apple s wwdc returns to san jose june 4



operational research: io 2013 - xvi congress of apdio, bragança, portugal, june 3-5, 2013

operational research: io 2013 - xvi congress of apdio, bragança, portugal, june 3-5, 2013joão paulo almeida, josé fernando oliveira, alberto adrego pinto (eds.) ...دریافت فایل ... ادامه ...

زاغک

زاغکی قالب پنیری دید از همان پاستوریزه های سفید! پس به دندان گرفت و پر وا کرد روی شاخ چنار مأوا کرد اتفاقا ازان محل روباه می گذشت و شد از پنیر آگاه گفت: اینجا شده فشن تی وی چه ویوئی! چه پرسپکتیوی! م ... ی در تناسب اندام کشته تیپ توست خاص و عوام! دارم ام پی تریّ ِ آوازت شا ... ار شبیه اعجازت ولی اینها کفاف ما ندهد لطف اجرای زنده را ندهد ای به آواز ... در دنیا یک دهن میهمان ... ما را! زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر آن همه حیله کرد بی تاثیر گفت کوتاه کن سخن لطفا پاس ... کلاس دوم من ... ادامه ...

زن ذلیل

گشته اسباب غرور و دلخوشی یک زن لاغر سیاه و کشمشی با قدی چون نردبانی بر چنار کی توانم راه رفتن در کنار دستها چون بیل و ناخن دسته بیل در تنم خنجر کند چون سیخ و میل موی سر کم پشت و صورت پر ز مو ماه پر لک گشته این سیمینه رو چون ببینی خنده هایش پر کشی یک به یک دندان زرد و سیم کشی با دماغی تیز و باریک و بلند چهره اش کرده فریبا و لوند چشم و ابرو در هم و مخموره حال ریز چون بادام خشک و زرد کال کی زبان آید به کامش در سکوت میزند مغزم دگر زن ... و سوت مادری دارد چو رستم پهلوان نعره اش لرزد تن شیر ژیان هفته ای ده شب بیاید خواهرش پر کند از مرغ و ماهی هیکلش گشته ام پیر و زمین ... ر و علیل هست تیره روزگار زن زلیل ... ادامه ...

مرغ

مرغ آهنگ ج ... ساز کرد ناگهان از سفره ام پرواز کرد از فراقش قلب بشقابم ش ... ت قاشق و چنگال من در غم نشست مرغکم رفتی تو از پیشم چرا کردی از پیش خودت کیشم چرا من به تو خیلی ارادت داشتم ... و نشری با کبابت داشتم خاطراتت مانده در کنج اجاق سوخت قلب دیگ تفلون از فراق ران و بال و ... ات یادش بخیر قلب چون آیینه ات یادش بخیر با سس قرمز چه زیبا می شدی خوب و دلچسب و دلارا می شدی ای فدای ژامبون رن ... ن تو سوپ های داغ و آن ته چین تو ناز کم کن پیش ماها هم بیا لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا دستمان از گوشت دور است ای نگار پس تو دیگر اشکمان را در نیار زند ... بی تو جهنم می شود سکته ،اسبابش فراهم می شود ای فدای قُد قُدایت باز گرد این دل و جانم فدایت باز گرد بی تو باور کن که مردن بهتر است از جهان تشریف بردن بهتر است تاز ... از دیگران دل می بری هرکه بامش بیش ،با او می پری در نبودِ هیکل زیبای تو دلخوشم با سنگدان و پای تو پس چه شد آن بال های خوشگلت لک زده است این دل برای شنسلت ذهن یخچالم پُر است از یاد تو بازگرد ای خوشگل تو دلبرو ... ادامه ...

این شب امتحان من چرا سحر نمی شود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟ مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود ... به افراط زدم ، ... ج شدم قاط زدم قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان دوره آ ... ا ... مان ، درس ثمر نمیشود مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه به زور جبر و هندسه ، ... بشر نمیشود مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود هر چه ب ... برای او ، خشم و غصب سزای او چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود ... ادامه ...

عید نوروز

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد عید می آید و اجناس گران خواهد شد قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد و سرا پای وجودم نگران خواهد شد می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد می رسد مرحله ی سخت و نفس ... ر ... ید نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد یک الف آدم و یک عائله آنهم پر ... ج وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد پول را با علف ... س یکی می دانند فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو کامران از پی او تیز دوان خواهد شد که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت آسمان دور سرم پُر دَوَران خواهد شد مغز گردو شده مانند طلا مثقالی مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد ... ادامه ...

نقش مکمل؛ بنده خدا...

سیمرغ پریده است نقش مکمل مرد بندۀ خداست؛ راستی دلار چند شده است؟؟؟ دیگر در سبد روزانه مان دوغ های پرچرب زیاد شده آن قدر قدردان نعمت گشته ایم که جای آروغ نذاشته ایم ... تهران از این به بعد، به کل تعطیل می شوی آلودگی از این به بعد خفه مان می کند « دیگر هوای شهر نفس گیر می شود » عالم دگر نبود؟؟! فتنه آماده می شود... آن ها که رفته اند به جای نیک ما جا مانده ایم گریه از آن کیست؟! عالم معراج مبارکت خوش وقت آمدی و خوش وقت رفته اید احرام بسته اید و ره حرم زدید «عزیز خدا» خوشوقت ی است که کعبه عروج اوست؛ دیگر چیزی برای نگاه نمانده است ... "پ.ن: نوشته شده در ۹۱/۱۲/۰۱ ؛ سالگرد ارتحال آیت الله عزیزالله خوشوقت" ... ادامه ...

