کوچه های آبی ونیز



کوچه مهناب

بی تو از همهمه ی خاک گذشتم باز از لحظه پژواک گذشتم همه تن چشم شدم دیده به دلدار تن به آتش زدم و پاک گذشتم با تو مهتاب چه زیبا لب کوچه تا که از کوچه ی مهتاب گذشتم آب بر آتش و آتش به رخ آب کشیدم باز از وسوسه ی خواب گذشتم تو مگر پنجر بر کوچه نبستی من از آن پنجره بی تاب گذشتم دفتر خاطر شب پر ز صفا بود همچو موج سر سیماب گذشتم دیگر ازوسوسه ها کوچه تهی شد بی رمق کودک شبتاب گذشتم رفت آن شب که نمی ... ی و گفتی با تو از آتش و از آب گذشتم کوچه ی مهتاب 25/1/76 اشکان ممسنی ... ادامه ...

کوچه

دلم در کوچه ای تنهاست ... ته این کوچه یک فرداست ... و من هر روز می آیم .... میان سنگ و تیغی تند ... دلی آلوده می جویم ... نه فردا را به او دادند .... نه فریادش بها دادند ... دلم در کوچه ای تنهاست ... به امید همین فرداست ... خیانتها به جان دارد .... نقاب از آسمان دارد ... به پایش تیغ بد عهدی ... نه رنگی در کمان دارد ... دلم را برده ام خانه .... بشستم بال و پرهایش ... به زخمش مرهمی نمناک ... برایش دانه می کارم .... دلم آرام میگیرد ... کمی آسوده می خوابد ... ولی ناگه به یاد عشق ... هوای کوچه می خواهد .... دلم در کوچه ای تنهاست.... رضا ... ادامه ...

آبگرفتگی کوچه های روستای سنان

آبگرفتگی کوچه های سنان موجب اختلال دررفت وآمدمردم شده است. براثربارش اولین باران پاییزی در روستای سنان برخی از کوچه های سنان دچارآبگرفتگی شده وسبب اختلال دررفت وآمد مردم و وسایل نقلیه گردیده است ازعوامل بروزاین مشکل میتوان به عدم شن ریزی کوچه ها ونبود شیب مناسب کوچه ها جهت وج آب حاصل از بارندگی اشاره کرد. ... ادامه ...

کوچه

یه صداهایی از تو کوچه میاد،بازم وس همسایه تو کوچه قلدری می کنه و تمام قدرتشو به رخ کوچولو بچه های محله می کشه ...باد اروم می وزه و هنوز نسیم خنکی از بارون صبحگاهی به مشام می رسه... [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

غزل 3...

م . امید... ای تکیه گاه و پناهِ زیباترین لحظه هایِ پرعصمت و پر شکوهِ تنهایی و خلوت من! ای شط شیرین پُر شوکتِ من! ای با تو من گشته بسیار ، درکوچه های بزرگ نجابت ظاهر نه بن بست عابر فریبنده ی استجابت در کوچه های سرور و غم راستینی که مان بود در کوچه باغ گلِ ... تِ نازهای ات در کوچه باغ گل سرخ شرم ام در کوچه های نوازش در کوچه های چه شبهای بسیار ، تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن در کوچه های مه آلود بس گفت و گوها بی هیچ از لذت خواب گفتن . در کوچه های نجیب غزلها که چشم تو می خواند گهگاه اگر از سخن باز می ماند افسون پاک مَنَش پیش می راند . ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک! ای شط زیبای پر شوکت من! ای رفته تا دور دستان آنجا بگو تا کدامین ستاره است روشن ترین ه ... ن شب غربت تو ؟ ای ه ... ن قدیم شبِ غربت من ای تکیه گاه و پناهِ غم ... ن ترین لحظه های کنون بی نگاه ات تهی مانده از نور در کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوه در کوچه های چه شبها که اکنون همه کور آنجا بگو تا کدامین ستاره است که شب فروزِ تو خورشید ... است ؟ ... ادامه ...

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او شد با شب و گریه روبرو عاشق او پایان حکایتم شنیدن دارد من عاشق او بودم و او عاشق او …. ایرج زبردست ... ادامه ...

کوچه پس کوچه

"کوچه پس کوچه" کجایی؟ کجایی که مرا دیگر تاب آن نیست که به انتظاری تازه آلوده گردم. مرا جانی دگر نمانده. بگو کجای این خاک را بگردم که از قدمهای بر سکوت ... ه ات نشانی ازبر است؟ کجای این آسمان شهر من آرام نشسته ای بی خبر از درون به خون نشسته ام؟ بگو لابلای کدامین کوچه پس کوچه های شهر پنهانی از من؟ بگو کجای این شهر از سوز سرمایش می گریزی؟ کنج این ... آتشی پنهان از هر ... برای خود میخواند کنج این حجم سرخ که لابلای آغوشم آرام گرفته، شیونی ب ... است. بیا دخترک بر سکوت نشسته ام من آغوشی به ابعاد تمام این شهر برایت گسترده ام شب لالایی کودکی هایم را برایت خواهم خواند. و تو خواب همان بهشتی را ببینی که من دیده ام. "الف.الف" ... ادامه ...

در کوچه ای وارد میشدم

در کوچه ای وارد میشدم پیری از کوچه درآمد پیر گفت: نرو، بن بست است ... گوش ن رفتم بن بست بود، برگشتم سرکوچه که رسیدم پیر شده بودم ! ◄قدر تجربه های بزرگترهارو بدونید... ... ادامه ...

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشستحال وقتی به لب پنجره می آیی نیستفاضل نظری [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا

"یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا"یادش بخیر بچه بودیم رفیقمون ی بار با توپ پلاستیکی ی بار با توپ هفت سنگ خلاصه هربار به ی بهونه از تو کوچه صدامون می کرد و می رفتیم باهم عشق و حالبزرگ تر شدیم اسباب بازیمون عوض شد . شد توپ چهل تیکه ، شد بدمینتون ، شد دوچرخه ، شد ماشین و ...خیلی بزرگتر که شدیم یکی اومد گفت دلت رو بیار ..."بازی مس ... ه ای بود رها کرد مرا ..." "آهنگ خسته از ... عظیمی" #فرصاد ... ادامه ...

