و اگر نبود چشم های تو



کاش این دلهره اینقدر ، دل آزار نبود

اگر این پَنجره در یِ دیوار نبودو کنارَم ، قَلم و کاغذ و خ ر نبود چه بلا هایِ عجیبی به سرم می آمدفرض کن داخل زندانی و سیگار نبود آمد و .. شد همه ی دار و ندارم هر چندبودن و رفتن او دست من انگار نبود باز هم ، باد بهاری ، همه جا ، می پیچدگُلِ سر کاش به موی تو گرفتار نبود نکند دستِ ی دست تو را لمس کندکاش این دلهره اینقدر ، دل آزار نبود رفتی و بعد تو در شهر جنایت ها شدخنده ای روی لبم ، بعد تو در کار نبود اگر این پنجره در ی دیوار نبودغزلی وصل به موهای تو این بار نبود #سعید_شیروانی ... ادامه ...

شـــــــــب

jamshid.molaey"rayka":"شــــــــــب" باتو شبی بود و دگر شب نبود ... رندی ما زاهـــد و مذهب نبود... داغ دلم جســـــــم مرا کوره کرد... کوره گدازنده ولی تب نبود... از غــــم عشق تو جگر ام ... ساقی و مــــی بود ولی لب نبود... ای دل اگر خســــته شدی صبر کن ... داد نزن بانــگ تو یارب نبود... هر چه نوشتم همه با اشــک بود... خون دلـــم بــود مرکب نبود ... عشق فقط حاصل این لحظه هاست... شب همه شب بود ولی "شـــــــــــــــب" نبود ... رایـــکا جمشید مولایی @jamshidmolaey ... ادامه ...

حقش نبود...

این حق یووه نبود با این بازی عالی این طوری حذف بشه. این حق بوفون نبود توی آ ین بازیش این طوری ا اج بشه. این حق رئال نبود این طوری کثیف بره بالا. این درآوردن لباس و شادی بعد گل حق رونالدو نبود. این حق داور نبود که بدون کتک خوردن از زمین بره بیرون. کاش بوفون یه فصل سیر می زدش... ببخشید این نوشته با کلیت وبلاگ هماهنگ نیست اما اگه نمی نوشتم می ترکیدم. ... ادامه ...

اربعین حسینی

دل غمین ما را که غیر داغ غمت برجبین نبود نگذشت لحظه یی که دل ما غمین نبود هرچند آسمان به صبوری چو ما ندید ما را غمی نبود که اندر کمین نبود راهی اگر نداشت به و امید رنج اسارت، این همه شورآفرین نبود ای آفتاب محمل زینب ی چو من از من زیارت تو خوشه چین نبود تقدیر با سر تو مرا همسفر نبود در این سفر، مقدّر من غیر ازین نبود گر از نگاه گرم تو آتش نمی گرفت در شام و کوفه، خطبه من آتشین نبود در حیرتم که بی تو چرا زنده ام عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود ده روزه فراق تو عمری به ما گذشت یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود محمدجواد غفورزاده (شفق) ... ادامه ...

داری حال می کنیا!؟!!خخخخ

طرف داشت واسه بچه ده سالش توضیح میدادکه: زمان ما آب نبود ... گاز نبود ... تلفن نبود ... مایکروفر نبود... ال سی دی ی نداشت... یهو بچه میگه: داری حال میکنی با ما زندگی میکنیا!! ... ادامه ...

امروز...

صبح رسیدم و دیدم که اون دسته کارت مهمی که قبلا گفته بودم همیشه باهامه نبود...نبود که نبود... دو بار جریمه دادم اومدن در اتاق خوابگاهو برام باز ... اونجا هم نبود... کلافه و عصبی عصر رفتم باز گشتم.. نبود... ا ش وقتی اومدم چسب رو بذارم تو کیف وسایل خورده ریز دیدم کارتا رو تو حواس پرتی گذاشتم تو اون کیفه.... کارتامو بوسیدم.... چه ارامشی.... ... ادامه ...

خواب دیدم پشت در بودی...(قطعه)

خیره ام بر مرد دلتن ... که در آینه است میروم با قایقی با اینکه همپایی نبود پشت دریای نگاهم گنج هایی ... ه است ترسم از فهمیدن ... ان دریایی نبود تا که من سرگرم دفن آرزوهایم شدم چون که قلبم دختری بی قیدو هرجایی نبود دوستانی دارم اما در سرم افکار توست هیچ ... بامن بجز احساس تنهایی نبود خواب دیدم پشت در بودی ولی هنگام صبح هیچ تعبیری ازآن روزی که میآیی نبود.... عرفان احمدی شاعر بد خط ... ادامه ...

پیله و پرواز

پیله و پرواز حیف که روی من اینجا به تو هم باز نبودودراین شهر ... ی محرم این راز نبودمثل لبخند تو که قاب شده بر دیوار خیره ماندم به تو و هیبت آواز نبودصید گشته دل ماهی به مه و صد افسوسکه دل ماه به ماهی تپش ساز نبودکوک میکردی و با ساز تو می ... یدم گرچه این تنبکِ تو تنبکِ شیراز نبودترس از فاصله ها ٬ پیله زده بر تنِ من بختکی زد به تنم قدرت پرواز نبودمثل این دفتر شعرم که نشد هدیه دهمعشق هم بود ولی جرات ابراز نبودناگهان عزم سفر کردی و رفتی ز قفسزود شد دیر و دگر فرصت آغاز نبود شاعر : محمدرضا مهدیزاده ... ادامه ...

کاج اگر می کاشتم شاید خزانم این نبود

گر تو از من دل نمی کندی جهانم این نبودیا اگر بود انتهای داستانم این نبود ابرهای تیره چشم انداز صبح من شده استآفتابم مانده بودی، آسمانم این نبود رنگ و بوی گل مرا از فکر فردا دور کردکاج اگر می کاشتم شاید خزانم این نبود در غمت می سوزم و تنها صبوری می کنم کاش در دنیا خدایا امتحانم این نبود "دل ب گاه تنها راه عاشق ماندن است"بی وفا پیش از تو حرف "دوستانم" این نبود#محمدحسن_جمشیدییک مصراع مانده به آ از #فاضل_نظری ... ادامه ...