رستم و سهراب امروز

چنین گفت رســتم به سهـــراب یل که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل مکن تیز و نازک ، دو ابـروی خود دگر سیخ سیـخی مکن؛ مـوی خود شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب که مامش ترا می نمــــاید کبــــــاب اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم دریغـــا پسر، دستِ دشــمن دهیـــم چو شوهر دراین مملکت کیمــیاست زتورانیان زن گرفتـــــن خطـــاست خودت را مکن ضــــایع از بهــراو به دَرست بـــپرداز و دانش بجـــــو دراین هشت ترم،ای یلِ با کـلاس فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی چرا رشــته ات را پزشـکی زدی من ازگـــــــــور بابام، پول آورم که هــرترم، شهـریه ات را دهـم من از پهلــــــوانانِ پیــشم پـــسر ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر چوامروزیان،وضع من توپ نیست بُوُد دخل من هفـده و ... ج بیست به قبـض موبایلت نگـه کرده ای پــدر جــــد من را در آورده ای مسافر برم،بنـده با رخش خویش تو پول مرا می دهی پای دیـــش مقصّر در این راه ، تهیمیــنه بود که دورازمن اینگونه ... ادامه ...

از برای بچه هاشان فکر مادر می کنند

مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند دشت داغ ... ی خود، لاله پرور می کنند چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند خاک زیر پای خود، از گریه، هی تر می کنند روز و شب با ع ... او، پیوسته صحبت می کنند دیده را از خون دل، دریای احمر می کنند! در میان گریه هاشان، یک نظر با قصد خیر!! بر رخ ناهید و مهسا و منور می کنند! بعد چندی کز وفات جانگداز او گذشت بابت تسلیت خود فکر دیگر می کنند دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال جانشین بی بدیل یار و همسـر می کنند کج نین ... ید! فکر همسر دیگر نی اند! از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند! ... ادامه ...

چهار چیز است که نمیتوان بازگرداند

چهار چیز است که نمیتوان آن ها را بازگرداند ... "تیر" پس از رها شدن از کمان! "حرف" پس از گفتن! "موقعیت" پس از پایان یافتن! و "زمان" پس از گذشتن! پس مواظب تیری که می اندازیم ، حرفی که میزنیم ، موقعیتی که در اختیارمان است و زمانی که داریم باشیم ... آگاهانه زند ... کنیم متفکرانه حرف بزنیم ... ادامه ...

در حال مرگ...

اینجا در دنیای من باید لباس سیاهت راببینند تا باورشان شود درد می کشیاینجا در دنیای من مردم کم را نمیفهمنداینجا در دنیای من از ادم مریض دورمی شونداینجا در دنیای من باید سالم بودتابتوان هرکار خلافی جز راست انجام داداینجا در دنیای من مردم خوابند...+انفولانزا گرفتم:/ولی خوشحالم انگار دارم خالی میشماز هررچی گناههبازم خداروشکر# ... ادامه ...

نمره بیست

باز غوغا می کند فریاد و غوغا، نمره ی بیست جیغ مادر، جنگ بابا عصر فردا ، نمره ی بیست خوشنویسی، خوش ص ... ، قهر مانی ها قبیح است از ریاضی از دروس سطح بالا، نمره ی بیست کیف و دفتر ، خط کش و نقاله و خود کارهایم گوشه ای کز کرده از فریاد بابا ، نمره ی بیست مثل موجی پای ساحل می زنم خود را به هر سو سهمم اینک چند ماسه دست دریا، نمره ی بیست می کشم هر روز با خود کوله ی بی خو ... ام را اضطراب هشت ریشتر ز ... له را، نمره ی بیست آه نوزده، وای هفده، فاجعه شد شکل پانزده کاشکی دیگر بمیرد رسم ما یا، نمره ی بیست ... ادامه ...

زنجیر

بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش تا چو من افتاده ای نا گه بگیرد دامنشمرغ فارغ بال بودم در هوای عافیتاز کمین برخاست ناگه غمزهٔ صید افکنشعشق لیلی سخت زنجیریست مجنون آزمااین ی داند که زنجیری بود در گردنشسر به قدر آرزو خواهم که چون راند به نازگرد آن سر گردم و ریزم به پای توسنشاین سر پرآرزو در انتظار عشوه ایستگوشه چشمی بجنبان و بینداز از تنشسود پیراهن بر آن اندام و ما را کشت رشکتا قیامت دست ما و دامن پیراهنشوحشیم حیران او از دور و جان نزدیک لبکار من موقوف یک دیدن ز چشم پر فنش ... ادامه ...