شبگرد کوچه هایه تنهایی یم

شبگرد کوچه هایه تنهایی یم ** شبگرد کوچه هایه تنهایی یم تنهایم و از پی تنهایی یم تنهایم و تنها پی یش میگردم تنها پی گمشده ام میگردم ** به دنبال پری یه قصه هایم به دنبال یک یار آشنایم به دنبال کوچه یه آشنایم به دنبال ش رون تو کوچه هایم ** پی دل گمشده ام میگردم پی یار گم شده ام میگردم گم شده در میون کوچه هایم غریبم و پی یک آشنایم ** هزار و یک ترانه دفتر دهم ( کلاتسپیدها) نام ترانه: شبگرد کوچه هایه تنهایی یم حسن بذرگری(آیین نیشابوری) توضیحات: سرایش95/6/17- بداهه- ناتمام- مشاعره- بایادی از شعر بانو / شبگرد/ اثر بانو رحیم زاده- شعر ناب 95/6/17- و تقدیم به ایشون ... ادامه ...

سایه نسیم

رهگذر گونه میگذریم از کوچه پس کوچه های بی ی و چه میدانی از بازیه غریب زمانه و قهر خزانی که لج کرده با برف زمستان و ناودانهایی که چشم انتظار منتظر گریه بر رخسار خزانند و چه گرم می شوی کنار نسیم وقتی دوش به دوش سایه اش قدم میزند چه بیهوده میگذرد ی که به انتظار نسیم از پس کوچه های سکوت هردم عابری میگذرد به امید آن که نسیم نوید بخش پیامی آشنا از غریبه ای آشنا به این کوچه سرک بکشد ... ادامه ...

کوچه ی بالایی مان

آمدیم اینجا بنویسیم، کوچه ی بالایی آش می دهند! یادمان آمد شما کوچه ی بالایی مان را بلد نیستید! خوب این که کاری ندارد آدرس می دهیم بهیتان: ک شان راه شیری، زمین، قاره ی آسیا، خاورمیانه، ایران، اسان، کوچه ی بالایی ما، منزل عباس آقا. راستی حتما سطل همراهتان باشد...راهمان دور است تا بیایید آش از دهن افتاده. آیکن دلتنگی، غم، خستگی و ترس. و آن آ یک استیکر گل تلگرامی از آن هایی که برقی برقی است و زیرش نوشته love و هی چشمک می زند! چقدر لوس شده عاشقی این روزها.. عشق های در پیت تلگرامی... شب خوش مخاطب خاص ... ادامه ...

نقد و نگاهی به ... کوچه بی نام ، از منظر ... نامه

ویروسی بنام رئالیسم نقد و نگاهی به ... کوچه بی نام، از منظر ... نامه نویسنده و کارگردان : هاتف علیمردانی ، محصول 1394 نمره : 3 از 10 ، ضعیف کوچه بی نام بتاز ... وارد شبکه نمایش خان ... شد و بهانه ای برای نگارنده که نگاهی تخصصی به ... را چاشنی بحث های عمومی حول و حوش ... کند. ... نامه کوچه بی نام در دسته بندی گونه (نخوانیدژانر) در دسته پیرنگهای اپیک(از نوع خورده پیرنگ) قرار می ... رد،قرار دادن ... نامه در یک دسته خاص دست تحلیلگر را برای بررسی بهتر ... نامه باز می گذارد،در پیرنگهای از این نوع چند خط قصه به موازات هم پیش برده می شوند و همه این داستانکها در راستای تشدید ایده،تم و یا مضمون قصه است، ... نامه کوچه بی نام ... ده پیرنگ هایش را در بستر رئالیسم گسترش می دهد،،از این نظر ... ساز قصه اش را بر تخت رئالیسم می نشاند،.....ادامه مطلب... ... ادامه ...

گلهای لاله باغ ایرانی

دومین پاییز ج داره میرسه ولی خاطراتت همچون روز روشن جلو چشامه.نمیدونم چی شد یهمو یاد خیابون پاستور و کوچه پس کوچه هاش افتادم. یاد گلهای لاله باغ ایرانی، روز بارانی، نسکافه ای که خوردیم، کوچه، عقبگرد درب یه آپارتمان و خوش گذرونی های اون روزها چه ایام خوشی داشتیم و چقدر لذت میبردیم از با هم بودن. ... ادامه ...

نوزدهم

ی ِ کوچه هایی هم هست ک ِ انگار درختاش 24 ساعته دارن ا ... یژن پس میدن ب ِ هوا .. این کوچه ها خیلی آرومن ! عطر ِ آدما توشون گم نمیشه .. ی ِ سری از کاشیای ِ پیاده روهاش لق میزنه و وقتی از روشون رد میشی ، قدم هات باهات حرف میزنن !! این کوچه ها ، ی ِ با ... ای ِ کوچیک دارن برای ِ حیوونا .. این کوچه ها ، درختای ِ بلند دارن با ... ه های مرتب .. این کوچه ها ، خیلی زنده ان .. خیلی ! تو این کوچه ها ، میتونی با خودت ُ تنها قدم بزنی ! تنها .. اصلا هم هوای ِ دونفره ُ دلتن ... ندارن .. تازه میتونی گاهی خیره بشی ب ِ ... یا سفید یا آبی ِ ... هایی ک ِ از لای ِ پنجره از باد ، دلبری میکنن .. #تمشک نوشت . #همین الان باید بری ُ ی ِ قاشق ِ کوچولو از رب ِ گوجه فرن ... ِ تو یخچال بخوری و یادت نره ک ِ چقدر خوراکی ِ ارزنده ای تو خونه هست ُ ما تشنه لبان! میگردیم !! =)) ... ادامه ...

گردشی در کوچه های شهر

چند روزی بود که دوچرخم بهونه ... ری میکرد طفلک حقم داشت این چند وقته زیاد بهش محل نداده بودم.امروز که پاشدم دستشو گرفتم و گفتم بریم....بیرون هوا عالی بود گرم و آفت ... کیفی داشت دوچرخه سواری در این هوا. راه که افتادم نمیدونستم مقصدمون کجاست فقط دوست داشتم از مسیری برم که تکراری نباشه.اوایل راه کوچه ای رو دیدم خالی از ماشین،سر فرمون رو کج ... و پیچیدم توش این کوچه انقدر ... ت و زیبا بود که نوازشی داد روحم رو.همین باعث شد که دلم میل کوچه گردی ... ه.تا آ ... مسیر رو از همین کوچه ها گذشتم:کوچه هایی که حتی اسمشونو نشنیده بودم،کوچه های پهن یا باریک،تمیز،یخی یا برفی،با خونه هایی بزرگ یا کوچیک،بعضی هاشون با صفا و دوست داشتنی،و آدم های مختلف،پیر،جوون،خسته یا ورزشکار و پر انرژی،دو تا آدم که داشتن چیزی رد و بدل می ... ،بعضی ها هم میگشتن واسه خودشون،خیلی ها داشتن به ماشیناشون ور میرفتن یا تمیزشون می ... یا تعمیر.بالا ... ه..... اینجوری بود که امروزمونم گذشت و چه خوش گذشت. ... ادامه ...

