عربی تعریف کرده باور بودند گلهای صحبت عربی صحبت راحت باور



باور

مادر تعریف می کرد که رفتند سر خاک زن برادرم. یک روز قبل از مراسم سالگردش رفته اند تا گلهای یده شده دور سنگ قبرش را با گلهای جدید جایگزین کنند. اینها را برای اهو پسرم در راه برگشت به خانه تعریف می کنم و حیرتش را برای یدن گلها آن هم گلهای دور سنگ قبر در قبرستان یک کشور مسلمان را می بینم. می گویم: فکر نکن که چون اسمشون مسلمونه واقعا مسلمونند. یدن به مسلمون بودن یا نبودن ربطی نداره بلکه به انسانیت آدم ربط داره به اخلاقش و تعریفی که از حقوق و احترامی که برای مردم قائله. آهو مقداری زود باوری دارد. خیلی حرفها و ماجراهایی که در مدرسه چه از طرف معلمها و سخنرانان و چه از طرف هم شاگردیهاش می شنود، به راحتی باور می کند. می خواهم یاد بگیرد راحت باور نکند.آن روز تعریف می کرد معلمشان که به همراه بچه های کلاس یازدهم رفته بود زیارت، به آنها گفته: وقتی می خواستند بروند به دیدار مرجع بزرگ؛ بی خبر بودند از اینکه برای حفظ امنیت ایشان حتی نمی توانستند به همراهشان دفتر و یا کاغذی ببرند. بعد که قبل از ورود آنها را گشته بودند کاغذهایی در جیبهای شاگردان پیدا کرده و مانع از ورودشان شده بودند. معلم هم یکدفعه شروع کرده به عر ... ادامه ...

بیاید هر مز فی را باور نکنیم!

بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! بیاید هر مز فی را باور نکنیم! ... روانی میکنید آدمو! چرا هر مز فی که بهتون میگن رو بدون لحظه ای فکر قبول میکنید؟ یعنی تو اون مغز لعنتی یه سوال تشکیل نمیشه که ازتون بپرسه اصلا همچین چیزی منطقی هست؟ نیست؟ یا میشه باورش کرد نمیشه باورش کرد؟ یا باید بهش شک کرد یا نکرد؟ هر سوالی در مورد اون مز فی که بهتون گفتن؟ فقط یه سوال که مجبورتون کنه دو دقیقه بهش فکر کنید! ... ادامه ...

باور نمی کنی

بــــــاور کــــــن .....این جا هوای تست تو باور نمیکنیهردم دعای تست تو باور نمیکنیدانم که از کنار تو معراج میرومامید خدای تست تو باور نمیکنیافسانه ای وفای ترا من شنیده امدلها گدای تست تو باور نمیکنیکی باز بود درب دلم از برای در جای تست تو باور نمیکنیمردم اگر تو لطف کنی زنده میشومدردم دوای تست تو باور نمیکنیاز نوای عشق به گوشم نمیرسدهر شب صدای تست تو باور نمیکنی ... ادامه ...

زنی که در کنار تو زن بود ... اش را دوست دارد

مرا باور کن! مرا که ساعتها به تماشا میایستم! شاکت و سرد و سن ... ن! مرا باور کن ! مرا که دستهایم نه تنها یکی زیر یکی رو برات شالگردن میبافم! مرا باور کن که در کنارت زنم! زنی که کلماتش نگاهش دستهایش را برای تو صرف میکند اما نمیتواند ثابت کند ! نشان دهد! مرا باور کن!..... چقدر ناتوانم در نوشتن! سرما زده به خزانه ام ! ... ادامه ...

قانون باور:

هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت تبدیل می شود. شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید، بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید. ... ادامه ...

؟؟؟!!!!....

کاش باورم داشتی .... قبل از اینکه ... ی رو دوست داشت باید او را باور داشت تا مجبور نشود برای اثبات حرف هایش به قسم متوسل شود ... اعتماد شرط دوم در رابطه است اول باور طرف مقابل مهم است. باور کنی منی که همه وجودم رو به تو هدیه دادم قبلش بهت اعتماد ... .که اگر نبود چنین اعتمادی باارزش ترین چیز هستی ام وجودم را هرگز تقدیمت نمی ... . باور این حرفم سخته . امروز فهمیدم منو باور نداری ... ... ادامه ...

پس از پنج سال مرگ ات را باور مادر بزرگ عزیزم

پس از پنج سال مرگ تو را می پذیرم بی آنکه باور داشته باشم اما دریغ از نداشته ها... تنها راه زندگی این است باور کنیم می میریم ! دانستن با باور فرق دارد و در کمال حیرت پس از مرگ تریلیاردها آدم هنوز هیچ کدام مان باور نکردیم که می میریم ! _ من امروز مرگ مادربزرگم را باور ... ادامه ...

این روزاهوای تو هوا مو بد کرده ...

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو ش ... ت ... داشت حال من عاشق به کی به جز تو بست ... داشت تهش واسه ... چی داشت یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود کفر ولی می گم چشای تو خدای من بود شروعت انتهای من بود عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن دلتن ... یعنی تو دلشوره یعنی تو تو بی من می میری می میرم من بی تو عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن ............. رفتیمو اومدیم از کربلا و نجف و کاظمین که نمیشه تعریف کرد .. خودت باید بری حس کنی ولی یه توسل قوی دارم دلم گرمه ... خیلی خوبه این توسل .......................................... + نمیدونم بلاک کرده ؟؟؟!! نیستش از موقعی که میخاستم برم پیام دادم دیگه جو ... نداده ... پست هم نمیزاره کلا نیس فک کنم کجاس ؟؟؟؟ #کنجکاوم ... ادامه ...

من دلتنگم؟!!!نه!

من ارام نفس میکشماشک نمیریزمخی راحتمن خوبم!انقدر ناگهانی دور شده ای که مانده ام چه کنم!میدانم نگران حال بدم و اشک هایم بودی حال ارام باش که من هم ارامم!تنها کمی قلبم به تپش میافتدگاهی هم دلم از فرط دلتنگی مرا خفه میکندگاهی هم دستانم میلرزد و گاهی اشک هایم میلغزند بر گونه هایم!اماتو باور نکن!باور کن من در گوشه ای از دنیا ارام میخوابم و لبخند میزنمهیچگاه هم قلبم درد نمیگیرد باور کن بعد تو زیر درختان پاییزی قدم میزنمو حال که تو نیستی بی پروا تر راه میرومباور کن که دیگر با خاطراتت زندگی نمیکنمباور کن,تو که رفته ای همه چیز ارام استحتی ثانیه هاانقدر ارامو کش دار میروند که حقیقت نبودنت را بیشترو بیشترو بر سرم اوار کنندانقدر حجم بودنت عظیم بود که حال تو رفته ای و زندگیم یک دنیا جای خالی دارد تا با لبخند پرش کنم...فقط یک چیز مرا بی تاب کرده بی انصاف نمیخواهی بدانی بر سرم چه امده؟! ... ادامه ...

