مورد بشنود



مرا به تمام زبانها برگردانید

مرا به تمام زبانها برگردانیدتا محبوبه ام مرا بشنودمرا به تمام مکانها ببریدتا دلدارم را در آغوش گیرمتا ببیند که من قدیم و جدیدمتا آوازم را بشنود و خاموش کند ترسم راانسی الحاجترجمه : محبوبه افشاری ... ادامه ...

خواهر داشتن خیلی خوبه

بعد ا زمدتها با خواهر تماس گرفتم. نه اینکه دلم نخواهد تماس بگیرم بلکه خودم را مجبور کرده ام که تماس نگیرم. چون حس می کنم حوصله حرفهایم را ندارد. وقتی برایم حرفی ضبط می کند و می فرستد و من در جواب برایش صدایم را می فرستم، با اینکه چند باری به تلگرام و یا واتس آپ سر می زند اما سراغ اسم من نمی آید که صداهایم را بشنود. م یگذارد برای روز بعد و یا حتی چند روز بعد و یا بعضی وقتها اصلا نمی شنود و بعدها می گوید که کاملا یادش رفته بشنود! برای من این حرف قابل درک نیست. برای منی که پیامها و صداهای خواهرم را در اولیت قرار می دهم. و یا ممکن است صداها را بشنود و دیگر جو ندهد در حالی که ازمن در مورد موضوعی نظرخواهی کرده بود و توقع من این است که بعد ا زشنیدن حرفم نظرش را بگوید. مخصوصا در مورد موضوعات حساسی مثل بچه دار شدن یا نشدن. من هم روی خودم جای کار زیادی دارم. توقعی نباید داشته باشم. درست!و امروز برای جلوگیری از این نوع برخوردهاش و ناراحت شدنهای بعد از آنم، وقتی پیامهای صوتیش را شنیدم، برایش پیام صوتی نگذاشتم. بلکه زنگش زدم. بعد خودش زنگم زد و گفت که خواب بوده. و مقداری در مورد پیامهاش صحبت کردیم. ... ادامه ...

رحمت(ص)

زندگی برای دونفر خوب است : 1_عالم مطاع(عالمی که از علم او استفاده می شود) 2_شنونده نگهدارنده (شنونده ای که بشنود و عمل کند ) ... ادامه ...

قصه های قرمزِ جیغ (یک)

یک جوری که دلم هم راضی شود باید از این دیوان ... دست بردارم. ... گفته بود اگر اینطوری ادامه بدهم، قلبِ بیچاره ام که شبیه قلبِ یک پنجاه ساله است، زیاد دوام نمی آورد! البته این را یواشکی در گوش بابا گفت که مبادا مامان بشنود و شب و روزش را به گریه بنشیند! من اما شنیدم حرف هایش را. ولی تاز ... نداشتند؛ از تو دست کشیدن کجا و من کجا؟ این ها نمی توانند بفهمند قلبِ من اگر دارد همین یک در میان را می زند از صدقه سریِ توست، اما خودم که می دانم! خودم که می فهمم همه ام تو شدی! هرچه بیشتر می گذرد بیشتر دلم می خواهد دلم را به دریا بزنم، یک جوری که تا ته اش راضی راضی شود و بیایم صاف بنشینم جلوی تو، زل بزنم در چشم هایت، تو چشم هایت را صاف بریزی در چشم من، من هم لب هایم را آرام تکان بدهم و بگویم برایت، از حال و روز قلبی که ... می گوید اگر دوسال هم دوام بیاورد خیلی خوب است و این را آرام در گوشِ بابا می گوید...مبادا مامان بشنود و .... ... ادامه ...

هیس!؟!؟!؟!!!!!!!

ﻫﯿﺲ....! ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻮ... ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﺩ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ... ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺣﺴﻮﺩﻡ .... ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻋﺎﺍﺍﺍﺷﻘﻢ !!ﻋﺸﻖ... ، ﺣﺴﺎﺩﺕ... ، ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ...ﺗﻮ ﺑﺨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺟﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﻢ ... ادامه ...

زبان های متفاوت :|

کتاب روانشناسی ن و مردانه، بعد یه فصل داره به اسم "زبانهای متفاوت". توی این بخشش جمله های زن و برداشت های مرد، یا جمله های مرد و برداشت های زن رو گفته :وقتی زنی میگوید :[ خیلی خسته ام هیچ کاری نمی توانم م]، مرد ممکن است بشنود :[ همه کار ها را من انجام می دهم و تو هیچ کاری نمیکنی. تو باید بیشتر کار کنی. نمی توانم همه کار هارا انجام بدم. خیلی احساس یاس میکنم.یه مرد به معنی واقعی میخوام که باهاش زندگی کنم. انتخاب تو یک اشتباه بود]یا مثلاوقتی که زنی میگوید :[ این خانه همیشه کثیف است] مرد ممکن است بشنود :[ این خانه از ریخت و پاش تو کثیف است. هر کاری که از دستم بر بیاد انجام میدم تا تمیزش کنم ولی قبل از این که کارم تموم بشه تو ریخت و پاش کردی. تو واقعا آدم تنبل و بی خیالی هستی. اصلا نمیخوام باهات زندگی کنم. مگر اینکه خودتو عوض کنی. یا تمیزش کن یا برو ]:|جنگه مگه؟! کم مونده بگه:وقتی زنی میگوید :[سلام] مرد ممکن است بشنود:[ این چه وقته خونه اومدنه؟! خج نمیکشی منو با بچه ها از صب تا حالا تنها گذاشتی رفتی پی الواتیت؟! لابد با اون دوستای جلف و جفنگتم بودی.صد دفه گفتم یامن، یا اون دوستای دوزاریت. باشه. حالا که اونارو انتخاب ک ... ادامه ...

تفکر محوری در تحصیل-گفتاری از

... اساس کار طلبگی فکر و دقّت و مطالعه است، نه حفظ . حفظ محوری همان چیزی است که امروز بلای تعلیم و تربیت جدید ماست و ما مدت هاست که داریم با آن مقابله و مبارزه می کنیم و هنوز هم رو به راه نشده است و باید رو به راه شود. در حوزه اساس سنّتی ما بر پایه فکر است. طلبه درس را که می خواند اولاً قبلاً پیش مطالعه می کند، ذهنش را آماده می کند تا از حرف نو بشنود بعد از درس آن درس را با یک رفیقی مباحثه می کند، ذهنش را آماده می کند تا از حرف نو بشنود بعد از درس، آن درس را با یک رفیقی مباحثه می کند، یک بار به او درس می گوید، یک بار او به انسان درس می گوید، لذا در ذهن جایگزین می شود... ماهنامه حاشیه/پیش شماره/صفحه7 ... ادامه ...

دوست!

دوست... گاهی واقعا نیاز میشود! نیازی به گوش داری تا بشمنود دهن نمیخواهی! انسانی میخواهی که ده گوش داشته باشد پنج چشم و نصف یک دهن دماغ هم مهم نیست! باید با گوش بشنود حرف هایت را با چشم باتو سخن بگوید! و یا سخن هایی را که نداری از تو بشنود! ذهنت را کمی خالی کند و نیم دهان را برای همدردی و گاهی م نیاز داری... و چه سخت است که از او دلخور باشی و او نداند! و یا خودش را به ندانستن بزند... علی(علیه السلام) هم که باشی آدم هم که در اطرافت نباشد با چاه درد و دل میکنی! چاه یک گوش بزرگ دارد و یک چشم... که برق تویش را میتواند مهت نشان دهد! کلا انسان دوست خوب است داشته باشد... تا جمله بندی جملاتش را درست کند! جملاتی را که گاهی اه انسان را میسازند و گاهی شه اش را... درد و دل یا درددل... یا گفتن... فرق هایی هست بینش یا اولی الابصار! اولی را باید با دوست کرد دومی را باید فقط به دوست گفت! احساس میکنم جبرئیل هم نیاز به دوست داشت! (درست است که مجردات دل ندارند! دل که دارند!!!) دیگر دارد چپ میکند! دستی را میکشم... یالیلا! پ.ن: نظرم تغییر کرد شاید لیلا را نگفتم! ... ادامه ...

آدم باید ...

آدم باید صاحب داشته باشد مثلا وقتی میخواهد برود جایی، ی بگوید یقه ی لباست چروک شده است، یا رژت را کمرنگ کن ... یا حداقلِ حداقلش پشت آیفون ص بشنود و کلید به در نیندازد! در غیر این صورت بی صاحاب یک واژه ی توهین آمیز نیست، یک واژه ی مظلوم است... ... ادامه ...