بود و نبود

ی حوالی این شهر بی قرار بود و نبود همو که ماهِ رُخَش بر مدار بود و نبود خیال ه چه دانست در زمین هوس گسل به روی گسل مست انفجار بود و نبود می آمد از طرف خط ریل شهر غریب ی که سوت ن چون قطار بود و نبود به ، سر گذشتِ زمستان ، تمام باغ گریست درخت منتظرش بی بهار بود و نبود به نعل و آینه می بست ، چشم آرزو به دخیل اگر چه فرصت فالش سه بار بود و نبود ز شهر خسته نیامد خبر ، به قلعه شدیم نصیب پرسش ما هم ، حصار بود و نبود چه کشته بود به آوار سنگواره مگر؟ نصیب مرد درو ، تیغ و خار بود و نبود هزار دیده به دیدار هر غبار که رفت به اسب خاطره مردی سوار بود و نبود هزار مقصد و منزل رسید قاصد عمر نبود آنکه از او انتظار بود ، نبود! ... ادامه ...

چه زیبا میشد

چه زیبا میشد***اگه دین و ... افه نبود***چه خوب میشد***اگه خشونت و جنگ نبود*** ... و احترام بود***دوستی و انسانیت و مهربانی بود*** ... و شادی و لبخند کودک بود***چه زیبا میشد***اگه پرنده تو قفس نبود***ماهی تو تنگ نبود***حیوون زیر سنگ و چوب نبود***چه خوب میشد***به جای رفتن به مکه و کربلا***بودیم به فکر کارتن خواب و گدا***چه زیبا میشد***دست تو دست کنار هم قدم میزدیم***لبخند پشت لبخند به هم هدیه میدادیم***نوبت به نوبت شعر میخو ... م***چه زیبا میشد***چه زیبا ... ادامه ...

سیروس عبدی

تو شعر بودی از اوّل در آن زمان که نبودبه شکلِ ناله سرودم تو را، زبان که نبودنگاه کردی و احساس بندگی خدا هنوز فراگیر، در جهان که نبودنگاه کردی و در اشتیاق غرق شدمهنوز شوق پ ، در آسمان که نبودکدام کندو از خود بزاق می زایدعسل چشیدم و آبی در آن دهان که نبودمرا که رد شده بودم، خدا دچار تو کردچه قصد داشت از این فتنه، امتحان که نبودمن آمدم که بمانم، طبیعتم این استفقط به عشق تو ای دوست، می توان که نبودبه ماندگاری شوقت، ابد پدید آمدو گر نه روح، از آغاز، جاودان که نبود ... ادامه ...

شورحسینی

روز ازل که نقشه عالم درست شد با اذن مادرت گِل آدم درست شد نامت نشست بر لب زهرا و گریه کرد آهی کشید فاطمه و غم درست شد آبی نبود، خاک نبود و فلک نبود با اشک چشم اوست که زمزم درست شد تصویب شد برای تو باید که گریه کرد از آن به بعد ماه محرم درست شد پیراهنی که دوخت برای تو مادرت ته مانده اش برای تو پرچم درست شد دنیا هنوز کاملِ کامل نبود که با ساختِ حریم تو کم کم درست شد با نام روضه روی زمین هم بهشت شد جایی برای گریۀ ما هم درست شد مقتل نبود و جزوه نبود و خدای خواست تا که کتاب ابن مقرم درست شد بی تو جهان نداشت بها و بها گرفت دنیایِ با حسین، منظم درست شد بعد از گذشت چند صباحی زداغ تو بازین چه شورش است و چه ماتم درست شد ... ادامه ...

مسیر زندگی

نوشتهﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﺴ ﺑﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ، ﻣﺴﺮﻡ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ .ﺍﺻﻼ ﺑﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺮﺍﻪ ﺻﺤﺒﺘ ﻧﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺖ ﻮﻝ ﻫﻢﻧﺮﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡﺍﻣﺎ ﻭﺳﻂ ﺭﺍﻩ ﻪ ﺑﺎﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺟﺐ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﻠﻮﺍﺭﻡ ﻭﻟﻮﻝ ﻧﺒﻮﺩ !…ﺟﺐ ﻧﺒﻮﺩ … ﺟﺐ ﺮﻫﻨﻢ !ﻧﺒﻮﺩ ﻪ ﻧﺒﻮﺩ … ﻔﺘﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﻮ ﻔﻤﻪ !ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻮﻝ ﻧﺒﻮﺩ …ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻔﺘﻢ : ﺍﺮ ﺴ ﺭﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻃ ﻣﺴﺮ ﺑﻪﺷﻤﺎ ﻔﺖ ﻪ ﻮﻝ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ ﻧﺴﺖ، ﺎﺭ ﻣﺮﺩ ؟!!ﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﺎﻓﻪ ﺍﺵ ﻧﺎﻩ ﻣ ﻨﻢ !ﻔﺘﻢ : ﺍﻻﻥ ﻓﺮﺽ ﻦ ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺴ ﺑﺎﺷﻢ ﻪ ﺍﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﺮﺍﺵﺍﻓﺘﺎﺩﻩ !!!…ﺪﻓﻌﻪ ﻤ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺘﺶ ﻢ ﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﻫ ﺍﺯ ﺁﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖﻭ ﻔﺖ : ﺑﻪ ﻗﺎﻓﻪ ﺍﺕ ﻧﻤﺎﺩ ﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺪ ﺑﺎﺷ ، ﻣ ﺭﺳﻮﻧﻤﺖ …پروردگارا!در این روز های آ سال، باز امسال هم مثل هر سال دیگر ﻣﺴﺮ ﺯﻧﺪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻃ ﺮﺩیم ﺑﻪ ﺧﺎﻝ ﺍﻨﻪ ﺗﻮﺷﻪ ﺍ ﺩﺍﺭیمﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻫﺮﻪ ﻧﺎﻩ ﻣ نیم ، ﻣ بینیم ﻫ ﻧﺪﺍﺭیم، ﺧﺎلی ﺧﺎﻟ …ﺧﺪﺍﺎ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻣ ﺭﺳﻮﻧ به مقصد؛ توشه ای نداریم. یا ارحم الراحمین ... ادامه ...