... ی هست که نیست..

نفسم بند نفسهای ... ی هست که نیست بی گمان در دل من جای ... ی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محو تماشای ... ی هست که نیست درخیالم وسط شعر، ... ی هست که هست شعر آبستن رویای ... ی هست که نیست کوچه در کوچه به دستان تو عادت می کرد شهری از خاطره منهای ... ی هست که نیست مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط خست ... های من و چای ... ی هست که نیست زیر باران دو نفر، کوچه، به هم خیره شدن مرگ این خاطره ها پای ... ی هست که نیست احسان کمال ... ادامه ...

کوچه دوم کلاس ما پر از سقف است.

خدا می گوید بنویس کوچه دوم! و من فکر می کنم به آن دویست سیصد تا کبوتر بالای پشت بام زهرا این ها که هیچ وقت راه آسمان را یاد نگرفتند.سوال طرح می کنم که آیا کوچه دوم هم آسمان دارد؟ بیست و شش جفت چشم نگاهم می کنند که تو چرا اینقدر مبهم حرف میزنی؟ توضیح می دهم که آیا اگر پرنده از کوچه دوم بپرد به آسمان می رسد؟ زیر چشمی نگاهم می کند و زیر لب غر می زند که "همه دوست دارن! ماعم دوست داریم:/" مجبور می شوم عوضش کنم که آیا کوچه دوم سقف دارد؟ اما این سوال کجا و سوال خودم کجا...؟ . . . من افکارم را به لبخند رضایت بیست و شش نفر ناقابل فروختم! ننگ به من(گریه غریبونه) زیاد...زیاد...! ... ادامه ...

کوچه باغ

نمای پاییزی کوچه باغ سهر10 آذرماه سال 1395ع از آقای مجید قاسمی(حاج مراد) ... ادامه ...

یاد عید های قدیمی /

یاد عید های قدیمی / تو یک روز بهاری/ دسته جمعی خانه پدر بزرگ/ می دویدیم چست و چابک/ از کوچه ها و پشت بامها/ می گرفتیم تخم مرغی / چند رن ... / شاد و خندان/ روی بوسی/ کینه پر/ غصه ها کیش/ پسر عمو / پسر ... / غرق در بو سه ... / یا که ... /صف می شد کل اقوام/ خانه خانه کوچه کوچه/ عید مبارک با ترانه/ توی یک روز کل فامیل/ سر کشیده/ خورده آجیلقهر ها کیش/ غصه ها پر/ اما افسوس/ فرم دیگر / فاصله بیش / بیشتر و بیش/ دید و بازدید می شود کیش/ صله رحم شده است کمحاصلش شد غریبی/ خود فریبی/ لشکر قهر زده خیمه/ دید و ب ... دید نصف و نیمه/ با برادر یا که خواهر/ پس بخوان تا خط آ ... چند سال دیگر / ... ادامه ...

پیگیری خبر مشکلات اهالی کوچه ابو ریحان

مشکلی که سالیان زیادی است مردم این کوچه با آن روبروهستندحادثه خیزبودن ورودی این کوچه هم یکی از مشکلات آن استاما پاسخ شهردارتفت : شهردار د اسخ به مشکلات منطقه کوچه ابوریحان درمصاحبه با خبرنگارخبرگزاری صدا و سیما افزود : .... ... ادامه ...

کوچه ی اوهام

زندگی میگذرد،همچوآبی به سراشیبی رود/ره به ره ص ه وسنگ تابه دریای گران موج وجود زندگی میگذرد،ازبرکوچه اوهام خیال/همگان چشم به راه،روبه دروازه امیدمحال روزوشب میگذرم،ازکهن کوچه ی پرشیب وفراز/سربه هردرببرم نشنوم نغمه مگرسوزوگداز تابه کی ره سپرم،ازخم کوچه تکرارنشان !ره ندارم به رهی ،جزبه دیواره بن بست زمان روزوشب،میشنوم شکوه ازرهگذران د س وپیش/هرکه رامینگرم مانده دربندگرفتاری خویش بگذرم ا ازاین خط دیواره بن بست زمان/نگذرم دیگرازاین ،پیچ وخم کوچه ی تکرارنشان ... ادامه ...

کوچه شهر دلم

کوچه شهر دلماز صدای پای تو خالیهنقش صد خاطره از روزایدور عابر این کوچه خیالیهبه شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیادتوی حجله چشام عروسه خواب نمیادکوچه شهر دلم بی تو کوچه غمههمه روزاش ابریه روز آفت ش کمهغم تنهایی داره کوچه دل بدون توهمه شعر دفترمن مال تو برای توبوی دستای تو داره غربت دستای منیاد قصه های تو داره مونس لحظه های منبه شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیادتوی حجله چشام عروسه خواب نمیادکوچه شهر دلم بی تو کوچه غمههمه روزاش ابریه روز آفت ش کمه فریدون فروغی پ.ن: گوش بدین قشنگه ... ادامه ...

کوچه های بهشت

در کوچه پس کوچه های باغ بهشت نام تو را به زیبایی خواهم نوشت زیبایی ات را به تماشا نشسته ام سهم عشقت را به گُل خواهم نوشت قلب تو جایگاه زیبایی هاست و بس مستی چشمت را به عشق خواهم نوشت نوگل باغ عشاق بلاکش تویی و بس قلب خود به عشق تو خواهم سرشت سهم من از عاشقی عشق تو باد روح خود را در رهت خواهم کِشت ... ادامه ...

تابلوی کوچه گل یخ کو؟!

پر و پیمان پرسیده چرا تابلوی اسم کوچه را برداشته ام؟ گفتم من؟! کِی؟ چه می گویی اصلا؟ گفتم من اینجا مستاجری مفلوکم فقط. کجا مجازم دست به ترکیب چیزی بزنم، بگو به اندازه سر سوزنی حتی؟! یادم می آید اوایل مترودی هزار ساله ام، یکبار صوری، صرفِ اینکه توجه اش را جلب کنم، درآمدم، می خواهم اینجا را عدوانی تصرف کنم. گفتم قفل و کلونش را عوض می کنم. و مغزی در کوچه را عوض . به آنی سر و کله اش پیدا شد و فقط گفت «کلید!» و من، سربه زیر، دودستی تقدیمش .حالا رامشه عزیز؛ اگر تابلوی کوچه مان افتاده از آن بالا، کار من نیست، تقصیر باد لاکردار باید باشد، لابد. به چشم، درستش می کنم توی اولین فرصت. ... ادامه ...