بمانید برای هم، لطفا!

چقدر شیرین استدیدنِ دو نفره هایتانلابلاى این شلوغ بازارِ رابطه ها!در عصرى که تعهد برایش تعریف نشده،بمانید براى هم...لطفاً!تا سالها بعدوقتى براى فرزندتان قصه ى شب میگوییدداستانِ رسیدنتان را بشنودنه بلاتکلیفىنه عشق هاى بى سر و ته! #علی_قاضی_نظام ... ادامه ...

خداوندی از جانبِ خداوند

پس هر که گوشی برای شنیدن دارد، بشنود! که من عاشقان را خداوندی از جانبِ خداوندم. بنویس اوست او که اول و آ ... ِ این راز است. او که زنده مرده ای از اکنون و مرده زنده ای از آینده است. فقر ترا و فرود و فلاکت ترا آزموده است. بنویس که کافران و دروغ ... ن را دیری است که آزموده ایم. از رنج هایی که در پی اند مهراس! اینک این ابلیس اینک این زندان اینک این راز شگفت رنج اینک این آزمون مرگ. پس در مرگ خویش پیروز و ... پوش برآی! چرا که من آن تاج را، تاج جلیل هستی را به شمایان و عاشقان خواهم سپرد. پس هر که گوشی برای شنیدن دارد، بشنود! من آزموده ام ترا و کردار ترا، تو محصوری از همه سویی، اما، تو نام مرا از خاطر نخواهی بُرد، که نام من اکنون ایمانِ اکنونِ شمایان است. ایمان تو حتی به هنگامه ای که عاشقی از عاشقانِ مرا کشته از ایمانش نظاره کرده ای، هر که گوشی برای شنیدن دارد، بشنود! پس هر که را که غالب بر این قیامت و غلغله برخیزد، هم او را سن ... سپید خواهم سپرد، با نام و نشانه ای مخفی، که جز هَموش هیچ ... انی را یارای قرائتش بنخواهی دید. پس بنویس! این همه را از دهان و زبان من بنویس! من که چشم همه چشم به نور و ساعد و ساقی از برنجینه و زر دا ... ادامه ...

زن بوی قرمه ... ی بدهد

اینکه زن بوی قرمه ... ی بدهد یا بوی قهوه یا اینکه اهل کافه و دنیای هنر و مافیهایش باشد یا اهل خانه داری و ظرایفش فرع مساله است اصل مساله این است که وقتی تکیه داده است توی بغلت و دستهایت را جمع کرده است توی ... اش ضربان قلب تو را پشت قفسه ... اش بشنود ... حس کند این حصار امن پابرجا میماند. #ای_لیا ... ادامه ...

چرا برخی معادل سازی های فرهنگستان برای مردم جا نمی افتد؟

«مضحک بودن» ویژ ... ذاتی هیچ واژه و اصطلاحی نیست بلکه به ارجاعات ذهن ما باز می گردد. تصور کنید ... ی هیچ نوع آشنایی با ساز نداشته باشد و واژه « ... ک» را بشنود، ذهن او به واژه « ... » ارجاع می دهد و دنبال...[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

رنگ درون!

هرگاه درون انسانی رنگ مخصوصی به خود گرفته باشد ، هرچه را که ببیند و بشنود ، در درونش به مقتضای آن رنگ تغییر میکند . ... باری ! اگر روح با عظمت انسانی که نمونه بی نهایت است به یک موضوع خیره و واله شود ، از همه اشیا و حقایق دیگر غافل می گردد. اصول شه و حکمت ج1 ص280✍ سید علی طباطبایی کانال از لابلای کتابها@az_ketabh ... ادامه ...

...دوست قدیمی...

دلم هوس یک دوست قدیمی کردهیک رفیق شش دانگ یک آرام دل ... ی که امتحانش را در رفاقت پس دادهو دیگر محک زدن و زیر و رو ... ی در کار نباشدرفیقی که من نگویم و او بشنودبخندم و حجم بغض را در خنده ام ببیندرفیقی که بگویمش برو اما بماند که نرود... ... ادامه ...

با زند ... باید زند ... کرد

مهدی نیست که بیاید***خدا نیست که بشنود***جهنم نیست که بترسید***بهشت نیست که بشت ... د***گوش و چشم باز کنید***دست به دعا نباشید***که دین چیزی به جز تلف ... وقت نیست***که در سوگواری و ... زدن سودی نیست***دنیای دیگر نیست***در این دنیا زند ... کنید***قدر لحظه بدانید***که عمر خیلی کوتاه است***به طبیعت دست رفاقت بدهید***تا که لذت را حس کنید***به حیوان گر توجه نمیکنید***به او کتک و نرسانید***با زند ... باید زند ... کرد***یک عمر را باید صرف زند ... کرد ... ادامه ...

دسخط 110.

میگفتم که سلیقه و علاقات انسان ها با یکدیگر فرق دارد. قرار نیست چون من یک چیز دیگر را میپسندم تو بد سلیقه باشی. نه! آن سلیقه من است و این سلیقه تو. سلیقه مانند یک مسواک شخصی است, نباید سلیقه های یکدیگر را به هم تحمیل کنیم. تو سلیقه ات را حفظ کن , من هم سلیقه ام. خودمانیم ها.. ولی گمان کنم تازگی ها نمیشنود چه میگویم یا حداقل نمیخواهد بشنود, چون خندید! + این رو از دست ندین |لینک| ... ادامه ...

هنرمندها به بهشت می روند

«باورت بشه، عاشقت منم، باورت بشه...» مثلا فکر کنیم هرسال در ده عروسی این آهنگ برای ِ دونفره ی عروس داماد پخش شود، بعد یکیشان-که در أین مورد داماد بود - باورش شود و بالا ه لبخندش را ببینیم. حالا یک آدمِ خوشبخت تر از منصور نشانم بدهید. هر لحظه، در یک گوشه ای از دنیا، وقتی خودت باورهایت تمام شده یک نفر ممکن است یکی از آهنگ هایت را بشنود و باورش شود، وقتی خودت ناراحتی یکی با آن ها لبخند میزند، خودت مرده ای یکی یک گوشه ای خودش، با یارش، با آن می د، یکی یک جایی با یکی از آن ها گریه میکند و آرام می شود کتابت، آهنگت، نقاشی ات، مجسمه ات،نمایشنامه ات... انگار کپی هایی از خودت در دنیا پراکنده شده اند که مردم احساس ِ بهتری داشته باشند هنر معجزه نیست؟ :) ... ادامه ...

کاش ی بهشون می گفت

گاهی تمام چیزی که یک زن از شوهرش می خواهد یک گوش است که فقط بشنود ؛ کاش مردها بفهمند ، کاش ی بود که به مردها یاد بدهد گوش بدهید ، همان طور که سر تا پا گوش می شوید برای دیدن و شنیدن اخبار- یک باره و چند باره - برای تماشای و سریال ، برای صدای داد و فریاد گزارشگر ها ، برای شنیدن تحلیل های - اجتماعی مردهای دیگر ، چند دقیقه ای هم به حرفای کاملا معمولی زن ها گوش بدهید . ... ادامه ...

دوستی شاعر و فرشته

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ . ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺮ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ، ﻭ ﺷﺎﻋﺮ، ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ . ﺷﺎﻋﺮ ﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﺶ ﺑﻮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺮﻓﺖ . ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺮﻓﺖ . ﺧﺪﺍ ﻔﺖ : ﺩﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . ﺩﺮ ﺯﻧﺪ ﺑﺮﺍ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣ ﺷﻮﺩ .! ﺯﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮ ﻪ ﺑﻮ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﻦ ﺑﺮﺍﺶ ﻮ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍ ﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺸﺪ ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﺶ ﻮ! ... ادامه ...

حصار امن

اینکه زن بوی قرمه سبزی بدهد یا بوی قهوه یا اینکه اهل کافه و دنیای هنر و مافیهایش باشد یا اهل خانه داری و ظرایفش فرع مساله است اصل مساله این است که وقتی تکیه داده است توی بغلت و دستهایش را جمع کرده است توی اش، ضربان قلب تو را پشت قفسه اش بشنود... حس کند این حصارِ امن پابرجا میماند. آخ که چقدررر حصار امن خوبه چقدر این امنیت خوبه چقدر گاهی خوبه من تکیه کنم ولی افسوس ... ... ادامه ...

