فقط یک لحظه است به همین سادگی



فقط یک لحظه است به همین سادگی

خداحافظی اونقدر ام سخت نیست امروز حالم به هم خورد و یک لحظه درد شدید و بیهوشی به همین سادگی الانم نمیدونم دوباره چرا اینجام انگار قلب من نمیخواد به خودش مرخصی بده های میره استراحت دو نیمه، دوباره برمیگرده به زمین مبارزه برای این برگشت باید یک دلیل خوب داشت دلیل من چیه ... ادامه ...

گاهی به همین سادگی میمیریم

میشه مُرد!!نه؟اصلا چه اهمیتی داره که چه جوری میشه مُرد...!فقط میشه دیگه زندگی نکرد...میشه هرروز صبح ،منتظر (صبح بخیر)هایش نبودیا هرشب ....میشه دیگه اسمشو صدا نکرد!!که نگه بسه دیگه اه ....میشه دیگه قربون صدقش نرفت ..میشه دیگه به این فکر نکنی که با چی خوشحال میشد......میشه زندگی نکرد نه؟؟؟اصلا سخت نیس!!میشه مُرد.....میشه پایان داد به قصه ای که فکر میکردی پایانش خیلی قشنگتر از این حرفاس.....میشه قربون صدقش بری ولی دیگه صداتو نشنوه...میشه هی نگاهش کنی ولی نفهمه...میشه کنارش باشی ولی غر نزنی بهش ،میشه!!!فقط کافیه دیگه زندگی نکنی...!میشه مُرد به همین سادگی....ای روح مرا تا به کجا میبریم ! ... ادامه ...

شاید مردم حواسم نیست...

فقط چند لحظه کنارم بشینیه رؤیای کوتاه، تنها همینته آرزوهای من این شدهته آرزوهای ما رو ببینفقط چند لحظه کنارم بشینفقط چند لحظه به من گوش کنهر احساسیو غیر من تو جهانواسه چند لحظه فراموش کنبرای همین چند لحظه، یه عمرهمه سهم دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... ربرای همین چند لحظه، یه عمرهمه سهم دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... رنگاه کن فقط با نگاه ... تمنو تو چه رؤیایی انداختیبه هر چی ندارم ازت راضیمتو این زند ... رو برام ساختیبه من فرصت هم زبونی بدهبه من که یه عمره بهت باختمواسه چند لحظه ... ابش نکنبتی رو که یک عمر ازت ساختمفقط چند لحظه به من فکر کننگو لحظه چی رو عوض می کنههمین چند لحظه برای یه عمرهمه زند ... مو عوض می کنهبرای همین چند لحظه، یه عمرتو هر لحظه دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... ربرای همین چند لحظه، یه عمرهمه سهم دنیامو از من ب ... رفقط این یه رؤیا رو با من بسازهمه آرزوهامو از من ب ... ر ... ادامه ...

سادگی

چای تلخ و قند ، یعنی سادگی قهوه و لبخند ، یعنی سادگی جا و مُهر ، یعنی سادگی عطر بعد از ظهر ، یعنی سادگی سعی نافرجام ، یعنی سادگی وعده های خام ، یعنی سادگی مِهرِ عالمتاب ، یعنی سادگی هاله ی مهتاب ، یعنی سادگی حاصل تفریق ، یعنی سادگی عشق و آلاچیق ، یعنی سادگی اشک ، باران ، ابر ، یعنی سادگی استقامت ، صبر ، یعنی سادگی واژه ی خاشاک ، یعنی سادگی آب ، ایوان ، خاک ، یعنی سادگی مهدی حبیبی ... ادامه ...

این زندگی من است

از نوشتن دست می کشم، سرم را می اندازم پایین و به ناخن های قرمزم نگاه می کنم. او کم مانده دیوانه بشود. عجب شیر تو شیری است. دیروز به او هم گفتم. گفتم گویا همه دارند ترتیب هم را می دهند. نفهمید چی گفتم. انگار با زبان دیگری با او حرف می زنم و او شیفته ی همین نفهمیدن شده. گفت این کتاب ها همه مال توست؟ شبیه شیری پیر با پشت خمیده و لنگ های دراز بود. واقعاً نمی توانم فکرش را م. یک لحظه در من هست که خیلی خوب می شناسمش. لحظه ای که دیگر همه چیز تمام می َشود. حتا اگر اندک اکی از آن چیز، آن احساس در من باشد یا تازه پا گرفته باشد یا کهنه باشد، فرقی ندارد، ناگهان بوم، ناپدید می شود و همه چیز نه که برگردد به روز اولش، که برمی گردد به لحظه ی پیش از بیگ بنگ. یعنی ح میان من و آن آدم حتا عادی هم نمی شود یا طبیعی، مثلا بشود شکل رابطه ام قبل از پیش روی، بلکه می روم یک نقطه ی خیلی دور و مثل زن حامله حتا از دیدن سایه ی طرف هم تهوع می گیرم. نه که متنفر بشوم از آن آدم، منتها تمام جذ ت هایش ناگهان، واقعا ناگهان در ثانیه ای غیب می شود از نظرم. و آن آدم تبدیل می شود به هیچی. البته که مال یک لحظه نیست. پیوندها و گسست ها شبیه نمی که دیوار به ... ادامه ...

شکار لحظه های خنده دار و جالب

شکار لحظه های خنده دار و دیدنی در این مجموعه از ع های خنده دار و جالب که از شکار لحظه ها در این نوع ع گرفتن ها ثانیه و صدم ثانیه تاثیرگذار را گرد آوری کرده ایم با ما همراه باشید. شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

ثبت لحظه ها

اخیرا هر جا وارد میشم دوربین داره... عادت دارم توی آسانسور به آینه اش به خودم نگاه کنم، گره روسری مو صاف کنم، دندونامو چک کنم، همون یه ذره رژ لب صورتی که زدم رنگ نداده باشه، چشمامو نگاه کنم که خوشحال باشن در آ ... هم سرمو می ... ریم بالا به دوربین توی آسانسور لبخند می زنم .... بماند که دلم نمی خواد این همه دوربینو ... ولی از این نظر که لحظه ها رو ثبت می کنه دوست دارم از این به بعد لحظه ها را میام میگم... لحظه ای که کتفمو محکم گرفته بودن از خیابون زیر پل رد شیم لحظه ای که کل مفتح تا خیابون بوربور را با هم دویدیم لحظه های خوب لحظه های ناب باید به تصویر کشیده بشن تا ثبت شن و در آینده بمونند ... ادامه ...