لبخند "16" ... جریمه ای که اتفاق نیفتاد

من اکثرا بخاطر سرعت جریمه میشم اما نشده بخاطر نبستن کمربندیا هر چیز دیگه جریمه بشم امروز صبح زود سوار ماشین از داخل کوچه امدم به سمت خیابان توی لاین اون طرف یه ماشین راهنمایی رانندگی دیدم که داشتن به من نگاه می وارد خیابان که شدم از توی ایینه دیدم که اونا دور زدن و آمدن پشت سر من منم نامردی ن و رفتم توی یه کوچه ی دیگه چند تا کوچه آنطرف تر آمدم که بیام توی خیابان که oــــo oــــــ@ اونا زیرک تر از من بودن و دور زده بودن و از جلو من آمدن توی کوچه یعنی ابتدای کوچه به خیابان پیچیدن جلو من اما خب من کمربند بسته بودم و اونا در حالی که نگاااااااااااااااااهم می رفتن یه ماشین دیگه را جریمه :))) نتیجه اخلاقی ::: پلیس نزدیک تر است از آنچه در آینه میبینید کمربند ها را .... :))) ... ادامه ...

آینه دق

فردا اربعینه... امشب از تو کوچه که رد میشدیم مثل همیشه به کوچه نگاه می ... ...چراغ خونت روشن بود...تو بودی حتما،با کی بودی؟؟... خیلی فکرا از ذهنم میگذره .... چرا من باید از فرسنگها دورتر بیام تو شهرتو و اینهمه کوچه و خیابون بیام نزدیک خونه ای که قرار بود خونه ما بشه اما شده آینه دق من....چرا باید اون روز اون خونه رو میدیدم؟؟چرا اینقدر من باید عذاب بکشم ؟؟؟ ... ادامه ...

هرگز چنین مباد یا امان از حواس پرتی....

امروز یک لحظه، داشت قلبم از ته گلوم می زد بیرون. تا وسط کوچه رسیدم و اثری از پراید جان نبود. کوچه هم اونقدر سر سبز و منحصر به فرد بود که به نظرم محال می اومد اشتباه کرده باشم. یعنی واقعا توی کمتر از نیم ساعتی که رفتم دنبال معاینه چشم برای گواهی نامه، پراید جانم رو برده بودند؟ با یدهای دیروز که عقب ماشین گذاشته بودم چی؟!... یعنی هیچ توصیفی براش قابل بیان نیست؛ بجز احساس همدردی با دوست عزیز که هفته پیش ماشینش رو بردن. طول کشید تا خودم رو جمع و جور کنم و متوجه بشم از میدان به انذازه کافی بالا نیومدم و احتمالا کوچه بعدی هست و بیام سر کوچه و ببینم دو تا کوچه دقیقا مثل هم هستند و احتمال اشتباه زیاد و بدوم تا رسیدن به پراید جانم ......خدایا شکرت ... ... ادامه ...

ای تکیه گاه و پناه-اخوان -دکلمه رضا پیربادیان

ای تکیه گاه و پناهزیباترین لحظه هایپرعصمت و پر شکوهتنهایی و خلوت منای شط شیرین پرشوکت منای با تو من گشته بسیاردرکوچه های بزرگ نجابتظاهر نه بن بست عابر فریبنده ی استجابتدر کوچه های سرور و غم راستینی که مان بوددر کوچه باغ گل ... ت نازهایتدر کوچه باغ گل سرخ شرممدر کوچه های نوازشدر کوچه های چه شبهای بسیارتا ساحل سیمگون سحرگاه رفتندر کوچه های مه آلود بس گفت و گو ه هیچ از لذت خواب گفتندر کوچه های نجیب غزلها که چشم تو می خواندگهگاه اگر از سخن باز می مان سون پاک منش پیش می راندای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاکای شط زیبای پر شوکت منای رفته تا دوردستانآنجا بگو تا کدامین ستاره ستروشنترین ه ... ن شب غربت تو ؟ای ه ... ن قدیم شب غربت منای تکیه گاه و پناهغم ... ن ترین لحظه های کنون بی نگاهت تهی مانده از نوردر کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوهدر کوچه های چه شبها که اکنون همه کورآنجا بگو تا کدامین ستاره ستکه شب فروز تو خورشید ... ست ؟ ... دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

بی تو مهتاب..

با تو گفتم : حذر از عشق نه دانم نه توانم، و تو گفتی من از این شهر سفر خواهم کرد. عاقبت هم رفتی، و چه آسان تو ش تی دل غمگین مرا تو سفر کردی از این شهر ولی، ای گل خوبم، جانم من هنوزم « حذر از عشق ندانم، سفر از پیش تو هرگزنتوانم، نتوانم» *** روزها طی شد و رفت. تو که رفتی منِ دلخسته ی پاک با همه درد در این شهر غریب، باز عاشق ماندم همهْ فکرمْ، همهْ ذکرمْ، آرزوهای دلِ دربدر و خسته ز هجرم، وصل و دیدار تو بود. تا که باز از نفست، روح در من بدمد، زنده باشم با تو، ولی افسوس نشد. *** ماه ها هم طی شد. بارها قصه آن، کوچهْ مهتاب مشیری خواندم باورم شد که جهان، زندگی، عشق، امید، سست و بی بنیاد است ولی انگار که عشقت، یادت، هیچ فکر سفر از این دل و این نداشت *** راستی محرم دل، کوچه ی خاطره های تو و من، یادت هست؟! کوچه ای مثل همان، کوچهْ مهتاب مشیری کوچه ی مهر و صفا، کوچه ی پنجره ها پای آن تیر چراغ، وه چه شبهایی بود خنده ها می کردیم، قصه ها می گفتیم از امید، عشق، محبت که در آن ، در صمیمیت و پاکی فضا جاری بود و سخن از دل ما، که به دریا زده بود حیف از آن همه امید دراز حیف از آن همه امید دراز *** در خیالم، با خودم می گفتم : کوچهْ مهتاب مشی ... ادامه ...

کوچه ی خلوت!

این کوچه دلگشای درکه است که قدیمترها اسمش،کوچه آشتی کنون بوده دو نفر که قهر بودن رو میفرستادن توی کوچه که مجبور بشن با هم روبرو و آشتی کنن! ... ادامه ...

ید کتاب قصه های کوچه دلبخواه

کتاب حاضر قصه های کوچه دلبخواه شامل مجموعه داستانهای کوتاه کاظمیه است که در سال هزار و سیصد و پنجاه و یک توسط انتشارات رز در صد و پنجاه صفحه به چاپ رسید و از هست قصه یا داستان کوتاه تشکیل شده به نامهای: جغرافیای کوچه / حریت نسوان / جشن عروسی / همزاد غول / نخستین روز درس / شب آ / وظیفه شناس / مادر ف ی که برای ید کتاب قصه های کوچه دلبخواه با فروشگاه کتاب کارا کتاب تماس بگیرید ... ادامه ...