حدیث روز/ شش فایده مستحبی در کلام (ص)

بنده ام با نافله به من نزدیک شود، تا آن جا که او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم، گوش او شوم که با آن بشنود و چشم او شوم که با آن ببیند و زبان او شوم که با آن سخن گوید.مشرق- خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:خداوند عز و جل فرمود : هیچ بنده ‏ای با وسیله‏ ای که نزد من محبوبتر باشد از آنچه بر او واجب کرده‏ ام ، به من نزدیک نشد.همانا او با نافله به من نزدیک شود، تا آن جا که او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم، گوش او شوم که با آن بشنود و چشم او شوم که با آن ببیند و زبان او شوم که با آن سخن گوید و دست او شوم که با آن ضربه زند.اگر مرا بخواند ، جوابش دهم و اگر از من خواهشی کند، به او بدهم.متن حدیث:رسولُ اللّه صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم:قالَ اللّه‏ُ عز و جل : ... ماتَقَرَّبَ إلَیَّ عَبدٌ بشیءٍ أحَبَّ إلَیَّ ممّا افتَرَضتُ علَیهِ ، وإنّهُ لَیَتَقَرَّبُ إلَیَّ بالنافِلَةِ حتّی اُحِبَّهُ ، فإذا أحبَبتُهُ کُنتُ سَمعَهُ الذی یَسمَعُ بهِ ، وبَصَرَهُ الذی یُبصِرُ بهِ ، ولِسانَهُ الذی یَنطِقُ بهِ ، ویَدَهُ ی یَبطِشُ بها، إن دَعانی أجَبتُهُ ، وإن سَألَنی أعطَیتُهُ. «اصول کافی، جلد 2، صفحه 352» ... ادامه ...

کتاب هزارگوهر- حدیث 897

مولاعلی ع897 «مَن قالَ بِما لا یَنبَغی یَسمَعُ ما لا یَشتَهى» هر چیزى را که شایسته نیست بگوید آنچه را دوست ندارد بشنود چو گوید ى آنچه شایسته نیست هم او بشنود آنچه بایسته نیست‏ بین و آنگه بگفتن در آى‏ برو لب فرو بند از نا رواى‏===کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م .الف زائر ... ادامه ...

روش های رشد کلمات 5

✅روشهایی برای رشد و گسترش کلمات (۵) 5⃣- تفسیر راه دیگر برای این که به کودکتان نشان دهید دارید به او گوش می کنید این است که انچه او بیان می کند را تفسیر کنید. منظور از تفسیر این است که چیزی را که کودک سعی دارد بیان کند ، حدس بزنیم و ان را در قالب کلمه ها بیان کنیم. هنگامیکه در مورد انچه که کودکتان قصد بیان آن را دارد کاملا مطمعن هستید آن را در یک جمله قرار دهید. برای مثال اگر کودک هنگام دیدن ظرف میوه پر از سیب بگوید "سی" شما بگویید سیب می خواهی؟ شما با این کار به کودک این امکان را داده اید که شکل صحیح تلفظ کلمه را در یک جمله مناسب بشنود. مرکز توانبخشی ایران زمین 08334249426 ... ادامه ...

این آسمان غم زده غرق ستاره هاست*

بعد از اراده، توانایی نوشتن، قدرت تکلم و راه رفتن، حالا لبخندم را هم از دست داده ام. مامان بیچاره امروز بعد از اینکه لباس و وسایلی که تازه برایم یده بود را نشانم داد، ده دقیقه یا بیشتر منتظر ماند. نه برای اینکه بشنود "ممنون" "چقدر قشنگن" فقط برای اینکه این ماهیچه های کوفتی روی صورتم کمی به طول بازشوند. فقط کمی. همین! * هرشب ستاره ای به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره هاست سیاوش رایی ... ادامه ...

نامه دوم به خواهرم

بسم الله سلام علیکم خواهرجان، گفتم حالا که یک بازگشت نصفه و نیمه ای کرده ام، نامه ای برایت بنویسم. راستش اصلا دلم میخواست برایت بنویسم. یعنی دلم میخواست مینشستم برایت درد دل می . از همه اتفاقاتی که برایم افتاده برایت می گفتم. میدانی واقعا مساله چیست اینکه دنیا بدون خواهر دنیای به درد نخوری می شود. لابد دنیای خواهرهای بدون برادر هم همین مدلی ست. شاید برای همین این همه سختی توی این دنیا قلمبه شده خواهرجان. این متن تا به حال هزار بار نوشته و تغییر کرده . یک بار اینترنت یاری نکرد و حالش اب شد، یک بار حال خودم، یک بار حال دنیا و خلاصه به هزار و یک دلیل نتوانستم بنویسم. ولی حالا وقتش شده که فرستاده بشود این نامه هزار باره و هزار ، این روزها، روزهای سختی ست خواهر جان. خدا فکر کنم میخواهد صبرم را به بوته ی آزمایش بگذارد. چه میدانم شاید هم خودم خنگ و خلی چیزی شده ام که این جور فکر می کنم. در روزهای پر هاب ایران، به ایران برگشتم. اولش که ز له آمد، حالا هم هاب ها در کشورم ایران زیاد شده. راستش را بگویم نگرانت شده ام. نکند یک وقت در این شلوغی ها آسیبی به تو برسد که مرا طاقت آن نیست. ایران جانم، سخت آشفته است و من ... ادامه ...

هیچ - بخشی از کلاس قطره جلسه 50

صدگوش نواَم باز شد از راز شنیدن بی بود دهنده نتوان زادن و بودن چرا راز را باید گوش بشنود؟ این راز چه رازی است که باید گوش این راز را بشنود؟ غیر از اینست که همان موسیقی شگفت انگیز موج هست؟ خب ما چگونه به عشق می رسیم؟ با همان افکار و احساسات، آ ین جهان نامرئی درون خودمان را که طی می کنیم و به هستۀ مرکزی مان می رسیم که زندگی در مرکز روح نام دارد، آنجا با عشق ملاقات می کنیم. «ملاقات عشق نزدیک است.» مولانا در دیوان شمس می گوید: « ملاقات عشق نزدیک است.» یعنی چی؟ یعنی تو خیلی راه آمدی. لایه های درون را طی کردی تا رسیدی به ملاقات با عشق. اینجا برکت است. اینجا سراسر زندگی شما می شود برکت، زیبایی، خِرَد، دانایی، حکمت و شوق زندگی درون. دیگر چه ی می خواهد بیاید بیرون؟ دیگر ی نمی آید بیرون. داستان سُنقُر را بخوانید در مثنوی معنوی: همان خواجه ای که با برده اش رفت بطرف مسجد، گفت بایست تا من بروم بخوانم و بیایم. یک ساعت، دوساعت طول کشید، نیامد. همه آمدند، جماعت و همه رفتند بیرون، این یک نفر درنیامد از مسجد. گفت پس چرا نمی آیی؟ گفت نمی توانم بیایم بیرون. همان ی که به تو اجازه نمی دهد بیایی درون، همان به من اجازه نمی د ... ادامه ...

تفکراتی که نسبت به «ترتیل» باید اصلاح شود

ورتل القرآن ترتیلا/۹ به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) یکی از مواردی که می تواند به بهبود و بالا رفتن کیفیت سطح ترتیل کمک کند اصلاح تفکرات در این زمینه است، تفکراتی که ریشه در گذشته و به ویژه گذشته مصر دارد به این معنا که چون مصری ها در این زمینه گامی برنداشته و پیشرفت چشمگیری نداشته اند ما هم باید از آنها تبعیت کنیم. اما باید توجه داشت در مورد مسائلی از قبیل علم، هنر و پیشرفت نباید اینطور فکر کنیم که چون ی قبل از ما این دیوار و سد را نش ته پس ما هم نباید به سمت تولید بهتر و پیشرفت حرکت کنیم.چون از قدیم در مورد لحن تلاوت ترتیل حرف زیاد بوده و به خاطر ناشیگری که یک عده از قراء در ترتیل داشتند باعث شده که اسلوب ترتیل به مرور تبدیل به تحقیق با سرعت تند شود و قاریان چون تجربه ترتیل خوانی نداشتند تحقیق تُند می خواندند و این مسأله موجب پائین آمدن عیار کار می شود. لذا به اینجا رسیدیم که اولا، در ترتیل خوانی نباید حرکات تنغیمی داشته باشیم. ثانیا، باید مانند مصری ها که خیلی ساده خوانده اند و تحرکات تنغیمی نداشته اند ما هم باید از آنها تبعیت کنیم. ثالثا، اگر بنا بود در ترتیل کاری انجام شود حتماً م ... ادامه ...

