صدای خورد شدن استخوانهامون



صدای خورد شدن استخوانهامون

حس بچه ای رو دارم که پدر و مادرش رو تو بازار یه کشور غریب گم کرده باشه؛ پر از حیرانی ام.فکر میکنم مامان بابای مذکور هیچ وقت ما رو به جایگاه خودمون برنمیگردونن...از قیمت هندونه بگیر تا قیمت مسکن همه چیز داره شبیه اون کشور غریب میشه و ما احتمالا رویای یه زندگی ساده و نقلی رو به بهشت می بریم. ما در این مرزهای جغرافیایی میخوایم بچه دار بشیم؛ مرزهایی که دیگه خط فقر یه اسم نیست یه رسم شده. قبلا بیست و پنجم ماه حقوق تموم میشد الان سوم ماه. پول شده ماهی و ما صیاد نیستیم؛ ط ایم. آدمی که از خونه اش ناامید شده هیچ جا براش خونه نمیشه. رفتن از اینجا آسون نیست. حس میکنم مشابه اون چه فلسطینی ها در محاصره نوار غزه تجربه رو از سر میگذرونیم. ... ادامه ...

تاب

تاب می خورد تاب می خورد آشفته حال در میان دو بید باید بسوزاند آ ین نگاه را، تا که زرد شود تا رها شود، بسان برگی بی قرار خاک پیک می زند تاب میخورد تاب میخورد در میان پیاده رو گمشده پاهایش در بستری از یخ و شکوفه های گیلاس تا بلرزاند تا که گیج کند همانند عطر روسری اش آه... عطر روسری اش عطر روسری اش غرق می شود در حوالی رد کفش طنین انداز صدای لالایی باد می وزد راه می رود واه شب تار به روی موهایش تاب می خورد تاب می خورد احمدعلی رسولی ... ادامه ...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین این چه زهری است که داری به خودت می پیچی گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین زهر اول اثرش بر جگر مسموم است پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین ... ادامه ...

دستم خورد!

دستم خورد!فنجانی که دوستش داشتمش تیاد تو افتادمدستت خورد!دلی که دوستت داشت ش ت! ... ادامه ...

ناسایی و مقابله با پدیده خورد ...

شرح مختصر : درصنعت انواع مختلفی خورد ... وجود دارد که می توان با را ... ارهایی از این پدیده جلو ... ری نمود که در گام اول می توان با انتخاب صحیح مواد به کار رفته در ادوات به کار رفته تا حدی از این پدیده جلو ... ری نمود و در گام بعدی و ساخت وسیله ی مورد نظر نوع و نحوه ی ساخت وسیله مهم است که برای مثال نحوه فرم دهی ساخت لوله واتصالات آنها در مقدار خورد ... موثر است. اما تا الان تا حد کمی از خورد ... جلو ... ری نموده ایم ، عملیات های بعدی چون اعمال پوشش و تمیز کاری چون پرایمر کاری هم تا حدود ۸۰درصد می تواند از خورد ... جلو ... ری نماید . اما را ... ارهای دیگر راهمچون کار گذاشتن آندفداشونده در زمین و اعمال جریان مستقیم و همچنین حفاظت کاتدی می تواند تا مقدار بسیار زیادی از خورد ... جلو ... ری نماید. ... ادامه ...

یک نفر در صدای باران مُرد...

و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که کرور کرور به صدای قطره های ناگزیربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا"زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن"بیا که چتر بسته هازیر باران رفتندو اسید تنشان را خورد!(همون ورژن شاعرانه ی جمله ی مدرن: با دست ماست خوردم و نشد که بشه)سپهری... سپهری...ب ب ب ( مخفف بیا بریم بمیریم. :دی)و بخو م با صدای باران...و بخو م با صدای باران...و بخو مباصدای باران... ... ادامه ...

مهمون

همکارم رو امروز دیدم بدنش یخ کرده بود و رنگ پریده و بی حال. گفتم چی شده ؟ معلوم شد روزه گرفته از اول و امروز حالش بد شده. اتاق همکارم خیلی تو چشم مردمه و نمیشه روزه هم نیستی غذا بخوری. آب هم نمیشه خورد. اتاق ما پشت بیمارستان و جاییه که بیمار نمیاد و خلوته. دعوت بیاد اتاق ما یه ذره غذا و آب بخوره. بنده ی خدا اومد یه لقمه نون خورد، آب و قرص خورد، یه چای نبات دادم خورد، جون گرفت. یه تمهیدی برا این تیپ همکارا هم باید شید. بیست و چند روز روزه گرفته، امروز معده و روده اش بهم ریخته. باز خوب شد دیدمش. من چون بچه ی شیری دارم همکارمم بارداره از روز اول به فکر بودیم کنار اتاقمون چایساز و ماکروفر گذاشتیم. هرچند فضای ماه رمضان هست و آب نمیشه خورد و چای هم همون اول صبح یه دونه می خوریم ولی بازم غنیمته. اینجوری نبود شیرم خشک میشد. ... ادامه ...

بخشی از ترانه ی شلاق(لطفا کپی نکنید)

خورد می کند مراضربه های شلاقجرم من شعر من استبا قافیه های بی اغراقخورد می کند مرا به زور توبه ... تحفظ می شوم تو راباز انتخاب ... تخورد می کند مراشعور شعر شاعرتاز هرکه می پرسی بپرساز گریه های آ ... تگر اسمان برای تو ستزمین من را به تو چه؟تو خوبی و من بده بدباز هم گویم به تو چه؟با یک کتاب زیر دستشعور خود را می کشیفریاد می زنم بی شرفسکوت من را می کشیخیال یار از سر مننمی رود هی بزنیاگر خودت عاشق شویدل به کدام ره بزنی؟ ... ادامه ...

ی: داور عمانی قسم خدا را خورد

هافبک پرسپولیس: داور قسم خورد که صحنه را ندیده است. ... ادامه ...