با صحبت های شما در قطار حق مالکیت فکری نقض میشود!

باور کنید حق چاپ و کپی رایت ومالکیت معنوی خیلی به صحبت هایی که تو قطار و مترو میکنید مربوط میشه،باور ندارید؟ پس بخونید :تو مسیر توی قطار دارم کتاب میخونم، بغل دستیا که چنتا دختر بیست و یکی دو ساله هستن دارن حرف میزنن با هم.توی یه خط از کتاب نوشته" به تنها پنجره اش که بسیار بالادست دل خوش کرده... " یهو به ذهنم میاد" 'گربه به پنجره اش دل خوش کرده '" با تعجب دنبال کلمه گربه میگردم تو خط بالا آخه به گربه ربط نداشت کتاب که،گربه از کجا اومد،نوشته های کتابو چند بار نگاه و هیچ اثری از کلمه گربه نبود!یهو کلمه گربه رو از دخترای بغل دستی شنیدم:|ذهنم به طور ناخودآگاه موضوع صحبت دخترارو با نوشته های کتابم مخلوط کرده بود! نتیجه اخلاقی :کتابو بستم و نخوندم، اگر ادامه میدادم مغزم به حق مولف و مالکیت معنوی اثر تعرض میکرد و اثری جدید می آفرید! ... ادامه ...

عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده

in rooza دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو ش ... ت ... داشت حال من عاشق به کی به جز تو بست ... داشت تهش واسه ... چی داشت یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود کفر ولی می گم چشای تو خدای من بود شروعت انتهای من بود عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن دلتن ... یعنی تو دلشوره یعنی تو تو بی من می میری می میرم من بی تو عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی می بینمت هنوزم اینجایی باور کن ... ادامه ...

والله

اینکه شما از عشق قدیمیتون صحبت کنید دلیل بر این نمیشه تو فکرش هستید و وای خیلی باهوشید و دارید مچ منو می گیرید و ته دلتون بگین آخی بیچاره هنوز نکشیده بیرون! نه ، راحت ازش صحبت می کنید چون نمیترسید. راستش ی که مچلت کنه بعد با کلی نه نمیخوام نه نمی خوام نه نمی خوام پاشه بره با یه مو قرمز رفاقت کنه و شما داری هنوز روانکاو میری و درس می خونی فقط واسه رفتن و فرار از این مریض خونه، واقعا حرص دراره! یعنی اگه سوگول می تونه خوشحال باشه برای به آرامش رسیدن هر ی، من یکی از به آرامش رسیدن ی که آرامش رو از من و اطرافیانم سلب کرد اصلا رضایت ندارم. بله. کی به این باور می رسیم که همانطور که زندگی پس از مرگی وجود ندارد، عد ی هم نیست. هرجور حال می کنی زندگی کن. والله. ... ادامه ...

دانشجویان سقراط ندیده!

چندی پیش، هم صحبت دانشجوی باهوش و موفقی بودم که در ذهنش انبوهی از باورهای تحول خواهانه و اجتماعی جولان می-کرد. موضوعی که توجه مرا جلب کرد این بود که او، با اصرار و یقینی کامل یا به تعبیر من، با «درجه باوری بالا» بر درستی این باورها اصرار می ورزید. مثلا می گفت: «جامعه ما یک جامعه ت زده است». «ما باید برابری تی ایجاد کنیم. نابرابری تی باوری منسوخ شده است». یا مثلا، «حق طلاق باید از ابتدا برای هر دو زوج وجود داشته باشد». این مثال ها البته همگی فقهی بودند اما باورهای او سطوح اجتماعی و فردی را نیز در بر داشتند مثلا اینکه: «درست نیست مردی در صحبت با زنی به چهره او نگاه نکند و مدام نگاهش را از صحبت با او ب ». من همچنین دانشجویان و طلاب به نسبت زیادی را با همین درجه باور اما با باورهایی ناهمسو با این مثال ها دیده ام. ادامه مطلب ... ادامه ...

995 - کی باورش میشه!????

ایا ی باورش میشه من کارم رو تو یه محیط علمی و تی که هر ان نوید استخدام و جذب و اینا بهم میدادند به دلیل بی احترامی های مداوم مدیرم با کمال میل رها و رفتم و دیگه پشت سرمو نگاه ن ؟ ایا ی باور میکنه هر زمان بخوام برگردم سرکارم با کله منو میپذیرند ولی من دیگه نمیخوام ریخت هیچکدومشون رو ببینم؟ ایا ی باور میکنه به خاطر اون ادمهای مز ف من حتی از درس و رشته م هم زده شدم؟ مهمتر از اینا ایا ی باور میکنه من الان خودم نمیخوام برم سرکار چون از محیطهای فاسد اداری متنفرم؟ ایا ی باور میکنه ما همین حقوق همسرم بسمونه و بیشتر نمیخوایم؟ ایا ی باور میکنه من اونقدرا پس انداز دارم که حالا ها با فراغ بال به خودم و زندگیم برسم بیخیال کار؟ ایا ی باور میکنه من حاضر نیستم فقط به خاطر پول کار کنم؟ ایا ی باور میکنه برای رشته من اونقدر کار هست که من نخوام دنبالش بگردم؟ والا اگر ی باور کنه اگر باور می که هی راه به راه تیکه نمینداختند بهت که! والا! سرتون به زندگی خودتون باشه والا ضرر نمیکنید! ... ادامه ...

باور

هر روز با خودت تکرار کن: زمانی به رویاهایت می رسی که باورش داشته باشی. زمانی باورش داری که خودت و توانایی هایت را باور کنی، و زمانی خودت را باور می کنی که شروع به تلاش کنی. هر روز با خودت تکرار کن و این جمله های انرژی مثبت الکی را که فقط می گویند: «رویایت را باور کن» را باور نکن. رویایت زمانی می شود باورت که تلاش کنی، بی تلاش مثل این است که زمینت را بیل بزنی و آماده کنی، اما دانه ای که باید در آن بیندازی را فراموش کنی! ... ادامه ...

#73

بیا باور نکنیم آویچی مرده...هرچی هم پیج های اصل ازش پست بزارن و rip بزارن کنار اسمش بیا ما باور نکنیم.بیا p ing ی رو ک نوشته بود درموردش رد شدن برای خودمون ترجمه کنیم.خاهش میکنم.بیا باور نکنیم. ... ادامه ...

عشقم این روزا - محمد علیزاده

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو ش ... ت ... داشت حال منه عاشق به کی بجز تو بست ... داشت؟ تهش واسه منو تو چی داشت؟ یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود!! شروعت انتهای من بود!! عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن،که باورم نمیشه تنهایی،میبینمت هنوزم اینجایی باور کن دلتن ... یعنی تو دلشوره یعنی تو تو بی من میمیری میمیرم من بی تو عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن،که باورم نمیشه تنهایی،میبینمت هنوزم اینجایی باور کن ... کنید ... ادامه ...

