؟ این تفاوت نیست . این فرقست آری از زمین تا آسمان ... ادامه ...

هوا چه سرد است

سرما زده ام هوا چه گرم است از عشق خبر نبود اینجا خوش آنکه دلش به مهر گرم است امروز هوا چقدر سرد است #گیتی_رسائی ... ادامه ...

عَزیزٌ عَلَىَّ ...

وَ رَوْعَتِی لایُسَکِّنُهَا إِلا أَمَانُکَ.. این روز ها؛ منِ روز ها را به شب رساننده، منِ ... صبح ها را ده در میان خوانده.. منِ هر صبح وعده ی قبل از ظهر باشگاه رفتن را شکننده، منِ اضطراب نشستن پشت شیشه ی بی شکافِ تنها صفحه ی ارتباط با کوی ... ِ مرگ زده، منِ یک ساعتی کار و بعد بی ت ... ِ با قلموی محوی، محو ناشیانه ای شده. این روز ها؛ منِ مثلا مامانِ خانه از صبح تا ظهر و از ظهر تا شب ها، منِ ... شیدن به :«چه باید پخت؟» منِ ناآشنا با جای وسایل آشپزخانه بعد از این چهارسالِ شبیه قرن؛ دوری، منِ غذای روی گاز و خیالِ چون «عمو ... گ»، بالا و پایین پریده! الّا در کنج و زاویه های غذای اندک «برشته» تر شده یا اندک «آب دار» تر شده.. این روز ها؛ منِ هر روز باشگاه رونده، منِ روی تردمیل، با ریتم تند و کوبنده ی آهنگ، اشک ریزنده.. منِ وقت دراز نشست، ذهنم را روی چیزی که قصد کرده ام بنویسم؛ پراکنده، .. منِ هر شب خسته و متلاشی تر، برای جبران تماس های از دست رفته ی «زهرا.ع» منِ انبوه کاری که وعده داده ام تا ... شب تحویل بدهم، منِ پای تی وی نشیننده!!! من روز ها را به شب ، فقط "رساننده" من سخت در خود پیچیده شده، این روزها؛ «منِ شاکی شده از م ... ادامه ...

کمی انگیزه لازم است

میلتون ، با وجود اینکه ن نا بود ، می نوشت بتهوون ، در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت هلن کلر ، در حالی که ن نا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد! رنوار ، در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود ، نقاشی می کرد مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش ، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند!آدم ها علیرغم ن نایی ، ناشنوایی ، معلولیت ، پیری ، فقر ، کم سنی ، مشقت یا بی سوادی بر سختی ها غلبه می کنند ، از همه پیشی می گیرند ، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند . شما هم شک نکنید می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید به انی که تلگرام دارن شدیدا پیشنهاد میکنم این کانال پر از انگیزه را دنبال کنن [email protected] ... ادامه ...

دست بی نمک

به دردم آشنا را ندیدم بَتَر از شمع باید بر فروزم نمک بر دست من رنگی ندارد قبائی با می و ساغر بدوزم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

چه دیر بود

دیدم دیدم که عاشقانه به من میکنی نگاه اما چه دیر بود نگاهت چه دیر آه...... #گیتی_رسائی ... ادامه ...

ضرب المثل

شنیدم دست از یاری کشیدی میان عاشقان من را ندیدی خیالم دل به دل ره دارد اما تو این ضرب المثلها را شنیدی #گیتی_رسائی ... ادامه ...

ضرب المثل

شنیدم دست از یاری کشیدی میان عاشقان من را ندیدی خیالم دل به دل ره دارد اما تو این ضرب المثلها را شنیدی؟ #گیتی_رسائی ... ادامه ...

یک بام و دو هوا

یک بام خدایا دو هوا مصلحتت چیست؟ گفتند که در بارگهت جور و جفا نیست مائیم همه درد و سراسز تن بیمار اما به دلش ذره ایاز رحم خدا نیست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

یک بام و دو هوا

یک بام خدایا دو هوا مصلحتت چیست؟ گفتند که در بارگهت جور و جفا نیست مائیم همه درد و سراسز تن بیمار اما به دلش ذره ای از رحم خدا نیست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نگاه غمین

نگاه من به تو بود و ز آسمان گله ام زِ شرمِ آن نگه ازسر برفت حوضله ام سکوت کردی و خواندم از آن نگاه غمین نگشته ای تو زمن دور با تمام فاصله ام #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (64)

از حسّاسیت برانگیزترین جملات مادرانمان در کودکی: سو یوخ، چای! *** فردوسی با رستم آن کرد که زرتشت(ع) با مزدا *** وقتی غذا در گلویمان گیر کرد آب می خوریم، وقتی آب در گلویمان پرید چه بخوریم؟! *** سعدی هم در برابر حافظ ابوذر است در برابر سلمان *** گاهی آتش خوردن از آب خوردن هم راحت تر است *** خطر جدّی با خطر فراگیر فرق دارد گاهی خطر ممکن است جدّی باشد ولی فراگیر نباشد و گاهی برع *** اگر قومی به نام فارس وجود ندارد، پس پارس ها که در تاریخ آمده کیانند؟! *** مانع اصلی ازدواج جوانان نداری نیست "مانور تجمّل" است *** به دوستان هیئتی گفتم که: من هنوز "مشد" امید هستم برای "کلب" شدن لیاقت لازم است. *** عرضه کنندگان پوشاک توجّه داشته باشند: بو قره او بیری قره لره بنزمز بو قره حسین(ع) قره سیدی. *** ... ادامه ...