(40)تو باروون که رفتیم:)))

یه خانواده شدیدا پایه همخوانی با آهن ... سینا حجازی هوای یخ و بارون و زمینای پره آبِ پارک جیغ و داد و لیز خوردن روی سرسره های خیس ... عشق ترین لحظه های دنیارو میسازه:) +:ساعت یازده و پنجاه و سه دیقه ی نیمه شب بود، جلوی بوفه ایستاده بودیم، یه دختری اومد گفت:ببخشید عاقا بیسکوییت خواستم:| داشتم میخندیدم که خب چیکارت کنه که بیسکوییت خواستی خب! بعد یهو دو-سه تا پسر از اونطرف اومدن و یکیشون بلند گفت:سلااام عشششقم!!! بعد همین "بیسکوییت خواستم" عه دویید رفت تو بغلش! بعد من:/ بازم من:\ هم چنان من:| اضافه نوشت:عاقا لازم به ذکره که...باید پسره رو میدیدییین:دی(البته از دور برد پیت!! بودا...شاید از نزدیک د ... یت میبود مثلا!!:) ... ادامه ...

عاشق زمستان

من عاشق زمستانمعاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سر نخوری !گونه هایت از سرما سرخ شده استسر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ایدست هایت در جیبت به هم مچاله شدهمعصومانه به زمین خیره ایچه قدر دوست داشتنی شده ایحرفم را پس میگیرممن عاشق زمستان نیستم ، عاشق توام …تو گفتی دیگر نیستی...میدانم باید طعم نبودنت را بچشم... ... ادامه ...

... عاشق

... ی آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری ... مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان ز بین این همه ... های خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشگل ... ک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت ... همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن بگفت مادربرو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان ... یدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش ... یداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله ... ان عرعرکنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند به امید خوشی و شادمانی برای این دو ... در زندگانی کزین پس هیچ ... ی دپرس نماند فقط کانکت شود و جوک بخواند ... ادامه ...

بعدتو همه چی تکراریه

ی وقتایی خودتو بازنده میدونینمیشه دوباره عاشق یکی دیگه شدبه فرض همه چی فراموش کردی و ...میخاد به ی نفر دیگه همون حس هاتوکه مطمینا کمتره رو بگیبی حس میشی،زندگیت بر باده!حالم بهم میخوره از هرکی بجز تو که قراره بعد تو بیاد.پس اگه قرار باشه ی بیاداون خودتی# ... ادامه ...

دقت

٧ﺮﻭﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧ را ﺍﺯ ﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺣﺬﻑ ﻨﺪ ﺗﺎ ﺭﻭﺣﺘﺎﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻤﺎﻧﺪ: ۱ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ۲ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﺍﺯ ﺸﻤﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ۳ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻣﺪﻫﺪ. ۴ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﻫﻤﺸﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﻣﻨﺪ. ۵ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻨﺪ. ۶ - ﺷﺨﺼ ﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﺛﺮﺍﺕ ﻣﺨﺮﺏ ﻣ ﺬﺍﺭﺩ. ٧- شخصی که بی حرمتی برایش تفریح است ... ادامه ...

بار بده

کلی به آن فکر ... البته گفته باشم چیز خاصی هم نیست [ها]! در کل خوشحالم که با حاجی گپ و گفتی داشتم[اهلانه] اما هر نشست و برخاستی مرتبه ای دارد که گاهی نتیجه و بهره ات می شود... آن چیز، آن مراوده، آن دیدار، آن ثمر (که حاشا سمر شدن و ) اما میبینم که معامله گر خوبی باشی با او و اهلش؛ آرزوهای کوچک و بزرگ را برایت رقم میزند و به سمت تعالی می بردت، به شرطی حین "کار" ادا و اطوار در نیاروری! می شود داداش، امتحان کن! اما انتهای آمال، (اَینَ مُعِزَّ الاَولِیَاءِ وَ مُذِلُّ الاَعدَاء) باشد قشنگ است... نصایح [شان] ان شاالله کاری شود... الحمدلله رفیق ... ادامه ...

would will

would or will the definitions provided were helpful. however, i have an additional question regarding the usage of would or will. which sentence is correct in responding to the question “would you recommend this book to others?” response: i will recommend this book to others or i would recommend this book to others and why. thank you. reply eleanor september 15, 2011 • 8:53 am brenda, both are correct depending on what you are trying to say: if the question is: “would you recommend this book to others?” (i.e please can you p ... on the message and recommend this to others members o ... roup) the response would be “i will…” if however the question is: “would you recommend this book to others?” (i.e did you like this book and if having a general chat about books at some time in the future would you mention it) the response would be “i would”. it depends on how certain it is that you are going to do the thing. ... ادامه ...

ن والقم ومایسطرون

ممکن است؛ خوب حرف بگوییم، خوب شعار بدهیم اهل راهبرد باشیم! خیلی خوب بنویسیم یا خوب تراوشات فکری در سر بپرورانیم اما... حاضر به مطالعه و خواندن کتاب و منبعی برای راه و مسیر دادن به این همه معلومات و مجهولات هستیم!؟ از این پس با فرد و اشخاصی هم کلام بشویم، گعده بگیریم، جدل احسن کنیم که "می خوانند" و "خوانده اند" سر پایین هستند و چشمانشان رو به کتاب باز می شود. لطفا #کتاب_بخوانیم. هفته ای چند صفحه کتاب درست و درمان می خوانیم؟! لطفا #کتاب_بخوانیم. ... ادامه ...