سرخی من از تو

سرخی گل سرخ به باور ست! وگرنه همه خوب میدانند که زرد بودن نه باور میخواهد نه چیزی. همین که جوری نگاهش کنی که انگار سرخ نیست، باورش زرد میشود. می شکند. تمام میشود. باور کن سرخی گونه هایت را! من هنوز امید دارم. دلم عجیب روشن است. ... ادامه ...

عشقم باور کن

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو ش تگی داشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت حاله منه عاشق به کی به جز تو بستگی داشت تهش واسه منو تو چی داشت یه گوشه از تمامه دنیا توو قلبه تو برای من بود کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود .شروعت انتهای من بود عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کندلتنگی یعنی تو دلشوره یعنی تو , تو بی من میمیری میمیرم من بی تو عشقم این روزا ااااااهوای تو هوامو بد دددددددکرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کن ... ادامه ...

دروغ گفتن

دروغ گفتن خیلی راحت شده.وقتی میگه پول ... د داری و میگه نه در حالی که کیفش پر از یه چپه پول ... ده! وقتی میگم قرص مسکن داری و میگه نه.در حالی که کیفشو باز میکنه و میبینم توش! وقتی میگه ادامس داری و میگم نه! در حالی که تازه ... یدم. روز به روز پیشرفت میکنیم! بدتر میشیم. و این ینی وارد دنیای آدم بزرگ ها شدن. منی که زبونم نمیچرخید به دروغ گفتن برای تلافی یک کارهایی می کنم! وقتی نامه زده و مسئول آموزش گفته اسم دوستاتم بنویس و مسئول اموزش میگه ۳ بار بهش گفتم.گفته اونا دوستام نیستن.همکلاسی اند.من فقط برای کار خودم اومدم نه اونا! اونا خودشون میان. وقتی به این اتفاق و لبخندهای ... ش و محبت دروغیش فکر میکنم تموم وجودم میشه نفرت.دلم میخواد دستمو ببرم و نقاب خوب بودنشو بردارم! اما به خودم میگم یک جایی تلافی میکنی! و وجودم سیاه میشه از نفرت. یک نیمه از وجودم دلش میخاد همه چیزو فراموش کنم فقط فاصله ب ... رم ازش.دور و دورتر.تا اینکه کاملا محو شه.اینطوری قال قضیه راحت تر کنده میشه! دلم نفرت نمیخواد.اما دیگه ... هم نیستم! که باور کنم رفتارشو عوض کرده. من حوصله جر و بحث ندارم! کاش همه چیز مث بچ ... ها خوب بود.توی بچ ... هم همه خوب نبو ... ادامه ...

... آهنگ جدید پیمان شفیعی ها به نام باور

... آهنگ جدید پیمان شفیعی ها به نام باور ... آهنگ باور از پیمان شفیعی ها دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز پیمان شفیعی ها با نام باور مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از پیمان شفیعی ها به نام باور در جعبه ... ... new and amazing ... named bavar produced by peyman shafieiha ادامه مطلب ... ادامه ...

برای دینداری، ابتدا باید کافر شد

یک معضل فرهنگی ما این است که پیرامون بعضی حرف ها و باور های درست ،آن قدر پیرایه و اضافه و بدعت مرسوم بسته ایم که اصلا آن حرف و باور و مفهوم درست را بی اثر و خنثی کرده ایم و حتی گاهی بدتر ، آن را به ضد خود تبدیل کرده ایمنمونه بارز این موضوع ، کاری است که ما با دین انجام داده ایمفکر می کنم اگر آن چیزهایی را که ما به سلیقه خود به دین بسته ایم را از آن پیرایش کنیم و به یک باور خالص بی پیرایه از دین برسیم آن وقت تازه زمانی است که پیرایه باوران ، ما را بی دین و غیر خودی خواهند دانست ... ادامه ...

برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند

در شهری دو برادر بودند که در کوچه های کم رفت و آمد روبروی هم می ایستادند و هر وقت ی به آن کوچه وارد می شد با مشت به سر و کله ی یکدیگر می زدند چون آن شخص عابر می خواست آن ها را از یکدیگر جدا کند او را مورد دستبرد قرار می دادند و چون خیلی از مردم دل رحم فریب جنگ زرگری یا جنگ بازاری آن دو برادر را خورده بودند می گفتند: برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند ... ادامه ...

... آهنگ جدید پیمان شفیعی ها به نام باور

... آهنگ جدید پیمان شفیعی ها به نام باور ... آهنگ باور از پیمان شفیعی ها دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز پیمان شفیعی ها با نام باور مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از پیمان شفیعی ها به نام باور در جعبه ... ... new and amazing ... named bavar produced by peyman shafieiha ادامه مطلب ... ادامه ...

اما تو باور نکن

آخ خ خخ یش بهش گفتم ولی باور نکرد نمی خواد باور کنه ، ترجیح میده یک دروغ بزرگ باشه تا یک حقیقت به اندازه کنجد . دختر قشنگ مامان فدات بشم الهی ... ادامه ...

مدرسه

دختر قشنگم امروز سومین روزی بود که رفتی مدرسه.دوست داشتم روز اول احساسمو بنویسم ولی متاسفانه فرصت نشد.باورم نمیشه،باور کن .باور کن باورم نمیشه دخترم اینقدر بزرگ شده.باورم نمیشه خانمی شده واسه،خودت.باور کن وقتی وارد مدرسه شدی گریه ... .نمیدونم گریه چی بود. ناراحتی،خوشحالی،تعجب،ترس و...ولی گریه ... .باور کن باورم نمیشه فرشته کوچولویی که تو اتاق عمل نشونم دادن فصل جدیدی از زند ... شو شروع کرده. دختر گلم آرزوم رسیدنت به آرزوهاته.شادی و سلامتیته.این آرزوی هر پدر و مادریه .عزیزترینم هیچ وقت فراموش نکن همه وجودم تویی. ... ادامه ...

562_

باور اینکه چقدر تنهام، باور ن ی یه! ... ادامه ...

خدا وجود دارد...

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت دوقتی به موضوع خدا رسید آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی س رست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد اما جو نداد چون نمی خواست جر و بحث کند. ادامه مطلب ... ادامه ...

وعده های سر من

ادما چه راحت وعده میدن و در ا با یه " شاید " گفتن سرت کلاه میذارن هیچ وقت به ادما وعده های الکی ندیم وقتی از چیزی مطمئن نیستیم هیچ وقت دربارش صحبت نکنیم آدمه باور میکنه , دل می بنده , داغون میشه... " من به سرما عادت داشتم اما لباس کرمت مرا ویران کرد..." ... ادامه ...

گریه ی جهانگیری و خند های !

در مدت تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری حرفهای زیادی از طرفین دیدیم و شنیدیم ،اگر هیچ چیز قابل باور نباشد ، دو مورد حتما قابل باور هست!! 1- گریه های جهانگیری در صحبت یک طرفه با مردم، وقتی از سختی های دوران جنگ می گفت!! 2- خنده های در مناظره ی دوم ، وقتی که زشت گویی ها و اشرافی گری و خلف وعده های او و اعضای تش را یاد آور می شدند! ... ادامه ...