... پاو ... وینت خورد ... می ... در 91 اسلاید

... پاو ... وینت خورد ... می ... در 91 اسلاید پاو ... وینت خورد ... می ... ... پاو ... وینت خورد ... می ... در 91 اسلاید انواع خورد ... :•خورد ... یکنواخت یا سرتاسری (general corrosion)•خورد ... گالوانیک یا دو ف ... ی (galvanic or tow metal corrosion)•خورد ... شیاری (crevice corrosion)•خورد ... حفره ای (pitting corrosion)•خورد ... بین دانه ای(intergranular corrosion)•جدایش انتخ ... (selective corrosion)•خورد ... سایشی (erosion corrosion)•خورد ... توام با تنش (stress corrosion)اصولاً می توان چنین گفت که در هر سیستمی که با آب سروکار داشته باشد، احتمال بسیار زیادی برای وقوع خورد ... می ... دارد. این نوع خورد ... تقریباًدر همه جا وجود دارد. ... پاو ... وینت خورد ... می ... در 91 اسلاید انواع خورد ... : •خورد ... یکنواخت یا سرتاسری ( general corrosion) •خورد ... گالوانیک یا دو ف ... ی (galvanic or tow metal corrosion) •خورد ... شیاری (crevice corrosion) •خورد ... حفره ای (pitting corrosion) •خورد ... بین دانه ای ( intergranular corrosion) •جدایش انتخ ... (selective corrosion) •خورد ... سایشی (erosion corrosion) &bu ... دریافت فایل پاو ... وینت خورد ... می ... ... ادامه ...

خور

رفتم ساندویچ فروشی روبروم یه مرد چاق نشسته بود و داشت با لذت ساندویچ گوشت می خورد! چند لحظه بعد مردی لاغر اندام وارد شد رو به ساندویچ فروش کرد و گفت یک خوراک لطفاً! بعد چند دقیقه ساندویچش رو گرفت و خورد، موقع حساب وقتی شنید قیمت خوراک 5000 تومن هست اعتراض کرد، ساندویچ فروش گفت : من سوسیس معمولی نداشتم جاش کوکتل ریختم برا همین گرونه!مشتری سه هزار تومن گذاشت رو میز و با فریاد بیرون رفت!مرد چاغ که داشت نوشابه می خورد آروغی زد و رو به ساندویچ فروش کرد و گفت:داداش ناراحت نشو اینا ساندویچ خور نیستن، اینا خورن!یه گوشت دیگه برام بپیچ، لطفا چربش کن! من ساندویچ خوراک دستم بود و مرد چاغ همچنان ساندویچ گوشت می خورد و به من خیره شده بود! انگاری که داشت شیشلیک ش ز می خورد و من حس می دارم خورشت قیمه می خورم! @bahmanblogir ... ادامه ...

بعد از 10 ساعتی که در یخچال ماند سپس کباب کرد و خورد

در این سنین خوردن غذا دیگر مثل دوران جوانی نیست در سنین بالا نه میشه غذای پر چرب و نرم خورد نه میشه در خوردن شیرینی و برنج زیاده روی کرد و ادم دچار محدودیت های غذایی می شود اما می شود غذاها را نرمتر درست کرد و خورد برنج کته یا مرغ نرم میشه مرغ را قبل از به سیخ زدن در شب قبل در داخل پیاز رنده شده خیساند سپس به ان زغفران یا زردچوبه زد بعد از 10 ساعتی که در یخچال ماند سپس کباب کرد و خورد. ... ادامه ...

بیدار شدن با صدای بارون

ساعت ۳:۲۱ صبح. چیزی شبیه طوفان به پنجره اتاقم میکوبه. حس خوبیه، دوسش دارم. چه حالی میده وقتی با صدای باد و بارونی که به پنجره میکوبه از خواب پا میشه آدم. خدایا این خوشی ها رو از ما ن ... ر. ای لاو یو لاهیجان! پی نوشت: فقط خدا کنه شیشه رو سر ما خورد نشه :دی ... ادامه ...

سوپ

امروز بالا ه سوپ خورد خانم.البته سوپ مرغ نخورد. ماهیچه خورد. همراه جعفری و گشنیز. راستش خودمم حس میکنم این سوپه خوشمزه تر از سوپ مرغه. دیگه داشتم ناامید می شدم. هی سوپ درست می ، نمیخورد. بدش میومد. ولی هی ترکیب عوض تا خوشش اومد. ... ادامه ...

خورد ... در سازه های ف ... ی

خورد ... در سازه های ف ... ی خورد ... عامل بخش عمده ای از ش ... ت سازهای ف ... ی است و اهمیت آن نه تنها از ایننظر است که ش ... ت در بیشتر موارد ناگهانی است بلکه بیشتر به علت حضور و تاثیر همه جانبه آن می باشد خورد ... عبارت است از ت ... یب ناخواسته یک ماده بر اثر واکنش آن با محیط اطرافش . ... ادامه ...

کیفیات زندگی مشترک

تلفنش زنگ خورد...تصادفا روی گوشی را دیدم... نوشته شده بود "سالار"... و مادرش بود... تلفنم زنگ خورد... "سلام نفس"... و مادرم بود... ... ادامه ...

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی...

مینویسم تا یادم نره امروزُ که استارت فکر واسه انتخاب راهنما و موضوع پایان نامه رو زدم و دست به چونه با خودم فکر که لعنتی این دنیا عجب زود میگذره.انگار تموم این پنج سال به کوتاهی پلک بهم زدنی گذشت...پلکی که تا بهم خورد پدرمونُ درآورد و استخونهامونُ خورد کرد! ... ادامه ...

گربه ای که فیل می خورد!

مجموعه قصه های الکی پلکی برای گروه سنی «ب، ج و د» نوشته شده. دوست دارم بدانم نظر خوانندگان نسبت به این نوع فانتزی ها چیست؟ گربه فیله را خورد! «فیله خواب بود ، سبیل گربه را دید و گفت: «آخ جون چه طن ... »سبیل را گرفت و رفت بالا، بالای بالا. رسید به چشم های گربه. چشم گربه خیس بود. پای فیله لیز خورد .افتادتو چشم های گربه.فیله داشت خفه می شد. داد زد:«کمک، کمک!»گربه از خواب پرید. دست فیله را گرفت و کشید بیرون. فیله مثل موش آب کشیده شده بود. گربه آب دهانش راه افتاد و گفت:«آخ جون موش!» و فیله را گرفت و یک لقمه چپش کرد.» ... ادامه ...

سیدمهدی طباطبایی: رئیسی رای هم بیاورد، باز لطمه می خورد

وب سایت خبرآنلاین - فاطمه استیری: عضو ارشد جامعه ت مبارز معتقد است ابراهیم رئیسی حتی اگر رای هم بیاورد لطمه خواهد خورد. ... ... ادامه ...

دلتنگی....

دلم براش تنگ شده اونکه اینقد میگفت دوستت دارم رامین و... پس چراحتی حالمو نمیپرسه آخه چرا همه فکرو ذهنم اونه میدونم دیگه به اینجاهم سرنمیزنه اما جواب خوبیای من این بود؟ آخه چرا خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالم از زندگیم بهم خورد حالم از آدمات بهم خورد نوبت منم میشه اشکال نداره حق به حق دارش میرسه خدااااااااااااااااااااااااااا ... ادامه ...