...

نمیتونم بفهممت ...توی بدترین شرایط تنها موندم تحمل هیچی رو نداشتم ، از کارم اومدم بیرون قید همه چی رو زدم به سختی سعی که کم کم زندگی کنم دوباره اذیتم کردی... واقعا اذیت شدم رفتی دیگه ؟ ٥ماه زندگی کردی بی من و خاطراتم ٥ ماه خوب بودی و من سوختم شاید تو هم اگه بفهمی من دوست نداشتم ،بفهمی همه حرفام و کارام دروغ بوده تو هم اگه ببینی میتونم پیاماتو ببینم و جواب ندم ، اشکاتو ببینم و نخوام واسه یه لحظه ببینمت اون همه کار کنی واسه تولدم و حتی نبینمت ،شاید اگه منم این بلا ها رو سرت میوردم تو هم میفهمیدی همه چی دروغ بوده ، میفهمیدی زندگیتو و جونیتو حروم کردی اونوقت میگذشتی از من و خاطراتم برو زندگی کن ، برو ازدواج کن ، برو همه خاطرات و همه چی رو بریز دور ، منو بریز دور تک تک کلماتت یادم نمیره... برو تو ... تو این آ ا کاری کردی که نابود شدم فقط ازت یه چیز میخوام حالا .. همین حالا مرگ عزیزترینت خودتو جای من بزار جای لحظه های این چند ماه همین ... ادامه ...

327_

من قوی نیستم.من من بی تفاوت نیستم.هی به خودم میگم من بلدم باهمه چی کنار بیایم.من صبورم...همه این ها فریبی بود که سر خودم را با کلاه گشادی پوشانده بودم...همین لحظه ها،همین ساعت ها،همین روزا ممکنه زانو بزنم وسط یه کوچه...یه خیابان...یه شهر... و زار بزنم.زار بزنم.همین لحظه ها،همین ساعت ها،همین روزا ممکنه با تمام سعی که می کنم نتوانم بی حس باشم و انوقت...همین لحظه ها،همین ساعت ها،همین روزا چقدر دیر میگذرد...میگذرد ولی دیر.آنقدر دیر که ... ... ادامه ...

اندر دل ما تویی نگارا

سرم رو خم میکنم تا ته کوچه رو ببینم با سری که پوشیده شده از شال از ترس سرما باد دلتنگی به صورتم میخورد دلم برایش از همین لحظه تنگ می شود نه قبل تر از آن هم دلتنگش شده ام همان لحظه که سرم رو زیر پتو و تند تند آیت الکرسی میخوندم و لج بازیم اجازه نمیداد سرمو بیارم بیرون دلم برایش تنگ می شود از همین لحظه که از درد بدن به خودم پیچیده ام .... ... ادامه ...

شکر

طی دو ساعت، بررسی لحظه به لحظه ی سایت سنجش، تبدیل شد به بررسی لحظه به لحظه ی سایت صنعتی کبیر... الهی خیرش کن... ... ادامه ...

یک لحظه عشق

تمام وجودم پر از ناامیدی شده کاش میتونستم به یک لحظه به یک ثانیه از عاشقیهایت تکیه کنم و بگویم به خاطر آن لحظه باید زندگی کرد یکی هست در این دنیا که تو را برای یک لحظه مرده است و چقدر دلنشین است اگر بدانی عشق واقعی یکی بوده ای حتی اگر یک ثانیه باشد افسوس مدام در توهم بوده ام اما این من متوهم این من داغون، هنوز تو را یک دنیا میمیرد و تو هیچ سراغی از او نمی گیری هیچ... تنها یک بعدش عالیست اینکه دلخوشم به زندگیه شیرینت همین ... ادامه ...

دلنوشته

بسم الله الرحمن الرحیم نمیدونم از کجا بگم از کجا شروع کنم منم یه روزی عاشق یه نفری بودم دلبسته نگاهش .... ی که همیشه در تمام لحظاتم بود ی که یه لحظه تنهام نمی گذاشت ی که .... ولی یه لحظه با یک اشتباه کوچک همه چیز عوض شد اون از من برید مثل یه پرنده ک انگاری من تو قفس حبسش کرده بودم رفت و تنهام گذاشت... حالا من تنها شدم تنهای تنها دارم با لحظه به لحظه زندگیمو با خاطرات اون می گزرونم هنوزم امید دارم ک برگرده همین... ... ادامه ...

فقط برای امروز 10 داد

سادگی آن را حفظ کن 10 داد «روز را نه تنها در یک لحظه بلکه از لحظهای به لحظه دیگر سپری میکنیم. وقتی از زندگی در زمان حال دست میکشیم، مشکلات ما به طرز نامعقولی بزرگ میشوند. کتاب پایه v اغلب درک زندگی پیچیده به نظر میرسد، خصوصاً برای افرادی در بین ما که مدتهای زیادی از انجام این کار طفره رفتهاند. وقتی مصرف مواد را قطع کردیم، بسیاری از ما با دنیایی روبرو شدیم که گیجکننده و حتی هولناک بود. زندگی و جزییات آن شاید در یک نگاه، گیجکننده به نظر رسد. از این گذشته، تصور میکنیم شاید نتوانیم زندگی را اداره کنیم و امتحان آن نیز بیفایده باشد. این افکار خود را تقویت میکنند و ما خیلی زود در اثر پیچیدگی متصور زندگی از پای در میآییم. خوشبختانه مجبور نیستیم همه چیز را یکدفعه اصلاح کنیم. حل یک مشکل ممکن به نظر میرسد، پس مشکلات را تک تک در نظر میگیریم. از هر لحظه در هنگام فرا رسیدن آن مراقبت میکنیم و سپس از لحظه بعدی در هنگام فرا رسیدن آن مراقبت میکنیم. یاد میگیریم فقط برای امروز پاک بمانیم و در همین روز به سراغ مشکلات خود میرویم. وقتی زندگی را در هر لحظه سپری میکنیم، دیگر هولناک به نظر ن ... ادامه ...