نفس

نفس رو دیدم و بهارُ با تموم وجودم نفس کشیدم. بهار تکه ای از وجودم بود. خودی که در کوچه پس کوچه های دهه شصت مونده و دلم براش تنگ شده... + قراره ببرمش سینما. میخوام مث خودم سینمایی بشه! ... ادامه ...

مهربانی ات را قاب گرفتم، جوانه زد

از پیچ کوچه که میای تو خونه عزیز دومین خونست. پیچیدم تو کوچه و سرمو بالا . ایستاده بود دم پنجره، منتظرم بود، برای هم دست ت دادیم و لبخند زدیم. تصویرشو تا ابد قاب تو چشام ... ادامه ...

مسجد کوچه ضابطی طرق.طرقرود

م.م این مسجد فاقد تابلو و اسم مشخصی است یا لا اقل نویسنده از نام آن آگاهی ندارد.به هر رو مسجدمذکور در شمال بافت سنتی طرق در اوا کوچه اصلی منتهی به باغستان های گردوی طرق و روبروی کوچه فرعی ضابطی که موزه شخصی طرق در آن واقع شده است ،قرار دارد. این مسجد فعالیت زیادی ندارد وگویا معمولا گزاران محلی از آن بهره برداری می کنند. ... ادامه ...

هو هو چی چی...

جعبه ی شیرینی به دست, رفته ام توی کوچه پس کوچه های ذهنم دنبال کلمه هایم می گردم، پیدایشان می کنم، بوسشان می کنم، با هم آشتی می کنم، معذرت خواهی می کنم که حواسم بهشان نبوده و آ ... سر پشت سر هم قطار می شویم و هو هو چی چی کنان بر می گردیم به اینجا :) ... ادامه ...

یلدائیان !!

ملا را دیدند که با سرعت بطرف ابتدای کوچه می دوید ، پرسیدند : " چه خبر با این عجله !؟ " گفت : " بچه ها داشتند اینجا بازی می د و من برای اینکه سر و صدای شان بخوابد ، به دروغ ، به آنها گفتم که سر کوچه دارند حلوا پخش می کنند و آنها بازی را رها کرده و رفتند سر کوچه !! و دیدیم که نیامدند دارم می روم سر کوچه ، شاید واقعا دارند حلوا پخش می کنند !!! " ادامه مطلب ... ادامه ...

از ایریلیقِ من تا کوچه لرهِ تو

من ایریلیق را بیشتر دوست داشتم فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرمبو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرمدئییرم چون سنه چاتا بیلمیرمآیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیقهر بیر دردن اولار یامان آیریلیق و تو کوچه لر وچه لره سو سپمیشمیار گلنده توز اولماسونائله گلسین ائله گئتسینآرامیزدا سوز اولماسونمی بینی حتی آهنگهایمان نیز خبر از سرنوشت متفاوتمان را می دادند ... ادامه ...

"سمفونی تلخ نوستالژی در کوچه پس کوچه های شهر" به نویسند ... محمدرضا ... دمند

کتاب نمایشنامه "سمفونی تلخ نوستالژی در کوچه پس کوچه های شهر" به نویسند ... "محمدرضا ... دمند" منتشر شد. کتاب نمایشنامه "سمفونی تلخ نوستالژی در کوچه پس کوچه های شهر" به نویسند ... محمدرضا ... دمند در بزرگترین مرجع کتاب مجازی ایران "کتاب ... " منتشر شد. نویسنده: محمدرضا ... دمند موضوع: نمایشنامه تعداد صفحات: ۲۴ زبان: فارسی ... کتاب منبع: کتاب ... ... ادامه ...

خبر خیر تو از نقل رفیقانِ سخت است....

خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است حفظ حالات من و طعنه ی آنان سخت است لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را در دل ابر نگهداری باران سخت است کشتی کوچک من هر چه که محکم باشد جَستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است ساده عاشق شده ام ساده تر از آن رسوا ی شهر شدن با تو چه آسان... سخت است ای که از کوچه ی ما می گذری ، معشوقه! بی محلی سر این کوچه دوچندان سخت است زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است کوچه ی مهر سر نبش ، کماکان باران... دیدن حجله ی من اول آبان سخت است شاعر : کاظم بهمنی ... ادامه ...

"ناامید..."

این دنیا در هر صورت تموم میشهچه تلخچه شیرینپس اگه یه روزایی ناچارا گذرتون به کوچه های ناامیدی توی مسیرتون خوردانقد دست و پاتونو گم نکنید...بگذریییییییییدچون قرار نیست تا ابد این کوچه هارو ببینید!دارالقرار جای دیگه ست#افسرمولا ... ادامه ...

خودت بیا و جواب دلم را بده.

دلم قصه میخواد یه داستان خوب مثل همون وقتایی که زنگ میزدی و هر شب یه فصل کتاب رو میخوندیم بعد من به لحن و صدای قصه خوندنت عادت می ... تو وسط داستان میپرسیدی مریم میدونی داره راجب کدوم خیابون تهران حرف میزنه بعد من ملتفت میشدم کدوم یکی از کوچه پس کوچه های انقلابه گفته بودمت که دلم یه خونه میخواد تو یکی از کوچه های انقلاب که عصرا تو بالکنش چای هل و کیک زنجبیلی بخوریم. حالا امشب دقیقا امشب که تو در دسترس نیستی من قصه بیژن و منیژه رو میخوام با صدای تو. ... ادامه ...

معجزه تمرین و تلاش سرسختانه؛ با ژروم بواتنگ از کوچه پس کوچه های برلین تا تمجید بزرگان

ژروم بواتنگ، خوش استایل، جنگنده، سرسخت و فروتن. یک الگوی واقعی برای تلاش و تمرین! [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم..."فریدون مشیری" پاسخ بانو "هما میرافشار" به زنده یاد فریدون مشیری:ﺑﯽ ﺗﻮ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺯﺩﻩ ﯼ ﺩﺷﺖ ﺟﻨﻮﻧﻢ [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

وای از این قانون بی قانون

از 137 زنگ زدن. گویا مامان تماس گرفته بوده تا درباره مدرسه ای که دارن سر کوچه می سازن شکایت کنه. کوچه بن بسته، عرض کمی داره و همین الان هم یک برج بلند آ کوچه هست پر از آدم و دوتا ساختمون هم در حال ساخته. کوچه برای پارک ماشین نینش هم دیگه به اندازه کافی جا نداره و گاهی باید ماشین رو در کوچه های دیگه پارک کنیم. خیابون اصلی هم همیشه شلوغه. حالا قراره به این ترکیب فوق العاده یک مدرسه هم اضافه بشه، اونم سر کوچه.خانم 137 می گه این مدرسه مجوز گرفته. می گم این کوچه همین الان هم خیلی مشکل داره و براش مشکلات کوچه رو توضیح می دم. می گه شهرداری و شورای شهر در جریانن و مجوز دادن. می گم حرف من اینه که چرا مجوز دادن؟ شهرداری نباید همینطور الکی مجوز بده. بعد خانم 137 می گه مجوزها الکی نیستن خانم، بابتشون پول ج شده. بله! جواب درست هم البته همینه. شهر رو برای مردم نمی سازن، برای پول می سازن. جواب همه مشکلات شهر یا حتی کشور هم احتمالا همینه. و به قول خانم 137 همه چیز هم قانونی و مجوز داره. ... ادامه ...