شعر

اعصابش خورد بود، حواسش نبود، سیگارش را وارونه آتش زد، اعصابش بیشتر خورد شد، پاکت سیگارش را باز کرد.... بدشانسی،! تمام شده بود. اعصابش بیشتر و بیشتر خورد شد. نصف شبی یک آن خواست بلند شود تا سر کوچه برود سیگار ب ... د که سکته سومش را زد. آ ... ین سیگار عمرش کوفتش شد. کاش زودتر ترک کرده بود اعتیادش به چشم های تو را. ص.اخضری ... ادامه ...

خسیس

لطفا توجه کنید وقتی به ی میگید خسیس خسیس بر سه قسم است: 1- خسیس کامل: نه خود خورد نه به دهد 2- خسیس برای دیگران : خود خورد به ندهد 3- خسیس برای خود : خود نخورد به دهد [!] با افتخار بنده خسیس دسته سوم پس هی به من نگید خسیس ! :( ... ادامه ...

بر خورد از نوع نزدیک

خط بریده بریده ی سفید وسط خیابان با سرعت بیشتری میگذشت و ممتد میشدو صدای بوق ماشین ها و صدای الاغها و نور که همه جا را فرا میگرفتبا خود تمامی خاطرات را مرور می ... و تمام هایی که بلد بودم را نثار دنیا می ... صدای بوق که ممتد میشد ...لعنت ، صدای بوق ممتد آدم را دیوانه میکندو نوری که هر لحظه سایه ام را بزرگتر میکرد... قانون نیوتن: هر کنشی را واکنشیستنیرو برابر است با جرم ضربدر شتابو من با همان نیرو ، نور را در خود حس ... خیابان رنگ تازه ای به خود گرفت عطر خوش بویش را در هوا حس ... ....آشنا بودو تو سرم را بر روی زانوانت گذاشتی تا آرام ب ... رم ... ی برای من دعا نخواهد خواند.... مادرم میگفت برای ... ی که خودکشی میکند فاتحه خواندن حرام است ... ادامه ...

مرگبارترین روز عملیات شاخه زیتون ترکیه چگونه رقم خورد؟

یک پست دیدبانی و یک تانک ترکیه با موشک های یی تاو هدف قرار گرفتند و اینگونه مرگبارترین روز عملیات نظامی ترکیه در شمال تا کنون، با 8 کشته و 6 زخمی رقم خورد. ... ادامه ...

عاشقانه

سلامعصر بخیراز پیاده روی برگشتمیهو دلم براش پر زد... بهش زنگ زدم چند تا بوق خورد تا جواب داد... با صدای گرفته سلام کردگفتم : خیلی دوستت دارم ... دلم یهو برات پرکشید...لبخند زد و گفت : چقدر خوبه که هستی ... ادامه ...

روز به روز 10 اردیبهشت

10 اردیبهشتیکی از اصول برنامه ی خودیاری در انجمن رهایی می گوید، گوش کن، حرف نزن. به حرف ها توجه کن، هرچه به دردت خورد را برداشت کن و بقیه را رها کن! سالیان متمادی انرژیم را صرف وراجی و یاوه گویی برای تإیید شدن ، حرف های بی سرو ته که به درد ی نمی خورد و غیر از سردرد فایده ای نداشت. نظر و را ارهای تخیلی و تئوری به دیگران دادن جزیی از شخصیت و هویت من شده بود. برای هرکاری و هر مشکلی طرح و را اری می دادم. انگار وظیفه داشتم مشکلات دیگران را من به تنهایی حل کنم. امروز به مرور دریافته ام که می توانم به کمک خداوند طرز تفکر و رفتارم را تغییر دهم. آیا بهتر نیست گوش ها و دریچه ی افکار و قلبم را به شنیده های جدید باز کنم؟ می خواهم فارغ از عادت و وابستگی و هم وابستگی ها زمانی را صرف گوش دادن کنم. صدای درون، صدای کودک درون من و از روی معصومیت این موجود نازنین است، کودکی که در صفا و صمیمیتش تردیدی نیست، به ص که از درون و قلبم می آید، گوش می دهم و توجه ی بیشتری به خواسته و نیازهایش می کنم و می دانم آرزوی بزرگش ارتباط داشتن با خداوندی است که درک کرده ام.گوش کن خداوند پیام می فرستد! ... ادامه ...

خشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد!

خشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد!خارها خوار نیستندشاخه های خشک چوبه های دار نیستندمیوه های کال کرم خورده نیز روی دوش شاخه بار نیستنپیش از آنکه برگ های زرد را زیر پای خویش ،سرزنش کنیخش خشی به گوش میرسد:برگهای بی گناه،با زبان ساده اعتراف میکنندخشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد!زنده یاد قیصر امین پور ... ادامه ...

یکی بزند ده تا می خورد

یکی بزند ده تا می خوردحضرت آیت الله :«امروز جوانان ما توانسته اند به قدرت موشکی اوّل منطقه تبدیل بشوند. دشمن میداند که اگر یکی بزند، ده تا میخورَد. پس موشک، مایه ی امنیّت و نقطه ی قوّت است. ببینید؛ دشمن روی مسئله ی موشکی متمرکز میشود. یک عدّه ای هم متأسّفانه در داخل با دشمن هم صدا میشوند که «آقا چه فایده ای دارد؟». ۱۳۹۷/۰۳/۱۴پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir براساس این بخش از بیانات انقلاب لوح «یکی بزند ده تا می خورد» را منتشر می کند. ... ادامه ...

ش ت تیم ملی والیبال در خانه عقاب ها

ایسنا: تیم ملی والیبال ایران برابر لهستان ش ت خورد. تیم ملی والیبال ایران در ادامه بازی های دوستانه خود در اردوی برون مرزی به مصاف لهستان رفت و برابر این تیم ش ت خورد. ... ... ادامه ...

می سوزه

نشد یه روز آشپزی کنم و خودم رو نسوزونم! قابلمه اونقدری داغ بود که وقتی پارچه بهش خورد بوی اتو بلند شد! دیگه ببینید چه بر سر انگشت اشاره ی من اومد!روغن ماهیتابه خطاب به من: "هرجا که باشی پیدات می کنم، می پرم روت و می سوزونمت!" یادمه یه بار از باشگاه که برگشتم خونه رفتم تا قابلمه رو چک کنم. نیم تنه ورزشیم هنوز تنم بود. حین جابه جایی قابلمه خورد به شکمم و سوختم! ... ادامه ...

به خیر گذشت

دخترم ب با صورت خورد زمین. دماغش خون اومد، صورتش باد کرده. لبش مثل اینایی که تزریق شده. آنقدر بد زمین خورد که زنگ زدم 115، وقتی گفتن ماشین نداریم به مامان گفتم و چهارتایی بردیمش بیمارستان مفید. خلاصه تا صبح بیدار بودیم که چک کنیم حالش بد نشه. که نشد. نتونستم برم سر کار. خیلی ترسیدیم. ... ادامه ...