با تمام خودت زندگی کن

هی رفیق! فکر میکنی مسئله اینه؟ این که تو گذشته نمونی و با لحظه به لحظه زندگی بیای جلو؟ نه...مسئله این نیست. اصلا فرقی نداره، در هر صورت گذشته جزیی از توعه. جزیی از جسم و روح و فکرت. چه تو سطح باشه، چه تو عمق، با توعه. نمیتونی بخشی از خودت رو از خودت جدا کنی و دور بندازی، نمیتونی با خودت بجنگی. چیزی که باید بدونی اینه: باید با تمام خودت، لحظه به لحظه رو زندگی کنی. همین... همین قدر ساده و سخت... ... ادامه ...

همین الان یکی داره به من فکر میکنه

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی ذهنت، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هایت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از متصوَرِ خیالیَم یعنی نابودی آنها ... اینقدر بزرگی تو . به اندازه ی همه ی آفریده هایت که همه شان با تمام گوناگونی فقط خیالند برایت و بود و نبودشان ،آوردن و بردنشان هیچ برای تو... و چقدر دوستت دارم .تویی را که دائم به من فکر میکنی . به من که هیچ نیستم . ولی دوست داشتی باشم که شاید لحظه هایی از زندگیم برسند که متوجه حضورت شوم و من هم خی کنم ... ادامه ...

لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من(علی قیصری)

لحظه ای ترکم نکن محبوبِ زیبا روی من حرف هائی با تو دارم ای غـزلبانوی من ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ز تنهائی ﮐـﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ لحظه ای گر با تو باشم بوی گل ... رد تنم کی خی ... را فرستی در شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من نوجـوانی رفت و آثارِ کهنسالی رسید شکوه دارد پای من از رعشه ی زانوی من دائماً از عشق رویت روی دریا یک نفس لحظه ها را می شکافد قایق و پاروی من ای عسل با عشق و یکرن ... در آغوشم بیا تا به دورت حلقه گردد هر دو تا بازوی من ... ادامه ...

میترسم...

میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش ب ... رم نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم. میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ، میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم. مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم ، تو را در آغوش ب ... رم و نوازش کنم. میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ، نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم. دنیا بی وفاست ، می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو ب ... رد، میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد. بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم ، بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش ب ... رم و با تو درد دل کنم. میترسم همین لحظه ، همین فردا ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد. یک مرگ پر از حسرت ، یک مرگ پر از آرزو و امید. تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی و حضورت در کنارم است. تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیبایت است. در این دو روز دنیا بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ، گرچه سیر نمیشوم از لحظه های با تو بودن، اما هیچگاه نمیمانم در حسرت عشقت. ... ادامه ...

خالق من ...

بسم من لا اله الّا هودر حقیقت خالق همین بس که او دارای مقام کُن است و آن چنان که آمده "...و کن فی ... ..." و همین بس که موجودات در هر دم و پایین تر از آن و در هر لحظه و کمتر از هر لحظه نیازمند به وجود بخشی حضرت باری است و الّا خلق معدوم می شود . یا حق ... ادامه ...

اسب قضاوت

اینهمه از دوران کودکی راجب قضاوت انشا نوشتم ولی نمیدونم چرا خودمم بعضی وقتها با اسب قضاوت میتازم شاید بخاطر حس بالاتر و برتر بودنی هست که اون لحظه دست میده شایدم احساس ضعفی در خودمون میکنیم که میخوایم اینطور پوششش بدیم من فکر میکنم قضاوت اعتیاد میاره و ی که درگیرش شد شاید بخاطر همون شیرینی لحظه ای که تا افلاک میبرتش نتونه به همین سادگی دست از این عمل بکشه البته این نظر شخصی خودمه بهرحال میدونم کار زشتیه چون خودم دوست ندارم راجب من اینطوری یه طرفه تا محکمه قاضی بتازند ... ادامه ...

خالق من

بسم من لا اله الّا هودر حقیقت خالق همین بس که او دارای مقام کُن است و آن چنان که آمده "...و کن فی ... ..." و همین بس که موجودات در هر دم و پایین تر از آن و در هر لحظه و کمتر از هر لحظه نیازمند به وجود بخشی حضرت باری است و الّا خلق معدوم می شود . ... ادامه ...

همین الان یکی داره به من فکر میکنه

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی ذهنت، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هایت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از متصوَرِ خیالیَم یعنی نابودی آنها ... اینقدر بزرگی تو . به اندازه ی همه ی آفریده هایت که همه شان با تمام گوناگونی فقط خیالند برایت و بود و نبودشان ،آوردن و بردنشان هیچ برای تو... و چقدر دوستت دارم .تویی را که دائم به من فکر میکنی . به من که هیچ نیستم . ولی دوست داشتی باشم که شاید شاید لحظه هایی از زندگیم برسند که متوجه حضورت شوم و من هم خی کنم ... ادامه ...

این لحظه رو برای همه دعا میکنم

شاید یکی از بهترین لحظه ها برای همه وقتی باشه که همه چیز تموم شده و همه تو صف هستیم تا یکی یکی جواب تمام کارامونو بدیم ...لحظه ی قشنگ جاییه که وقتی نوبت تو میرسه ... وقتی زانو میزنی ... همشون منتظرن ... وقتی ببیننت یه لبخند بزنن و یه پلک آروم بگن آروم برو چقدر خوب میشه همه این لحظه برای همه باشه این لحظه رو برای همه دعا میکنم +ماه رمضانتون ...ماه مهربانی...ماه مهمانیتون تو سفره ی خدا مبارک:) ماس دعا ... ادامه ...

غزل

غزل شب، لحظه ی برآمدن ماه می رسد آهم به عرش از دل یک چاه می رسد گفتی که عاشقی و از این لحظه با منی تا لحظه ای که جان به گلوگاه می رسد هر جا که می روی گل من از تو زودتر عطر گلاب و نسترن از راه می رسد ای وای! وای! ظاهراً اسب امید تو با ترک من به مقصد دلخواه می رسد کارت گرفته، دلبری از شاه می کنی اخبار تو به میکده گهگاه می رسد ما را به به زرق و برق رقیبان فروختی یک روز به حساب تو الله می رسد ص. اخضری پنچ شنبه 17 تیر 95 ... ادامه ...

