سنگر روضه



بعد از سه سال ... سنگر روضه

جنگ نرم است و در این جنگ فقط باید گفت :مجلس روضه ی تو سنگر ما نوکرهاست ... + دوستان فرهنگی کار ، دنبال زیر بغل مار نباشید ! ... ادامه ...

روضه غربت

سلامروضه حضرت علی اکبرجگر آدم را می سوزاند.....روضه قاسم ابن الحسن غربت ... حسن و مصیبت وارد به ... حسین را به انسان یادآور می شود.....اما روضه قمر بنی هاشم و شش ماهه ....، روضه غربت اباعبدالله است روضه هل من ناصر است، ن ... در طول تاریخ است. ... ادامه ...

یک نگه افکن همه هستم بگیر ...

آ تمام روضه ها ،یک "اما" میگذارند و از خودت می خوانند ح س ی ن ...ته ِ تمام روضه ها به تو میرسد ...و من میگویم از روضه ی اصغر سخت تر و جانکاه تر،روضه های توست...!که روضه ی تو انقدر عام است،دربر میگیرد روضه ی تمام بنی هاشم و اصحابت را ....چرا که تو،از عباس تنها تری ...از زینب شرمنده تری ....از اصغر دل ش ته تری ....از اکبر اربا ارباتری ...از رقیه دل خون تری ...از مسلم مظلوم تری...و این داغ تو هیچ وقت در دل من آرام نمیگیرد ....تا زمانی که خودم کنارت ن شوم ...پنجره ی خانه را به رویت باز کنم ... و نسیم گنبدت را نفس بکشم .... ... ادامه ...

جنگ تن به تن

جنگ با زهر چون که تن به تن استاثرش مستقیم بر بدن است زهر در واقع اولین اثرشروی هر فرد خشکی دهن استعلت وضعی چنین زهریناخودآگاه آب خواستن استای بمیرم در این مواقع هماولین دستگیر مرد، زن استمن از این چند نکته فهمیدمروضه ی باز روضه ی حسن استپیش چشم حسین شرمنده ستکه به هنگام مرگ در وطن استپیش ارباب روضه اش این استبر تنش وقت مرگ، پیرهن استپیش آقای بی کفن از تیربر تن او دوتا دوتا کفن است ه های جگر اگر حرفندتشت مثل لبی پر از سخن استاز بقیعش شناختم که حسنروضه ی بی صدای پنج تن استمهدی رحیمی ... ادامه ...

روضه ای مادری ترین پسر فاطمه حسن

روضه ای مادری ترین پسر فاطمه حسن (ع) باکیفیت روضه ای مادری ترین پسر فاطمه حسن مداحی ای مادری ترین پسر فاطمه حسن روضه حسن روضه ای مادری ترین پسر فاطمه حسن روضه ای مادری ترین پسر فاطمه ادامه مطلب ... ادامه ...

چند قدم تا محرم

دارم به ب ایی روضه توی خونه مون فکر می کنم .. میشه خدا ؟ اولین روزهای حضورمون توی خونه رو با ذکر روضه ی اباعبدالله شروع کنیم .. خونه مون منور بشه با اسم و یادشون و اشکی که میریزیم .. یه روضه ی کوچیک و ساده .. انشاالله همه چی خوب پیش بره و زودتر مستقر بشیم. دعامون کنید ... ادامه ...

روضه

روضه یعنی دورهمی با قدر بدانیم روضه ها را ... ادامه ...

بمباران

در سال 66 هواپیماهای دشمن، بمبی را بر روی سنگر اجتماعی واقع در پارک شیرین باختران انداختند و از آنجا که دال انفجاری روی آن قرار نداشت، بمب به درون خاک نفوذ کرده و سنگر بتنی را منفجر ساخت. بر اثر این انفجار، 80-70 نفر از مردمی که به آنجا پناه برده بودند به خاک و خون کشیده شده و صدها نفر هم مجروح شدند. ... ادامه ...

من که مادری ام!

مدعی خواست که آید به تماشاگه رازدست غیب آمد و بر نامحرم زد بانوی و عالم میفرمایند: «مَن أصعد إلی الله خالص عبادته أهبط الله عزّ و جلّ إلیه أفضل مصلحته» هر عبادت خالص خود را به سوی خدا فرا فرستد خداوند بهترین مصلحتش را بسوی او فرو فرستند پی نوشت: روضه مادر رو از دست ندین که روضه مادر، روضه ی محبت است و سنگ رو آب میکنه ... ادامه ...

م ا در پیش داریم

باذن الله... «اگر # مشهر را واگذار می کردیم..» اگر # مشهر را واگذار می کردیم، #هویزه، #اهواز و در نهایت کل ایران را می گرفتند. عبور از #سنگر هسته ای، #سنگر توان موشکی، علم و فناوری، امنیت منطقه ای و کل تمامیت ایران را تهدید می کند. # م ا_در_پیش_است @shaeri_1001 ... ادامه ...