باور نکن

باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیک تر تو از تو به تو نزدیک تر من باور نکن تنهاییت را تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر می گذاریم ♫♫♫♫ دل تاب تنهایی ندارد باور نکن تنهاییت را هرجای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها ♫♫♫♫ من با توام هرجا که هستی حتی اگر باهم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل باور نکن تنهاییت را من با توام منزل به منزل ... ادامه ...

اندر حکایت ارتباط سوزش معده با ریاست جمهوری ترامپ

باور بفرمایید ما از وقتی شنیدیم آقای ترامپ آمده سر کار یا آنکه خیلی ها را سر کار گذاشته یا آنکه می خواهد خیلی ها را سر کار بگذارد، ما خودمان حس ... دچار بیماری سرکاری شدیم. یعنی حس می کنیم بدجوری سرکاریم. البته از قدیم هم می گفتند سر کار بودن، بهتر از سر کار نبودن است. چون آدمی که سر کار باشد یا یک نفر او را سر بگذارد یا کلا ... ی سر به سرش بگذارد تا بیکار نباشد یا آنکه کاری برایش دست وپا کند که یک جوری در طول روز مشغول باشد، از لحاظ روحی و روانی خیلی برایش مفید است. اساسا در اصل وقتی که آقای ترامپ آمده بود، ما خودمان اعلام کردیم اصلا برای ما مهم نیست که ایشان آمده است. نه، اصلا چه کاری می تواند به بنده داشته باشد. ولی بعد دیدیم که ای بابا، ما حتی با این حرف خودمان یک جوری حس ... سر کاریم. وقتی خواستیم خود را از شر این سرکاری خلاص کنیم، دیدیم یک جور دیگری سر کار رفتیم. البته باور بفرمایید خیلی از دوستان ما هم می گفتند این آدم کیه که ما بخواهیم در باره اش صحبت کنیم. ولی وقتی رفتیم سر کار- منظور اداره است- دیدیم هر یک دارند در باره طرف صحبت می کنند ولی در همان حال هم می گویند اصلا برای ما مهم نیست که ترامپ آمد ... ادامه ...

فقط برای امروز 11 بهمن

اعتماد 11 بهمن «فقط برای امروز به ی در na اعتماد خواهم کرد، ی که مرا باور دارد و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند.» کتاب پایه v فراگیری اعتماد، مسئلهای پرمخاطره است. تجربه گذشته ما به عنوان معتادان مصرفکننده به ما آموخته است که رفقای ما قابل اعتماد نیستند. مهمتر از همه ما به خود نیز نمیتوانیم اعتماد کنیم. اکنون که در دوران بهبودی به سر میبریم، اعتماد ضروری است. به چیزی نیاز داریم تا در دوران بهبودی به آن متوسل شویم، آن را باور کنیم و به ما در بهبودی امید بدهد. برای برخی از ما اولین چیزی که میتوانیم به آن اعتماد کنیم، صحبتهای سایر اعضاء در جلسات است؛ حقیقت را در صحبتهای آنها احساس میکنیم. پیدا فرد قابل اعتماد، درخواست کمک را آسانتر میسازد. وقتی اطمینان ما به بهبودی آنها بیشتر میشود، یاد میگیریم به خود نیز اعتماد کنیم. v فقط برای امروز: تصمیم میگیرم به ی اعتماد کنم. بر اساس این اعتماد، عمل میکنم. ... ادامه ...

باور ها

این مطلب را مینوسم صرف برای این که وقتی وبلاگ را باز میکنم مطلب قبلی را برای اولین چیز نبینم. هر باورهایی دارد و این باور ها ممکن است در طول زمان تغییر کند یا نکند. باوری که در من تغییر کرده و به شکل جدید در امده این است. اینستاگرام من خوشبختی در نگاه ماست نه در آنچه به آن مینگریم. ... ادامه ...

عاشقتم

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟! یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟!یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟!ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد ! با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟ گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است ! صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟ ... ادامه ...

...

دروغ هرچه بزرگتر، باور ش راحت تر. ... ادامه ...

مثبت ... شی

مثبت ... شی به معنای خود را گول زدن نیست، مثبت ... شی به معنای ندیدن مشکلات نیست، بلکه مثبت ... شی یعنی: باور داشته باشید برای هر مشکلی راهی هست، باور داشته باشید راه رسیدن به خواسته های تان عزم و اراده خودتان است. باور داشته باشید اگر به هدفی نرسیدیم، آ ... دنیا نیست. باور داشته باشید که انسان ها قصد آزار شما را ندارند بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند و از همه مهمتر: باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است. از امروز تلاش کنید، مثبت باشید، فردی مثبت ... ش اما واقع گرا. ... ادامه ...

عشق و دیگر هیچ...

دلی رو زیر پا گذاشتی که قبل تو ش ... ت ... داشت حال منه عاشق به کی بجز تو بست ... داشت تهش واسه ... چی داشت یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود شروعت انتهای من بود عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کن دلتن ... یعنی تو دلشوره یعنی تو تو بی من میمیری ، میمیرم من بی تو عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده باور کن عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی میبینمت هنوزم اینجایی باور کن ... ادامه ...

موضوع انشا: شب ها چرا خوابتان نمیبرد؟!

خیلی فکر می کنم این روزها به این که چرا گاهی بعضی آدم ها اینقدر تند و رک و تلخ با تمام قوا و در لحظه و بدون فکر ، با ... ی صحبت می کنن و خیلی راحت هم انتظار دارند که طرف جوابشون رو نده و بعد هم خیلی حق به حانب از موضوع یاد می کنن، در مقابل طرف دیگه خیلی راحت میدان رو خالی می کنه یا این که تلاش کوچیکی می کنه و وقتی میبینه فایده نداره بی خیال میشه. من دوست دارم این داستان رو باور کنم این چیزیه که من میبینم نمیدونم شاید زاویه دید من اشتباهه. من این ماجرا رو زیاد دیدم، از آدم هایی که تند و تخقیرکننده هستن، به هر وسیله ای متوسل میشن تا ذهن بقیه رومشوشکنن و تلخیوحود خودشون رو به بقیه منتقل کنن اصلا با دیدن حس بد دیگران انگار آرام میشن. مننمیدونمدر این لحظه ها به عنوان یک نفر سوم باید جه ... م؟ و حتی موقعی که خودم در چنین موقعیتی قرار می ... رم. خیلی تلخه همه عمر اینطور زند ... ... من برای این آدم ها از ته دل متاسفم.... ... ادامه ...