اول قصه ی پرواز ب دارد...

منطقی اش این بود که قوی باشم، همانطور که تا لحظه ی آ قوی بودم. اما درست در همان لحظه ی آ ، همان لحظه ای که مامان مرا محکم به خودش فشرد و گفت مواظب خودت باش، درست توی همان لحظه چشمانم پر از آب شد. بعد آب هایش دانه دانه ریخت پایین و تمام بای بای های مرا اشکی کرد... ... ادامه ...

انا عبدک الضعیف...

لحظه های جهنمی زندگی تمام نمیشن به این سادگی ها، بلکه از ح ی به ح دیگر تبدیل میشن. ... ادامه ...

لحظه...

اسکار زیباترین لحظه ی دنیا هم میرسه به اون لحظه که دوستت داره از خواستگارش حرف میزنه و ناگهان اسمش رو میگه و تو یک لحظه تمام اصرارها و امدن و رفتن های جناب رو یادت میاد و خیلی غیر منطقی ح از عشق و محبت و هر کوفت دیگه ای به هم میخوره.... اون وقت وقتی به اون یکی میگی الکی منتظر نمون شما پسرا که خوب بلدین همزمان رو ده تا مورد کار کنین...شروع میکنه به داد و هوار که خدا یکی یار یکی و تو به من توهین کردی و مگه میخوام برم بقالی پفک ب م..... ... ادامه ...

خودشناسی...

یکی از لحظه های سخت و نفس گیر لحظه ای هست که یا انی که دوستشون داری، خودشون رو در حس تو شریک ندونن و یا بر ع ... مثلا ی که ی تنته با ح تیکه بهت بگه "کی مثل تو به خوشگذرونی؟" یا وقتی که توی سختی و عذ بگه من که خوش شانسم و مثل تو نیستم.... من هرگز از شادیهام با ی حرف نمیزنم مگر اینکه تو لحظه به لحظه ی اون شادی اون ادم تو خیالم کنارم باشه و شریکم باشه... من هرگز احساس رفاه و پولداری و ..نمیکنم مگر اینکه همزمان عزیزانم رو هم در اون رفاه و پول و خوشی یا هر چی که هست شریک میدونم.... من هرگز با ی که دنبال شادی و غمی مستقل از شادی و غم من باشه، احساس صمیمیت خاص نمیکنم .... برای همین دلم گرفت از تو.... ... ادامه ...

خداجون

خدا جان مرسی بابت وجودش بابت آرامشی که دارم دمت گرم اوس کریم این لحظه از زندگی خیلی راضی ام ,تو رو خدا حفظش کن می خوام همینجوری بمونم یا همین لحظه بمیرم ... ادامه ...

لحظه

شب ها و روز ها «شب ها» عقیم هستند و «روزها» خسته و «آفتاب نیمروز» همانطور، سیاه. لحظه ها را هنوز ی آبستن نکرده است. .......من از ویتنام، از کوبا، از جزیره گذشتم من در جست و جوی روز های خوب و لحظه های تولد، همه جا را گشتم همه جا را، با «چراغ». هیچ لحظه ای را آبستن نکرده بود. ......مرد ها پشت در بودند و آز آن سوی حجله ها، بر در می کوبیدند؛ که مگر مردی نیست. ......لحظه های عروس هزار دامادند. لحظه ها از ها سرشارند. دیروز می گفتند نالوطی،پنهانی لحظه ها را آبستن کرده است. همه از لحظه ها خشمگین بودند همه از لحظه ها می ترسیدند، که فردا چه خواهد شد، فرزند «انقلاب»......... ... وقتی که با «چراغ» در جست و جوی لحظه های تولد از ویتنام، از کوبا، از جزیره گذشتم ناگاه از همه جا، از هیچ جا، شنیدم چراغت خاموش!! چراغ تو بر چشم ها نشسته، نه بر راه. و شنیدم بی خود مگرد!!! مرد ها باید لحظه های را بارور کنند.......... (قطعه ای از "رشته"- و با او با نگاه فریاد می کردیم؛علی صفایی حایری ع.ص) ... ادامه ...

همین الان یکی داره به من فکر میکنه

حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و انصافا چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی خی ، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هایت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از زاده ی ذهنیم یعنی نابودی آنها ... اینقدر بزرگی تو . به اندازه ی همه ی آفریده هایت که همه شان با تمام گوناگونی فقط خیالند برای تو و بود و نبودشان ،آوردن و بردنشان هیچ برای تو... و تو ؟ چقدر بزرگی خود واقعی تو... چقدر دوستت دارم .تویی را که داری به من فکر میکنی . به من که هیچ نیستم . ولی دوست داشتی که در خی بیافرینیم تا باشم که شاید شاید لحظه هایی از زندگیم برسند که متوجه حضور تو شوم و من هم خی کنم ... ادامه ...

که حتی لحظه ای ...

گستاخی خیالم را ببخشکه حتیلحظه اییادت را رها نمی کند ..." احمد شاملو "*** آخه چرا باید همین یک ربع پیش برق خونه ی ما قطع بشه ... ادامه ...

حتی یه لحظه یادم نمیره

سرما خوردم نشد دوش بگیرم ولی لباسامو عوض و موهامو شونه یه کم تو بالکن قدم زدم و اتاق رو مرتب خیلی بهم ریخته بود همش چشمم به در چشمم به تلفن به موبایل ... هر کاری میکنم نمیتونم حتی یه لحظه فراموش کنم تو نیستی بخدا حتی یه لحظه .. ... ادامه ...

همین الان یکی داره به من فکر میکنه

تصور حرف زدن با تو سخت است.مثل حرف زدن یک فکر با متفکرش .مستقل از او در حالیکه بقایش بسته به توجه مدام آن متفکر است. و انصافا چقدر زور میبرد ،چقدر سخت است که چیزی را در ذهنت بیافرینی و مدام به او فکر کنی بدون اینکه لحظه ای ازو غافل باشی که یک لحظه غفلت تو از مخلوق زاده ی خی ، یک لحظه حواس پرتیت یعنی نابودی او در آن لحظه ... و تو مدام می آفرینی آنگونه که من خیال را و مدام متوجهی به آفریده هایت که یک لحظه عدم توجه تو به آنها چون یک لحظه غفلت من از زاده ی ذهنیم یعنی نابودی آنها ... اینقدر بزرگی تو . به اندازه ی همه ی آفریده هایت که همه شان با تمام گوناگونی فقط خیالند برای تو و بود و نبودشان ،آوردن و بردنشان هیچ برای تو... و تو ؟ چقدر بزرگی خود واقعی تو... چقدر دوستت دارم .تویی را که داری به من فکر میکنی . به من که هیچ نیستم . ولی دوست داشتی که در خی بیافرینیم تا باشم که شاید شاید لحظه هایی از زندگیم برسند که متوجه حضور تو شوم و من هم خی کنم ... ادامه ...