جبهه ی ایمان و کفر...

یکی از فرق های مهم بین زمان و عهد حضر این است که در زمان نبی خاتم ، مردم دو گروه بودند یا همراه بودند و در سنگر ایمان بودند یا ضد بودند و در سنگر کفر ... در عصر همه چیز واضح و روشن بود و خدای سبحان ، ش را از منافقین آگاه و از آنها بر حذر می داشت لکن در عصر حضرت علاوه بر سنگر کفر ، سنگر نفاق رشد عجیبی داشت ادامه مطلب ... ادامه ...

ی هشتم...

روضه خوان ها شب هشتم زیادی شلوغش می کنند شب هشتم روضه اش دو سه بیت بیشتر نیست شب هشتم همین دو سه بیت کار خودش را می کند،نفس آدم را بند می آورد روضه خوان ها شب هشتم زیادی خودشان را خسته می کنند پدرش به تنهایی روضه ی شب هشتم ما را خوانده است..... . . . . جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم بگویید مادرش لیلا نیاید تماشای قد اکبر نماید بگویید اش زینب بیاید علی را بر در خیمه رساند ........................................................................................................................ پ.ن۱: لا یوم کیومک یا اباعبدلله پ.ن۲:اربا اربا و بوریا کمرمان را خم کرده.اه از این غریبی پ.ن۳: ا از باب الجوادت کربلایی می شوم... ... ادامه ...

قبل از تو هم حسین (ع) کوه از کمر ش ت ...

بسم الله بهش می گویند « هوره » مصیبت نامه ای که به زبان محزون محلی خوانده می شود . مادر از صبح زیر لب هوره می خواند و برای خودش اشک می ریزد . برای مادر آن هوره ، آن روضه ، طفلان صغیری اند که خودشان را انداخته اند روی تن شریف مادر و گریه می کنند ، اوج روضه، تنهایی این خانواده است در غم از دست دادن مادر . آن روضه ی من ولی فرق می کند . من یک جای دیگر این حادثه می شکنم . خبر شهادت خانم را که به آقا علی می رسانند ، زمین خوردن آقا در راه خانه ، زمین خوردن علی این بزرگ مرد تاریخ بشریت ، این ستون عالم خلقت . مرا زمین می زند . امروز روز روضه ی علی علیه السلام است ، روضه ی تنهایی های بزرگ یک مرد وقتی شبها در چااه گریه می کند ... ... ادامه ...

روضه حسین علیهالسلام(روضه خوانی مولاعلی)

آیینه تمام نمای خدا، علی است نقشی که زد رقم، قلم ابتدا، علی است دست خدا، زبان خدا، صورت خدا در بندگیش بندة بی انتها، علی است ادامه مطلب ... ادامه ...

دست مراب ... ر...

یک سال گذشته است. گوشه ای از روضه زنی به زنی میگفت: فاطمه نمی دانم چرا باردار نمی شود آزمایشاتش هم مشکلی ندارد. غصه میخورد...زن دیگرگفت: من مطمینم که دخترت هیچ مشکلی ندارد. من قول می دهم که سال دیگر محرم یا باردار باشد یا بچه بغلش باشد.آن شب بهترین همسر دنیا به من گفت:کاش ... ی هم به ما قول می داد... بغض فضای خانه را گرفته بود.بغضی که در روضه ش ... ت, آن وقتی که لیوانهای شیر بین گریه کن های حسین علیه السلام توزیع میشد...یک سال گذشته است.حالا کنجی از روضه , زنی برای آرزوهای دل های تنگ همه ... ن عالم دعا می کند...دست مرا ب ... ر, بی دست کربلا.... ... ادامه ...

همزمان با دهه ی کرامت و میلاد رئوف صورت گرفت:

افتتاح سه سنگر مقاومت در آستانه میلاد مبارک و فرخنده مهربانی ها و در پیشگاه بیرق این همام سه سنگر تعلیم و مقاومت به سنگر های این شهرستان افزده شد . با حضور خادمان حرم رضوی پایگاه های تزکیه 9 و 10 خواهران به مجموعه حوزه ی ا هرا اضافه گردید تا در این مجموعه و در کنار سایر پایگاه در سنگر تعلیم و تربیت علوی گام بردارند . همچنین در ادامه این برنامه پایگاه مقاومت روستای تقلید آباد نیز با حضور فرماندهان شهرستان و خادمان کاروان رضوی افتتاح گردید. ادامه مطلب ... ادامه ...