اگه دروغ نبود

آگه دروغ نبود...آگه دروغ نبود مردم مجبور بودند به قول و قرارهایشان عمل کنند، آگه دروغ نبود ی حق مظلومی را نمی خورد، آگه دروغ نبود غیبت و تهمت هم نبود، آگه دروغ نبود ی بیت المال هم نبود، آگه دروغ نبود بی اعتمادی هم نبود، آگه دروغ نبود جنگ و خون ریزی هم نبود، خلاصه آگه دروغ نبود عد در جامعه و جهان حاکم می شد و انسان به کمال خود نزدیک می شد و مردم در آرامش و آسایش بودند. به همین خاطر است که باقرعلیه السلام: دروغ کلید تمام بدی هاست[1] [1] الکافی ج: 2 ص: 33 ... ادامه ...

پیله و پرواز

پیله و پرواز حیف که روی من اینجا به تو هم باز نبودودراین شهر ی محرم این راز نبودمثل لبخند تو که قاب شده بر دیوار خیره ماندم به تو و هیبت آواز نبودصید گشته دل ماهی به مه و صد افسوسکه دل ماه به ماهی تپش ساز نبودکوک میکردی و با ساز تو می یدم گرچه این تنبکِ تو تنبکِ شیراز نبودترس از فاصله ها ٬ پیله زده بر تنِ من بختکی زد به تنم قدرت پرواز نبودمثل این دفتر شعرم که نشد هدیه دهمعشق هم بود ولی جرات ابراز نبودناگهان عزم سفر کردی و رفتی ز قفسزود شد دیر و دگر فرصت آغاز نبود شاعر : محمدرضا مهدیزاده ... ادامه ...

شهادت حضرت محمد مصطفی (ص) و حسن مجتبی (ع)

چو همطراز تو درعرصه ی وجود نبود جواب مسئله ی ما بجز(( نبود))، نبود به احترام تو بت ها به سجده افتادند وگرنه هیچ دلیلی بر این سجود نبود حرا گواهی این که ی به خلوت تو به جز خدا و علی لایق ورود نبود کنار تو پر جبریل سوخت ، ثابت شد که شان و منزلت او در این حدود نبود لب ملایکه را ذکر نیست جز صلوات چرا که بهتر از این در جهان سرود نبود وزید عطر نفس های تو ، دگر جایی برای عنبر و مشک و گلاب و عود نبود دلیل ((رحمة للعالمین)) شدن این است : ی شبیه تو مشتاق لطف و جود نبود نمی نشست مصیبت به جان آل الله اگر که دور و بر تو پر از حسود نبود عجب نبود که م به پانمی شد اگر که صورت گل یاست چنین کبود نبود چه خوب می شد اگر که مدینه چوب نداشت چه خوب می شد اگر کربلا عمود نبود ... شاعر : مجتبی سندی چهل شبه میزنی به و بر سر برا شهید نیزه و خنجر حالا اجازه دادن فاطمه و حیدر بزن برای جگر باید همه با هم ، به زیر این پرچم ، بمونیم برای شادیِّ ، مادرمون زهرا ، بخونیم حسن منه ، ماه تمام منه تا وقتی نوکرشم ، دنیا به کام منه یا مجتبی یا حسن ****** نگاه تو آقا دل منو برده بدون تو هستم غریب و افسرده مهر غم عشقت رو پیشونیم خورده یوسف که زیباست از دست تو آ ... ادامه ...

زندگی غم کده ای است

زندگى غــــم ڪده اى بیش نبود... سهم من جز غـــــم و تشویش نبود... به ڪدام خاطره اش خوش باشم... ڪه ڪدام خاطره اش نیـــــــش نبود.. ... ادامه ...

داستان زند ...

خیلی وقت است وقتی از او میخوانم گریه میکنم... قبل تر برایم مقدس بود اما چندی است , دلتن ... و غم است که همراهش میخزد درونم و بند بند وجودم را میلرزاند.... امروز هم با خواندنش اشکم بی اختیار می چکید و من فقط فکر می ... کاش زند ... داستان بود, آ ... همه پیچ و خمها عشق بود, کند میامد اما ماندگار میشد و دلخوش میکرد... آنوقت مهم نبود از کجا, مهم نبود فرصت نیست, مهم نبود دیر است, مهم نبود راه بسته است.... هیچی مهم نبود فقط چون نویسنده تصمیم گرفته به بودن , پس بوجود میامد... از دل تاریکی, از کنج عزلت, از دل غم .... اصلا از ناکجا میاید و رنگ میپاشد, غم میبرد و امید میسازد...کاش زند ... داستانی بلند باشد ...با پایانی خوش... ... ادامه ...

رسیدن نداره ...

ما زنده م م ... گرچه آدم ها عوض شدند ... گرچه وزن آنچه با خود می کشیدیم آنقدر شد که کمرمان را خم کرد ... کاش حرف گم نمیشد ... کاش اگر ی میمرد میگفتم "it was a beautiful death " نه این که انگار همه چیز تمام شده باشد ... ما زنده م م ... با این که دریا نبود ... خواب نبود ... سبز نبود ... ... ادامه ...

... آهنگ جدید پدرام بهزادی به نام قرار نبود

... آهنگ جدید پدرام بهزادی به نام قرار نبود ... آهنگ قرار نبود از پدرام بهزادی دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز پدرام بهزادی با نام قرار نبود مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از پدرام بهزادی به نام قرار نبود در جعبه ... ... new and amazing ... named gharar nabood produced by pedram behzadi ... آهنگ جدید پدرام بهزادی به نام قرار نبود ادامه مطلب ... ادامه ...

شعری از قیصر امین پور (اگر نویسی) نگارش دهم

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود،اگر دفتر خاطرات طراوت پر از رد پای دقایق نبود،اگر ذهن آیینه خالی نبود،اگر عادت عابران بی خیالی نبود،اگر گوش سن ... ن این کوچه ها فقط یک نفس می توانست طنین عبوری صمیمانه را به خاطر سپارد،اگر رد پای نگاه تو را باد و باران از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد،اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد،اگر آسمان سفره ی هفت رنگ دلش را برای ... ی باز می کرد،و می شد به رسم امانت گلی را به دست زمین بسپریم و از آسمان پس ب ... ریم،اگر خاک کافر نبود و روی حقیقت نمی ریخت،اگر کوهها کر نبودند،اگر آبها تر نبودند،اگر باد می ایستاد،اگر حرفهای دلم بی اگر بود،اگر فرصت چشم من بیشتر بود،اگر می توانستم از خاک یک دسته لبخند پ ... ر بچینم،تو را می توانستم ای دور!از دور، یکبار دیگر ببینم... ... ادامه ...