زندگی ...

با چشمای نیمه باز و پف کرده،سرم سمت دیوار روبه رو تخت بردم و ساعت نگاه ؛۸ صبح بود،وتصمیم به کمی بیشتر خو دن.صدای ِآلارم گوشی و قطع ش با چشم بسته . دوباره قایم شدن زیر پتو و خو دن. صدای باز شدن در اتاقم ،بهامین بیدار شو،(مامان بود)،من دارم میرم بیرون صبحونه آماده اس ،بلند شو خیلی آروم گفتم باشه .صدای در و رفتن مامان و من دوباره خواب :)عجیب خواب صبح بهار ، مخصوصا ، وقتی نسیم و سرمایی خنکی هم از پنجره نیم باز اتاق به صورتم میخوره ،دوست داشتنیه .اینبار تلفن خونه بود،یادم نبود مامان نیست ،اونقدرر زنگ خورد که با کلی غر زدن ،موهای که پریشون از تخت بلند شدم.تلفن پیدا نمی بلا ه پیدا شد ،رو عسلی بودبله ... سلام مامان ... نه هنوز خواب بودم :| باشه .... ،نه... سریع اماده میشم.مامان بود ،قراره ظهر با بابا بیان دنبال من بریم خونه باغ ،بابا با مش رحمت باغبون کار داره و ماهم بریم خونه باغ و مهمون بابا .به اصرار و اجبار مامان باهمون موهای باز و پریشون ،یه لیوان شیر خوردم و خواستم آماده بشم.هنوز آماده نشده بودم که تک صدای بوق ماشین بابا به گوشم خورد.اونقدر عجله ،بند کتونی هام داخل ماشین بستم .خونه باغ دوست دارم چون آرومهچ ... ادامه ...

در به هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد - حضرت محسن(ع)

در به هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد ضربه را فاطمه این مرتبه با شدت خورد پسرش...نه، سپرش خورد زمین و زهرا ضربه ها را پس از آن از دو سه تا قسمت خورد معنی بیست و سه سال آهِ تو مولا این است: که زمان حق تو را آه،سرفرصت خورد نه فقط حق علی را که چو ظرف آبی غاصبی حق من و حق تو را راحت خورد ... فروشی سرکار آمد و با قیمت روز خورد نانی اگر از جهل همین امت خورد جالب این است که در ذهن همه نام علی؛ صدر نام همگان بود ولیکن خط خورد محسن و کوچه و سیلی به فحول شیعه؛ هرچه برخورد تمامش به رگ غیرت خورد کشته ی راه ولایت شده محسن یعنی؛ اگر آیینه لگد خورد به این قیمت خورد ... ادامه ...

روز به روز 10 اردیبهشت

10 اردیبهشتیکی از اصول برنامه ی خودیاری در انجمن رهایی می گوید، گوش کن، حرف نزن. به حرف ها توجه کن، هرچه به دردت خورد را برداشت کن و بقیه را رها کن! سالیان متمادی انرژیم را صرف وراجی و یاوه گویی برای تإیید شدن ، حرف های بی سرو ته که به درد ی نمی خورد و غیر از سردرد فایده ای نداشت. نظر و را ارهای تخیلی و تئوری به دیگران دادن جزیی از شخصیت و هویت من شده بود. برای هرکاری و هر مشکلی طرح و را اری می دادم. انگار وظیفه داشتم مشکلات دیگران را من به تنهایی حل کنم. امروز به مرور دریافته ام که می توانم به کمک خداوند طرز تفکر و رفتارم را تغییر دهم. آیا بهتر نیست گوش ها و دریچه ی افکار و قلبم را به شنیده های جدید باز کنم؟ می خواهم فارغ از عادت و وابستگی و هم وابستگی ها زمانی را صرف گوش دادن کنم. صدای درون، صدای کودک درون من و از روی معصومیت این موجود نازنین است، کودکی که در صفا و صمیمیتش تردیدی نیست، به ص که از درون و قلبم می آید، گوش می دهم و توجه ی بیشتری به خواسته و نیازهایش می کنم و می دانم آرزوی بزرگش ارتباط داشتن با خداوندی است که درک کرده ام.گوش کن خداوند پیام می فرستد! ... ادامه ...

چگونه می توان با حفظ وقار ش ت خورد؟

141چگونه می توان با حفظ وقار ش ت خورد؟ چگونه می توان با حفظ وقار ش ت خورد؟ چگونگی تصمیم گیری صحیح، یک موضوع پرطرفدار در مدیریت است. آن قدر پرطرفدار که در حقیقت موجب می شود ما چشمانمان را بر واقعیت ا ام تصمیم گیری در مواقع ش ت می بندیم. بنابراین دانستن چگونه ش ت خوردن به اندازه دانستن چگونگی به دست آوردن موفقیت مهم است. هنگامی که با وقار متحمل ش ت می شوید، می توانید خسارت های ناشی ازآن را محدود کنید و حتی می توانید از یک وضعیت منفی نکات مثبتی به دست آورید. ... ادامه مطلب ... ... ادامه ...

اینم از دوستی

این فضای مجازی به خصوص استوری ها اونقدر میتونه آدپو از پا دربیاره که شاید باورتون نشه.من باور داشتم به دوستام به لفظایی که برام میزاشتن به حسای خوبی که بهم میدادن.... همیشه ازشون تعریف می از بودنشون از محبتاشون از انرژیاشون اما یهویی این وسط دقیقا وسط اینا وسط اینکه نمیگذره یه روزم که خورد نشم باز خورد میشم....خورد که چه عرض کنم ..... میبینم که هیچی نیستم برای ایی که خیلی چیزا بودن برام.اینا برای هر ی شاید پیش میاد.اما برای هر ی پیش نمیاد که چندین سال هی بگه بهترین دوست و کوفت حالا ببینه اونقدر بی اهمیت که درد و مرض.منم تو تب دارم یه چرتی مینویسم اینجا پاشم برم ادامه و ببینم همون ی که اگر بگم چیه خیلیا مس م میکنن اما من بازم میبینم. ... ادامه ...

5551 - بهداشت غذا و تغذیه ( چه باید خورد و چگونه باید خورد ... )

م.م.م. - نویسنده : شهید سیدرضا پاک نژاد - نشر بنیاد فرهنگی شهید پاک نژاد - چاپ تهران - چاپ اول - سال چاپ 1363 ش - 276 ص - رقعی - شومیز - جلد ..." اولین و آ ین - ... ادامه ...