کلاس عربی

لطفا در حین خواندن این پست، این آهنگ را اجرا کنید! اگه من معلم عربی بودم تو کلاس عربی آهنگ های را می ذاشتم و با بچه ها می خوندیم و می یدیم!یه سفر دو هفته ای می رفتیم دبی و معلم های عرب بهشون درس می دادن. با چیزایی که یاد گرفتن با مردم اونجا صحبت می ، میرفتیم گردش، تفریح، ید.. سال بعد می بردمشون مصر، سال بعد عربستان، کویت، الجزایر و ..بچه ها را تو گروه های چند نفری تقسیم می و با هر گروه یکی از آهنگ های معروف عربی را تمرین می . واسه امتحان خانواده هاشون را دعوت می کردیم تا بچه ها جلوشون اجرا کنن آهنگ ها را آ ش بعد سه سال عربی خوندن به راحتی بچه ها می تونستن عربی بفهمند و صحبت کنند. قرآن را به روونی کتاب فارسی شون بخونن و بفمند. به کشورای عربی سفر کنن، دوست های عرب داشته باشن و لذت ش را ببرن ... ادامه ...

راز

باور کن باور کن این بار اگر زبان بگشایی ی از شنیدن آزرده نخواهد شد این بار اگر صدایت بیاید بلبل ها برای شنیدنش ت میشوند باور کن این بار همه منتظرند تا واژه ها با صدایت معنی پیدا کنند حرف بزن ببین پاییز دیگر مهری ندارد اگر تو هم مهرت را دریغ کنی وای بر ما، ببین بهار نیست اگر سکوت کنی تنها ص که می آید صدای خش خش بهارانی ست که زیر بار این بی مهری خورد میشوند سکوت نکن نترس این بار صدایت بلند تر از کلاغان است بگو بغض این آسمان گرفته را بشکن از بهار بگو و از باران و از هر چیز که دوست داری حتی از مرگ این صدای توست که کلمات را معنای زیبا می دهد باور کن این بار اگر سکوت کنی زمستان سختی می آید ... ادامه ...

پنهان

خسته ام از این همه نمی دانم چرای بی زیرااز این همه ی راه های فروبسته افتادن و برخواستن هاو باز هم بیهودگیآهخسته ام از این پرسش های پی در پیو ندانستم زندگی در زیر کدام سنگ پنهان شدباور کنید منظوری ندارمنکند به نسیم بربخورد. به آسمان. به ابر. به روزگاران تنهایینکند هستی ام بر بخورد به نیلوفر. به رنگ سرخ شقایق. به برگ های زرد پاییزی. به چشم های خواهش کودکنکند بربخورد به قطره ی اشک کز آسمان بی ابر می بارد. به چشمه ی خشک. منظوری ندارمباور کنباشی یا نباشیچه فرق دارد؟ هیچ. مشکل فقط هنگام غروب است. آن جا که آفتاب در جایی در دور دست های ناپیدا پنهان می شودکه آن هم چشم هایم را می بندم.آ شب را با فنجان چای درستش می کنمفقط می ماند خاطره ای از خنده های توکه آن را هم می گذارم به حساب آ ین واژگانی که لرزان از زبان روزگار بر لب های تنهایی جاری می شود. می بینی دنیا چه جای راحت و خوبی است؟چه لذت دارد ساعات آرام انتهای شب. این ها را گفتماما به قول شاعر نمی دانم نامش را تو بشنو اما باور مکنباور کنی یا نه... دیگر چه سودی دارد بر این همه اندوه بی پایان؟ ... ادامه ...

باور...

اگر میخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد باور محال بودنش را عوض کن ... ادامه ...

باور نکن

حال من خوب است... اما تو باور نکن... ... ادامه ...

روش های مدیریتی

خیلی خیلی مراقب #مدیریتمان باشیم ، هیچ گاه بر این باور نباشیم که هیچ #ضعفی نداریم. سازمانی که کارکنانش #ناراضی و #صحبت های درگوشی داشته باشند این به معنی است که #سازمان دچار #غده #سرطانی شده است و برای از بین بردن این غده هیچ کاری نمیشه هیچ و باعث بزرگتر شدن غده میشوند... کمی #وقت برای تبادل #نظر،#صحبت با کارکنان میتونه بسیار موثر باشد... کانال تلگرام [email protected] ... ادامه ...

هیچی!

بی حس شدم نسبت به حس نداشتنهر روز فکر میکنم من به چه امیدی زنده اماصلا زنده ام؟ به این میگن زنده بودن؟؟؟نه به خدا...ینی می خوای منو ناامید کنی؟ نمیتونم باور کنم...نمیتونم باور کنم بتونی بشینی و منو اینطوری نگاه کنی که دارم ذره ذره آب میشمنمیتونم باور کنم مگر اینکه تا حالا هرچی راج بهت شنیدم دروغ باشه!!بیا تکلیف منو معلوم کن...بیا یه کاری ... ...توروقرآن بیا خدا!دارم میمیرم دیگه بیامنو اینطوری تو دنیات تنها نذار... ... ادامه ...

استقبال عجیب مخاطبین عربی از صحبت های انتقادی سخنگوی دانشجویی در مقابل رئیس جمهور

... ادامه ...

یه بوم و دو هوا

شنبه رفتم ازمایش غربالگری دوم. یکشنبه خواهر همسر زنگ زد که شنیدیم آزمایش دادی، نگران شدیم. مادرش هم بعدش صحبت کرد. کلی هم توصیه که استراحت کن و سر کار نرو.امشب همسر که اومد گرفته بود، مادرمم هست، نمیشه راحت صحبت کرد، ولی گفت دو روزه با خانواده ش بحث داره. گفتن زنت با ما حرف میزنه تعارف نمی کنه بیاید! اصولا هم وقتی گله کنن، دیگه توضیح من فایده نداره. چون اونا که نمی فهمن. می گم این مدت که مریضم تعارف ن . قبلش به خودت نگفتم بگم بیان، گفتی نه؟ جالب تر اینه که بخوان بیان اصولا من نقشی ندارم. یا همسر بهشون می گه یا خودشون به همسر می گن و میان. بعد یهو یادشون افتاده گله کنن! اصولا یه مدت که بحثی نباشه، حوصله شون سر میره می گردن یه چیزی پیدا می کنن.الان باید نگرانیشون رو باور کنم یا بهانه گیریشون رو؟ ... ادامه ...

باور

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند، پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند، با مشت به شیشه پنجره کوبید. هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خو د. صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را ش ته است و همه شب پنجره بسته بوده است. او تنها با فکر (باور) ا یژن، ا یژن لازم را به خود رسانده بود. آن چیزی برایتان اتفاق می افتد که به آن باور داشته باشید.❤️ ... ادامه ...

خشونتی در حنجره

در اثر فریاد زدن یا بلند صحبت گاهی خشونتی در حنجره ایجاد می شود که با ورم حنجره یا حتی درد زمان صحبت خود را نشان می دهد برای بهبود این وضعیت توصیه های زیر در طب سنتی مطرح شده است: - است با آب گرم بصورت روزانه مفید است - خوردن زرده تخم مرغ عسلی یا زرده تخم مرغ عسلی با شکردر رفع خشونت صدا توصیه می شود - حریره هایی با شیر و نشاسته و روغن بادام که کم کم خورده شود تا مجاورت حریره با حنجره موجب رفع خشونت آن شود. - تخم خیار و بادام شیرین و تخم خطمی و کتیرا و مغز بهدانه با لعاب اسفرزه را خیسانده تا لعاب بیاندازد و آنرا کم کم بخورید. - صمغ عربی و نشاسته و کتیرا و خشخاش سفید و مغز تخم کدو و بنفشه را آسیاب کرده با لعاب اسفرزه خمیر کنید و به شکل قرصهای بزرگی درآورده و آنرا در دهان بمکید - لعاب اسفرزه نیم گرم با شکررا آرام آرام بخورید - انار شیرین را با پوست روی آتش بگذارید و سر آنرا باز کنید و در حین حرارت دادن روغن بنفشه یا بادام شیرین لابه لای آنرا تزریق کنید و آب انار را بخورید. - ... ادامه ...