مادر،آرام شد

مادرشهیدتازه تفحص شده پس از32 سال رادیو راکنارگذاشت وی رادیو راهمیشه درکنار خودقرارمی داد تاشایدخبری ازفرزندش بشنود ... ادامه ...

امشب...........

امشب می خواهم ...در دنج ترین جای دنیا بنشینم ...و مردی باشد که حرف های در گوشی ام را بشنود ...زیر گوشم نجوا کند ...در آغوشم بکشد .و گرمای وجودش به قلب ش ته ام آرامش ببخشد ...دلم می خواهد بگوید :نگران نباش بانو من آمده ام که تا همیشه بمانم ... ... ادامه ...

زمستان

زمستان درچند قدمی دل ما لانه کرده مغز وقلبمان را باید لبریز از گرمای افتاب کنیم تا از فضای سفید وبکر زمستان لبخند به لب اوریم وچشمانمان رامنتظردیدن چشمه های جوشان کنیم کوشهایمان صدای دلنشین پرندگان را با جان دل بشنود دستهایمان لطافت گلها راحس کند ونسیم خوش بهار راکه به هزار هزار عطر می ارزد به مشاممان خوش اید،حال بهار نشسته کنار دل ما ارام حسش کن وبپذیرش. ... ادامه ...

تدوین گر : خدا

داستان هایی هست که به تفسیر ویژه ای خود را در دل جا می کند و این نه هنر نویسنده است که هنر خداست تفسیر به رأی مخاطبی که دل ویژه ای دارد و خدا گاهی ترتیبی می دهد که اول, آ داستان را بشنود و آ , اول را و این هنر تدوینِ خدا مقدمه اش گاهی دیر رسیدن به اکران یک است و گاهی از آ به اول خواندن یک کتاب! اما در بیشتر مواقع با تدوین درون لایه ای روبرو هستیم خدا گاهی بنده دلداده ای را با خوانشی بدیع از داستان "مارکز" به معراج می برد و این روش تدوین الهی به این صورت است که او را در خلال رویدادی شخصی ناگهان با سکانسی از یک روبرو می کند و در این حال تدوین دیالکتیک در ذهن این مخاطب ویژه رخ داده و او را به مفهوم متعالی از آن می رساند که کارگردان خوابش را هم ندیده است ... ادامه ...

سرافرازی و سربلندی چه عشق و حالی دارد

سربلندی و سرافرازی یک عاشق آن روزی است که فریادش به گوش دلهای دریا و قلبهای شیر رسیده باشد و پاسخی در خور و شان به گوشش برسد و ببیند و بشنود (تائب) خداوند می داند که سربلندی و سرافرازی یک انسان عاشق چه عشق و حالی دارد و هیچ غیر از خداوند این مهم را نمی تواند درک کند اما با اینهمه انسانهائی که بوی خداوند را دارند و سرشار از یاد خداوند هستند خوب می فهمند که سربلندی یک انسان عاشق در اوج صداقت و ایمان و فداکاری چه اندازه برای جامعه و مردم مفید و ارزشمند است پس برای سربلندی فداکاران دعا و آرزو کنیم و از دل و جان برایشان از خداوند سربلندی بخواهیم تا همه خوشحال بشوند داستان انسانهای فداکارا را مخصوصا انی که در روستاها غریبانه و مظلومانه و معصومانه به نیکوکاری مشغول هستند و فریادشان از فرط غربت به گوش توانمندان نمی رسد برای همین سالها در کنج زندان غم و اندوه صبر و شکر جمیل می کنند تا به امید خداوند فریادشان به گوش دلهای دریا و قلبهای شیر برسد سربلندی یک عاشق عشق و حال عجیبی دارد چون به نفع دوست و دشمن است و همه را نجات و رهائیست پس در تقویت و پرنور شدن یک فداکار بیشتر حواسمان را جمع کنیم تا در یک چشم ب ... ادامه ...

بایدباشد¡

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ! ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺎﺑﻮﺩﺕ ﮐﻨﻨﺪ... ﻣﺜﻞ :ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ,ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺎﺻﯽ,ﺻﺪﺍﯾﯽ.ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﯽ, ﺗﮑﻪ ﮐﻼ ﻣﻬﺎﯾﯽ.... ﺍﺻﻼ ﺍﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ... ﺗﺎﻋﺼﺮ ﺑﻪ ﻋﺼﺮﺑﻪ ﺍﻥ ﺳﺮﺑﺰﻧﺪ.... ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﺪﺑﺎﯾﺪﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ.... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ..... ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻓﺎﻟﺸﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ.... ﻣﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺍﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺭﯾﺘﻢ ﻫﺎ ﻭﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﺖ ﮐﻨﻨﺪ... ﺣﺘﯽ ﺑﻮﯼ ﻋﻄﺮﯼ ﺧﺎﺹ ﺩﺭﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺣﺲ ﺷﻮﺩ... ﺩﺳﺖ ﺧﻄﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻠﺮﺯﺍﻧﺪ.... ﻋﮑﺲ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩ...... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ.... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ..... ... ادامه ...

اِنّی اُحِبُّ هر چه که دارد هوای تو...شرمنده ام قدم نزدم جای پای تو...

به حکم دلتنگی عمیق و زخم های دل ِ پی در پی ،درست روز شهادتش،نامه ای دادم دست رفیقی امین ... تا بنشیند همانجایی که من آ ین بار به سجده رفته بودم ....و بخواند در گوش ِ آب های طلائیه .... مخاطب نامه ام را پیدا نمی ...اولش خواستم با آب ها سخن بگویم و آن ی که میخواهم بشنود هم بشنود!اما ترسیدم!ترسیدم بهانه داده باشم دستش !!پس مخاطبم را همانی که باید ...! نوشتم ... نوشتم آنقدر که تمام نمی شد ....نوشتم و گذاشتم اشک هایم کاغذ را خیس کنند ....نوشتم و دستم میلرزید ....نوشتم به آرزوی این که هــــمت رحمی کند بر دلم ......رحمی کند بر ابن صبر ِ لبریز شده ...نوشتم با حسرت این که روی حرف هایم،جای اشک؛ باران طلائیه بود که باید میبارید ....نوشتم و احساس این ؛آخــــــــــــــرین راه است ...حس به آ ین ریسمان چنگ انداختم !همیشه آ ین امیدها،محکم ترین اند ... به رفیقم تاکید کرده بودم بــلند بخواند ...بلند بخواند تا همت گوش کند ....از آنجا زنگ زد ...میگفت روی حرف هایم باران آمده . ..میگفت همت؛شنیده . . . . .گریه میکرد...قطع و وصل میشد صدایش اما از فاطمه گفتن های گریه آلودش میفهمیدم که زیر باران نشسته ...!خواستم بهش بگویم که اگر تحمل دوری را نداری از زیر ... ادامه ...

برای شیخ روسپید نیجریه

بسم الله اللهم صل علی علی ابن موسی الرضا المرتضی... وارد شده است که هرفردی ندای مظلومی (یا مسلمان مظلومی) را بشنود و به یاری اش نشتابد چنین و چنان است... چه بنویسم؟ یک سال است که شیخ زکزاکی را ربوده اند و حتا ندای مظلومیت او به گوش خیلی از ماها نرسیده... و یا از این گوش داخل شده و از دیگری خارج... و ننگ بر من که هر شب، این قدر راحت می خوابم... و اگر گاهی از خدا چیزی بخواهم، معمولا از دایره ی تنگ و مز ف خودم پا بیرون نمی گذارم... ظاهرا این تصویری است از آ ین حضور شیخ مظلوم نیجریه در ح ی بقیة الله؛ بیست و هشتم صفر سال قبل. ... ادامه ...

نتانیاهو: ایران می خواهد را مستعمره خود کند/ دنیا باید صدای مشترک جهان عرب و اسراییل علیه ایران را بشنود

نتانیاهو سفر مناسبتی خود به انگلیس را که به خاطر صدمین سالگرد صدور اعلامیه بالفور است، به یتی برای ترویج "ایران هراسی" تبدیل کرده است.بنیامین نتانیاهو نخست اسراییل که به بریتانیا سفر کرده است روز یکشنبه در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه انگلیس، مدعی شد ایران به دنبال تقویت حضور نظامی خود در و تبدیل این کشور به مستعمره خود است.به گزارش عصر ایران به نقل از وب سایت رو مه "هاآرتص" اسراییل، نتانیاهو دیروز در مصاحبه با برنامه " شو اندرو مار " کانال 1 انگلیس، مدعی شد: "ایران آشکارا اعلام کرده به دنبال نابودی اسراییل است. آنها آشکارا اعلام کرده اند که می خواهند " کوچک" – اسراییل - را که دنباله " بزرگ" یعنی می دانند، نابود کنند... برای همین آنها می خواهند را مستعمره خود کرده و آنجا را نیز لبنانیزه کنند. آنچه آنها در لبنان کرده اند منجر به استعفای سعد حریری نخست لبنان شد. ایران می خواهد را نیز چنین کند و به طور کامل تصاحب کند."نتانیاهو در ادامه مدعی شد: "همزمان با نابودی در و وج آنها از این کشور، ایران وارد می شود. آنها می خواهند نیروی هوایی خود را وارد کنند، درست در کنار اسراییل. آنها می خواهند نیروهای شیعه و ... ادامه ...