پلاسکو

هنوز هم فرزندان ابراهیم هستند، هستند انی که آتش را به س ه می گیرند، و چه ی می تواند این کار را انجام دهد... جز خلیل الله. از زبان خانواده ای که مأنوس اند با آتش می گویم، از دل آتشفشانی خانواده ی آتشنشان؛ اگرچه به ما گفتند اغراق نکن! ؛؛؛ آسمان روی زمین خورده جهان تار شده سبلان است که بر روی من آوار شده تو چه کردی که زمین آب شد از هیبت تو که فرو ریخت دماوند و عزادار شده آتش آمد بزند بوسه به دستان تو دید به کمند سر زلف تو گرفتار شده مرگ تو آب حیات است به انفاس بشر سبزه و رود و چمن از تو پدیدار شده ۳۰ دی / ۱۳۹۵ ... ادامه ...

یا حسین (ع)

اربعین حسینی روز ۲۰ صفر و چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت حسین(ع) است. مشهور است که اسیران کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ ه .ق در بازگشت از شام، برای زیارت مدفن حسین(ع) به کربلا آمده اند.همچنین در این روز جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر حسین(ع) آمده است.زیارت اربعین از اعمال خاص این روز است که بنابر روایتی از حسن عسکری(ع) یکی از پنج نشانه مومن دانسته شده است.روز ۲۰ صفر در ایران تعطیل رسمی است.شیعیان در این روز به عزاداری می پردازند و گسترده شیعیان به سوی کربلا، در سال های اخیر به یکی از مهم ترین و گسترده ترین مراسم عزاداری شیعیان جهان، تبدیل شده و حتی در زمره بزرگترین اجتماعات مذهبی جهان قرار گرفته است.هم اکنون بیشترین زائرانی که در اربعین از دیگر کشورها به عراق می روند، از ایران اند.#اربعین کربلا ... ادامه ...

شهید، حجت اسدی

لبریز عشق عازم شامات می شود "حجت" فدای سادات می شود او گفته بود اهل ابات می شود با روی سرخ راهی میقات می شود "راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آن جا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست" پوشیده است در دل عشاق راز عشق محرم نباشد آنکه نشد هم طراز عشق سرمایه ای نداشت به جز سوز و ساز عشق آ پرید در حرم و بر فراز عشق "صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند اهل نظر معامله با آشنا کنند " یا رب نظر نما به صف دل ش تگان قدری بریز می به کف دل ش تگان از ما سلام از طرف دل ش تگان بر شاه عشق در نجف دل ش تگان "چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است بر حضرت کریم تمنا چه حاجت است " خسران زده است هرکه نشد مبتلای تو افتاده اند خیل شهیدان به پای تو این جان کم است جان دو عالم فدای تو کاری نکرده ایم که آقا برای تو " ای سرو نازحسن که خوش می روی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز " >>> تقدیم به غلامان کویش، ازجمله شهید مجاهد"حجت اسدی" ۴اسفند / ۹۴ ویرایش و تصحیح[زمستان ۹۶] ... ادامه ...

(36)رسیدنت بخیر، هوری:)

شاعر میفرماید: از اصفهان داره میاد یه دونه هوری... هوری تپل مپل، گوگولی مگولی:دی مادر بزرگ جان یکم دیگه میرسه اینجا... و من چقدر خوشحالم از اومدنش:))) +آهنگ"با توام" از احسان خواجه ی...خیلی خوبه خیییلی:) بی تو فهمیدم عذاب دل ب را از خودم از زندگی پا پس کشیدن را معنی با دیگرانت شاد دیدن را پس بده دنیای من را ++لایک وبلاگو فعال نمودیم:))) +++من نوشتم "هوری" ولی شما بخونید "حوری":دی هیچوقت ح جیمی رو دوست نداشتم هیچوقت! ... ادامه ...

چرت و پرت

+یه وقتایی دلت اینقدر می ... ره که اضافش از چشات میزنه بیرون +وقتی پر دردم بیشتر میخندم +دل..یه دو حرفی پر حرف +تعریفاشون از صدتا بدترن...خودیا از همه دشمن ترن +شاید روز بعد نباشیم...پس نامرد نباشیم +سرطان بهونس قاتل اصلی خاطره س +تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم +از کوزه همان برون تراود که در اوست... +ببخشید اگ اضافیم +هیچوقت هیچ ... نفهمید حرفامو +شاید منم اگه بمیرم بشم عزیز دل همه؟... +من اونیم که بلد نیس موقع ناراحتی شیشه بشکنه آینه بشکنه ظرف بشکنه...من فقط زورم به این بغض لعنتی میرسه +شاید بالا ... ه یه روز تونستم مث دختره توی ... (لاک قرمز)سرش داد بزنم :چرا اذیتم میکنییییی +:) ... ادامه ...

أَنَا ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ

عشاق تو را اینگونه می خوانند و تمثل می جویند از صدقه سر شماست که ما هستیم و روزی داریم " السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُون ... " >>> سیدبن طاووس: من بعد از زیارت حضرت با این شعر تمثل می جویم... نَزِیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکَابِی وَ ضَیْفُکَ حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْبِلاد در هر کجا و بر سر هر خوان، من میهمان توام اى صاحب ا مان ... ادامه ...

وعده صادق

از نسل علی ز نسل عاشوراییم موجیم و صلابت دل دریاییم دلتنگ جهاد و جنگ با آماده فتح مسجدالأقصی ایم ■■■ انفاس شما نسیم جان بخش حیات سرزنده شد از خون شما رود فرات بر لشکر فاتحان این عرصه سلام بر روح م عان زینب صلوات ۳۰ آبان/ ۱۳۹۶ ... ادامه ...