دیدم که زسر تا به قدم شوق و امیدم ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق و معشوقه پرستمیک لحظه به یاد تو از آن کوچه گذشتمدیدم که زسر تا به قدم شوق و امیدمهر چند گل از من عشق تو نچیدمآن شور جوانی نرود از یادای راحت و آرام دل من خانه ات آبادبا یاد رخت این دل افسرده شود شادهرگز نشود مهر تو ای شوخ فراموشکی آتش عشق تو شود ی ره خاموشهرجا که نشستم سخن از عشق تو گفتمبا اشک جگر سوز دل سخت توسفتمخاک ره این کوچه به خار مژه رفتمدل می تپد از شوق که امروز کجاییشاید که دگر باره از این کوچه بیایی " فریدون مشیری " [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

پدر

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو... پدر ای یاد تو آرامش من...! امشب از کوچه ی دلتن ... ِ من میگُذری؟! جانِ من زود بیا بغلم کن پدرم...! آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو... به خدا دلتنگم! رو به رویم بِنِشینی کافیست همه دنیا به کنار... گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو ... ادامه ...

تو بخوان مَرد...

از سال هشتاد که آمدیم توی این خانه و این محل، هر سحر صدای مردی توی کوچه می پیچید که اذان گویان می رفت سمت مسجد سر کوچه. از وقتی زیبایی شب را فهمیدم و شدم یکی از شب بیدارهای جهان، دلواپس صدای پیرمرد بوده ام. وقتی قبول شدم و رفتم، هر بار برمی گشتم خانه و تا صبح بیدار می ماندم، منتظر شنیدن صدایش بودم. این سحر هم صدایش پیچید توی کوچه. «حی علی الصلاة » اش می رسد دم خانه ی ما. هنوز دلواپسم؛ اگر یک سحر صدایش نباشد کوچه توی شب گیر می کند. اگر یک سحر نباشد، چیزی از کودکی ام کم تر می شود. مثل نگاه عزیزجون، رنگ ژاکت باباجون، خنده های مادرجون، غریبی آقاجون و قلاب بافی ام. پ.ن: چشم من بیدار و چشم عالمی در خواب... به یاد اخوان :) ... ادامه ...

شور باران

ته مانده ی ابری می چکد در کوچه پس کوچه های شهر غم زده گه گاهی رعدی، ترنمی می شکافد در تردید!!!... باران شور عاشقانه ای به پا میکند دست نوازش می کشد بر غبار خاطرات و عطر خاک در هوای دلتن ... می پیچد عهد عاشقانه ات می شود، باران ... ادامه ...

تو کوچه کوچه مرا بلدی*

وقتی غمگینم سکوت میکنم و این را همه آدمهای اطرافم می دانند. خیلی که غمگین بشوم به هر چیز کوچکی میخندم و این دومی را فقط خودم میدانم. امروز صبح وسط خنده هام گفت چرا ناراحتی و من فکر تو من را بی کلمه بی حرف می دانی وقتی هنوز ۳ سال نشده که در این جهانی. ... ادامه ...

گمشده!

ما را چه به این کوچه پس کوچه های خیس باران خورده ی شب. ما را چه به اسارت مهتاب پشت حصار ابرهای روسیاه. حالا باران هر چه قدر هم دوست دارد ببارد. هر چقدر دوست دارد بر سر چادر من بکوبد. گونه های من پیش از این با ... ها تر شده و این بارش هیچ از روسیاهی ابرها کم نمی کند. نه این که عشق باران به سرم زده باشد و دو ساعت تمام به عشق این معشوقِ بی وفا تمام محله را قدم زده باشم، نه. باران معشوق بی وفایی است که بعد از ماه ها ... ماس، حجاب از چهره برداشته و دارد از پاییزِ دود خورده ی کوچه های خا ... تری، دلبری می کند. بیخبر از دلداد ... پاییز و درخت. درخت هایی که دور از چشم باران، بزک کرده و دل از پاییز برده اند. اصلا ما را چه به این دلداد ... و سرسپرد ... . ما داشتیم دانه دانه درد ها را در خلوتِ کوچه ها تسبیح می زدیم. ما داشتیم تنهایی مان را در کوچه های به خواب رفته ی شب با خدا تقسیم می کردیم. چشمتان روز بد نبیند، زد و با خدا دعوایمان شد. حالا مگر هق هق گریه مان بند می آمد. پشت کردیم به خدا. و دیگر ما نبودیم. از ما فقط من ماند. یک منِ خسته و درمانده. حالا هرچه گشتم یک نفر پیدا نشد من را با خدا آشتی بدهد. باران یقه ی درخت را گرفته بود و د ... ادامه ...

سیم های تیر برق

... عرض شد که تیرهای برق برخی چهار سیم و برخی سه یا دو سیم دارند . تیرهای چهار سیمی بسیار بیشتر از تیرهای سه سیمی یا دو سیمی اند . تیرهای چهار سیمی اکثرا" مربوط به خیابانها و کوچه های بزرگ هستند . تیرهای سیه سیمی اما معمولا مربوط به کوچه های بن بست هستند . و دو سیمی ها که خیلی کم هستند مربوط به کوچه های بن بستی هستند که کوچک هستند و در آنها بیش از دو یا سه خانه وجود ندارد . و دانستن این موضوع برای بچه های قدیم مهم بود . و در بعضی موارد حتی اهمیتی حیاتی داشت . مخصوصا برای آندسته از بچه های قدیم که اهل فرار بودند . اهل بزن و در رو . بچه هایی که مثلا زنگ خانه ای را می زدند و در می رفتند . بچه هایی که سیبی از خانه همسایه می چیدند و فرار می د . بچه های که از در و دیوار بالا می رفتند . بچه هایی که در حوض میادین و پارکها شنا می د یا در چمن های پارک کشتی می گرفتند و به شیوه تارزان از شاخه های درختان پارک و بولوار آویزان می شدند . بچه هایی که مدام نگهبان پارک بودند . بچه های که مدام در حال فرار از دست این و آن بودند . برای این بچه های فراری دانستن اینکه کدام کوچه بن بست است و کدام کوچه بن بست نیست مهم بود . که بتوانند فرار کن ... ادامه ...