بغضم

قلبم.... سوت و کور است... دیگر ی به نام او نیست در قلبم... ولی باید رفت... ولی باید رفت..... گاه گاهی نفسم می گیرد.... از بغض گلویم.... که هر از گاهی هست.... از دوری یار... شاید این عشق نبود... واگر عشق نبود.... هوس نبود... نمی دانم.... ولی حس عجیب و قشنگی بود... ... ادامه ...

عزیزخانم ما

عزیزخانم ما، از این عزیزهای تو ... ها و سریالها با جملات نغز و پر معنی نبود، ادم ساده ای بود، منظورم از ساد ... ، نرمال بودن است، زند ... اش را کرده بود،ازدواج کرده بود، بچه به دنیا اورده بود، بچه زن داده بود و حالا هم صبح به صبح قبل حاجی بلند میشد، چای را دم میکرد،نانش را می ... ید، با حاجی صبحانه اش را میخورد وبقیه کارها را همین طور روتین ادامه می داد، برنامه زند ... اش، ثانیه ای جابه جا نمیشد، خیلی هم اهل قربان صدقه رفتن و زبان ریختن نبود،ادم بد عنقی نبود، ولی کلا اهل حرف و غیبت و شوخی بذله گویی نبود. ... ادامه ...

... آهنگ جدید آرش گرجی به نام نبود این قرارمون

... آهنگ جدید آرش گرجی به نام نبود این قرارمون ... آهنگ نبود این قرارمون از آرش گرجی دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز آرش گرجی با نام نبود این قرارمون مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از آرش گرجی به نام نبود این قرارمون در جعبه ... ... new and amazing ... named nabood in ghararemon produced by arash gorji ادامه مطلب ... ادامه ...

شکر نعمت!

درد اگر نبود سر ما پیش خدا خم نمی شد ... درد اگر نبود گردن کلفتی٬ برای چند دقیقه و چند ساعت و چند روز هم که شده٬ فراموشمان نمی شد... ... ادامه ...

او نبود اما

یادم می آید شبیشمارش بازدید وبلاگم ۲۰ تایی زیاد شدو من فکر اوستکه به تماشا نشسته و همه را می خواند.... که او نبود. ... ادامه ...

زبان حال...

دخترم خوش آمدی جای تو در دنیا نبودبی وجود تو صفا در گلشن عُقبا نبود جان بابا بارها مرگ از خدا طلببی تو خون جگر در دیدة زهرا نبود دخترم آن شب که من دست علی دادم تو راجای پنج انگشت سیلی در رخت پیدا نبود جان بابا نقش این سیلی گواهی می دهدهیچ مثل من و مثل علی تنها نبود دخترم روزیکه بر ماه رخت سیلی زدندهرچه می پرسمبگو آیا علی آنجا نبود؟ جان بابا بود امّا دستهایش بسته بودچاره ای جز صبر بین دشمنان او را نبود دخترم آیا حسینم دید مادر را زدندشاهد این صحنه آیا بود زینب یا نبود؟ جان بابا لرزه بر اندامشان افتاده بودذکرشان جز یا رسول الله و یا اُمّا نبود دخترم با آن همه احسان که دید امّت زمنبوسه گل میخ در اجر ذوی القربا نبود جان بابا خانه پر گردید از دشمن ولیهیچ جز فضه و دیوار و در با ما نبود دخترم چون مجروح تو آسیب دیددرد آن جز در درون سینة بابا نبود جان بابا سوز آن از نظم «میثم» سر کشیدورنه تا این حد شرر از شعر او پیدا نبود ... ادامه ...

اول حبیب من به خدا بی وفا نبود!

نبود...شد... ش... ش شاید... ... ادامه ...

روضه ج دوعاشق

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود .................... ازبس حسین رو دوست داره که ادامه مطلب ... ادامه ...

بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود

بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود احساس در «الهه ی ناز» بنان نبود "امید صباغ نو" ... ادامه ...

فیه ما فیه

حتی ازین دریای پیر یک قطره هم با من نبود اشکاتو تف کن روو زمین اواز ما غمگین نبود بااارون میشم دوباره تا دستاتو خواهش م این ا ین جرم منه با ابر سازش میکنم این اسمون نفرین شده گوشای من سنگین شده یا نور چشمام کم شده هرچند شب بو بد نبود ااااهای دروغای قشنگ رنگین کمون رنگوارنگ کو دست من کو پای من توو عمق این دریای تنگ چشماتو پاک کن ا ش دریا به خونش میرسه ماهیِ توو تنگ سیاه به آشیونش میرسه ... ادامه ...

بنال ای نی که من غم دارم امشب

من آدم خوبی نیستمولی حقم این همه بدی نبودحقم این همه نفرت همه جانبه نب ش یه عقل کل میومد و میگفت اینجای راهت اشتباه رفتی که همه ازت زده شدند ... ادامه ...

میخواستم بیام اینجا باهاتون شرط ببندم که نمیتونین فری شو پیدا کنین!:دی

این هفته رو،هفته ی های درام و غم انگیز اعلام میکنم!+من در هیچ زمینه ای از خودم پشتکار ندیدم الا در مورد اون ی که میخوام ببینم و باید ببینم.یعنی صدتا سایت داخلی رو نگاه نبود.خارجیش؟! نبود.البته که منظورم از نبود ،رایگانشه!بعد دیگه بالا ه از یه جایی پیداش و با زیرنویس انگلیسی نگاش ^__^راضیم ازت =) ... ادامه ...

هیچ نبود؟

یعنی هیچ نبود نظر بده درباره کادوی جدیم؟! :(((((((( بچه ها شب تا خوددددد صبح باز خواب جدی مو دیدم :(((( ایشالا بمیری راحت شم ذلیل بشی بری زیر ماشین احمق بی شعور ... ادامه ...