نگاه رنجور

نبوده ای ببینی در ماتم تو غرورم ش ... ته است . نخواسته ای که بدانی نگاهت بدل نشسته است . ای که آفتاب زند ... به نورت ش ... ت می خورد و انعکاس دریای بیکران در نگاهت گسست می خورد . حریم عاطفه بی تو ، حریف علفزار شرم نیست . ببین که نگاه رنجورم عروس هزار چهره این بخت نیست . به پیریم رس ... وهر روز به شوق دیدارت جوان میشود دلم ،ماه به چارده رسیده بیا یوسفا ، ماه کاملم . .......... ... ادامه ...

تفسیر اشتباه

پسری که از پدر پیرش مراقبت میکرد از او یک سیلی خورد، با عصبانیت و پرخاشگری محیط را ترک کرد به دائما به خودش میگفت پاسخ اینهمه خوبی این هست؟ ********************************************************** پسری که از پدر پیرش مراقبت میکرد از او یک سیلی خورد، خنده روی لبانش نقش بست و در دلش خدا را شکر میکرد که هنوز پدرش او را به یاد می آورد و جسمش از کار نیافتاده. ... ادامه ...

nini

صبح بیدار شدم. گفتم: دخملم. بیداری. کوشی؟ یه ت خورد. گفتم: ا. سلام خانم خانما. خوبی؟ دوباره ت خورد. نی نی وقتی به این مرحله ها میرسه طوری خودشو تو دل مامانش فرو کرده که قسمتی از قلب مامانش شده. خدایا لذت مادرشدن به زنها بده. یه لذت کامل. با نی نی سالم.امین. ... ادامه ...

عکاسی که ع هایش به درد ها می خورد.

اینکه خیلی وقت است ننوشته ام و خیلی وقت است سوژه ای برای نوشتن پیدا نمی کنم شبیه یک درد است...این درد هر چه بوده باشد انگار رو به اتمام است مثل یک سرماخوردگی که قبل از اینکه علایمش بروز پیدا کند می دانی اش و قبل از این که علایم اش از بین برود بوی رفتنش را می شنوی...همین است که بعد از کلی وقت صدای تلق تلق کیبورد سکوت پاییزی اتاق را به چالش می کشد و همین است که یک دفترچه شده همراهم تا به یک باره ذهنم را در برگه های سفیدش بالا بیاورم.کنکور برای من به پایان رسید. قبول شدم و مدتی است که خوابگاه نشینم.قرار شده عکاس باشم اما نه از آن هنری هایش از این عکاس هایی که می گیرید تا به ها نشان دهید.خارجکی اش می شود رادیولوژی داخلکی اش می شود پرتوشناسی:)اما من همچنان اصرار دارم بگویم عکاسی که ع هایش فقط به درد ها می خورد...آ شاعرانه تر است این طوری... ... ادامه ...

می سوزه

نشد یه روز آشپزی کنم و خودم رو نسوزونم! قابلمه اونقدری داغ بود که وقتی پارچه بهش خورد بوی اتو بلند شد! دیگه ببینید چه بر سر انگشت اشاره ی من اومد!روغن ماهیتابه خطاب به من: "هرجا که باشی پیدات می کنم، می پرم روت و می سوزونمت!" یادمه یه بار از باشگاه که برگشتم خونه رفتم تا قابلمه رو چک کنم. نیم تنه ورزشیم هنوز تنم بود. حین جابه جایی قابلمه خورد به شکمم و سوختم! یخامون تموم شد. الان دستم توی ظرف آب خنکه که خوب شه. ... ادامه ...

جام وحدت و همدلی 1

بنام خدا ش ... ت سن ... ن در اولین گام !! تیم فوتبال صنعت نفت سندحمزه برابر تیم دلگان پنج به یک ش ... ت خورد! اولین بازی جام روستای دور، تیم صنعت نفت سندحمزه با ش ... ت سن ... ن برابر دلگان جام را شروع کرده... صنعت با بدشانسی ش ... ت خورد! ... ادامه ...

غرغرو

خانم خانما دیروز عصر کم حریره بادام خورد. شب هی غر می زد. شب بهش حریره نمیدم. شب که بخوره سنگین میشه، وسط شب بلند نمیشه شیر بخوره، دفعات شیردهی توی شب مقدار شیر روز بعد رو تعیین می کنه. شب کم بخوره، روز شیرم کم میشه.هرچی شیر میدادم، باز غر میزد. حس می گرسنه است. دوباره حریره درست . با کلی ذوق خورد. خیلی خوشحال بود. بعدشم شیر خورد و خو د. خوشبختانه شب هم چند بار شیر خورد. البته اینطور وقتا شبا خودم گوش بزنگم و دو ساعت به دو ساعت بیدار میشم شیرش میدم....مسئله ای که رو شیر من خیلی اثر داره اول دو یا سه ساعت خواب پشت سر هم تو شب، دوم آرامش و سوم تغذیه.البته این سه تا مکمل هستن.حبوبات هم خیلی شیر رو زیاد می کنه. شیر خوردن بچه توی شب هم همینطور. یه شب نمیدونم چه طوری بود که دخترم خیلی خو د، منم خسته بودم. صبح بیدار شدم، به طرز ناامید کننده ای شیرم کم بود. برا همین سعی می کنم خودشم شیر نخواد، من بهش شیر بدم که دیگه اینطوری نشه. اینم برا مامان جدیدا گفتم. شاید به درد بخوره. حبوباتی که شیر زیاد میکنن، عدس، ماش، لوبیا. برا گرفتن نفخشون خیس کنین از قبل و تو پخت زیره ، زنجبیل، دارچین و ... بزنین. ... ادامه ...

خواهم دوید ...

آرزو های من را ش ت ...از تن فریبنده اش بیرون آمد ، حجمش رو به رویم را کرد ... بند بند های فکرم که من را نگه داشته بودند، به دو نیم شد ... گوشه ای از من نشست ، خواب هایم درد گرفت ... روی گوش هایم راه رفت و لحظه هایم را خورد و پایه های هر چه می ساختم را بیرون می کشید ... در این صفحه گرد نشسته ام ، با 12 عدد که دورم را گرفته اند ... میخوانند و میچرخند ، یا من میچرخم ... و تنها گاهی صدای آهنگم آنها را نگه میدارد ... و صدای آهنگم این حجم آزار دهنده را کمی می کشد ! ... من یک آهنگ دارم ... "would i ran off the world someday !?" ... ... ادامه ...

بی هیچ دلیل موجهی سرما خوردم!