ونیز ایران را تماشا کنید +تصاویر

ونیز ایتالیا را همه مردم جهان را می شناسند ولی در دایران روستایی وجود دارد که درست مانند ونیز ایتالیا است. ... ادامه ...

21 - کوچه های چتری شهر وان . ( ردیبهشت 1397 )

21 - کوچه های چتری شهر وان . ( اردیبهشت 1397 ) ... ادامه ...

#منع_خشونت_علیه_ ... ن

پیش دبستانی بودم که بابا برایم دوچرخه ... ید. یادم نمی آید کار خوبی کرده بودم یا بی مناسبت بود.فقط یادم می آید که دو تا چرخ کمکی داشت با یک عالمه مهره ی زرد و نارنجی و قرمز و صورتی که وقتی حرکت می کردی جیرینگ صدا میداد. یک دوچرخه ی قرمز رنگ بود که حتی چرخ هایش هم قرمز بود.بعد با ... یک سری حروف انگلیسی رویش نوشته شده بود که من سواد خواندنش را نداشتم و هنوز هم نمی دانم چه کلمه ای روی بدنه اش نوشته شده بود.دوچرخه های لو ... در آن موقع جای قمقمه داشتند و یک سبد کوچک در جلو و یک جای ... ید در عقب دوچرخه.دوچرخه ی من لو ... نبود ولی من عاشقش بودم.عصر های تابستان سه تا دختر بودیم که روسری هایمان را پشت سرمان گره می زدیم و به همراه چهارتا پسر ،توی کوچه ی بن بستمان ویراژ می دادیم.خیلی خوش می گذشت.لحظه شماری می کردیم تا ساعت چهار شود و صدای بوق اولین دوچرخه توی کوچه بپیچد.یکی از بهترین خاطراتی ست که از بچ ... دارم.یک روز یک پسر هفت،هشت ساله از کوچه ی بغلی آمد توی کوچه ی ما تا با ما دوست شود.قرار شد که مسابقه دهیم .تا آمدیم شروع کنیم گفت:(( مگه دخترا هم هستن؟شما چرا با این لوسا بازی می کنین؟اینا باید برن ... بازی.تو کوچه جای م ... ادامه ...

نمرات ۱۸

بسم اللهآقای رئیس جمهور،الان دقیقا به خاطر کدام کار شهرداری، به ایشان نمره ۱۸ داده اید؟برف پارو د؟ شن ریختند؟ درخت ها را سبک د.برف معابر را جمع د؟ شاخه های ش ته را جمع آذری د؟*بیایید جناح بندی را کنار بگذاریم. صبح روز برفی، ساعت ۷ صبح، در دوران شهردار بودن قالیباف، همه خیابان ها و کوچه ها، شن ریزی شده بود، تا بعدازظهر روز اول، تمام برف ها جمع شده بود، دیگر شاخه ش ته ای دیده نمی شد...دست مریزاد اقای قالیباف...ممنون که یک نمونه خوب از کار شهردار موفق را به نمایش گذاشتید...کوچه ما، بعد از گذشت دو روز، با اینکه کوچه پر تردید است، نه تمیز شده، نه شن ریزی شده، نه شاخه های ش ته جمع شده...از چند نمره ۱۸ داده اید. احتمالاً از ۱۰۰... ... ادامه ...

نمرات ۱۸

بسم اللهآقای رئیس جمهور،الان دقیقا به خاطر کدام کار شهرداری، به ایشان نمره ۱۸ داده اید؟برف پارو د؟ شن ریختند؟ درخت ها را سبک د.برف معابر را جمع د؟ شاخه های ش ته جمع آوری شد؟*بیایید جناح بندی را کنار بگذاریم. صبح روز برفی، ساعت ۷ صبح، در دوران شهردار بودن قالیباف، همه خیابان ها و کوچه ها، شن ریزی شده بود، تا بعدازظهر روز اول، تمام برف ها جمع شده بود، دیگر شاخه ش ته ای دیده نمی شد...دست مریزاد اقای قالیباف...ممنون که یک نمونه خوب از کار شهردار موفق را به نمایش گذاشتید...کوچه ما، بعد از گذشت دو روز، با اینکه کوچه پر ترددی است، نه تمیز شده، نه شن ریزی شده، نه شاخه های ش ته جمع شده...از چند نمره ۱۸ داده اید. احتمالاً از ۱۰۰... ... ادامه ...

بی چتر

نغمه خوان و ترانه سرااز آب و گل کویر بگذرماز این هوای گرفتهبی چتر در نسیم خنده های تو از روزگاران تاریک بگذرمدستان خسته ام رابه دیوار خاطراتم گرفته اماز صفحه ی واژگان خاکی شبسرگشته از جنگل انبوه سکوت بگذرمجاده ی بی انتها به آ می رسدچه باکاز این همه پایان بی آغاز بگذرمچونان سرنشینان کشتی تقدیر چشم بر افق دوختهاز آیینه های مه آلود و تیره بگذرمطوفان را نمی توانم کاری کرداز طوفان و شن ریزه های امید بگذرمگاهی نگاهی به آسمان می کنمولیاز وعده ی بی سرانجام ابرها بگذرمهر ش ته از رازی نهفته استاز رازهای پر تلاطم نا فرجام بگذرمبیچاره من در کوچه پس کوچه های هستی دویده اممی خواهم از این کوچه پس کوچه ها بگذرمبگذرم از خویش و از هوای دلگیر درختاما از اندوه نبودنت، من چگونه بگذرم؟ ... ادامه ...

شاید این بیاید شاید.

با همه لحن خوش آوایی امدر به در کوچه تنهایی امای دو سه تا کوچه زما دورترنغمه تو از همه پر رکاش این فاصله را کم کنیمحنت این قافله را کم کنی [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

پارکینگ ها!