(42)مرگ پاییز و تولد خورشید:)

دوباره پاییز... هم چون مرغ اساطیری موسیقیِ یـــــلدا سر میدهد و می ... د... و میخندد... و میسوزد... و از خا ... ترش، ستاره ای... متولد می شود ستاره ای از جنس مهر ستاره ای به نام خورشید! (مهرآ.ن) 1+یلداتون پساپس مبارک:))) 2+امروز تولد مامان نادیاست! 3+میگن شب یلدا، شب تولد "خورشید"... چون از فرداش طول روز زیاد و زیادتر میشه! 4+اصلا مهم نیست که فرق یلدا با بقیه ی روزای سال چند ثانیه یا چند دقیقه بیشتر نیست...مهم اینه که هرسال اینهمه آدم به خاطرش دور هم جمع میشن و جشن می ... رن...ارزش یلدا به همین جمع شدنا و خوشحالیاشه دیگه:)) ... ادامه ...

لشکر فاطمیون

مظلوم تر از هرآنچه مظلوم هستی از ایل و تبار و خاندان بگذشتی از بس که قرین حب زهرا بودی رزمنده شهر فاطمیون گشتی فرزند قم از تبار نیشابوری از روی همین به این حرم حساسی فردا که به روی دست مردم آیی گویند شهید لشکر عباسی در خط نبرد حق تو اول بودی رنجیده دلی، ولی که آرامی تو در بین تمام آسمان مشهوری گمنام تر از شهید گمنامی تو در طوف حرم هر آنکه مخلص، بهتر اطراف خودت پر از کبوتر داری فرمانده خط جبهه ها... یا زینب! مانند حسین خود تو اکبر داری محتاج دعای اهل سنگر هستم در گوشه دل دوباره شهرآشوب است چشمان مرا به باده ای گلگون کن اشکی که در این حرم بیفتد خوب است >>> برسد به دست لشکر فاطمیون"؛ م عان حریم که غریب هستند و در غربت می جنگند، هرچند غریب ی است که از آل الله دور افتاده باشد. ماس دعا برادران. اردیبهشت / ۱۳۹۵ ... ادامه ...

شهید، حجت اسدی

در روضه ها عازم شامات می شود "حجت" فدای سادات می شود قولش نرفت منبر خود را تمام کرد او گفته بود اهل ابات می شود در کربلا قرار زیارت نهاده بود در زینبیه وقت ملاقات می شود رفتی ولی قسمت ما هم فراق شد هجران ز یار، باعث عادات می شود رویت کبود گشته و افسوس بعد تو روزی ما ناله و هیهات می شود حجت بیار برگ براتی برای "اشک" در زینبیه وقت ملاقات می شود؟ >>> تقدیم به غلامان کویش، ازجمله شهید مجاهد"حجت اسدی" شهادتت مبارک برادر هیأتی... سلام ما را به ارباب برسان. ۴اسفند / ۹۴ ... ادامه ...

یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ...

چاوش و مستی را می شنوی؟!! ملائکه اند زیارت عاشورا می خوانند آن ها از نور حسین ما از گِل حسین آشوبی افتاده به جانمان... >>> قالَ الحسین علیه السلام: مَنْ قَرَءَ آیَهً مِنْ کِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، یُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ حَرْف مِأهُ حَسَنَه. هر آیه اى از قرآن را در ش تلاوت نماید، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن یکصد حسنه در نامه اع ثبت مى نماید. . "اصول کافى: ج ۲، ص ۶۱۱" ... ادامه ...

ینی میشه؟!

سلام خوبین ؟یه چیزی باعث تعجبم شده اونم اینکه مگه میشه سوالای دفترچه های کنکور باهم فرق کنه؟!همه جا نوشته یا باید جای سوال عوض شده باشه یا جای گزینه ها و یا هر دو !ولی چرا سوالای روانشناسی دفترچه a به کل با سوالای دفترچه من ( b ) متفاوته ؟!!_____________________________________________# بعدا نوشت ! :|منتشر کننده گرامی ! وقتی سؤالای کنکور خارج از کشورو به عنوان سؤالات کنکور روی سایت قرار میدی فکر افرادی مثل من رو هم شاید گیج شدم حواسمم نبود ! :/نیست این پست نظری برای تأیید نداشته کلا از وجودش یادم رفته بود :| ... ادامه ...

یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ

ادعا می کنند که با تو هستند، رفیق اند به وقتش بهای اطرافیان را به صرافی می برند و با ریال عربستانی تاخت می زنند! >>> ... وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ. و اگر در دوزخم بیافکنی، در میان اهل جهنم اعلام خواهم کرد که من تو را دوست دارم. "مناجات شعبانیه" ... ادامه ...