وقتی به خاطر خواب آلود ... و بی حالی ناشی از سرما خورد ... [هنوز کامل سرما نخوردم البته] سه تا کلاس آ ... رو میپیچونم میام خونه میخوابم :) البته همچنان سرما خورد ... ... است. ... ِ ... ِ ... :| عنوان نوشت: چون که هوا به نظرم سرد نبود اصلا در چند روز گذشته و خب لباسم توی خونه آستین کوتاه بود و... دلیلی نداره واقعا :] ... ادامه ...

نیویورکر: حریری هنگام بازداشتش در عربستان بارها سیلی خورد

نشریه یی نیویورکر گزارش داد که نخست لبنان در روزهایی که در عربستان توسط مقامات سعودی بازداشت شده و امکان بازداشت وی به لبنان فراهم نبود، بارها سیلی خورد. ... ادامه ...

خاطرات روزانه

این مدت سرم وحشتناک شلوغ بود ، کار پایان نامه دانشگام به زور و خورد و خورد جلو می ره . برای امضا پروپوزالم کل تابستون رو مچل بودم . یا من نمی تونستم برم یا می رفتم هم اینها نبودن . خلاصه فقط دارم دعا می کنم که زود تر این پایان نامه مز ... ف تموم شه . بره پی کارش . و من نفس راحت بکشم . برای ... ا هم بگم دوستام چند نفر قبول شدن ولی اون قد هزینه اش کلونه که آدم می ترسه . بره پی کارش . البته خودم هم فعلا قصد ندارم برم سمت ... ا . خود دوستام هم مرددن . ... ادامه ...

ا هفته...

لنگ ظهر از خواب پا شدم..... ب تا ۴ خوابم نبرد....هر شب همین بساطه....پا شدم پلو پختم...خورش تو یخچال رو گرم .... تا برنج بپزه گفتم اون پیاز گنده هایی که یدم رو خورد کنم بذارم تو فریزر که اب نشن.....خورد و تا هسته ی مرکزی چشمام درد میکنه و میسوزه.... گوشت های گوساله رو پختم که این هفته لازم نباشه هی پای گاز واستم.... عصر رفتم بیرون و به هزار زور اون مرکز ید رو بالا ه پیدا ....هیچ چی نداشت....اصلا بزرگ نبود.... دست از پا درازتر رفتم و کلی گوشت و ذرت و ... یدم.... بعدم اومدم شیرینی های اماده پختی که یده بودم رو گذاشتم توی مایکروفر و تا به خودم بیام بوی سوختگی کل واحد رو برداشته بود.... اگه یه روز قرار باشه با ی ازدواج کنم بهش میگم که حتما باید اون سیر و پیازا رو خورد کنه....تو تمام کارای خونه داری چیزی منفور تر از پیاز خورد سراغ ندارم.....باید همیشه هم مواظب باشه چون من دستم فقط به زیاد میره....گوشت زیاد می م...غذا زیاد میپزم....کار زیاد میکنم....زمان مایکروفر رو زیادی تنظیم میکنم.....خسته میشم ا هفته ها....خیلی بیشتر از روزای هفته..... ... ادامه ...

کاش میشد تمام زمین را برای آرزوهایت قاصدک بکارم

رسیدمرفتم مسجد و و به جماعت خوندم. کنار آقایونی که نمیدیدمشون. چون خانمها ی نبود...وقتی برمیگشتمتو صحن شبستان چشمم خورد به یه قاصدک...وقتی برش داشتم متوجه شدم دوتا هستن... یکی بزرگ و دیگری کوچک...برداشتمشونتوی راه کوچیکه قل خورد رفت از دستالان با بزرگه تو ل نشستم... یهو یاد مدتی پیش افتادم... که تو حیاط نشسته بودم و یه قاصدک خورد به چشمم...فوری اومدم توی پستها دنبالش گشتم..18شهریور بوددقیقا چهل روز پیش...نمیدونم این یعنی دعام توی شهر دیگه ای برگشت خورده به دستمیا این جواب استجابته...و باید فقط صبورانه و شاد منتظر باشمفقط میدونم در لحظه اکنون حس خوبی دارمهوا به شدت لطیف و خنک و کوهستانیهتمییز و نفس کشیدنیآروممامروز قراره روز عحیبی باشه... ماس دعا ... ادامه ...

چهارمین دندون

دندون درآوردن خانم و این پوست کندن چند شبه دقیقا مال درد لثه بوده ظاهرا. چون شیر خوردن شبانه اش رو روال افتاده بود و یه بار سه می خورد، یه بار پنج یا شش صبح. ب باز مدام گریه کرد و بیدار شد، شیر خورد، از سر کار برگشتم خانم خندید، دیدم گوش شده. دومین دندون بالاش دراومده. هر چهار تا دندون موشی گوشی اش رو اینطوری درآورد. بدون تب ، چند شب بی قراری و گریه ی شبانه تا صبح. ... ادامه ...

ف ... ات نجیب چه هستند؟

ف ... ات نجیب گروهی از ف ... اتند که در برابر ا ... یداسیون، ع ... العمل های شیمیایی، خورد ... و زنگ زد ... مقاومند. اما تمام ف ... ات مقاوم در برابر خورد ... هم ف ... ات نجیب محسوب نمی شوند. به عنوان مثال، اگر چه تیتانیم، نیوبیم و تانتالم در برابر خورد ... بسیار مقاومند اما ف ... ات نجیب نیستند. از آنجا که ف ... ات نجیبواکنشی نیستند و زنگ نمی زنند بنابراین طول عمر نامحدود دارند. ادامه این مطلب از وبگاه #صفر_بیست را در این لینک ببینید. ... ادامه ...

گربه صفت که می گن شاید منظور همین باشه!

یا زکی الطاهر من کل آفت بقدسه صبح از در خانه که آمدم بیرون، اولین چیزی که نظرم را جلب کرد یک گربه بود. یک گربه کوچک با قیافه ای ملوس که زیر یک ماشین داشت چیزی می خورد. چند قدم نزدیکتر، قیافه ملوس ش نبود که جلب توجهم را کرد. غذایش بود. از "دم"ی که در میان غذایش باقی مانده بود می شد تشخیص داد که دارد یک "گربه" می خورد... حالم بهم خورد... + أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ... ... ادامه ...