چند وقت پیش یه پیکان گذاشته بودن تو کوچه مون که مال هیچ کدوم از همسایه ها نبود. بعد از چند روز مشخص شد یه! پلیسا اومدن و صاحبش پیدا شد و بردنش. به فاصله ی چند روز بعد، یه پیکان تا ی آوردن گذاشتن تو کوچه بالاییمون. که اون هم بعد از چند روز معلوم شد یه و یکی از آشناهای صاحبش، خیلی اتفاقی ماشین رو شناسایی کرد و پلیس اومد و این ماشین هم به صاحبش رسید. دو روز پیش یه پیکان وانت تو کوچه بغلیمون پارک شده بود. جالبه اون کوچه اصلا ماشین رو نیست! ما هی میگفتیم چرا ماشینو اینجا گذاشتن و اصلا چه جوری تا اینجا آوردنش؟! که امروز معلوم شد اون هم یه! ولی هنوز صاحبش پیدا نشده. شاید مال خود آقا ه باشه! الآن پلیسا اومدن ماشینو ببرن ولی از بس بدجا گذاشتنش اصلا راه نداره که بخواد بره! بساطی داریم -_- واقعا ا هدفشون از ی چیه وقتی ماشینو با خودشون نمیبرن؟ و مهمتر از اون چرا همش ماشینا رو میارن تو محله ی ما؟! o_o ... ادامه ...

خانه ما

چندروز پیش از خونه امدم بیرون تا برم توی خیابون ... ید کنم...اولین باربود که تنها میرفتم و پیاده ...هنوز همه کوچه پس کوچه ها رو یاد نگرفتم...از کوچه خودمون که امدم بیرون اولین کوچه که بنظرم امد به خیابون راه داره رو رفتم داخل تا برسم به خیابون یهو یه ساختمان جلوم دیدم که تا نگاش ... انگار یه سطل اب یخ ریختن روم...خونه ای بود که قرار بود خانه ی من باشد و تو......خونه ای که که قرار بود خانمش من باشم ...... با سرعت از کوچه امدم بیرون استرس بدی گرفتم همش میترسیدم یهو تورو ببینم... نمیدونم با خودم فکر می ... نکنه با خودت فکر کنی من گشتم و خونت رو پیدا ... ... از اون روز هربار که از جلو کوچه رد میشم به ساختمان نگاه میکنم ببینم چراغش روشنه یا خاموش...همش باخودم میگم خدا کنه زمانی که اون خونه رو واسه عروست اماده میکنن من نباشم که ببینم....وگرنه دوباره نابود میشم... روزگار خیلی بیرحم شده.... با اوردنم به این شهر زخم های کهنه ام سرباز ... ..وهر روز نمک به زخمم میپاشه...اون روز حس ... روزگار انگشتش رو روی زخم دلم گذاشته و داره با تمام وجود فشارش میده.... این همه راه...چرا از اون کوچه باید رد میشدم؟؟؟؟ این همه شهر چرا باید مجبور به زند ... ت ... ادامه ...

برباد رفته

نکند روزی به هوای عشق تازه در کوچه های غریب پرسه زنی چون در غروب همان کوچه تو را از یاد خواهد برد و روزی که از یاد رفتی بدان که بر باد رفتی بدان که بر باد رفتی و اسیر باد شدن یعنی همچون قاصدکی پر پر و آواره شدن .... آقای ربات - عشق مقدسه ... ادامه ...

تلخ/ دادویی

تلخ تلخم شبیه شعری هجوکه سه تاری از آن نمیگذردشده ام ایستگاه متروکیکه قطاری از آن نمیگذردپشت این پیله های تنهاییمیرود باسکوت فانوسشکوچه ی خاطرات سوزنبانهیچ ..یاری ..از آن نمیگذردیک نفس می دوم کنار خودمتاکه ازخود عقب نمانم منمثل یک کوره راه بن بستمکه سواری از آن نمیگذردحفره ی وهم در دل یک کوهشب یک استغاثه در تردیدپرم از آشیانه ی خفاشهیچ ساری از آن نمیگذردغزلی در گلوی پاییزمکوچه گردی نفس نفس تنهامن همان برگ چرک تقویممکه بهاری از آن نمیگذردشبحی در تناقض دیروزروبروی دوخط فراموشیآه.. آیینه هم شدم اماجز غباری از آن نمی گذردباد در کوچه ی اذان پیچید روی گلدسته های آبی رنگسفره های حرام افطارمروزه داری از آن نمیگذرد# _دادویی ... ادامه ...

اگر روزی دختری داشته باشم بی بروبرگرد خواننده میشود

مادربزرگم عادت دارد توی آشپزخانه زیرلب آهنگی کند.مادرم توی خانه و گاه توی ماشین آرام ترانه ای میخوانَد.خیلی فکر نمیخواهد حدس زدن اینکه من توی کوچه و خیابان با خودم آواز میخوانم!و البته توی این مورد خاص بس ت زده هم دارم، همیشه بدم آمده از اینکه مردی توی کوچه و گذر راه برود و چیزی بخواند! ... ادامه ...

شعر عاشقانه

کوچه اى را بودنامش معرفت...مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کوچه راویرانه کرد...مردمش راباجهان بیگانه کرد...هرچه درآن کوى بود ازمعرفت...شست وباخود برد سیل بى صفت...از تمام کوچه تنهایک نفر...خانه اش ماندو خودش جست ازخطر.. رسم وراه نیک هرجا بود و هستازنهاد مردم آن کوچه است...چونکه در شه، تو اینگونه اى...حتم دارم بچه ى آن کوچه ای. ... ادامه ...

... ی هست که نیست

نفسم بند نفسهای ... ی هست که نیست بی گمان در دل من جای ... ی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محوتماشای ... ی هست که نیست درخیالم وسط شعر، ... ی هست که هست شعر آبستن رویای ... ی هست که نیست کوچه درکوچه به دستان توعادت میکرد شهری ازخاطره ، منهای ... ی هست که نیست مثل هرروز نشستم سرمیزی که فقط خست ... های منوچای ... ی هست که نیست زیر باران دو نفر,کوچه،به هم خیره شدن مرگ این خاطره ها پای ... ی هست که نیست ... ادامه ...

ادرس

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو مینویسم در عصرهای انتظار به حوالی بی ی قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن و وارده کوچه پس کوچه های تنهایی شو کلبه غریبی ام را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کناره مرداب ارزوهای رنگی ام در کلبه ای را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن مرا می ... ادامه ...

برای گم شدن همیشه نباید

برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی! گاهی وقت ها توی اتاق خودت، میان تک تک خاطراتت گم میشی؛ اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودتو پیدا کنی، خیلی... ... ادامه ...

با خاطره ات دل خوشم و درد کمی نیست

از بس که ز آن کوچه تان بی تو گذشتمدیگر شده آن کوچه تان مثل جهنمبا خاطره ات دل خوشم و درد کمی نیستوقتی که به چشمم زده است غصه تو نماینجا همه با همدم خود شاد و عجین انداما دل من بی تو دگر پر شده از غممردم همگی حال مرا با تو ندیدندتا بلکه بدانند تویی علت ماتماز بس که دلم تنگ تو شد در همه ح دیگر شده این زندگی ام مثل جهنممحمدصادق رزمی ... ادامه ...