دل پیر

راهم نمی دهند چو پیرم به محفلی گویا که نیست در کف پیران دگر دلی هرخط که اوفتاده به رخ شرح عاشقیست می خواند این خطوط اگر هست عاقلی #گیتی_رسائی ... ادامه ...

دست بی نمک

به دردم آشنا را ندیدم بَتَر از شمع باید بر فروزم نمک بر دست من رنگی ندارد قبائی با می و ساغر بدوزم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

درد بی درمان

این دردِ به ه ام پنهانیست گویا که دل ش ته ام قربانیست گفتند ندارد این جهان پایانی پس بودن ما چو درد بی درمانیست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

درد بی درمان

این دردِ به ه ام پنهانیست گویا که دل ش ته ام قربانیست گفتند ندارد این جهان پایانی پس بودن ما چه درد بی درمانیست #گیتی_رسائی ... ادامه ...

عاشق دیوانه

از هُرم نفسهای مــــــن زار خـــــراب انگور شود به لحظه انبار شـــــــراب آتش بزنم جهان کنــــــــــم ویرانه آن به که شود دیده ی خونبار سراب #گیتی_رسائی ... ادامه ...

داد مزن

بیهوده مزن داد ، فلک گوش ندارد خود را مکن آلوده ، که آغوش ندارد او داند و درمانده و وامانده درین راه جامش ز برای ، نوش ندارد #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی (61)

واقعی همان ناب محمدی(ص) است هر پسوند دیگری غیر از این بگیرد ی است حتی رحمانی *** سخنان جلیلی آجیل تمام مغز است *** عربی در برابر فارسی چون عقل است در برابر عشق *** بهترین راه مقابله با گرمای تابستان این است که: بهش اهمیت ندی! *** - پسری که چشمش دنبال تیپ و زیبایی دختر باشه مرد زندگی نیست. : دختری که چشمش دنبال مسکن و اتومبیل پسر باشه چطور؟ زن زندگی هست ؟! *** - من در مدت ه نی با تو به نتیجه رسیدم که سادیسم داری! : پس تو که میدونی من سادیسم دارم، خودت مازوخیسم داری که پیش من میشینی ؟! *** - شعر شما نو نیست. : نوی شما شعر نیست ! *** با واردات کالاهای بنجل به چین باج دادیم تا با مخالفت کند با توتال به قطر باج دادیم تا با عربستان مخالفت کند و البته این میان روسیه دوست تاریخی ماست. *** ... ادامه ...

دست بی نمک

به دردم آشنا را ندیدم بَتَر از شمع در جمعی غریبم نمک در دست من رنگی ندارد هنرمندم که خود را می فریبم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی (61)

واقعی همان ناب محمّدی(ص) است هر پسوند دیگری غیر از این بگیرد ی است حتّی رحمانی *** سخنان جلیلی آجیل تمام مغز است *** عربی در برابر فارسی چون عقل است در برابر عشق *** بهترین راه مقابله با گرمای تابستان این است که: بهش اهمّیت ندی! *** - پسری که چشمش دنبال تیپ و زیبایی دختر باشه مرد زندگی نیست. : دختری که چشمش دنبال مسکن و اتومبیل پسر باشه چطور؟ زن زندگی هست ؟! *** - من در مدت ه نی با تو به نتیجه رسیدم که سادیسم داری! : پس تو که میدونی من سادیسم دارم، خودت مازوخیسم داری که پیش من میشینی ؟! *** - شعر شما نو نیست. : نوی شما شعر نیست ! *** با واردات کالاهای بنجل به چین باج دادیم تا با مخالفت کند با توتال به قطر باج دادیم تا با عربستان مخالفت کند و البتّه این میان روسیه دوست تاریخی ماست. *** ... ادامه ...

مسوزانش

ش ته را که ش تی، دگر مسوزانش به آتشش که نش ، دگر مجوشانش هزار مرتبه گفتی که مردمی باید زدرد جام پرش را دگر منوشانش #گیتی_رسائی ... ادامه ...

عشق

عشق چو شهد است وقت دل بستن ولی به وقت جدائی چو زهر خونین است #گیتی_رسائی ... ادامه ...

داستان دل

دل درون پنهاست و رازش بر ملا وای اگر چون دیده میشد داستانش را بدید #گیتی_رسائی ... ادامه ...

مست الست

مرا عشق ساقی به مستی کشانده گه و گاه بالاو پستی کشانده به یک جام مست اَلستم نموده به جامی دگر ترک هستی کشانده #گیتی_رسائی ... ادامه ...