عکاسی...

امروز ، روز جهانی ِ عکاسی ِ. ثبت لحظه ها مخصوصا لحظه های شیرین و دلچسب برای هممون دوست داشتنیه:) قدیما عکاسی و ع انداختن راه و روش خاص خودش رو داشت. مثل الان نبود که همه گوشی یا دوربین داشته باشن و مدام لحظه هاشونو ثبت کنن. حتی لحظه های خیلی معمولی و پیش پا افتاده هم تو این دوره زمونه قابلیت ثبت شدن پیدا . درسته که ثبت لحظه ها رو دوست داریم ولی تا حالا به این فکر کردیم که چقدر از لمس و دیدن لحظه ها و تصاویر قشنگ محروم شدیم؟ مثلا به یه مکان تاریخی رفتیم و به جای اینکه با دقت به معماری با نوع ساختش دقت کنیم و کیف کنیم از شا ار هنرمندای مملکتمون ؛ مدام تو ح ها و فیگورهای مختلف از خودمون ع میگیریم. ع گرفتن خیلی خوبه ولی یاد بگیریم در کنارش از لحظه هامون هم لذت ببریم. ... ادامه ...

بهترین هنر در زندگی

میدانی بهترین کار آن است نبض ماشین زمان زندگیت را خودت در دست بگیری، متوقفش کنی در زمان حال و جاری سازی تمام حس و ح را در همان زمانی که میتواند بهترین ها را برایت رقم بزند...نه در گذشته ای و نه در آینده که در حالی زندگی میکنی که در آن میشود عاشق بود، رفیق ماند، لذت برد یا که حتی غمگین بود، اشک ریخت و ... هرچه حس و حال و هیجان و شور و اشتیاق است را میشود در همین زمان گذاشت و گذشت...تمام تلاشت را ی و نه به لحظه ای قبل بی شی و نه لحظه ای بعد که تنها از لحظه لحظه ی مسیری که برایش رویاپردازی ها کرده ای، نقشه کشیده ای و شروعش کرده لذت کافی و وافی را ببری...به گمانم که بهترین کار ممکن همین باشد... ... ادامه ...

آ به چه کارم شود هر لحظه تپش ها

وقتی که زند غصه تو بر دل و بر تنکارم شود آن لحظه فقط شعر نوشتنیک گوشه نشینم ز غمت بر لب دریابوشهر و غروب و غم تو در نفس منبر ساحل دریا شود آن لحظه به چشمماز درد تو در ساحل آن اشک چکیدنآ به چه کارم شود هر لحظه تپش هاوقتی که شده کار دلم غصه تپیدنکارم شده از درد تو در گوشه منزلبر دور خودمم از غم تو پیله تنیدنمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

...

حال مــن و تــــوحال عقربه های ساعتی استکه مدام از پی هم می دوندتا شـــایدمگر معجزه ای شود و ساعتی یکباریکدگر را در آغوش کشندهر چند برای لحظه ایلحظه ای هرچند کوتاهاما فراموش نشدنیاز همان لحظه هاکه نمیتوان از کنارشان گذشتبه همین سادگی ها.دویدن و نرسیدنسهم من بود و تو بود و آن دو عقربه.کاش یا عشق عقربه ها جور دیگری بودیا عشق و یا این سرنوشت لعنتیکه ی برای نوشتنش هیچ سوالی از نکرد اینگونه یا ساعت از حرکت باز می ایستادیا این روزگار لعنتیو یا این تکاپوی رسیدن راشیرینی وصل پایان می داد! عادل دانتیسم ... ادامه ...

آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم

هلیا!من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه ای بیافرینم؛باور کن!من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – ک نه و ساده و روستایی.من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم.آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم.آن لحظه ای که خا تری ِ گذرای ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.آن لحظه ای که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز سندی ک نه ای می چرخید.لحظه ی رنگین ِ ن چای چینلحظه ی فروتن ِ چای خانه های گرم، در گذرگاه شب.لحظه ی دست باد بر گیسوان تولحظه ی نظارت ِ سرسختانه ی ناظری ناشناس بر گذر س من از دوست داشتن تنها یک لیوان آب خنک در گرمای تابستان می خواستم.من برای گریستن نبود که خواندممن آواز را برای پر لحظه های سکوت می خواستم.من هرگز نمی خواستم از عشق برجی بیافرینم، مه آلود و غمناک با پنجره های مسدود و تاریک.دوست داشتن را چون ساده ترین جامه ی کامل عید ک ن می شناختم.هلیا!تو زیستن در لحظه ها را بیاموزو از جمیع فرداها پیکر کینه توز بط را میافرین!... #نادر_ابراهیمیبرگرفته از کتاب: "بار دیگر شهری که دوست می داشتم" ... ادامه ...

نیایش

قسمتی از دعای جوشن الکبیر بصورت شعر : خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی آن لحظه که دل دارد ، از تو طلب یاری خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی آن لحظه که از غمها ، بی ت و حیرانی خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر خود را به خدا بسپار ... ادامه ...

اقو

صبح از خواب بیدار شده. شیر خورده. گذاشتم سر جاش. خواب بود. بیدار شد. من رو ندید. دور شده بودم از تشکش. کلی خندید برا خودش. اقو کرد. بعدش خو د.قشنگترین لحظه های آدم همین لحظه هاست. ... ادامه ...