چهارصد و هجده

عصر ست و همه خو دن. تنها ص که میاد صدای تیک تیک ساعت و صدای کولره. از این صدای بی ص خونه خیلی خوشم میاد. از این که صدای نفس خودت رو بشنوی. صدای کولر، صدای نفس، صدای تیک تیک ساعت، صدای گنجشکای باغچه، صدای باد که شیشه گلخونه رو هل میده، صدای برگ زدن ی از اتاق بغلی، صدای یخچال و همه ی این صداهای زندگی توی هندزفری ها و توی صدای تلویزیونهای همیشه روشن و ا ام آدمها به همیشه حرف زدن گم میشن. ... ادامه ...

week 13

یادمه یه بار تو پارک می دوییدم بعد از جلوی یه تاب رد شدم. روی تاب یه بچه ای سوار شده بود و تاب می خورد. موقعی که من رسیدم به تاب محکم خورد به گوشم راستم. خیلی محکم. کامل یادمه. :دی بعد منو بردن بیمارستان. اونجا یه ماشین بود. خیلی ماشین خوشکلی بود. بنفش بود اگه اشتباه نکنم. بعد یه پرستار داشت اونجا که خیلی زن سردی بود با من. رفتارش اصلا با م به عنوان یه بچه خوب نبود. من همش می خواستم اون ماشینو ب ... رم میگفتن بهم خوب شدی میدیم بهت. بچه خوبی شدی میدیم بهت. من هم میگفتم باشه. من پسر خوبی خواهم بود. پسر خوبی هم بودما. اما منو مرخص ... ولی اون ماشینو بهم ندادن. خیلی ناراحت شدم. بیشتر از ناراحتی و درد موقعی که اون تاب محکم خورد تو گوشم. هرجا هستی ... ننت مادرقحبه. : ] × ساعت 3:52 شبه. واقعا حرفی دیگه ندارم. :دی ... ادامه ...

حالش خوش نیست! :|

این پست رو که یادتونه؟ قرار بود دو روز بعدش یعنی روز یکشنبه ع رو تحویل بدن. گفتن خودشون تماس میگیرن (که نگرفتن)! شنبه خودم تماس گرفتم گوشیشون خاموش بود. یکشنبه زنگ زدم جواب ندادن. چند دقیقه بعدش تلفنمون زنگ خورد. گوشی رو برداشتم و هرچقدر الو الو گفتم انگار ی نمیشنید! صدای صحبت دو نفر از دور میومد. یهو گوشی رو برداشت و گفت: ببخشید من دستم خورده اصلا نمیدونم کجا رو گرفتم. گفتم شما از عکاسی هستین؟ گفت بله! گفتم قرار بود امروز ع ا آماده بشن. گفت چون تعداد زیاده آ هفته میشه. چهارشنبه تماس گرفتم جواب ندادن. زنگ زدم باز هم پاسخ ندادن. امروز که یکشنبه باشه زنگ زدم و طبق معمول گوشی رو برنداشتن. تا اینکه دوباره بعد از چند دقیقه تلفنمون زنگ خورد! دیدم خودشونن! جواب دادم و هر چقدر الو گفتم و صدامو بلندتر ی جواب نداد و صدای افراد میومد که با هم حرف میزدن. بعد هم قطع ! چه جوریاست؟ ع مردمو میگیرن و پول هم ازشون میگیرن و بعدش متواری میشن! تماس هم میگیری جواب نمیدن که هیچ، خودشون زنگ میزنن و حرف نمیزنن و قطع میکنن! :| عجب دوره و زمونه ای شده :/ ... ادامه ...

سقف دنیا که بر ستون من است

یک مسمّط از کتاب "هفت": مِه که سر می کشد به خانه ی منآسمان می رسد به شانه ی مناشک و آه است آب و دانه ی مندرد، ای یار جاودانه ی منسیری از سفره ی زمانه ی منوه به این مهر بی بهانه ی مندشمنی های دوستانه ی منمن که کارم گذشته از حالاحلقه ی ماه، آسمان را خوردمکث ... دهان زبان را خوردتا سرودم روان دهان را خوردجان به لب آمد و روان را خوردچه کنم با جهان که جان را خوردفرصتی شد زمان جهان را خوردعشق آمد تن زمان را خوردبی زمان باش و عاشقانه بیاهرچه حرف است میم و نونِ من استکینه بیرون تر از درون من استبید مجنون که سرنگون من استعشق، دیوانه ی جنون من استآن چه می نوشد آه، خون من استسقف دنیا که بر ستون من استصبح فردا اگر بدون من استجشن آوار می شود ب ... ااز حریم حرم حرام ترمکه از ابلیس هم به نام ترمخاصم و از عوام عام ترمگرچه از باد بی دوام ترماز حضور عدم مدام ترممن که از فکر شمع، خام ترمباز از اشک چشم هام، ترمآسمان، گریه کن منم دریا ... بردار از دو روی زمینآن ورش شاد و این ورش غم ... نآن ورش دیگری اسیر همینکه بگوید منم چنان و چنیناین ورش من نشسته ام به یقینپس رها کن کنار من بنشیندو سه حرفی بکار و شعر بچینتا بدانی چه می کنم تن ... ادامه ...

فرد عام - شماره بیست و یک

اگه تلخ می شم و فراموش می کنم کی هستی، اگه بهم برمی خوره و ناراحت می شم، اگه دیگه اهمیت نمی دم به خیلی چیزا، نه! اتفاقی فک نمی کنم برای تو افتاده باشه. مقصر و اونی که داره خورد می شه، منم! ... ت و زود رنج شدنم، این بغضایی که گلومو می ... رن، این که تو چشما نگاه نمی کنم و حرف می زنم که بغضم نترکه، مقصر و دلیل و خورد شده اش، منم! که حاضرم چشمامو ببندم، بمیرم، ولی وقتی بهم می گفت «پردیس جان، دیگه نمی تونم.» رو نشنوم.سرمو برگردونم سمت پنجره و درختاش که نبینه اشکامو.که مظهر تونستن و هر چی و هرچی تو زند ... م بهم نگه دیگه نمی تونم. ... ادامه ...

...

اگر نباشی دیگر خیابان شلوغی نخواهد بود هیچ ترافیک سن ... نی وجود نخواهد داشت نه صدای بوقی نه دود سیگاری و نه دیگر چارتار "بی تو"ای را ... می کند:) تو اگر نباشی تنها انگشتی به گوشه ی سن ... می خورد و ص ... آرام به گوش مى رسد .. ! بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین الرحمن ... ... ادامه ...

من ی آذر ماهی ام

مـــــــــن یه آذرماهیـــــــــــــــممغـــرورم اما غرور دیگرانو نمیشکنمبی اعصـــابم ولی اعصاب دیگرانو خورد نمیکنمآره من یه آذر ماهیــــــــمساده نیستم خودمو به ساد ... میزنـــــــــم میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟ چون من میدونم حرمت چیه... احترام چیه.... من واسه دوستی ... عشق ... خــــــــودم ارزش قائل میشم پس اگه چیزی رو بروی ... ی نمیارم از ساد ... و نفهمیم نیست من فقط نمیخوام که اعصابمو خورد کنم واسه همین راحت ازت میگذرم راحــــــــــــــــــــــت..... ... ادامه ...