متن اهنگ شادمهر

متن شعر یه دختر شادمهریه دختر تو تراس رو به رویی یه شال سبزو هر روز میت هیه شال سبزو ساده که غروبا پر از خا تره آتش فشونه پراز خا تر آرزوهایی که هر روز روی قلبش گر میگیرنپر از خا تر خوابای خوبی که هر شب تو نگاه اون میمیرنهمین چند وقت پیش رویاشو توی خیابون بی بهونه سر ب یه دختر تو تراس رو به رویی یه شال سبزو هر روز میت هیه شال سبزو ساده که غروبا پر از خا تره آتش فشونهپراز خا تر آرزوهایی که هر روز روی قلبش گر میگیرنپر از خا تر خوابای خوبی که هر شب تو نگاه اون میمیرنهمین چند وقت پیش رویاشو توی خیابون بی بهونه سر ب همیشه راه پروازشو بستن همیشه رو خیالش خط کشیدنبراش مرده و زنده فرق نداره سیاست بازا پیرا و جوونانهمش دمباله قهرمان میگرده میون شاعرا آوازخونارو دیواره اتاقش چنتا ع ه هدایت کافکا فرخزاد مایکلیه ع خاتمی چنتا مدونا یه ع تام کروز یه ع فیدلبراش مرده و زنده فرق نداره همش دنباله قهرمان میگردنمیدونه که تنها توی آینه باید دنبال قهرمان بگردههنوز باور نداره که با دستاش جهانی میشه ساخت بی ظلم و بردهیه دختر تو تراس رو به رویی شبا کنسرت فردادش به راههصداش میگیره از بس غصه داره نمیشه دیدش از بس شب سی ... ادامه ...

سوغاتی نجف تا کربلا

... توو کربلا تا گم نشی، پیدا نمیشی آی رفیق بی معرفت گریه کنی، شیدا نمیشی آی رفیق حسین کَلب نمی خواد، هر چند اینم لیاقته رضایت مادره که، برای ما سعادته نگاه به کربلا، زندگی کن کربلایی هر روز تو حسینی شد؟ اون وقته که مبتلایی تو اسیر بلا شدی؟! اسیر و مبتلات منم "اشک" اسیر شماست آقا، تشنه کربلات منم حسینیا گم نمیشن، ستاره ان تو آسمون ثابت قدم فدا بشیم، انا علیه راجعون صفر،اربعین/۱۳۹۴ ... ادامه ...

لشکر فاطمیون

مظلوم تر از هرآنچه مظلوم هستی از ایل و تبار و خاندان بگذشتی از بس که به زهرا تو ارادت داری رزمنده شهر فاطمیون گشتی فرزند قم از تبار نیشابورید از روی همین به این حرم حساسید فردا که به روی دست مردم آیید گویند شهید لشکر عباسید در خط نبرد حق تو اول بودی در چشم بَدان اگرچه بدنام شدی بهتر که تو را جهانیان نشناسند گمنام تر از شهید گمنام شدی در طوف حرم هر آنکه مخلص، بهتر مجنون ز غمت اگر نسوزد سخت است همت بدهید که وقت پرواز کم است بلبل که به آشیان بماند سخت است محتاج دعای اهل سنگر هستم در گوشه دل دوباره شهرآشوب است در ساغر ما کمی پر از باده کنید "اشکی" که در این حرم بیفتد خوب است >>> برسد به دست "لشکر فاطمیون"؛ م عان حریم که غریبانه می زی اند. هرچند غریب ی است که از آل الله دور افتاده باشد. ماس دعا برادران. اردیبهشت / ۱۳۹۵ ... ادامه ...

ت دوازدهم

قریب به ۱۹ هزار نفر نامه نوشتند یزید آرای مردم را ید عده ای سکوت د عده ای مردد شدند و همه این ها به خاطر تلاش انی بود که یا نطفه شان و یا شکمشان از حرام بود... عده ای؛ کم بودند... اما مبارزه د اما فقط یک نفر ( ) باید تقاص پس بدهد. مثل اینکه بها و اثر خون بهتر از اثر انگشت و امضاها تاثیر دارد؛ این مردم فقط بدرد تشییع جنازه می خورند؛ >>> تا ظلم هست، مبارزه هست، و تا مبارزه هست... ما هستیم " روح الله" ... ادامه ...

روایت عشق

مظروف پربها را... در ظرف کم ارزش جای نمی دهند، هرچه عیار ظرف بالاتر _ مظروف قیمتی تر؛ و چه زیبا احوال شعر و شاعر را شهید_سیدقلم، آوینی رحمه الله علیه_ به رشته تحریر درمی آورد، آنجا که می گوید: | شعر نیز ترنم موزون آن مستی و بی خودی است و شاعر تا از خویش نرهد، شعرش شعر نخواهد شد. شعر _ تا شاعر از خویش نرسته است، حدیث نفس است و اگر شاعر از خود رها شود، حدیث عشق است.| [فتح خون_ص۸۲] >>> هر که مست است درین میکده هشیارترست هر که از بی خبران است خبردارترست [صائب علیه رحمه] ... ادامه ...

خود پنداری مزمن

و "خود واقعی" چه عیبی دارد که ی نمی خواهد بپذیرد خودت باشی اخوی... خودت باش رفیق خود واقعی تو کیست که اینقدر ... "درهمی"؟؟! بعضی که نه اکثرا، ماشاالله! نوع الانواع هستند خودت باش... اینطور فردی را نشان خواهی داد که " " است، اشتباهی است؛ نقش بازی می کنی! خانه که رفتی لباس هایت را که درآوردی، گوشه ای بنشین... ببین تو این هستی؛ دیدی!؟ راستش را بخواهی خیلی وقت ها دلم برای خودم تنگ می شود... تو چه؟! به قول "سید مرتضی": بگذار اغیار هرگز درنیابند. خدا رحمتت کند سید، درد کهنه زمین گیر می کندمان. ... ادامه ...