خب اگه اینقدرقیافه اش خود متشکر نبود از حرفش، منم اینقدر نمی خندیدم که اون طور گریه اش بگیره

- و در اساطیر ایران این هوشنگ بود که پیدایش آتش را برای مردم ایران زمین به ارمغان آورد..،-ولی ،شما اشتباه می کنی هوشنگ نبود.-نبود؟ کی بود پس؟-لولو بی ها بودن!-لولو بی کیه؟!!!!-انسان های اولیه ... ادامه ...

اهای دنیا

قرارمون این نبود قرار بود نه سازی در میان باشد و نه رقاصی قرار بر کوری خواندن نبود قرار بر زخم زدن نبود چند وقتی است که ساز نوازی اموختی تقریبا از بچگی من و من چه خوش خیال فکر می ساز لالایی است از برای من میان ان همه دعوا اما حال نمیدانم جنس گوش های من تغییر کرده یا ساز زدن تو که هی مجبورم ب م و بسازم و دم نزنم خون بالا بیارم کبود شوم زخمی شوم بشکنم اما دم نزنم و دریغ از یک خواب خوش اما یک سوال کی اینگونه ساز زدن رو به تو اموخت؟؟ ... ادامه ...

چه ی می داند!

شاید اگر شمارش سال و ماه و هفته نبود زندگی اینقدر تکراری نبود و به اسامی روزهای هفته لعنت نمی فرستادیم! ... ادامه ...

بازگشت کاروان به مدینه-حضرت زینب(س)

کیست این زن ز دور می آیدبا نگاهی صبور می آیدآبله پا و خسته و مجروحجسم او راه می رود یا روحکیست این زن که جامه اش نیلی ستگل گل صورتش رد سیلی ستهر طرف وای وای و همهمه ستعجب این زن شبیه فاطمه سترنگ و بوی حسین دارد اوشیون و شور و شین دارد اومردم این زینب عزیزم نیستمحرم چشم اشک ریزم نیستزینب من که قد خمیده نبوداین قدر رنگ و رو پریده نبودمردم این را که خوب می دانیدزینب من بلا ندیده نبوداز کدامین بلا ش ته چنینقامتش این قدر تکیده نبودوای من روی او اشیده استچه این بذر فتنه پاشیده استزینب من که قد خمیده نبوداین قدر رنگ و رو پریده نبودآفتاب قبیله ی طاها!زینب من! عقیله ی طاها!دختر آسمانی زهرا!میوه ی زندگانی زهرا!آمدی، آمدی غرور علی!وارث ی صبور علی!تو که محبوبه ی خدا بودیزینب دوش مصطفی بودیآمدی زینبم، ش ته چرا؟این همه خسته خسته خسته چرا؟آه زینب چقدر تنهایی!کوه دردی ولی شکیباییز چه هستی؟ ز سنگ یا آهنای کبودای تازیانه ی من!پروانه نجاتی ... ادامه ...

تازیانه

من تازیانه ای استکه بى هوابر تن خویش فرو مى آیدرنجور تر از همیشه..........کودک کوچکى که خوب نبودخوبی نبودبدى نبودکه کودک بودو نمیدانستاشک هاى بسیارى استبر تنِ سال هاى نیامده......کودکى که بازى نمیدانستکه بزرگ شده بودبى انکه بداندگاهى انکه به ما زخم میزنددست هاى آشنایی دارد......اینبار خودم را تبرئه میکنمعذاب منخودِ منم!که بى هیچ انصافىبه قضاوت نشسته امبى هیچ رحمتى.......خدا هم اگر بوددست نوازشى داشت....زخم بس استتازیانه بس استاینبارمیبوسمشبه صلح! ... ادامه ...

عشق تو

در قافله ی عشق تو جلودار منم در محفل عشق تو غمخوار منم دیدی که سر عشق تو بیمار شدم در دادگه عشق تو بر دار شدم زان پس دگر از عشق تو امید نبود منظره ی ... عشق تو در دید نبود عاقبت زین همه عشق تو بندم دیدار از سختی عشق تو سخت است گفتار ... ادامه ...

پنجاه و سوم : رازِ الف

الف اولش هیچ ... نبود.یک حرف بود.آغاز حروف! بعد شد نشان قامت دوست! نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست .بعد تر شد معشوق من! هو الاول و الا ... ! الف شبیه هیچ ... نبود.الف شبیه معشوق من بود و هیچ ... نبود . الف را فقط من میشناختم و نمی شناختم! الف سوم شخصِ غایبِ همه ی نوشته ها و نانوشته هایم بود. الف همانی بود که کنار همه ی آهنگ ها و تصویرها و حس های خوب دنیا با من بود. من برای الف گریه کرده بودم.برای رسیدن به او جن ... ده بودم بی آنکه بدانم و بداند. الف سایه نبود. وجود داشت. سایه ی چیزی نبود.خودش هزار سایه داشت و من همیشه توی سایه هایش گم میشدم از بس وسیع بود و بی نهایت.حالا الف را میشناسم. حالا الف دیگر گنگ نیست. الف نفس می کشد! دیگر الف به وسعت دنیا نیست!حالا دنیا به وسعتِ الف شده است.دنیا خلاصه شده است در او و من غرق می شوم در چشم هایش،هر بار که نگاهم می کند! ... ادامه ...

سی سی یو خیلی بده؟

می خواستم بیام بنویسم مامانی حالش خوبه. چیزی نبود. الکی بزرگش کرده بود. فقط فشارش افتاد بود و اینا. که نیست ... ساعت سه تا پنج پیشش بودیم. بعد چندین سال بعضیا رو دیدم. لامصب طوری شده که واسه رفتار با فک و فامیل هم باید سیاست داشت :| یعنی هر حرکتِ هر ی برای بقیه یه معنی داره. ی حتی جلوی تخت زانو هم نزد :دی مامانم سیاست بلد نبود. هی زیرلب تیکه مینداخت. بابا بیخیال :))) حالش بد نبود. یعنی خوب هم نبود. فشار و ضربانش هی بالا و پایین میشد. تب دار شد. هوشیاریش خوب نبود. دلم میسوخت. هم واسه مامانی. هم واسه خودمون. ما پتانسیلِ «خوب بودن» رو داشتیم و نشد. ما فرصتِ «خوب بودن» رو داشتیم و نشد. نامردی . نمی گذرم از اونا. رفتار یکیشون واقعا چندش بود :| مامانی، حالش خوب نبود. اومدیم خونه. ی اعت پیش زنگ زد که بردنش سی سی یو. ان شاءالله طوری نشه. + خدایا؟ مامانی حیفه ها. بذار تعداد بنده های خوب و دوست داشتنی ت کم نشه. بذار یه خورده امید زنده باشه. همین! ... ادامه ...