و چه خون دلها خورد علی...

بهترین دیالوگ سریال مختار نامه . . .♥•٠·امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید.تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است . . .عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش . . .و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین . . .تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد ش ت... ... ادامه ...

راه حل سومی نیست!

رفتم مطب از مامان سوئیچ ب ... رم برم عقب دختر ... م ، دیدم اون دختره انه هم تو اتاق مامان بود، منم مثلا ندیدمش!ینی اصن دلم نمیخواست ببینمش!تو ٢٤ ساعت گذشته واسه بار دوم غرورم خورد شد، صدای ش ... تنشم با وضوح بالا شنیدم!امروز با دیدن انه بهش حسودی ... !روم نمیشه تو روی مامان نگاه کنم!خیلی بی غیرتم! خیلی!٢.١٠.٩٥ ... ادامه ...

درد لاعلاج

صبح وقتی ساعت زنگ خورد کمی این دنده و اون دنده شدم و بعد با خودم گفتم امروز سرکار نمیرم و میرم کار ناتمامم را تمام میکنم؛ از ساعت هفت و نیم تماس ها شروع شد و طبق معمول با خوندن شماره دکمه بیصدا زده می شد! تا ساعت نه و نیم که باز گوشی زنگ خورد! اینبار فرشاد بود؛ جانم فرشاد؟ _ محمود کجایی؟ خونه ام، چطور؟ _نمیای کارگاه؟ چیزی شده؟ با صدای بریده بریده گفت امروز صبح بابابزرگم... چند روز قبل ... ها گفته بودن که سرطان کل بدنشو گرفته کاری از ما ساخته نیست؛ ببریدش خونه و فقط بهش مسکن بزنید تا دردش کمتر بشه. سرطان وقتی که دیر بیدار میشی درد لاعلاجیه، اما زود تموم میشه! وای از اون درد هایی که هیچوقت تمومی نداره و هیچ مسکنی براشون نیست. -----------------------دیگه دلتن ... ه من، حولت نمیده سمت من!----------------------- فکر میکنم چند وقتی اینجا شده غم نامه! تا میخوام از اتفاق هایی خوب بنویسم یک اتفاق بد می افته! به خوبی خودتون ببخشید. ----------------------- ... ادامه ...

رودخانه

پلاستیک حاوی کتاب هایش را محکم چسبیده بود. هنوز خمیازه می کشید .یکی دوبار در راه سکندری خورد و نزدیک بود بیفتد. برف شب گذشته همه جا را پوشانده بود.رودخانه گویی وشان تر از هر روز شده بود.یک لحظه پایش سر خورد و تا آمد به خودش بجنبد داخل آب ها بود. حالا سعی می کرد از جایی بگیرد تا آب او را نبرد همزمان با دست دیگر کتابهایش را بالا گرفته بود تا خیس نشود اما سرعت آب زیاد بود.وقتی جسدش را در پایین دست رودخانه از آب گرفتند هنوز دستش بالا بود با پلاستیک کتاب در آن. ... ادامه ...

پوستر/ یکی بزند ده تا می خورد

:«امروز جوانان ما توانسته اند به قدرت موشکی اوّل منطقه تبدیل بشوند. دشمن میداند که اگر یکی بزند، ده تا میخورَد. پس موشک، مایه ی امنیّت و نقطه ی قوّت است. ببینید؛ دشمن روی مسئله ی موشکی متمرکز میشود. یک عدّه ای هم متأسّفانه در داخل با دشمن هم صدا میشوند که «آقا چه فایده ای دارد؟». ... ادامه ...

رابها چی می خورند اصلا راب چیست؟ تا حالا راب دیدی؟

رابها چی می خورند اصلا راب چیست؟ تا حالا راب دیدی مثل زالوها خونخوار نیستند راب چیست چی می خورد؟ زندگی رابها اگر یک روز صبح بلند شدی دیدی برگهای گوجه خورده شده تعجب نکن چون وقتی راب در انجا باشد شبانه که تو در خواب ناز هستی راب در حال خوردن برگهای تازه و سبز هست نه راب فرق می کنه زالو خون را می مکد و می نوشد اما راب برگ می خورد راب چیست؟ چه حیوانی بوته ها و برگهای گیاهان را می جود می خورد؟ فصل بهار که می شود مردم در باغهایی که دارند یا در جلوی حیاط خلوت خانه خود بوته هایی را می کارند http://www.noaran.blogsky.com یکی گوجه فرنگی کی کارد http://soalataeennamehranandegi .blogsky.com یکی بادمجان لن یکی سیر و یکی هم خیار فلفل شیرین و فلفل تند همه اینها انتظار دارند که انها بوته ها بزرگ شود و پس از کاشت و طی یک مدت زمان خاص برداشت کنند اما وقتی این بوته ها برگ و جوانه می زنند می بینند حیوانی مانند راب www.armin3d.com یا همان ح ون همه را می خورد. ... ادامه ...

چیزی شبیه عشق

انگار که... چیزی شبیه عشق در درونم گم شده... که حجم به این بزر ... اندوه را به دوش می کشد... و تمام تلاشم برای بدست آوردنش در تمام سال ها... تنها سر ... بیش نبوده... که حسادتم به سوی تکه سنگ های کنار جاده می خورد... که کاش جای آنان بودی... بدور از حس... ولی چه ... ی گفته که سنگ ها احساسی ندارند؟!!! خودم دیده ام که وقتی با سرعت به شیشه اتاق تنهایی هایم خورد... تمامش را فرو شکاند و... سپس آرام گرفت... که انگار سنگ ها هم دل پری دارند... که حالا من مانده ام و اتاق و شیشه ی ش ... ته و هوای برفیِ پاییز.... ... ادامه ...

آش نوع 2

به نام خدای مهربانیها نوعى آش دیگه کدوى رنده شده سبزى خوردن خورد شده فلفل دلمه اى سبز و رنگى ارده تخمه آفتابگردان خیس شده کاهوى پیچ خورد شده نمک فلفل زیره یک حبه سیر زرچوبه نعنا روغن کنجد همه را با هم مخلوط کرده و روى آن را با سبزى و نعنا و زرحوبه و زیره و فلفل قرمز و روغن کنجد تزئین میکنیم بسیار خوشمزه است امتحان کنید بسیار ساده و زود درست میشه ان شائالله ع ش بعد میگذارم ... ادامه ...

ساخت بزرگترین بیمارستان ام اس خاورمیانه کلید خورد

ساخت بزرگترین بیمارستان ام اس خاورمیانه کلید خورد/ جای خالی خدمات توانبخشی برای بیماران ام اس [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...