عصرانه

رابطه در تعامل تعریف می شود. یعنی نمی شود شما در یک رابطه قرار داشته باشید (چه دوستی، چه خانوادگی، چه عاشقانه و...) و با شخص یا اشخاصی که طرف دیگر رابطه با شما هستند ارتباط نداشته باشید. که اگر چنین نباشد، شما در موقعیتی ایزوله به ذهنتان اجازه می دهید تا مرز نفرت یا پرستش فردی که با او در رابطه هستید پیش بروید. واقعیت و آنچه که شما به تنهایی در ذهنتان تجربه می کنید زمین تا آسمان با هم فرق دارد. انسان وقتی با ی در رابطه قرار می گیرد نه می تواند او را خارج از خودش و رابطه تعریف کند و نه می تواند او را تماما در ذیل خود و رابطه تعریف کند. همه اش به این بستگی دارد که چه دیدگاه فلسفی در ذهن او تبدیل به باور عملی شده باشد. از نظر من، شما اگر باور داشته باشید که سوژه که شمایید و ابژه که طرف مقابل شماست، از هم جدا هستند و این فاصله از شناخت کامل یکدیگر و درک تمام یکدیگر جلوگیری می کند ولی آنچه که شما از دیگری می شناسید، ذهنیت شمای سوژه از دیگری ابژه است، هرگز دچار تضاد نمی شوید. این یک نوع تنهایی فلسفی ست. این نگاه یعنی شما نظرگاه های تجربه گرایان را در ذهنتان به باور تبدیل کرده اید. اما اگر شما سوژه و ابژه را د ... ادامه ...

مراقبه روزانه "ی ال معجزه" 20 فروردین

20 فروردین: روحم را طلب کرده ام، از من فاصله گرفت. خدا را جستجو او را نیافتم. خود را جستجو هر سه را یافتم. بیش از ده سال می خواستم با نیروی اراده شخصی قطع مصرف کنم، اما موفق نمی شدم. شنیدن مشارکت اعضایی که قطع مصرف کرده بودند امید تازه ای در دلم زنده کرد. اما این امید دیری نپایید. پس از آرامشی نسبی که با کار قدم اول ایجاد گردیده بود، در قدم دوم با دیواری سخت رو به رو شدم. کلمه سه حرفی خدا ذهنم را مسدود کرد. با کلمه خدا مشکل داشتم. فکر می اگر موفقیت من بر باور از خدا استوار باشد هرگز موفق نخواهم شد. اگر تشویق اعضاء نبود به طور یقین دیگر به شرکت در جلسات ادامه نمی دادم.اعضاء پیشنهاد د خود را در آینده ای تجسم کنم که قطع مصرف کرده و زندگی خوبی دارم. خود را سرشار از نیرویی حیات بخش و در میان افرادی ببینم که مشکل و راه حلی ی ان دارند. این نیرو را احساس کنم و ببینم آیا بیشتر از نیروی اراده شخصی ام هست یا خیر؟لازم بود حقیقت را باور کنم تا درهای بهبودی بر پاشنه بچرخند. برای امروز، ممکن است خدا را باور نداشته باشم ، اما تمایل برای رسیدن به این باور را دارم. ... ادامه ...

شعری زیبا از فریدون مشیری

از همان روزی که دست حضرت ق ... لگشت آلوده به خون حضرت ه ... لاز همان روزی که فرزندان آدمصدر پیغام آوران حضرت باری تعالیزهر تلخ دشمنی در خونشان جوشیدآدمیت مردگرچه آدم زنده بوداز همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختنداز همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختندآدمیت مرده بودبعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیابگشت و گشتقرنها از مرگ آدم هم گذشتای دریغآدمیت برنگشتقرن ما روزگار مرگ انسانیت است ... دنیا ز خوبیها تهی استصحبت از ... ، پاکی، مروت، ابلهی استمن که از پژمردن یک شاخه گلاز نگاه ... ت یک کودک بیماراز فغان یک قناری در قفساز غم یک مرد در زنجیرحتی قاتلی بردار،اشک در چشمان و بغضم در گلوستوندرین ایام زهرم در پیاله، زهر مارم در سبوستمرگ او را از کجا باور کنم؟صحبت از پژمردن یک برگ نیستوای، جنگل را بیابان میکننددست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنندهیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد رواآنچه این نامردمان با جان انسان میکنندصحبت از پژمردن یک برگ نیستفرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیستفرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرستفرض کن جنگل بیابان بود از روز نخستدر کویری سوت و کوردر میان مردمی با این ... ادامه ...

سیصد و بیست و هفت

گزینش هدف بجز "ضرورت، نیاز و ارزشمندی" و "علاقه" معیارهای دیگری هم دارد. 3. هدف باید واقع بینانه و شدنی باشد و تخیلی نباشد.4. برای تحقق خواسته و هدف باید زمانی بین چهل روز تا یک سال تعیین کرد. خواسته و هدفی که در این بازه زمانی تعریف می شود، باعث ایجاد انگیزه و اشتیاق در انسان می شود. برای خواسته های بلند مدت بیش از یک سال، مرحله بندی کنید.5. هدف، باید در باور بگنجد. چیزی را که ذهن ما، انکارش می کند به عنوان هدف انتخاب نکنیم. ممکن است داشتن چیزی یا رسیدن به خواسته ای در باور ی نگنجد اما برای دیگری باور پذیر باشد. مثلا ممکن داشتن خانه 500 متری در فلان منطقه در باور ی نگنجد؛ یعنی وقتی به آن خواسته و داشتنش فکر می کند حتی به نظرش خنده دار می آید اما در برای دیگری کامل باو ذیر است. البته معا با افراد موفق و ب موفقیت های کوچک، به مرور زمان حس اعتماد به نفس در انسان تقویت و باور به موفقیت های بزرگ شکل می گیرد.+ المستغاث بک یاصاحب ا مان ... ادامه ...