نباید بشنود دنیا، صدای ترس هایت را...

مسلماً "سرزنش" چیزی نبود که در آن لحظه نیاز داشته باشد. میگفت عاقبت همانی که از آن میترسیده سرش آمده است و بدترین حدسش تبدیل به یقین شده و ... ها هم تا توانسته اند ترساندنش... . نمیدانستم چه بگویم ، ولی متاسفانه "سکوت" هم آن چیزی نبود که در آن لحظه نیاز داشته باشد. پس ناچارانه یک مشت از این حرف های امیدوار کننده ای که خودم هیچ بهشان اعتقاد ندارم تحویلش دادم و درست در لحظه ای که حتی خودم هم حس ... دارم سخن رایگان میگویم در کمال ناباوری دیدم که او آرام شده است . باز هم جای شکرش باقی ست...پ.ن :پزشک ها 4 واحد هم "ایجاد رعب و وحشت" پاس میکنند. ... ادامه ...

پرواز

پر کشید بدون آنکه بگذارد ی صدای بالهایش را بشنود...... چه غریبانه رفت.......... پر از درد.......... عزیزکم به آرامش ابدی رسید.... رفت در حالی که هنوز نگرانمان بود.......... هنوز از غصه مان بغضش می گرفت.......... خدا نگهدار مهربان من.............. خدانگهدار مهربانترین همه ایام............. ... ادامه ...

اکران های خصوصی خدا برای ما

داستان هایی هست که به تفسیر ویژه ای خود را در دل جا می کند و این نه هنر نویسنده است که هنر خداست تفسیر به رأی مخاطبی که دل ویژه ای دارد و خدا گاهی ترتیبی می دهد که اول, آ داستان را بشنود و آ , اول را و این هنر تدوینِ خدا مقدمه اش گاهی دیر رسیدن به اکران یک است و گاهی از آ به اول خواندن یک کتاب! اما در بیشتر مواقع با تدوین درون لایه ای روبرو هستیم خدا گاهی بنده دلداده ای را با خوانشی بدیع از داستان "مارکز" به معراج می برد و این روش تدوین الهی به این صورت است که او را در خلال رویدادی شخصی ناگهان با سکانسی از یک روبرو می کند و در این حال تدوین دیالکتیک در ذهن این مخاطب ویژه رخ داده و او را به مفهوم متعالی از آن می رساند که کارگردان خوابش را هم ندیده است ... ادامه ...

نهایتا

نهایتا روزی از این همه دم دست بودن ح ... ان بد میشوداز اینکه انتظار بکشید پیام تیک دوم بخورداز ع ... پروفایل چک ... و قربان صدقه رفتن های یواشکیاز ارسال ع ... و نوشتن به یادت بودم...از is typing و online بودناز اسکرین شات ها و زیرآب زدن هااز عوض ... استاتوس برای بیان حرف دلاز پست ... احساستان در روزاز last seen recently ها و a long time ago ها...از اموجی ها و شکلک هایی که تمام حستان پشتش پنهان استنهایتا یک روز از این همه دم دست بودن ح ... ان بد میشود ودلتنگ شب بخیر ساعت دو نصفه شب با تلفن دکمه ای و صدای تق تق اش که نکند ... ی بشنود ،دلتنگ حرفای بی لفافه و صریحدلتنگ خنده های واقعی ،چشمک زدن های واقعی ، بوسه های واقعی خواهید شد ...#کاف_وفا ... ادامه ...

حس ششم نه

ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪﺣﺲ ﺑﻮﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪﻋﻄﺮ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﺍﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﭼﺸﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ،ﻃﻌﻢ ﮐﺪﺍﻡ "ﺩﻭﺳﺘَﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﻻﻣﺴﻪ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺩﺵ،ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻩ،ﺧﻮﺏ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﺷﻨﻮﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ؛ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻧﺠﻮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ، ﺑﺸﻨﻮﺩ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ﺍﻣﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ،ﻗﻠﺒﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺍﺳﻤﯽ،ﺗﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ......ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ...ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩ!ﮐﺮ ﮐﺮﺩ!ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺮﯾﺪ!ﺣﺴﯽ ﮐﻪﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍِﻧﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ!ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺪﻫﺎ ﺑﺎﺯﭘﺮﺱ ﺩﻗﯿﻖ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ،ﻣﭻ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ...ﻭ ﺗﻮ،ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ ... ادامه ...

همص

گاهی، باید سکوت کنی و گوش هایت را یرای شنیدن صدایِ ی، خوبِ خوب تیز کنی... گاهی اما، بهتر است کمی از سکوتت کم کنی و بگذاری او هم تو را بشنود... گاهی هم، بهتر است همزمان سکوت را بشکنیم و به باهم موزیکی را همراهی کنیم... این ها می شود همان قانون هگل که خودت به ناگهان یادآوری کردی. تز...آنتی تز...سنتز... سنتز نیاز به صغری، کبرایی دارد که نتیجه منطقی بدهد. شناخت همان درکی است که ما را یکی کرده و نتیجه بخش بوده. چیدنِ مقدمه آشناییمان کمی دشوار بود، اما حالا در سراشیبی رسیدن به هدف چنان سرعت گرفته ایم که یادمان نیست از کجا شروع کرده ایم... ... ادامه ...

همص

گاهی، باید سکوت کنی و گوش هایت را یرای شنیدن صدایِ ی، خوبِ خوب تیز کنی... گاهی اما، بهتر است کمی از سکوتت کم کنی و بگذاری او هم تو را بشنود... گاهی هم، بهتر است همزمان سکوت را بشکنیم و به باهم موزیکی را همراهی کنیم... این ها می شود همان قانون هگل که خودت به ناگهان یادآوری کردی. تز...آنتی تز...سنتز... سنتز نیاز به صغری، کبرایی دارد که نتیجه منطقی بدهد. شناخت همان درکی است که ما را یکی کرده و نتیجه بخش بوده. چیدنِ مقدمه آشناییمان کمی دشوار بود، اما حالا در سراشیبی رسیدن به هدف چنان سرعت گرفته ایم که یادمان نیست از کجا شروع کرده ایم... ... ادامه ...

همص

گاهی، باید سکوت کنی و گوش هایت را یرای شنیدن صدایِ ی، خوبِ خوب تیز کنی... گاهی اما، بهتر است کمی از سکوتت کم کنی و بگذاری او هم تو را بشنود... گاهی هم، بهتر است همزمان سکوت را بشکنیم و به باهم موزیکی را همراهی کنیم... این ها می شود همان قانون هگل که خودت به ناگهان یادآوری کردی. تز...آنتی تز...سنتز... سنتز نیاز به صغری، کبرایی دارد که نتیجه منطقی بدهد. شناخت همان درکی است که ما را یکی کرده و نتیجه بخش بوده. چیدنِ مقدمه آشناییمان کمی دشوار بود، اما حالا در سراشیبی رسیدن به هدف چنان سرعت گرفته ایم که یادمان نیست از کجا شروع کرده ایم... ... ادامه ...

قصه ی آ ین آرزو

به دوست فرنگی ام گفتم:«ما هیچ هم که نداشته باشیم، قصه زیاد داریم.» فرقی ندارد ختم شود به رسیدن یا نرسیدن. در پستوی خانه های این جا رازها و دردها و عاشقانه هایی پنهان است که نه ی می تواند بگوید و نه ی بشنود و نه ی بنویسد. عاشقانه های این ملت، می شود قصه ی امروز. قصه ی سی وچهار سال صبوری-درد-انتظار. قصه ی آرزوی درآغوش کشیدن استخوان هایی که هنوز هم رشیدند و دلاور و غیور. قصه ی آ ین آرزو. ما قصه های این سرزمین را با هیچ چیز، با هیچ چیز عوض نمی کنیم. ... ادامه ...