آ ... ایمر

زمان شرط یادآوری خاطرات است آنها که آ ... ایمر دارند زمانشان روی ساعتے و لحظه ای قفل مے کند و از حرکت باز مے ایستد از آن لحظه به بعد فراموشے مے ... رند هر چه به یاد دارند از آن لحظه و قبل تر از آن است درست در آن لحظه درجا میزنند گاهے با خودمـ فکر میکنمـ نکند من همـ آ ... ایمر گرفته باشمـ از دو سال پیش ، از آن لحظه ، از آن نگاه به بعد هیچ چیزی را به یاد ندارمـ ادامه دارد ... ... ادامه ...

الان، همین لحظه

سلامساعت پنج دقیقه به چهار بعدازظهره. تا ظهر اداره نبودم. از گرما در حال تلف شدن بودم که نزدیک ساعت دو رسیدم اداره. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

...

در یک لحظه یک نفر زند ... ش پایان پیدا می کنه یک فرد دیگه در اون لحظه، آغاز یک نفر صعود می کنه و یک نفر دیگه در اون لحظه سقوط ...........زند ... رسم و قانون خودش رو داره امیدوارم همیشه شادی باشه شادی همراه با درست و اخلاقی عمل ... در غیر اینطورت خود اون شادی فساد میاره و درد سر ساز میشه یا حق ... ادامه ...

می شوم تنهاترین من هم به مانند خدا

بغض من شد ناگهان در زیر بارانی رهامی شوم دلتنگ تو در لحظه های این هواقلب من می سوزد و آتش به جانم می زندبی تو انگاری دلم افتاده روی استوابعد تو در زندگی در لحظه های عاشقیمی شوم تنهاترین من هم به مانند خدابر دلم حالا شده آن قاب ع ت در اطاقهمدم تنهایی ام در لحظه های انزوامی رسد پایان شعر اما بدان ای عشق منمرد تو دارد هنوز بر عشق زیبایت وفامحمدصادق رزمی ... ادامه ...

تور لحظه آ ... ی چیست

تورهای لحظه آ ... ی به تورهایی گفته می شود که زمان چندانی تا برگزاری آنها باقی نمانده است.last minute , last second معادل انگلیلسی این گونه تورهاست.در واقع تورهای لحظه آ ... ی به دلیل نزدیک بودن زمان پرواز, بسیار ارزانتر از قیمت واقعی به فروش می رسند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

لحظه دیدار

لحظه ی دیدار نزدیک استباز من دیوانه ام، مستمباز میلرزد، دلم، دستمباز گویی در جهان دیگری هستم.های! ن ... اشی به غفلت گونه ام را، تیغ!های، نپریشی صفای زلفکم را، دست!و آبرویم را نریزی، دل!-ای نخورده مست-لحظه ی دیدار نزدیک است(مهدی اخوان ثالث) ... ادامه ...

... don't let go

اومدی ... درست لحظه ای که چشمامو بسته بودم و زیر لب میخوندم که "به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم" اومدی ... اومدی تا هارمونی ضربان قلبت با ... هاب دریا ... شرشر بارون با نفسهای تندت روی صورتم ... عطر تنت با بوی جنگل و رنگ نگاهت با پاییز قلبم ... اصلا وجودت با وجودم ..همه و همه لحظه به لحظه عاشقترم کنه .. لحظه به لحظه من رو بیشتر به یاد من بیاره .. گم شده بودم .. اومدی تا توی آغوش گرمت پیدا کنم خودم رو .. ازت ممنونم .ممنونم که اومدی تا یادم بیاری زند ... هنوزم میتونه قشنگ باشه .. نه که فکر کنی به این زودی پر توقع شدما ..نه .. فقط کاش به این زودی نری. حالا که اومدی .. کاش بمونی و نجاتم بدی . ... ادامه ...

ثانیه های خودمانی...

روز ها می گذرد و من در تب و تاب زندگی گم می شوم می روم تا به آینده ای برسم روشن تر از امروز تا در آرامشی غوطه ور شوم که رویاهایم را به هم گره می زند برسختی ها می تازم تا خواسته هایم را با از تلاش بسازم اما چه حیف هر روز به امید فردا از دست رفت کاش می فهمیدم که همین امروز مهم است همین لحظه و همین ثانیه از جنگ با سختی ها ، در آغوش کشیدن شادی ها ، لمس محبت ها در همین لحظه باید لذت برد پس همین لحظه را دریاب . همین هنگام که در انبوه سوالات روزگار قلم روی کاغذ می د یا چشمانت با چیزی فراتر از آن همگام می شود تا بخوانی و بدانی و احساس کنی. در همین ثانیه های خودمانی زندگی کن فاطمه سلیمی متخلص به آوا ... ادامه ...

اعتماد یعنی این ....دست کم البته

به خدا اعتماد کن خدا را مثل کودکی نگاه کن که پدر او را بالا پرت کرده تا با او بازی کند در آن چند لحظه که در هوایی و دست پدر کاملا تو را رها کرده است در آن چند لحظه با شادی و رها به او نگاه کن و حالشو ببر اگر در این لحظه ها خود را درحال سقوط بپنداری و به پدر شک کنی خیلی ی ! ... ادامه ...

ترس

با تقدیم سلام و عرض ادب منو شبو....تنهایی هام....یه کابوسه وحشتناک توی این درگیری هام...منو این همه دلواپسی.....منو این همه بیقراری....منو یک دله تنگو و تاریک...منو این همه روزهای علکی...منو این همه هیچ...منو این همه پوچی....آخه این همه گلایه واسه چی...واسه کی!؟همه در حاله گذر....چه از روت...چه از کنارت...چه از خودت...همه خود پرور...همه خود رای...همه مغرور...مگه میشه این همه گلایه!؟واسه کی!؟واسه چی!؟واسه رغابت....نه رفاقت.....واسه پیش بردن اه ه پلید...واسه به خاک کشوندنه حریف....واسه چی!واسه کی...واسه رتبه....واسه مقام...واسه خود شیرینی پیشه مردمه عوام!؟آخه لعنتی به چه قیمتی!!!؟آ ش چی!؟آ ش رسیدن به تحه خاک..یه جسد...یه مرده....گوره بابات...یه تفم پشته سرت..... کاشکی همه قدر زنگیو بدونن...قدر خوبیها..رفاقتها...معرفتها...قدر لحظه های عاشقی...عشقه به همنوع به فرزند...... اگه اینا نباشه...اون لحظه،..لحظه ی تنهاییه...لحظه ی صفر.....لحظه نزدیک به مرگ... لحظه ی هیچ شدن و به خاک پیوستن...... واسه همه خوبا،واسه همه مشتیا چه زن و چه مرد..آرزو تندرستی و سلامتی دارم...به سلامتیتون.... ... ادامه ...