مراقبه روزانه از کتاب "ی ال معجزه" 20 فروردین

20 فروردین: روحم را طلب کرده ام، از من فاصله گرفت. خدا را جستجو او را نیافتم. خود را جستجو هر سه را یافتم. بیش از ده سال می خواستم با نیروی اراده شخصی قطع مصرف کنم، اما موفق نمی شدم. شنیدن مشارکت اعضایی که قطع مصرف کرده بودند امید تازه ای در دلم زنده کرد. اما این امید دیری نپایید. پس از آرامشی نسبی که با کار قدم اول ایجاد گردیده بود، در قدم دوم با دیواری سخت رو به رو شدم. کلمه سه حرفی خدا ذهنم را مسدود کرد. با کلمه خدا مشکل داشتم. فکر می اگر موفقیت من بر باور از خدا استوار باشد هرگز موفق نخواهم شد. اگر تشویق اعضاء نبود به طور یقین دیگر به شرکت در جلسات ادامه نمی دادم.اعضاء پیشنهاد د خود را در آینده ای تجسم کنم که قطع مصرف کرده و زندگی خوبی دارم. خود را سرشار از نیرویی حیات بخش و در میان افرادی ببینم که مشکل و راه حلی ی ان دارند. این نیرو را احساس کنم و ببینم آیا بیشتر از نیروی اراده شخصی ام هست یا خیر؟لازم بود حقیقت را باور کنم تا درهای بهبودی بر پاشنه بچرخند. برای امروز، ممکن است خدا را باور نداشته باشم ، اما تمایل برای رسیدن به این باور را دارم. ... ادامه ...

۷ باور غلط درباره پول که شما را فقیر نگه می دارد و پولدار نمی شوید

۷ باور غلط۷ باور غلط درباره پول که شما را فقیر نگه می دارداحتمالا شما هم چندین باور غلط درباره پول داریدکه شما را از رسیدن به آن باز می دارد. در اینجا ۷ باور غلط درباره پول که شما را فقیر نگه می داردو چگونگی برخورد با آن ها بیان می شود. همچنین می توانید از مطلب ۹ دلیل کهچرا پولدار نمی شویم نیز برای یافتن دلایل اصلی که هیچوقت ثروتمند نمی شوید استفاده کنید.اولین چیزی که باید به روشنی فهمید این است: پول به شما خدمت می کند. شما ارباب آن هستید و آن خدمتکار وفادار شما است. هرگز جور دیگری به این قضیه فکر نکنید. پول در راستای دو هدف خدمت می کند: اولا، به ما اجازه می دهد به راحتی زندگی کنیم. دوما، وسیله ای است که به ما فرصت انجام کارهای خوب را در این جهان می دهد. پس بگذارید پول به شما خدمت کند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

دوباره حج

دوباره های حجتلبیهطوافسعیوقوفرمیجمراتتقصیرحلقذبح...خدایامی شود حج زا روزی همه حاجت مندان کنی؟من هنوز به این باور نرسیدم که حج امسال امنیت دارد... هر چند باور هر متکی به خود اوست، ... ادامه ...

مراقبه روزانه "ی ال معجزه" 7 تیر

هفتم تیر: روحم را طلب ، از من فاصله گرفت. خدا را جستجو او را نیافتم. خود را جستجو هر سه را یافتم. بیش از ده سال می خواستم با نیروی اراده شخصی قطع مصرف کنم اما موفق نمی شدم. شنیدن مشارکت اعضایی که قطع مصرف کرده بودند امید تازه ای در دلم زنده کرد. امّا این امید دیری نپایید. پس از آرامشی نسبی که با کار قدم اول ایجاد گردیده بود در قدم دوم با دیواری سخت روبرو شدم. کلمه سه حرفی خدا ذهنم را مسدود کرد. با کلمه خدا مشکل داشتم. فکر می اگر موفقیت من بر باور از خدا استوار باشد هرگز موفق نخواهم شد. اگر تشویق اعضا نبود به طور یقین، دیگر به شرکت در جلسات ادامه نمی دادم. اعضا پیشنهاد د خود را در آینده ای تجسم کنم که قطع مصرف کرده و زندگی خوبی دارم. خود را در نیرویی حیاط بخش و در میان افرادی که از مشکل و راه حلی ی ان برخوردارند ببینم. این نیرو را احساس کنم و ببینم آیا بیشتر از نیروی اراده شخصی ام هست یا خیر؟ لازم بود حقیقت را باور کنم تا درهای بهبودی بر پاشنه بچرخند. برای امروز، ممکن است خدا را باور نداشته باشم، اما تمایل برای رسیدن به این باور را دارم. ... ادامه ...

پاد ت/ #بادیگــــــارد

پدری وقتی میاد خونه میگه بد ارم همه میفهمن، میدونن چک اش برگشت میخوره آبروش میره، اما شام رو که خوردن همه میخوابن، ولی خواب از سر پدر میره...چرا؟ اونها هم باور د که پدر بد اره اما باور اونها باور سطحی بود، باور پدر باور عمقیه... لذا خواب از سر پدر میره چون باور عمقی داره. پاد تی از بادیگارد تقدیم شما عزیزان می شود... ان شاالله که استفاده کنید... منتظر نظرات شما هستیم... لینک پاد ت | حجم: 6mb ... ادامه ...

عشق من ...

ارام بگیر قلب ِ بی تاب ...میدانم ، درد دارد ، اینکه به یکباره هزار تکه شوی و غم این ش تن را به تنهایی به دوش بکشی ...میدانم ، وجودت زخمی از افتادن هاست ،که انتظار چه بر سرت آورده ، باور کن همه ی این ها را خوب میدانم ...من به معجزه ی صبر ایمان دارم ، به پروانه شدن ، به تمام ِ روزهای خوبی که انتظارش را می کشیم ، به بهار شدن این خزان . قلب من ، باور کن که روزی سهم تو هم لبخند می شود ، باور کن که هر جاده ای را مقصدی ست و هر رفتنی را رسیدن ! مگر میشود شبی را صبح نباشد؟با من بیا که این جاده بی تو به ناکجا اباد هم نخواهد رسید ،میدانی این مسیرِ متهی به عشق فقط تورا کم دارد و بس ... ... ادامه ...

منطق

ای شیر توی این منطقم. بعضی وقتا فکر می کنم منطق چیز بی خودیه ولی حداقل من باید به یه چیز باور داشته باشم. نمی تونم بی باور بمونم. امیدوارم اگه اشتباه می کنم خدا خودش بخشه به خاطر اشتباهتم. ... ادامه ...

منطق

ای شیر توی این منطقم. بعضی وقتا فکر می کنم منطق چیز بی خودیه ولی حداقل من باید به یه چیز باور داشته باشم. نمی تونم بی باور بمونم. امیدوارم اگه اشتباه می کنم خدا خودش بخشه به خاطر اشتباهتم. ... ادامه ...

شک ورزیدن

ویل دورانت در کتاب درباره ی معنی زندگی می گوید: این جمله را دوست دارم. شاید پس از مدتی شک ورزی در یک باور، آن باور محکم تر و استوارتر از قبل شود یا شاید متوجه شویم که آن باور کورکورانه و یا ناخودآگاه، در ذهن مان جا خوش کرده است. اگرچه باورها هم اکثراً ذهنی هستند و هر ی بسته به شرایط منحصربه فردی که در زندگی طی کرده، برخی از باورها برایش باو ذیر و برخی دیگر غیرقابل پذیرش هستند؛ ولی به نظرم پس از اینکه به باورها با دیده ی شک و تردید نگریستیم، می توان به شکل منطقی تری له یا علیه آن ها استدلال کرد. ... ادامه ...