خویشتن داری

چون بلا ، صد درد بر جانم نشست همچو تیری شد ، پرو بالم ش ت خویشتن داری خیال خام شد کو امیدی؟ کی توان زین دام جست؟ #گیتی_رسائی ... ادامه ...

عاشق دیوانه

از هُرم نفسهای من زار اب انگور شود به لحظه انبار آتش بزنم جهان کنم ویرانه آن به که رودعاشق دیوانه به خواب #گیتی_رسائی ... ادامه ...

لبریز شدم

لبریز شدم ز درد و پوسید تنم صد زخم بمانده از غمت بر بدنم با این تن بی توان کشم بارگران با خویشتن ِ خویش فقط در سخنم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

بغض

وقت رفتن کاش میدیدی که بغض خویش را با چه ی زچشمان تو پنهان کرده ام #گیتی_رسائی ... ادامه ...

میانجی

سلامم را رسان یارب به دلدار بگو از او به دل کینه ندارم بیا پا در میانی کن تو این بار که غیر از تو میانجی من ندارم #گیتی_رسائی ... ادامه ...

رنجیده خاطر

چرا رنجیده خاطر باشم از تو؟ که چون جانی ، جهانی دارم از تو هوایت گر نباشد نیستم من کجا گفتم طلبکارم من از تو؟ #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (76)

نه فقط در یاسوج در همه جای کشور بطری نوشابه را با لودر باز می کنند *** میپرسن: پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بود؟! شما بگو: اسم خود پسر شجاع معلوم بود چیه؟! *** اینکه میگن "نسخه های خطّی"، یعنی بقیۀ نسخه ها تصویری اند؟! *** فرقی نمی کند معراج (ص) در چه تاریخی رخ داده است، هر زمان دیگری نیز می رفت همین ماجراهای متنوّع پیش می آمد. *** هرگاه دو صفت متضاد به صورت افراط و تفریط در یک نفر ظاهر شود یکی از آنها کاذب است *** انی که مدّعی اند: بشر ابتدا دوران حاکمیّت اسطوره، سپس دین را از سر می گذراند، سپس به دوران علم می رسد، می توانند بگویند: ظهور آغاز دوران دین بود یا پایان آن؟؟ *** هر شهیدی را که راهش را ادامه ندهیم یعنی به کشته شدنش راضی بودیم *** انقلابمان را مفت به دست نیاوردیم که به دست مفت خوران بدهیم *** ما ترک هستیم ترک ما نیستیم. *** ... ادامه ...

دل ندهم

شاید که جهان دیگری هم باشد بهر دل تنگ همدمی هم باشد آن روز دگر به هر ی دل ندهم حتی اگر عاشقی دمی هم باشد #گیتی_رسائی ... ادامه ...

شقایق

شقایق رو نهاد اندر بیابان چو روی سرخ ما را از حسد دید نمی دانست خون برچهره داریم وگرنه حال ما را کی پسندید؟ #گیتی_رسائی ... ادامه ...

گشتم

گفتی که صبور باش اما گر غوره بُدَم گشتم اما....... #گیتی_رسائی ... ادامه ...

نکته ها هست بسی.... (75)

بدیهیّات هر وقت بخواهند تعریف شوند مقداری از حقّ مطلبشان ضایع می شود *** از واقعیت های تاریک به حقیقت روشن پناه می برم *** می گفت: درس تنظیم خانواده 20 شدم، با چه رویی نمراتمو به پدر_مادرم نشون بدم؟! می گویم: حراست ما چند سال پشت سر هم در سطح های کشور اوّل شده... . حال خودتون چطوره؟ *** نظر کارشناسانه: وقتی مردم به ید کالای ایرانی رغبت نشان دادند، تولیدکنندگان می توانند با تولید کالاهای بی کیفیت که زود به زود اب و تعویض شود موجب رونق اقتصادی کشور شوند !! *** توجّه کنید: بتی که در ادبیبات عاشقانۀ ما آمده بت هندی است نه بت عربی *** وقتی قرآن دربارۀ یهود می فرماید: «یسئلونک "عن" ذی القرنین....» یعنی ذوالقرنین ی بوده که در میان اعراب -حدّاقل یهودیانشان- با همین نام شناخته شده و اسم موهومی نبوده است. *** تصویر ارائه شده از خدای متعال در تورات کنونی با بیشتر سنخیّت دارد و چهرۀ پردازش شده از حضرت عبّاس(ع) در رستاخیز با یزید. *** پیشنهادی هم برای رسیدن به تعادل: پسران قبل از ازدواج تا می توانند چاق شوند و دختران تا می توانند لاغر، بعد از آن خودبخود همه چیز حل می شود. (موفّق باشید) *** ... ادامه ...

آتش بزنم به من ماه

گر نیمه شبی ز دل کشم آه آتش بزنم به من ماه خورشید طلوع کی نماید؟ از آتش من بسوزد آنگاه #گیتی_رسائی ... ادامه ...

جان به سر

بهر بهانه خی مرا ز خویش بدر کرد بیا بیا که ببینی چگونه جان به سرم من #گیتی_رسائی ... ادامه ...