سال نو مباااااارک

نوروز رسید از رهگل و سبزه امان شددر ده قدحی ساقیایام بهاران شدسلام.سال نو بر همه ی دوستان وبلاگی مبارک باشه. ان شالله سال 97 سال رسیدن به آرزوها و داشتن سلامتی کامل باشه. ... ادامه ...

رشد کن و پرورش بده

برخی همین طورند همراهی شان با تو، به پیشرفت و رشدت نمی انجامد تو را مثل خودشان می خواهند... بلکه پایین تر دشمن همین را می خواهد؛ این دو چه فرقی دارند؟! >>> سوره مبارکه ممتحنه: إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاءً وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُو(۲) ... ادامه ...

..........

مگه ادما از زندگی چی میخوانیه خونه اروم یه خانواده گرم ادمایی که میدونی ا زمین خوردنت خوشال نمیشن ادمایی ک برا راحتیت همه کار میکننسرت کلاه نمیره وقتی باهاشونی..اما اگه اون معنا رو ندن؟تنهایی؟ ... ادامه ...

پایان ماجرا

و اما بعد... سلام بر قلم سیدمهدی شجاعی (کلاً!) " ۳_ همیشه قبل از شروع عملیات، به نقطه ای در دور دست اشاره کنید و فریاد بزنید: ! ! و وقتی توجه همگان به آن سمت جلب شد، شما با آرامش به کارتان برسید... "* * [دموکراسی یا دموقراضه_شجاعی/فصل، ی کار زشتی است مگر برای اه متعالی_ص۸۲] علی ای حال، از این قبیل جملات در حکومت و ت "دموقراضه" که به عنوان راهبرد و تابلوی ایشان است به وفور یافت می شود...هم چون این چنین! "رستگاری در ندیدن است" [همان، ص۶۸] "ویرانی مقدمه آبادنی است" [همان، ص۸۵] "بینوایان برای گرم شدن، به ذغال بیشتری محتاجند" [همان، ص۹۳] به دور از انصاف است! که یادی نکنیم از ابوقراضه ها و دموقراضه های عصر خویش... جناب رییس جمهور محترم و مستطاب روی! و (ک نت همراه) که سراسر کتاب مذکور، مرا به یاد اوصاف و کمالات این ت و به چگونگی تدبیر و غیره آن آشناتر کرد! "علی برکت ا..." ! >>> "کی موسم پژمردنشان می آید؟" [محمدمهدی سیار] ان شاالله. #کتاب_بخوانیم !؟ ... ادامه ...

گل من

این همه جلوه و در ... نهانی گل منوین همه ... و از جلوه عیانی گل منآن تجلی که به عشق است و جلالست و جمالوآن ندانیم که خود چیست تو آنی گل مناز صلای ازلی تا به سکوت ابدییک دهن وصف تو هردل به زبانی گل مناشک من نامه نویس است و بجز قاصد راهنیست در کوی توام نام رسانی گل منگاه به مهر عروسان بهاری مه منگاه قهر عبوسان خزانی گل منهمه همهمه ی گله و همپای سکوتهمدم زمرمه ینای شبانی گل مندم خورشید و نم ابری و با قوس قزحشهسواری و به رن ... نه کمانی گل منگه همان آشتی و گه همه جن ... شه منگه به خونم خط گه خط امانی گل منسر سوداگریت با سر سو ... ماستوه که سرمایه هر سود و زیانی گل منطرح و تصویر مکانی و به رنگ آمیزیطرفه پیچیده به طومار زمانی گل منشهریار این همه کوشد به بیانی تو ولیچه به از عمق سکوت تو بیانی گل من ... ادامه ...

تو خوابم تست بزنید!

شبکه 5 با خودش چی فکر کرده؟:)کی ساعت یک شب تدریس تست کنکور میبینه؟!!اونم اول هفته با مدارس.....!حتی پشت کنکوریام باید خواب باشن الان...تعجب نکنید اگه من این وقت شب بیدارم؛که منم اگه تلویزیونو خاموش نمیکنم بخاطر یو اس بی وصل شده بهشه! و دیگر هیچ...از طرفی نمیتونم بخوابم، طپش قلب دارم. ... ادامه ...

transferrable skills

clerical bookkeeping, computing, cl ... ifying, collecting, recording, compiling, examining, organizing, filing creative designing, visualizing, developing, illustrating, establishing, inventing, performing, improvising, revitalizing financial accounting, projecting, administering, auditing, allocating, balancing, calculating, forecasting, investing human relations advising, representing, ... isting, listening, counseling, empathizing, motivating, guiding, serving mana ... ent consulting, communicating, coordinating, directing, delegating, leading, evaluating, planning, negotiating, persuading public relations conducting, writing, consulting, planning, informing, presenting, representing, promoting, researching, responding problem solving analyzing, examining, planning, appraising, diagnosing, reasoning, executing, validating, proving, recognizing research ... essing, investigating, evaluating, calculating, examining, collecting, diagnosing, interviewing, ext ... olating technical adjusting, repairing, drafting, aligning, ... embling, observing, engineering, installing, operating ... ادامه ...