نوحه میدونی چرا صورت من شده کبود ، عمو نبود

میدونی چرا صورت من شده کبود ، عمو نبود میدونی چرا موهام گرفته بوی دود ، عمو نبود میدونی چرا رمق تو زانو هام نبود ، عمو نبود میدونی چرا رفتم محله یهود ، عمو نبود عمو نبود، عمو نبود به خدا که آتیش روی چادرم نبود ، عمو که بود یه دونه موی سفید روی سرم نبود ، عمو که بود به خدا که دستی پی م نبود ، عمو که بود ی توی صحرا پی گوشوارم نبود ، عمو که بود عمو نبود، عمو نبود حالا که سرم روی خاک این ابه هاست ، عمو کجاست حالا که روی لبام همش خدا خداست ، عمو کجاست حالا که حرم تو ازدحام دشمناست ، عمو کجاست حالا که همش رقیه زیر دست و پاست ، عمو کجاست عمو کجاست، عمو کجاست بی تو همه افتادن به این روز سیاه ، عمو بیا بی تو منم و محله ی نامحرما ، عمو بیا داره میکشه من و نگاه شامیا ، عمو بیا غرور من و ش ته دست بی حیا ، عمو بیا عمو بیا، عمو بیا حجم: 1.33 مگابایت دریافت ... ادامه ...

چیز خاصی نبود.....!!!!!

وای وای وای!نشستم تکرار برنامه ی بفرمایید شام رو میبینم و حرص میخورم از دست این آقاهه که هی میگه: غذاش چیز خاصی نبود! دسرش چیز خاصی نبود! میزبان چیز خاصی نبود! نوشیدنی چیز خاصی نبود! بیسکوییت چیز خاصی نبود! یکی نیست به این بگه : بابا خدای اعتماد به نفس! خودشیفته! نارسیس بزرگ! به قول گیلکا: من مرا قوربان! مگه خودت چیز خاصی هستی؟ مگه قراره طرف برات چیز خاص سرو کنه؟ بابا یکی بیاد برا این آقا چشم اردک با دسر بال ملخ و مغز میمون سرو کنه تا خاص باشه!!!بیزارم! بیزارم از آدم های خودشیفته که اونقدر خودشون رو قبول دارند که فکر میکنند خودشون همه چیز تمام هستند و بقیه هیچی سرشون نمیشه! ی که هنوز نمیدونه اومده توی این مسابقه تا به کیفیت غذا و نحوه ی پذیرایی نمره بده نه به متفاوت بودن غذا!*****خدایا به ما فروتنی، سخاوت و قلبی بزرگ و پاک و بخشنده عطا کن!خدایا بابت این بارون زیبای بهاری سپاسگزارم. بابت اینکه گوشه گوشه ی ایران دوستان خوبی قسمتم کردی سپاسگزارم.خدایا دوستان مهربان من رو غرق شادی کن. الهی آمین. ... ادامه ...

حیف که در مرامم نبود...

قطعا اگر چیزی به نام در ادب در وجودم نبود ، در چشمان خیلی ها زل میزدم ومحکم میگفتم: اااهههههه بسه دیگهه .کمتر زر بزنو دروغ بگو. اوفففف هر دیگر بود رودهایش دوبرابر باد میکرد. اینها از چه ساخته شده اند که از رو نمی روند؟؟؟!!!! ... ادامه ...

زینب اگر نبود

بسم الله الرحمن الرحیم + زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم/ باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم ... ادامه ...

واه وذه

امروز روز رژیم خوبی نبود ۱.حواسم نبود یه بسکوییت اضافه خوردم ۲.ناخنک به غذاها مامانمینام زدم ۳.ترازو مواد غذاییمو نمیدونم کجاس مجبورم شدم کیفی نون بخورم و باحدس و گمان واه واه واه من قول دادم بدون تقلب انجام بدم باید پاش بمونم ... ادامه ...

تواضع یا تکبر؟هیچ کدام!

از اشتباهات رایج آن است که تواضع عمدی را فضیلتی از فضائل انسانی بشماریم ، بلکه آن نوعی از تکلف بیجا و نامربوط است و علی هیچ وقت به این معنی فروتن نبود.ولی او متکبر هم نبود ، بلکه او آنطور که بود خود را نشان میداد ، بدون آنکه به یکی از این دو فکر کند،زیرا هیچ کدام از آنها از صفات این بزرگمرد نبود .اما اینکه گروهی او را متکبر و گروهی متواضع میدیدند ، اشتباه از انی بود که به او مینگریستند و ح علی را از جانب خود تفسیر مینمودند و علی از هر دوی این صفات مبراست. ص 147 ... ادامه ...

نمیرم براش?

امروز کنفرانس الکترولیت ها رو داشتم.از چند تا رفرنس مطلب جمع ... و حس ... کامل بود و کاملا حس می ... ... ر راضیه چون تمام مدت ... ت بود و گوش میکرد،وگرنه اگر کامل نبود دم به دقیقه غلط های داشته یا نداشته ام رو میگرفت و غر میزد.آ ... سر گفت بد نبود.اگه بگم خوب بود پررو میشی!!همون بد نبود کافیه،دستت هم درد نکنه....اینجا نگاه کرد به بچه های دیگه و گفت ولی دست بقیه تون درد ... ه!!!___________________پ.ن:ماها کوچکترین عضو خانواده ی پزشکی بخش جراحی هستیم و ... ر لطف داره و مارو ... ... لومی ... لو صدا میکنه:|.....مثلا میگه یکی از شما ... ... لومی ... لوها پی ... ر آزمایش های این مریض باشین و ما میدونیم که اشاره اش به ماست-_- ... ادامه ...