فقط برای امروز 16 فروردین

احساس همدلی 16 فروردین «سرانجام فردی از افکار و کارهای نامعقولی که انجام داده بودم، با خبر شد.» کتاب پایه v معتادان، اغلب احساس بسیار منحصر به فردی دارند. ما مطمئن هستیم که هیچ مانند ما مواد مصرف نکرده است و مجبور به انجام کارهایی که ما برای به دست آوردن آن انجام دادهایم، نبوده است. این احساس که هیچ واقعاً ما را درک نمیکند، میتواند ما را برای سالهای بسیار از بهبودی دور نگاه دارد. اما وقتی وارد اتاقهای معتادان گمنام میشویم، رفته رفته احساس "بدترین" بودن یا "بیعقلترین" بودن را از دست میدهیم. وقتی اعضاء تجربیات خود را مشارکت میکنند، به صحبتهای آنها گوش میدهیم. متوجه میشویم دیگران نیز همان مسیر منحرفی که ما طی کردهایم را طی کردهاند و باز هم قادر به دستی به بهبودی بودهاند. به تدریج باور میکنیم بهبودی در دسترس ما نیز قرار دارد. در حالی که در بهبودی خود پیشرفت میکنیم، گاهی اوقات فکر ما هنوز نامعقول است. اما وقتی دوران سخت خود را با دیگران مشارکت می کنیم، متوجه میشویم دیگران با ما احساس همدلی میکنند و درباره چگونگی رویارویی با مشکلات خود صحبت میکنند. مهم نیست فکر ما چ ... ادامه ...

فقط برای امروز 16 فروردین

احساس همدلی 16 فروردین «سرانجام فردی از افکار و کارهای نامعقولی که انجام داده بودم، با خبر شد.» کتاب پایه v معتادان، اغلب احساس بسیار منحصر به فردی دارند. ما مطمئن هستیم که هیچ مانند ما مواد مصرف نکرده است و مجبور به انجام کارهایی که ما برای به دست آوردن آن انجام دادهایم، نبوده است. این احساس که هیچ واقعاً ما را درک نمیکند، میتواند ما را برای سالهای بسیار از بهبودی دور نگاه دارد. اما وقتی وارد اتاقهای معتادان گمنام میشویم، رفته رفته احساس "بدترین" بودن یا "بیعقلترین" بودن را از دست میدهیم. وقتی اعضاء تجربیات خود را مشارکت میکنند، به صحبتهای آنها گوش میدهیم. متوجه میشویم دیگران نیز همان مسیر منحرفی که ما طی کردهایم را طی کردهاند و باز هم قادر به دستی به بهبودی بودهاند. به تدریج باور میکنیم بهبودی در دسترس ما نیز قرار دارد. در حالی که در بهبودی خود پیشرفت میکنیم، گاهی اوقات فکر ما هنوز نامعقول است. اما وقتی دوران سخت خود را با دیگران مشارکت می کنیم، متوجه میشویم دیگران با ما احساس همدلی میکنند و درباره چگونگی رویارویی با مشکلات خود صحبت میکنند. مهم نیست فکر ما چ ... ادامه ...

برای مخاطب خاص ناشناس حرف گوش نکن...

سلام! خانم یا آقای محترم... باور کنید اینجا صفحه آگهی های رو مه نیست.... و باور کنید من با خانمی که شما دنبالش هستید و براش پیغام میذارید هیچ ارتباطی ندارم و بازهم باور کنید که این طور به نتیجه نمی رسید و آ ین باور کنید این که :متاسفم برای شرایط اون بنده خ که درباره ش توضیح داده بودید اما باور کنید یا نکنید مهم نیست مهم اینه که این مطلب خیلی خیلییی خیلیییییی بعدتر در این وبلاگ نمایش داده میشه احتمالا اونموقع خیلی برای درخواست شما دیر شده بهرحال این اشتباه شما و اشتباه در شکل این رابطه است متاسفم فقط همین پیغامی از طرف شما به خانمی که مد نظر شماست از طرف من منتقل نمیشه اصلی ترین دلیل ش اینه اصلا ازش خبر ندارم بهرحال خواستم بدونید حرف هاتون منتقل نشد و نمیشه همین ... ادامه ...

باورهای بارور

در هزاره ای که هیچ چیزی قائم بر خودش نیست، این باور ها هستند که ما را می برند، به بیانی دیگر، امروز همه چیز قائم بر باور هایمان شده است، هزاره ها وقتی پوچ می شوند که با انسانهای جاه طلب، راحت طلب و قدرت طلبی روبرو می شوند که می خواهند مفاهیم را از همه چیز بگیرند تا خود به آنها مفهوم بخشند. و اینجاست که باور های کج شان را در چشم ها فرو می کنند تا دیگران نیز آنها را بزایند و تکثیر شوند. اما این آ قصه نیست حالا دیگر این باور ها هستند که تصمیم می گیرند چگونه باید هزاره ها را تسخیر کرد و چگونه بر انسان ها حاکم شد و این آن چیزی نیست که باید می دیدیم و با حواسمون لمس میکردیم تا در موردشان به قضاوت بنشینیم. بله عزیزان ما داریم به سوی هزاره هایی پیش میرویم که در آن دیگر چیزی به نام علم نیست همانگونه که امروز فلسفه نیست.بله عزیزان علم دارد اسیر چیزی به نام باور می شود باورهایی که امروز از جنس ایده های ما هستند اما آنقدر در ما تولید مثل می کنند تا به ماده ای تبدیل شوند که دیگر حتی از دست همان انسانهای جاه طلب و راحت طلب برای مقابله با آنها کاری ساخته نیست. شاید امروز این تخیلی بیش نباشد، فردا اما واقعیتی تلخ ا ... ادامه ...

هیچ ... باور ندار

فریاد زدم دوست دارم صدایم رانشنیدی اعتراف ... که عاشقتم جرم مرا باور نکردی گفتم بی تو میمیرم لبخند تلخ زدی از دلتن ... ات اشک ریختم چشم های خیسم را ندیدی چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی من هم همین طور چگونه بگوییم که بی تو زند ... برایم عذاب است تا تو نیز مرا درک کنی صدای فریادم را همه شنیدن جز او که باید میشنید اشکهایم را همه دیدن آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آ ... اینجا گرفتار م گرفتار عشقی که باور ندارد مرا فکر میکنید که این عشق مثل عشق های دیگر این زمانه خیالیست حرف های من بیچاره دروغ است ... ادامه ...

همسفر خوش باور

گفت: امسال میری نمایشگاه؟ و من بعد از هشت سال گفتم نه. گفت چرا؟ توضیح دادم که کتاب نخونده زیاد دارم و حسش هم نیست. پرسید: باور کنم؟ و این باور کنم یکی از سخت ترین و تلخ ترین سوال هایی بود که شنیدم . اما جوابش از خودش هم بدتر بود: آره * شعر از عباس صفاری ... ادامه ...