عمق فاجعه

با پشت انگشت های باریکش اشک را از نگاه ملتمسانه ی او پاک کرد و آرام گفت: برمی گردم... دست های لرزانشان روی هم سایید. باران تمام ایوان را خیس کرده بود. آ ... ین نگاهشان از درز در به هم دوخته شد. و صدای سهم ... ن بستن در و یک سوت ممتد برای همیشه در گوشش ماند... نبودنش غصه های بزر ... را برای او به ارث گذاشت. اما هنوز که هنوز است بزرگترین غصه ی او همان اندوه بی جواب همیش ... ست: نکند می دانست که قرار است دیگر هرگز مرا نبیند... ... ادامه ...

عمق فاجعه

با پشت انگشت های باریکش اشک را از نگاه ملتمسانه ی او پاک کرد و آرام گفت: برمی گردم... دست های لرزانشان روی هم سایید. باران تمام ایوان را خیس کرده بود. آ ... ین نگاهشان از درز در به هم دوخته شد. و صدای سهم ... ن بستن در و یک سوت ممتد برای همیشه در گوشش ماند... نبودنش غصه های بزر ... را برای او به ارث گذاشت. اما هنوز که هنوز است بزرگترین غصه ی او همان اندوه بی جواب همیش ... ست: نکند می دانست که قرار است دیگر هرگز مرا نبیند... ... ادامه ...

تو خود اقیانوسی !

این روزها، باورم نمیشه خودمو ... جسور شدم و نترس و بی پروا .... خیلی هم ! انگار تو خوابم ..... انگار من یکی دیگه ام .... این روزها انگار تازه با خودم اشنا شده ام، ... کتاب زیاد میخونم ... و اتفاقا به چه کتابهای عمیقی هم برخورد میکنم .... یکی دو جمله تو ذهنم زیاد میچرخه از کتاب اخیر: - یکایک ما دارای دو نوع زند ... هستیم، یک زند ... که در آن می آموزیم، و یک زند ... که پس از آن میگذرانیم .... - هنگامی رشد ... که انچه حق من بود، به من ندادند و من متوجه دوگان ... شدم. تنها راه قبولی در آزمون زند ... ، گذراندن آن است .. پ.ن سکوت میکنم به احترام لرزه ای که تک تک جملات این کتابها در وجودم میندازه ... ... ادامه ...

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ

خطای من هم در همین هست من غایبم و او حاضر "الهی عظم البلا..." را می خوانم برای نفسم ظهور کن دل ای دل فرج کن دل! کمی به خود بیا... مولا رجب شده دست به محاسن که شدی، نوکرت را مثل همیشه دعا کن... ... ادامه ...

خونه

سلاماینجاچقدرخاک خورده.خونه قدیمی من .خونه خاطراتم.خیلی وقت دلم میخوادبیام وبنویسماماانگارنوشتن یادم رفته.دیگه فکرنکنم ی به اینجاسربزنه.اکثروبلاگها تعطیل شدنهمه دیگه سرشون گرمه به اینستا وتلگرام وکانالها وگروهها تلگرام وصدتا کوفت وزهرمار دیگه.که خودمم یه مدت معتاداینستاشده بودم اماحالا حذفش عشقمم دخترم کمترازسه ماه دیگه سه سالش تموم.خیلی نسبت به قبل آرومتر شده غذا خوردنشم خداروشکربهترهرچندهنوزخیلی چیزارونمیخوره.دیگه نمیدونم چی بنویسم سعیمیکنم بازم بیام اینجا ... ادامه ...

همگی براما دعا کنین لطفا . . .

خدایا دست همه ی عاشقا که از هم دوره رو به هم برسون . . . خدایا مشکلاشونو ،سن جلو پاشونو از سر راهشون بردار . . . خدایــــــــــا واسہ منمـــــ همون همیشگـــــے . . . الهے آمین . . . ... ادامه ...

الگو

خداوند؛ اول خلقت، ارائه الگو داد به آدم ابوالبشر؛ به ساق عرش نگاه کن... چه می بینی؟ >>> تمام مشکلات انسان امروزی، مسلماً دوری از الگوی ارائه شده ای است که حتی آدم علیه السلام هم که از جانب خداوند رانده شد، فقط با تمسک و تولی و نصرت و واسطه گری آن بزرگواران توانست به مسیر برگردد...به اذن خداوند متعال است. حال که بیشتر برمی گردی عقب؛ نه در یت نه بودا نه سنی نه یهودی و نه در هزار خیمه دیگر گیر نخواهی کرد. حال که بیشتر برمی گردی عقب؛ در چاله و مبانی پوچ فرهنگی و اجتماعی تاریخ امروزی محو و گم نخواهی شد. بلکه... ماندگار می شوی. طرح ارائه الگو قبل از خلقت پدیدار گشته است. از "ابتدا" حجت تمام شده است. نشده؟! به ساق عرش نگاه کن... چه می بینی؟! ... ادامه ...

دست محبتی بکش، انسان درست کن

کاظم که شوی زندانی هم که باشی زندانی که نه با اخلاقت همه را اسیر خود می کنی مگر نکرد کاظم علیه السلام... >>> حضرت محمد صلى الله علیه و آله: اَلصَّرعَةُ کُلُّ الصَّرعَةِ الَّذى یَغضبُ فَیَشتَدُّ غَضَبُهُ وَیَحمَرُّ وَجهُهُ وَیَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛ کمال دلیرى آن است که ى خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، امّا بر خشم خود چیره گردد. . "نهج الفصاحه، ح 1872" ... ادامه ...