این وسط با استرس ولتاژ سوئیچ چه کنم

روا نبود که با ذوق پاشی فسنجون بپزی بعد به جای رب انار,شربت البالو بریزی توش و بعد اولین قاشقی که میخوری به خودت بگی:مگه املت چِش بود؟:/ روا نبود که تو این فرجه ها که تکلیف و پروژه داره از سرو کله ام بالا میره , لایسنس مت دربیاره. روا نبود که اقای سین سر 100 کلمه مطلب و ع ی که قرار بود بفرسته تا کار نشریه همون ب تموم شه انقدر مس ه بازی دربیاره و بهونه های الکی بیاره . روا نبود که عملا سردبیر هیچ غلطی نمیکنه و تمام پیگیری های خارج وظیفه من را خودم باید انجام بدم تا نشریه به موقع دربیاد. هیچکدوم اینا روا نبود ولی میدونی چیه سباستین . مهم نیست . مهم نیست بقیه با چه درجه از تعهدی دارن کارشونو میکنن . حتی نتیجه ها هم برام مهم نیست . وقتی من یه منبع تغذیه پوش-پول دارم که نسبت به تغییرات ولتاژ ورودی خوب بلده فیدبک بده و وجی ثابت تامین کنه دیگه چه اهمیتی داره چی و کجا داره رو ولتاژ ورودی نویز میندازه. ... ادامه ...

شنبه 25/2/95

چند روزی حالم خوب نبود روزام خوب نمیگذشت بدنم ضعیف شده بود حالم اوکی نبود فک می ... این چند روز هامون هوامو داشته باشه ولی متاسفانه کار داشتو نمیشد دیوونه شدم تا گذشت این چند روز حس می ... دیگ دوسم نداره مثل قبل هنوزم همین فکرو دارم البته ... ادامه ...

جبر و اختیار

جبر و اختیار کدام یک این راه را برایم برگزید . کدام یک تورا به راهم کشاند . جبر یا اختیار بیاد دارم روزی که تو همانند مهمان ناخوانده وارد زندگیم شدی . انقدر اتفاقی که فکر نمی دلم اینگونه سردرگم حظورت شود . غروب پاییزی . لحظه به لحظه اش را بیاد دارم . پاییز لعنتی . به اختیار نبود . هرچه فکر میکنم اختیاری در کار نبود . تو بودی و من ... و هیچ دیگری چه می . ... فقط این را میدانم که اکنون به اختیار نبودنت را انتخاب کرده ام . سخت بود . تصمیم به نبودنت . ولی بودنی که دلت اینجا نبود ... ... ادامه ...

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم «یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم ادامه مطلب ... ادامه ...

آمدند ، نبود ، ماندند!

یکی از آن انی که اصلا دوست ندارم جایش باشم... آزادگان عزیز میهنند... نه به خاطر شکنجه ها که شدند... به خاطر آن حس سنگین بی پدری... که وقتی بار جنگ از دوششان برداشته شد به قلبشان تحمیل شد! وقتی آمدند... نبود... ولی رفتنی هم در کار نبود! فرض کن پدرت برود بچه محل هایتان هم بروند... همه چیز برود ولی تو بمانی! نمیدانم سالروز ورودتان را با خودخواهی مبارک بدانم یا با دلسوزی ، تسلیت! سالروز بسته شدن در های رحمت واسعه...تبریک؟ تسلیت؟ پ.ن: با عرض معذرت به خاطر تاخیر چند روزه! ... ادامه ...

مداحی جدید محمود کریمی نوری تو عالم نبود دین خدا هم نبود شب دوم محرم 96

مداحی جدید محمود کریمی نوری تو عالم نبود دین خدا هم نبود شب دوم محرم 96 مداحی های جدید محمود کریمی در ماه محرم 96 ادامه مطلب ... ادامه ...

شاید عشق نبود

شاید عشق نبود 1080p, رایگان کامل شاید عشق نبود با کم حجم کیفیت بالا عالی hd , شاید عشق نبود سینمایی ایرانی جدید ساخته سعید ابراهیمی فر بدون تگ آرم تبلیغاتی نیاز به ید اشتراک ویژه vip [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

اگر تائب نمی شدم صخا هم در کار نبود

همه چیز از یک جرقه شروع شد یک روز از روزهای سال 74-75بود که در منزل تنها بودم به جمله بایزید بسطامی فکر می که از خود گذشتی رسیدی من در تفسیر این سخن هرچه از هوا و هوس را در خانه داشتم و سالها به آنها عادت کرده بودم به آب و آتش زدم و بجای همه آنها علاقمند به حافظ و قرآن و و روزه و دعا و .....شدم اگر آن روز آن جرقه نبود اینهمه همت و تلاش وکوشش در کار نبود و کم کم بوسیله آن تلاشها و ریاضتها تائب شدم اگر تائب نمی شدم صخا هم در کار نبود چون پول و ثروتی که بدست آورده بودم ج خوشگذرانی و تفریح و تنوع می شد اما باز هم جرقه ای در من زد که زمینه اش را در سالهای قبل هم داشتم اما یکدفعه تصمیم گرفتم که در سطح بسیار وسیعتری می شود خدمات ارائه داد پس از همه چیزهای خودم شروع اعتبار و اعتماد و دار و ندار خودم را وقف صخا تا مجموعه خیریه و قرض الحسنه ام از خودم جان بگیرد بعد خانواده ام و بعد دوستان و اقوامم و پله پله بالا آمدم تا به امروز که در خدمت همه جهانیان هستم خداوند را شکر می گویم که تائب شدم اگر تائب نمی شدم من هم مثل خیلی های دیگر به خودم مشغول بودم و با دیگران هم کاری نداشتم اگر تائب نمی شدم صخا هم درکار نبود پس خدوند ... ادامه ...