زمان زوال

همه ی عمر پدرم را در دو حال دیدم؛ یا گوشش به رادیو بود و هی موج به موج می‎چرخاند تا برسد به بی‎بی سی و چیزی بشنود که برایش وحی منزل بود. وقتی رادیو را به گوشش می‎چسباند، انگار داشت بزرگ ترین مشکل بشری را حل می کرد و هیچ جز او نمی‎فهمید. فقط آقاجون طرف حرف‎های بی‎بی سی بود و قرار بود همین فردا برود مشکلات مملکت را حل کند. بعد هم منتظر بود ی پایش برسد به خانه ی ما تا هرچه از رادیو شنیده برایش دوره کند تا جایی که مامان ه بلند بگوید بس است آقای نایبی، بگذار چیزی میل کنند آقا. بیچاره آقاجون نتوانست همین یک ذره جا را در خانه ی خودش اداره کند. بقیه ی‎ اوقات توی زیرزمین می نشست و مثنوی دست می‎گرفت و همه ی ناتوانی‎اش را می گذاشت پای عشق و عرفان و از این خزعبلات. #زمان_زوال # _احدیت از کانال تلگرامی @ketabshoma ... ادامه ...

یادِ تو ...

مادربزرگ میگفت : آدم بوی غذایی را بشنود دلـش بخواهد و نداشته باشدش نفسَش میماند ؛ مریـض میشود ..! دیروز کنارِ پنجـره بوی عطرت می آمد ... " مریم قهرمانلو "*** دوست دارم برای آقای""" یک ایمیل بفرستم...البته خودشون گفتن هر سوالی دارین برای من ایمیل کنین...حالا نمیدونم چه سوالی بپرسم ...آخه من که سوال تخصصی ندارم...فقط دوست دارم آقای""" بهم جواب داده باشن...باید بگردم یک سوال عجیب و غریب پیدا کنم...که زیاد تابلو نباشه...در نگاهم اگر نیستی در خیالم سرشاری ..." مولانا " ... ادامه ...

این جا

این جاهمان چاه سکوت است برای منسر درونش فرو می برم می نالم و می گریم و می گویمبی آن که ی بشنود صدایم رااین جاهیچ نیستهیچ ... ادامه ...

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ وشاعر شعری به فرشته ...ﺷﺎﻋﺮ ﭘﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥﮔﺮﻓﺖ ...ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﻓﺖ .ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭتایتان ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ...ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﭽﺸﺪ... ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ است.سیلور اشتاین ... ادامه ...

بازتاب های روزانه "الکلی ها" 28 اسفند

دعا سازگار استمی گویند ی دعا را مس ه میکند که هرگز سعی نکرده آن را درست انجام دهد.(دوازده گام و دوازده سنت)من که در خانواده ای بی دین بزرگ شده بودم،اولین باری که سعی دعا کنم، احساس حماقت می . می دانستم که قدرتی برتر امور زندگی ام را در دست دارد وگرنه چطور می توانستم هشیار بمانم؟اما مطمئن نبودم که او بخواهد دعاهای مرا بشنود. انی که هشیار مانده بودند می گفتند دعا بخش مهمی از تمرین این برنامه است، پس من این کار را . با تعهد به دعای روزانه، در کمال تعجب دیدم دارم آرامش می یابم و از وضعیتم راضی هستم. به عبارت دیگر، زندگی برایم آسان تر می شد و درگیریها کمتر. هنوز هم مطمئن نیستم که چه ی یا چه چیزی به دعاهایم گوش کرد، اما همیشه به همه میگویم که دعا کارساز است. ... ادامه ...

سکوت مرگبار

هنوز هم عاشق علی(مردم میانمار) را به جرم محبت علی میدرند وتکه تکه می کنند وعجب از سکوت سنگین بشر داخلی و خارجی ها چپی ها وراستی هایش فرق نمی کنند... وعجب از آنان که گفتنشان گوش فلک را کر کرده و این ها را می بینند و خفه شده اند... عجب از آنان که عد خواهی را سرمشق خود می دانند وبا دیدن این بی عد یها کام فرو بسته اند! عجب از همه ما وتک تک ما که شب راحت سربه بالین می گذاریم وآسوده خاطر وبی دغدغه غافل از حال و احوال برادر دینی مان.... از مسئولیمان چه توقع که دغدغه شان رفع حصر و امیدشان به حقوق بی بشر ونگاهشان به نافرجام و خاطرشان به کدخدای بی خداست.... شیعیان علی ما را چه شده؟ ی که صدای مظلوم را بشنود و ت بنشیند مسلمان نیست!!! ... ادامه ...

حس ششم نه

خودت را جای زنی بگذار ک به وقت پریشانی یه رابطهبلند میگوید:همه ی مردها مثل همند.دلگیر نشواگر از ی ضربه میخوردی ک برایت جای همه بود تو هم همین را میگفتی. ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪﺣﺲ ﺑﻮﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪﻋﻄﺮ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﺍﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﭼﺸﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ،ﻃﻌﻢ ﮐﺪﺍﻡ "ﺩﻭﺳﺘَﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﻻﻣﺴﻪ ﻧﯿﺴﺖ،ﺍﻣﺎ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺩﺵ،ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻩ،ﺧﻮﺏ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﺷﻨﻮﺍﯾﯽ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ؛ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻧﺠﻮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ، ﺑﺸﻨﻮﺩ...ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ،ﺣﺲ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ﺍﻣﺎ ﭼﺸﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ،ﻗﻠﺒﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺍﺳﻤﯽ،ﺗﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ......ﺣﺲ ﺷﺸﻢ ﺯﻧﺎﻧﻪ...ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩ!ﮐﺮ ﮐﺮﺩ!ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺮﯾﺪ!ﺣﺴﯽ ﮐﻪﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍِﻧﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺁ ... ادامه ...

مطالبی پیرامون فصل ششم و هفتم درس علوم تجربی پایه ی پنجم ابت ...

با یاد و نام خدا مطالبی پیرامون فصل ششم و هفتم درس علوم تجربی ================== 1- ما اطلاعات خود را از محیط چگونه به دست می آوریم؟ با استفاده از چشم، گوش، بینی، زبان و پوست.2- اگر بخواهیم برای چشم، گوش، بینی، زبان و پوست یک نام کلی بگذاریم، چه نامی مناسبتر است؟ اندامهای حسّی.3- اگر ... ی نتواند ببیند، ببوید، بشنود، بچشد ویا لمس کند، چه می شود؟ نبودن هرکدام از این حواس انسان را با مشکلات زیادی روبرو می کند. انسان در این ح ... از بسیاری خطرهای محیط آگاه نشده و نمی تواند رفتار مناسبی در برابر آنها داشته باشد.4- با کدام دستگاههای بدن در پایه های قبلی آشنا شده اید؟ دستگاههای حرکت، گوارش، گردش خون و تنفس.5- اندامهای هریک از دستگاههای بدن را نام ببرید؟ معده وروده ها اندام دستگاه گوارش، بینی و ششها اندام دستگاه تنفس، قلب و رگها اندام دستگاه گردش خون و استخوانها ماهیچه ها اندام دستگاه حرکتی هستند.6- شما اگر بخواهید در یک مسابقه ی دو شرکت کنید، بدن چه کارهایی را باید انجام دهد؟ ماهیچه ها باید استخوانها را حرکت بدهند، قلب باید تندتر بتپد تا خون و ا ... یژن بیشتری به اندامها رسیده و مواد زاید را خارج کند، تنفس باید تن ... ادامه ...

فعل چیست؟

گفتیم که واژگان زبان عربی شامل سه قسم اسم و فعل و حرف است . اینجا مختصری لازم در باره هر یک می گوئیم . فعل کلمه ای است که دل ... بر انجام فعل یا وقوع ح ... ی در زمانی دارد. مانند: ذَهَبَ «رفت» که دل ... برانجام فعل رفتن در گذشته(ماضی) دارد . و مانند: مَرِضَ «بیمار شد» که دل ... بر وقوع ح ... ی در زمان ماضی دارد. اسم کلمه ای است که بطور مستقل بر چیزی یا انجام فعل یا وقوع ح ... دل ... دارد بدون قید زمان یا بر زمانی دل ... دارد بدون وقوع فعل. اما دل ... برچیز یا شیء که 90% اسمها را شامل می شود. مثل: جَبَل یعنی کوه. اما دل ... برانجام فعل بدون قید زمان مثل: کِتابَة یعنی نوشتن . اما دل ... بر زمان بدون وقوع فعل مثل : اَمسِ یعنی دیروز. اما حرف معنای مستقل و تام و کامل ندارد . مثل: «علی» یعنی بر یا بر روی ، شنونده منتظر می ماند بشنود بر که؟ یا روی چه؟ ... ادامه ...