دلنوشته

تو مثل رویای همین لحظه می مونی، بارونی و مه آلود و زیبا،زیباتر از همه آدمهایی که تا کنون میشناختم، هوس انگیز و نوبرانه، کاش همیشه همینطوری بمونیم...* اگر بدونید الان تو اداره چه منظره ای پیش روی منه، دست و دلم بکار نمیره انقدر مبهوت این صحنه و مست لحظه های قشنگم، انگار تمام این 13 سال خواب بودم و تازه بیدار شدم، راستی چطور تونستم 13 سال ازش دور بمونم؟ حیف تمام روزهای و لحظه هایی که دور از او به سر شد... ... ادامه ...

دلنوشته

تو مثل رویای همین لحظه می مونی، بارونی و مه آلود و زیبا،زیباتر از همه آدمهایی که تا کنون میشناختم، هوس انگیز و خواستنی، کاش همیشه همینطوری بمونیم...* اگر بدونید الان تو اداره چه منظره ای پیش روی منه، دست و دلم بکار نمیره انقدر مبهوت این صحنه و مست لحظه های قشنگم، انگار تمام این 13 سال خواب بودم و تازه بیدار شدم، راستی چطور تونستم 13 سال ازش دور بمونم؟ حیف تمام روزها و لحظه هایی که دور از او به سر شد... ... ادامه ...

٠٠:١٧

تجربه بارها بهم ثابت کرده که هیچ وقت نباید رو اولین برخورد آدما شخصیتشون رو تجسم کنم، ولی نمیدونم چرا همیشه اون اولین برخورده خیلی روی من تاثیر داره. حتی امکان داره اصن برخوردم نباشه و فقط در حد این باشه که میدونم فلانی اسم و فامیلش چیه. همیشه اینجوری بوده که اگه اولین دفعه ای که یکی رو ببینم یه حس لَج با طرف بهم دست بده بعدا از اون طرف خیلی خوشم میاد! یادمه اولین باری که محسنو دیدم چقد لَجِ من درمیومد با هر حرفی که میزد! بنده خدا اصن چیز بدی هم نمیگفتا ولی خب من حسم اونجوری بود. ولی الان محسن صمیمی ترین دوست من شده. یا مثلا همین زینب، خداوندا من هنوز ندیده بودمش و ازش توی ذهنم یه غول ساخته بودم که تا چند روز اصلا توی اتاق حتی اجازه نمیدادم باهام حرف بزنه. مثلا سرور جزو انی بود که از لحظه ی اول به دل من نشست و الانم که خیلی صمیمی ایم. حتی سهیلم از اولین لحظه تو دل برو بود. ولی فرزام ... ادامه ...

بدون تو..........

هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین ح ... بی حوصل ... شاهد آنست همدم شده ام با در و با سایه ی دیواراین بغض گلو ... ر من از فصل خزانست برگرد که در باغ دو چشم تو بچینمآن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست در عمر من در به در عاصی مجنونهر سوی بیابان جنون از تو نشانست هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاهآغوش تو آرام ترین جای جهان است هرشب من وتعبیر همان خواب شب پیشیک لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست دیوان ... و عشق و جنون و همه با همگرد آمده در این دل و بر روی زبانست من یاد توام لحظه به لحظه همه عمرماین سوز عیان را چه نیازی به بیانست ... ادامه ...

با تمام خودت زندگی کن

هی رفیق! فکر میکنی مسئله اینه؟ این که تو گذشته نمونی و با لحظه به لحظه زندگی بیای جلو؟ نه...مسئله این نیست. اصلا فرقی نداره، در هر صورت گذشته جزیی از توعه. جزیی از جسم و روح و فکرت. چه تو سطح باشه، چه تو عمق، با توعه. نمیتونی بخشی از خودت رو از خودت جدا کنی و دور بندازی، نمیتونی با خودت بجنگی. چیزی که باید بدونی اینه: باید با تمام خودت، لحظه به لحظه رو زندگی کنی. همین... همین قدر ساده و سخت... ... ادامه ...

۱۲تا از بهترین لحظه های عمر انسان ...

1. لحظه تحویل سال 2. لحظه عاشق شدن 3. لحظه تماس ی که دلتان برایش تنگ شده 4. لحظه دادن آ ین امتحان 5. لحظه ای که به شخصی که دوستش دارید ، نگاه کنید و ببینید او هم داشته به شما نگاه میکرده 6. لحظه ای که دوستان قدیمی و خوبت را ببینی و بفهمی هیچی بینتون تغییر نکرده 7. لحظه ی لمس انگشتان نوزاد متولد شده 8. لحظه ای که از خواب بیدار بشی و ببینی که هنوز وقت اضافه برای خو دن داری 9. لحظه ی قدم زدن به تنهایی و مرور خاطرات در شبی قشنگ و رویایی 10. لحظه ای که تنهایی ؛ یه پیام یا تماس از ی که دوستش داری دریافت کنی 11. لحظه ای که حس کنی یه نفر واقعا به تو و کارت اهمیت می دهد 12. لحظه ای که این را می خوانی و به این لحظات خوب فکر می کنی و لبخند به لبت میاید و این بهترین لحظه برای من که لبخند را به لبت آوردم . راستی خنده واقعا بهت میاد همیشه بخند❤ ... ادامه ...

قسم هایی برای ...

خیلی وقته ازت ننوشتم خیلی وقته از حال و احو بی خبرم خیلی وقته دیگه اکانت های تقبلی نمیسازم تا بتونم دو کلمه باهات حرف بزنم اگه میشد حرفای خدا رو بشنوم شاید اعتراف میکرد چند قسم رو توی قرآن جا انداخته قسم به لحظه ایی که دلم ش ت قسم به لحظه ایی که دیگه با ی تعارفی ندارم ... قسم به لحظه ایی که رفتم و دیگه پشت سرم رو نگاه ن قسم به روزهای بارانی که اشک چشم هایم را با قطرات باران یکی می و قسم به روزهایی که بغض هایم را در درونم میش تم با یک دنیا فریاد با یک عالم اشک به اندازه یک رشته کوه خستگی به اندازه یک برف حس خواب آلودگی قسم به همه اینها تو پاک شدی :( تو پاک شدی و این تقصیر من نبود ... خودت میدانستی چقدر دوستت داشتم و همین ..... همین بود آ ین حسم همین بود آ ین تلاشم همین بود آ ین حرفی که برای همیشه ناخوانده ماند لعنتی من دوستت داشتم :( ربات. ... ادامه ...