شعر جالب و طنز دانشجو

من به یک نمره ناقابل ده خشنودم و به لیسانس قناعت دارم من نمی خندم اگر دوست من می افتد من در این ... در سراشیب ... ... هستم خوب می دانم کی ... کوئیز می ... رد اتوبوس کی می آید خوب می دانم برگه حذف کجاست هر کجا هستم باشم تریا ، نقلیه و دانشکده از آن من است چه اهمیت دارد، گاه می روید خار بی نظمی ها رخت ها را ... ، پی ورزش برویم توپ در یک قدمی است و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است و نخوانیم کت ... که در آن فرمول نیست و بدانیم اگر سلف نبود هم ... می مردیم و بدانیم اگر جزوه ... نبود همه می افتادیم و بدانیم اگر نقلیه نبود هم ... می مانیم و نترسیم از حذف و بدانیم اگر حذف نبود می م ... م و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نیست و اگر هست چرا یخ زده است بد نگوییم به ... اگر نمره تک آوردیم کار ما نیست شناسایی مسئول غذا کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته شناور باشیم برگرفته از:namakstan.ir ... ادامه ...

مگر می شود

مگر می شود فکر باران نبود وبا برف از قصه ها دم نزد مگر می شود از شب سردسرد در این لحظه ها بی صدا دم نزد مگر می شود با در هیاهوی باد به امید بارندگی ها نبود در این شهر لب تشنه و خسته دل به امید با اینجا نبود ... ادامه ...

به دلش نبود صدایم بزند

به دلش نبود صدایم بزنداما طبق عادتِ خیال سمتش برگشتمهمه چیز عادی بودجز منطقِ خیالِ منجز آنچه در من می پیچیددست بردم و عقربه را از ساعت گرفتمو عدد را از جهانماما زمان در قدم برداشتن دقیق بودنامش را صدا زدماما صدا نبودحرف های نامش ، الفبای سکوت بودکُند و کشدار و بی صدامثل تبدیل شدن چوب به زغال سنگمثل رنگ باختنِ شیارهای دست زیر آفتابرو به رویم تابوتیبا دو شکاف عمیق بر کناره هایشانگار آدمی به دو سواز مرگ گریخته باشددست می کشم بر پهلوهایمدو شکاف بر تن دارمقلبِ مناز دو سوسمتِ او دویده استسیدمحمد مرکبیان ... ادامه ...

ما مگر چه می خواستیم که حقمان نبود ؟

غم یعنی منغم یعنی ماای عزیزترینم ما مگر چه می خواستیم که حقمان نبود ؟تنها عشقتا که دوست بداریم یکدیگر راو از میان این همه دردمقدر نبود که تنهاما دو نفر این چنین آزار شویم تا خودمان شویم " تو و من "را کم داشتیمتو را برای بوسه ایو مرا بحر نانیآنها دشمن مان شدندآنها که نه عشق ما را توانستند دیدنه هیچ عشق دیگری را آن بیچارگانهمچون صندلی های یک اتاق خالیچون خا تری، گردیدرهم تنیدندتا صورتک های شوم شاندر شفقی محو شد پابلو نرودا مترجم : یغما گلرویی ... ادامه ...

یادداشت 234، ولی این حقمون نبود...

این همه سال با کتاب، دفتر و قلم و پاکن تا توی رختخواب رفتیم. اینهمه نصف شب که تیزی مداد جا مونده یا برجستگی پاکن زیر بدنمون حس شد... انصاف نبود این جوری جلوی بیکاری از پا دربیاییم... ... ادامه ...

آن روزها

تو را من دیده ام با او!بماند حال و احوالم..به من گفتن تو حساسیندیدند چشم گریانماگر اشکی چکید امشبخیالی نیس منم دیگر!فقط راستش، آن حرفمهمان حرفم که غدت کردکه گفتم در مکان درسبه دنبال تو میگردم!نبود حقت نبود حقت پشیمانمپشیمانم... زینب—مبارکی ... ادامه ...

آن سفر کرده

مامان در رسم مادر-دختری، ۱۲ کیلومتر فاصله تعریف نشده بود. باید الان کنارت می بودم، برای دوتایمان چای می ریختم که بنشینیم کنار هم و درباره زمین و زمان حرف بزنیم و آسمان ریسمان ببافیم. الان ولی دوتایی دعا به جانِ مخترع واتس اپ می کنیم و حرف می زنیم. قرار نبود هر بار خداحافظی ... ی خون به دلت کنم. قرار نبود دل تن ... ات را با خواندن «آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش» اعلام کنی. قرار نبود این قدر دور دختری کنم برایت. ... ادامه ...

غم نان خوردن

کاش! هیچ غم نون خوردن نداشت کاش ! می شد برای هر فقیری یه تنور گرم گذاشتکاش ! زندگی عاشق چیز دیگه ای جز شادی و شور نبود کاش ! روی هیچ شاخه درختی کنه و بیماری و سم نب ش! گلهای پروانه ای شوق پرواز داشتند تو نگاه پاکشون یه عالم راز داشتند کاش مثل قدیم ندیما شهاب بود و کرم شبت نبود کاش بچه های شیطون محله هابجای تیر و کمونشون به سوی پرنده ها باد بادک هاشون می رسید اون بالاها بالای ستاره ها چی می شد بدی نبود ؟توی هیچ قصه ای دیو ی نبود؟ پری مهربون دریاهای دور چی می شد توی تور ماهیگیر نبود ؟دل من مثل بلوره از سیاهی خیلی دوره کاش می شد رسید به فردا !پر کشید توی ابرا چی بگم ؟کاش می شد یه ذره بود دل آدما مثال دل بره بود کاش می شد گرگی نبود برای هر گله ای چوپون بود اما سگ گله ای نبود کاش می شد دردی نبود برای هر پای لنگی کاش میشد سنگی نبود کاش می شد جور عالم رو کشید برای هر فقیری یه س ناه و یه دونه تنور گرم کشید از " پروانه فتاحی طاری" ... ادامه ...

... ل بار

فکر می کنی چرا هر ... ی که می آد تو زند ... من یه روز یکی گند زده تو زند ... ش و دیگه بی حس شده مثلا ؟ تقصیر من چیه؟ چقدر بی حوصله ام. انقدر تکرار داره که خسته شدم. همش یه ... تکراریه. اصلا احمقانه است. چقدر دلم واسه یه چیزایی تنگ شده. مثل اینکه تو با یه اسم غریبه یه نظری بدی و شک کنم تویی یا نه. کاش زند ... انقدر سخت نبود. حالا سخت به کنار , انقدر مس ... ه نبود . همه چیز بی نهایت ... ل بار و غم ان ... زه . ... ادامه ...