ارزو می کنم ...

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم ، که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند . گوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشی مان بشنود . برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد . و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد . و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم . مارگوت بیکل ترجمه احمد شاملو ... ادامه ...

نشد.

فکر می فقط تمام روز می خوابد و من باید مراقب باشم داروهایش را سر وقت بخورد. وقتی مادربزرگم نشست کنارم و گفت «از خودت برام بگو»، چقدر سردرگم شدم. صبح مامان پیغام گذاشته بود که «جات خالیه. دلمون خیلی برات تنگ می شه. از حال و روزت یه گزارش واقعی به من بده». به این همه حرف نگفته و راز مگو و زخم پنهان فکر می کنم و دلم از نقش بازی سر می رود. به مادربزرگم فکر می کنم که دلش می خواست بشنود همه چیز خوب است و شنید. به خنده هایی که چاشنی پرت و پلا گفتنم می کنم تا دل مامان شور نزند. دلم می خواهد ببوسمشان و بگویم هیچ وقت بهتر از این نبوده ام. یادت هست بعد از روزها بی خبری یک خط برام نوشته بودی که «جانم بگیر و صحبت جانانه ام بخش»؟ دیگر دیدارت میسر نمی شود مگر به قیمت جان؛ و اگر می شد من چقدر به این معامله راضی بودم. دلم می خواهد یک شب جایی بین گریه هام پیدات شود، برات یک گزارش کاملاً واقعی بگویم. ... ادامه ...

سرنوشت حسود

میدانی سرنوشت خودش حسودترین است در زندگی... همین است که گاهی با خودم تکرار میکنم که از افکارم، رویاهایم، آرزوها ونقشه هایم در زندگی بلندبلند با ی حرف نزنم که مبادا روزگار بشنود، مبادا سرنوشت بویی ببرد که دارم برای شادی هایم نقشه میکشم...همین است که گاهی با خودم زیر لب میگویم نه از شادی هایت زیاد شاد شو و نه از غم هایت زیادی ناراحت که سرنوشت با زندگیت همانی میکند که نباید...گاهی با خودم فکر میکنم باید کمی خوددار بود، محافظه کار و زیرک در قبال اتفاقات خوب و بد زندگی که اگر زیادی هم سطحی و سرخوشانه در قبالش رفتار کنی، آن وقت همه چیز نقش بر آب میشود... ... ادامه ...

از اینجا تا شهر مورد علاقه ی من 4hr & 40 min

خوب مسلما بهشان مربوط نیست. و تازه بنده خداها که چیزی نگفته اند و مطمئن نیستم که تو ذهنشان چی میگذرد. و تازه تو ذهنشان هم این باشد که "چه دختر نچسب خوابالویی! انگار س قطبی است!" و فک کنن "پررو پررو رفته تخت بالایی و پایین هم نمی آید انگار آن بالا قلمروش هست و ما هم زیردستاش" و فکر کنند که "چرا هی جای وسایلش را عوض می کند و از کتاب به گوشی، از گوشی به ج ، از ج به کتاب وول می خورد؟" و "چرا آن هندزفری لامصب را از گوشش بیرون نمی کشد تا بشنود که میگوییم پتو را بده یا چراغ را روشن کن؟" و "دختره انگار از دماغ فیل افتاده با آن پتویی که تو گرما رو خودش کشیده!!!" و "خیلی هم ش ه و هپلی هپوست! اصلا ملافه رو تخت و بالشش نکشید، همینجوووور روش خو د!" و گیرم همه ی این ها یا نصفش یا هیچیش راست باشد. در هر حال هیچ توفیری نمی کند. دیوانه ام واقعا. کی اصلا به تو محل میگذارد؟ دقیقا! هیچ :) از کجا؟ از آنجا که اول ملافه ام را برنداشتم و بعد که خواستم بردارم دیدم نیست. از آنجا که فهمیدند روی حجابم حساسم و سعی ن د فرت و فرت که در را باز می کنند، فرت و فرت هم ببندند و بعد از تلاش مذبوحانه ای که بعد از هر باز شدن در برای بستنش ، ناچار شدم پتو پ ... ادامه ...

من..

فکر کنم باید بیشتر هوایش را داشته باشم. بیشتر دوستش داشته باشم. باید کمکش کنم که از این مرداب غم بیاید بیرون. باید روشنایی را ببیند. برود پی زند ... اش. این کلمات پژمرده را بیندازد دور، از دنیای تاریکش فاصله ب ... رد. زند ... را از اول برایش تعریف می کنم. باید زیبایی های زند ... را ببیند. چشمانش.. چشمانش باید باز شود. رنگ ها را ببیند، بشناسد، مخصوصا آبی را.. باید بداند چه رنگ فوق العاده ای است. باید بداند زند ... سیاه نیست، خا ... تری هم نیست. باید زند ... اش آبی شود. باید بگوید. از زیبایی های زند ... بگوید. از خوبی، مهربانی. باید بشنود. صداها و موسیقی. هرچه که ارزش شنیدن داشته باشد حتی سکوت.. قبل از همه ی این ها باید با هم سکوت کنیم. که نگفته هایش را بشنوم. نگفته ها را که شنیدیم، در دنیای تاریکش غرق می شوم. همیشه همین می شود. همیشه منِ خوش بین، تسلیم نگفته های منِ سیاه می شود. ... ادامه ...

حاج آقا قرائتی

حاج آقا قرائتی :اگر در اینجا پسر من حضور داشت و ۶ بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم و او در این ۶ بار جواب من را ندهد،شما نمی گویید چه پسر بی ادبی ؟!حال اگر ی که صدای اذان را بشنود دوبار حی علی الصلوه،دوبار دیگر حی علی الفلاح و بار دیگر حی علی خیرالعمل به او گفته شود و همچنان نسبت به اقامه بی اهمیت باشد این شخص بی ادب نیست ؟! . . http://www.afsaran.ir/payamak/1645994 ... ادامه ...

گر نشد اشتیاق او غالب صبر و عقل من

اولین تجربه خاطره و روزمره نویسی ، از خیلی سالها قبل شروع شد ، هنوز هم دلم میخواهد پناه ببرم به قلم و کاغذ ، ولی امان از خطر خوانده شدنشان . اینجا نوشتن هم از اینجا شروع شد که ... راستش همیشه دوست داشتم بدانم دیگران همین لحظه و آن چه فکر میکنند ، خودم که عادت بزبان آوردن آنچه بر ذهنم میگذرد را نتوانستم کنار بگذارم .و از آنجا هم که زبان و لغات که قرار بود علت تفاهم و قرابت باشد ولی شد سبب سو تفاهم ، یکبارهم متنی نوشتم ، «آقاش» فرمودند :آدم بشنود این حرفها را نشنود ، نتیجه اینکه آمدم اینجا خانه ای ساختم که سبب سو تفاهم نشود . به هرحال ازقدیم گفته اند که زبان سرخ و سر سبز و باقی قضایا ! * آقاش در جواب فرمودند : نه تنها تمایل دارم بلکه اشتیاق هم دارم ، ربطی به هورمون هم ندارد . » این یک گپ و گفت عاشقانه بود ازسویشان ! ... ادامه ...

کتابخوانی.

درباره کتاب و کتابخوانی(2) نویسنده: سیدحسین اسحاقی، منیره زارعان هم صحبتی با کتاب کتاب ها نه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می گویند. کت که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور می کشاند و کت که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. جواد(ع) می فرماید: «هر سخن گوینده ای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.» ... ادامه ...

یک نظر جدید...

خسته شده بودم و دیگر هیچ امیدی نداشتم هیچ جای دستی نبود که به ان دست بیاندازم دلم بدجور گرفته بود طبق معمول بی اختیار در ادرس بار مرورگر blog نوشتم و خودش دات ای ارش را اضافه کرد نگاه حسرت باری به قسمت نظر ها ...هیچ وبلاگم را باز و چیز هایی که نوشته بودم را یکبار دیگر مرور فقط میخواستم باور کنم که ی در این دنیا هست که شبیه من باشد بک دادم و صفحه اصلی وبلاگ را باز ... چشمم به نظر جدید خیره ماند اشک در چشم هایم حلقه زد ی هست که صدای افکار مرا بشنود ی هست... ... ادامه ...