خدایا..چه..

خدایا ... چه لحظه های زیادی که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست چه لحظه های زیادی که مرا می فروشند و جز تو یداری نیست چه لحظه های زیادی که تنهایم و جز تو همراهی نیست چه لحظه های زیادی که دوستم ندارند وعاشقی جز تو نیست بار الهی با تمام قدرنشناسی هایم ، فراموشم نکن ... ... ادامه ...

فقط چند لحظه

کاش هیج وقت دلم نمیگرفت کاش میتونستم حرفامو به ... ایی که میخوام بزنم کاش درون گرا نبودم و هیچ وقت بغضامو قورت نمیدادم کاش هیچ وقت این حس لعنتی سمتم نمیومد کاش هیچ وقت به ... ی دل نبسته بودم خدایا واسه مشکلات تمام ادمایی که خواستم حالشونو خوب کنم گریه ... بی بهانه پا به پاشون اومدم مرهم دلشون بودم کاش یکیو داشتم که فقط واسه یه لحظه ارومم میکرد خدایا بد جور دلم گرفته از همه چیز فقط میخوام واسه چند لحظه هم که شده بمیرم فقط واسه چند لحظه کوتاه ارامش مطلق رو تجربه کنم... ... ادامه ...

لحظه هاییست :(

لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در ات فرو می ریزی تا آشکار نگرددلحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کردلحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانیلحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست انی که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گوییلحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی، سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گوییلحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد، ولی باز نمی توانی...ولحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست. لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست.. ... ادامه ...

تور لحظه آ ... ی

تور لحظه آ ... یتور لحظه آ ... ی به توری گفته میشود که در کوتاه ترین فاصله زمانی تا تاریخ شروع تور قرار گرفته است که این زمان معمولا بین 1 تا 2 روز مانده به اتمام تاریخ ثبت نام و اجرای آن تور است) و به دلیل عدم تکمیل ظرفیت توسط آژانس های مسافرتی، تور ها با قیمتی بین 10% تا 50% ارزانتر از قیمت واقعی خود به فروش می رسند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

لحظه لحظه زندی ... م با یاد و نام تو پر شده

سلام گل بابایی لحظه لحظه زند ... م پر از عطر دل ان ... ز رویای داشتن تو نازنین بابایه و هر روز به عشق اینکه اینبار چشم در چشم تو چشمام رو باز کنم صبح از خواب بیدار میشم هر چند که هر شب می دونم این یه رویا بیش نیست ولی به این رویا هم دلخوشم ما ... م کارم به جایی رسیده که باید بگردم توی سایتهای مختلف و از غریبه ها ع ... های تو رو تمنا کنم تا بیبنم عسلک بابایی چطور داره بزرگ میشه دخترم عاشقانه دوستت دارم و هر لحظه برای تو زیباترینم آرزوی خوشبختی و سلامتی می کنم دختر ناز بابایی خیلی دلتنگتم خیلی و امیدم به خداست برای دیدن و داشتنت ما ... م دوستت دارم ... ادامه ...

روز اول فروردین 1396 چه روزی است؟

طبق قانون گاهشماری نوروز تحویلی ، لحظه تحویل سال و نوروز زمانی است که خورشید، کره زمین و اعتدال بهاری در یک راستا و خط قرار گیرند.این لحظه تحویل خورشید به برج حمل نامیده شود.طبق قانون نوروز تحویلی اگر این لحظه قبل از ظهر باشد همان روز اول فروردین و اگر بعد از ظهر باشد روز بعد اول فروردین خواهد بود.براین مبنا روز دوشنبه ساعت 13:58 دقیقه به وقت ایران لحظه قرار گرفتن خورشید، زمین و نقطه اعتدال بهاری در یک راستا است.در این لحظه هنوز در اروپای مرکزی و غربی، نیمه غربی قاره آفریقا و تمام قاره آفریقا ظهر نشده و قبل از ظهر است.به همین دلیل در این مناطق اسفند 29 روزه بوده و روز دوشنبه یکم فروردین 1396 است.t ... ادامه ...

... آهنگ جدید مصطفی هوشیار به نام لحظه های بی تو

... آهنگ جدید مصطفی هوشیار به نام لحظه های بی تو ... آهنگ لحظه های بی تو از مصطفی هوشیار دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز مصطفی هوشیار با نام لحظه های بی تو مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از مصطفی هوشیار به نام لحظه های بی تو در جعبه ... ... new and amazing ... named lahzehaye bi to produced by mostafa houshyar ادامه مطلب ... ادامه ...

غصه ها هم میگذرد...

نه تو می مانی و نه اندوه ونه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم وبه کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه ها هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها ند به تن لحظه ی خود،جامه اندوه مپوشان هرگز سهراب سپهری ... ادامه ...

لبخند ... ن وانمود کنان

د آخه داری وانمود می کنی! که اگه بشنوی و ببینی دوباره باز، نمیتونی ... ی.. اگه یه لحظه وایسی، فقط یه لحظه! اونوخ فرق داره اوضات باز .. ترسویی دیگه، میترسی.. کافیه یه لحظه وایسی اونوخ بهت میگم که وانمود، ببینم هنوز حاضری ... ی یا نه! ... ادامه ...

انسان بودن...

گاهی از دوست داشتن هایم احساس پرواز میکنم گاهی از دلتن ... هایم احساس مچال ... ... گاهی از انسان بودنم احساس خست ... ... هر لحظه احساسی و پارادو ... این ها با یکدیگر...! یک لحظه خنده ، یک لحظه اشک یک لحظه لبریز از حس دوست داشتن یک لحظه حس تنهایی محض... چقدر سخت است انسان بودن...! ... ادامه ...