دیوار بتنی

یک چیزهایی را ادمیزاد هی در طول و عرض زند ... ش تکرار میکند... هی میرود تا ا ... آن راه، میخورد به یک دیوار بتنی... باز از سمت دیگری به امید نرم تر شدن آن کوه سفت ، جلو میرود ولی باز میخورد به همان دیوار لعنتی...به تعبیری حماقت را به جای پشتکار می ... رد و هی راه های ثابت را امتحان میکند تا شاید به نتیجه ای متفاوت برسد...هی سوال هایی می پرسد که جوابشان را میداند، فقط می پرسد تا شاید این بار جواب متفاوتی بشنود...هی جملاتی میگوید و ابعاد روحش را توصیف میکند تا شاید بهتر دیده شود.......هی میچرخد در تمام سوراخ و سنبه های مغزش تا بلا ... ه علت این ... یت ها را پیدا کند....نمیداند کی قرار است این امیدهای مس ... ه، ناامید شوند؟!یکی نیست بگوید، خوب احمق جان اگر قرار بود اتفاقی بیوفتد همان بار اول می افتاد. دیگر نمیخواست انقدر مثل ماهی که از آب بیرون افتاده، دست و پا بزنی تا بلا ... ه جانت بالا بیاید!یک جاهایی باید دست کشید...از همه چیز...فقط ایستاد و نگاه کرد...به تمام وقایع لبخند تلخی تحویل داد و گذشت...بگذر ستاره!!!!!!!! ... ادامه ...

میرزا اولنگ غریب????

فقط یک شمع روشن میکردید! عالیجنابان مسئول!چه خبر از همسایه مان!؟کشور افغانستان را میگویم...✔ یان شیعه کشی و اسارت گیری شیعه راه انداختند آن هم با چه شقاوت و سقاوت دجالانه ای!!❌ یان با خون شیعیان میرزااولنگ تکبیر سر می دهند و سر می برند!◼ جای درد و مرگ دارد که مسلمانی یا انسانی خبر اسارت ن و دختران مظلوم را بشنود و ت بماند..و باز هم سخن از مردی ومردانگی براند..◼◼ خبرش که با سرعت پخش شد..چطور هنوز بیخبرید که عرض تسلیتی اظهار همدردی پیامی ..ارائه نفرمودید!!⛔ یادمان نبود... ✖دارید به رفع حصر می شید و غم می خورید!از هر چه هم بگذرید از این و مذاکرات که نمی شود گذشت...✖ بماند که افغانستان پاریس نیست...❎ راستی امنیت اتفاقی نیست مردم.✅.. اگر سرهای م عان حریم کشور ما بریده نشود ایران میرزااولنگ می شود... فقط اندکی معرفت... saamedoon.blog.ir ... ادامه ...

وقتی خدا سرشت جهان را برای تو

وقتی خدا سرشت جهان را برای توشد آسمان و لوح و قلم ، زیر پای توپروردگار هم به خودش گفت : آفرینوقتی کشیـــــد نقش رخ دلـــــربای تویوسف تو را که دید ، دوباره اسیر شدبر آن جمـــال با نمک و با صفـــــای توداوود تا شنید صدای تو ، شد خموشتا بشنود نـــــــوای خوش آیه های تو وقتی خدا به خلوت خود کرد دعوتتجبریل هم نشد بپـــــــرد پا به پای توبا یک اشاره ی تو قمر از وسط شکافت خورشید شد هر آینه تحت لوای توتنها نه من به لطف شما چشم دوختم عالم امید بسته به لطف و عطـــای توبا اینکه رحمت تو شده شامـــل همهدنیــــــــا نداد پاسخ مهــر و وفای تومزدی نخواستی بجز اکرام اهل بیتدادند جــــــام زهر به آل عبــــای توبعد از تو دخترت به خودش روز خوش ندیدآتش زدند باغـــچه ی غنچه های توفرق علی به جرم عــــد شکافتندبا اینکه بود طبق کلامت ، به جای توبعد از علیّ و فاطمه ، آن نانجیب هادادند زهــــــــر بر حسن مجتبای توحتی حسین را که عزیز دل تو بودکشتند تشنه لب به هوای رضای تووقتی که روی دست علی ، بال و پر زدیزهرا گریست مویه کنان در عزای تو"در بارگاه قدس که جای ملال نیست"انگار گریــــه کرد خــــــدا در رثـــای تو اصغر م ... ادامه ...

راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن

راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن فردی که قصد خواستگاری رفتن دارد و میخواهد جواب مثبت از طرف مقابل بشنود و محبتش در قلب خانواده مطلوبش بیافتد ، تعویذ ذیل را در دو برگه کاغذ بدون خط بنویسد. یکی از برگه های نوشته شده را با خود همراه نماید و یکی را در آب حل کند و درب منزل مطلوب بپاشد. دعای ذیل را بنویسد : بسم الله الرحمن الرحیم اللهم یا رب مغیشا یا مثیثا یا طلیطیشا یا صکا یا حشاء بالع لحالی ۱۸ ۱۱۲ ۱۱ ۶۲ ۲۲ ۱۲ ۱۱۲ ۱۰ مبارک باد به اسم فلان بنت فلانه یا الله یا شکیکفی یا قاهرو یا بدوح یا الله . توجه : در کاغذ بدون خط و با گلاب و زعفران بنویسد . بجای فلان بنت فلانه (یا فلان ابن فلانه) نام فرد و مادرش را بنویسد. صرفا در امر حلال استفاده شود. ***** راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن , دعای ازدواج با معشوق , دعای ازدواج سریع , دعای ازدواج با فرد مورد نظر , دعای ازدواج خوب , دعای ازدوج فوری و مجرب , دعای بخت گشایی و ازدواج , دعای ازدواج مجرب , باطل سحر و بخت گشایی , بخت گشایی مجرب , دعای گشایش بخت مجرب , ... ادامه ...

دعای راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن

دعای راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن فردی که قصد خواستگاری رفتن دارد و میخواهد جواب مثبت از طرف مقابل بشنود و محبتش در قلب خانواده مطلوبش بیافتد ، تعویذ ذیل را در دو برگه کاغذ بدون خط بنویسد. یکی از برگه های نوشته شده را با خود همراه نماید و یکی را در آب حل کند و درب منزل مطلوب بپاشد. دعای ذیل را بنویسد : بسم الله الرحمن الرحیم اللهم یا رب مغیشا یا مثیثا یا طلیطیشا یا صکا یا حشاء بالع لحالی ۱۸ ۱۱۲ ۱۱ ۶۲ ۲۲ ۱۲ ۱۱۲ ۱۰ مبارک باد به اسم فلان بنت فلانه یا الله یا شکیکفی یا قاهرو یا بدوح یا الله . توجه : در کاغذ بدون خط و با گلاب و زعفران بنویسد . بجای فلان بنت فلانه (یا فلان ابن فلانه) نام فرد و مادرش را بنویسد. صرفا در امر حلال استفاده شود. ***** راضی شدن خانواده مطلوب به ازدواج و جواب مثبت گرفتن , دعای ازدواج با معشوق , دعای ازدواج سریع , دعای ازدواج با فرد مورد نظر , دعای ازدواج خوب , دعای ازدوج فوری و مجرب , دعای بخت گشایی و ازدواج , دعای ازدواج مجرب , باطل سحر و بخت گشایی , بخت گشایی مجرب , دعای گشایش بخت مجرب , ... ادامه ...

کودک

کودک آموزش احترام داشتن و مودب بودن اگر اعضای خانواده نسبت به هم مؤدب باشند آموزش مؤدب بودن به ک ن آسانتر می گردد. با کودکتان مؤدبانه رفتار کنید. استفاده از واژه های "متشکرم" و "لطفاً" را از سنین کودکی به فرزندتان بیاموزید. به کودکتان یاد دهید چگونه پشت تلفن صحبت کند، پیغام بگیرد، خداحافظی کند و تلفن را قطع نماید. کمک به دیگران مانند باز یا باز نگاه داشتن در برای دیگران، برچیدن چیزهای شخصی که بر روی زمین افتاده و ... را به فرزندتان آموزش دهید. در صورت بروز بی ادبی با ملایمت رفتار مورد نظر را به او یادآوری کنید. هرگاه فرزند شما از خود رفتاری مؤدبانه بروز می دهد او را مورد تشویق قرار دهید. موقعیت هایی را که طی آن ممکن است کودک کلمات نامطلوب را بشنود، محدود کنید. tebyan ... ادامه ...