سنگر رفت رو هوا - ولی الله همت

برای شناسایی به همراه او به بالای ارتفاعات گیسکه رفته و داخل سنگری شدیم. زیاد از حد به دشمن نزدیک بودیم. حاجی با دوربین مشغول برانداز ارتفاعاتی بود که در دامنه شهر مندلی عراق قرار داشت و آنجا را شناسایی می کرد. در همین حین ، دشمن متوجه حضور ما شد و اقدام به شلیک گلوله ی خم کرد. اولین خم در فاصله پنجاه ، شصت متری ما به زمین اصابت کرد ، دومی در سی متری و سومی نزدیک تر. پس از شلیک سومین گلوله ، حاجی خیلی آرام به من گفت : "بلند شو بریم که الان دیگه سنگرمونو می زنن." سریع سنگر را ترک کردیم ، شاید بیش از صدمتر از سنگر دور نشده بودیم که گلوله درست به وسط آن اصابت کرد و سنگر رفت رو هوا.برگرفته از کتاب برای خدا مخلص بودن به کوشش علی اکبری ... ادامه ...

عاشقی

این لطف فاطمه است که شبهای ات اقا فقط به کرب و بلا فکر می کنمپی نوشت:امروز از صبح تصمیم گرفتم این چند خط روضه رو بنویسم، نمی دونم چرا ان شاءالله خدا توفیق بده یکبار دیگه بتونم تو روضه های حضرت زهرا نفس بکشم... پای این روضه ها اگه ادم بمیره کمهخدایا یعنی من فاطمیه امسال رو درک میکنم!؟و اما روضه...تازه یادم اومد اینو یه سوال فاطمه راستیوقتی من بودم کنارت چی شدش فضه رو خواستیفضه رو با یه دل پرتا حالا ندیدیم اینطورچی آورد به زیر چادرمن میدونم من میدونمنه فقط زهرا رو کشتندمحسن بابا رو کشتندکه ما هر سه تا رو کشتندفاطمه جانم ... ادامه ...

چه سرّی ست؟!

با تمام بی حالی ام، دلم نیامد قید روضه را بزنم.. همینقدر بگویم آن ساعاتی که در مجلس روضه بودم، انگار تمام دردهایم فراموش شد .. اشک ریختم، پذیرایی ، بچه ها را سرگرم .. روضه خانه ی پدربزرگ جان بود :) حدود چهار ساعت آنجا بودم.. خانه که رسیدم نمیتوانستم سرم را از درد تکان بدهم.. به همسر پیام دادم که شام امشب را ب د و بیاورد. ظرف های مانده از دو روز پیش ناشی از سرماخوردگی هردومان را شستم. آشپزخانه و هال را مرتب و فکر به مهربانی بانو .. به این راز و رمزهایی که در مجلس عزایشان ب است و از حساب و کتاب های ما، از درک عقل مان خارج است.. الحمدلله ... ادامه ...

یادم نمی رود

هر چقدر هم سرم پر از باد بشود، و مثل بالونی من را با خودش به افقی چند متر بالاتر از افق بقیه ببرد، هرگز فراموش نمی کنم که عضوی از این جامعه ام که تاریخ مند و جامعه مندم...که خانواده مندم که نمک گیر روضه ها هستم .....حتی اگر روزی صاحبان امر و خلق تصمیم بگیرند از غذای روضه کهیر بزنم همچنان نمک گیر روضه ام نمک گیر خیمه ام نمک گیر محمود کریمی ام نمک گیر ملودی های زیبای اویم نمک گیر واعظانی هستم که مرا ولایتی بار می آورند و اگر نتوانستند ولایتی بار بیاورند می گویند وحدت را حفظ کنید... گره جدیدی که در من افتاده است جمع بین آزاد شی و عضویت در نهاد وحدت است! ... ادامه ...

خاطرات همرزمان شهید

شهید حمیدرضا حس ... مقدم وشهید حسین عالی اکثر اوقات با هم بودند وعامل انتقال شهید حمید به اطلاعات حسین بود. حمید در جمع دوستانه به بذله گویی وشاد بودن معروف بود وحسین بسیار ... ت وبا حیا بود، قبل از اعزام به جزیره مجنون عقبه لشکر در جفیر بود وهمه یگانها در جفیر چادر داشتند زند ... در چادر در سرمای اسفند برای ما که از منطقه گرمسیر بودیم سخت بود .با همفکری دوستان قرارشد سنگر زیر زمینی درست کنیم وچادر را رو چاله کشیده و جلوی سرما را ب ... ریم شهید حمیدرضا حس ... مقدم در اوقات فراغت پیش ما می امد و علرغم کمبود جا شب را در سنگر نسبتا گرمتر ما سر می کرد. شبی دور چراغ والور نشسته بودیم واز میوه وتنقلات اه ... مردم بهره می بردیم شهید حمیدرضا حس ... مقدم بر وزن رباعی های مرسوم ... ن سیستان. رباعی ساخته بود که مادر الان پرتقال می خوریم، مادر الان در شرایط سخت مشغول خوردن پسته هستیم و.... همینطور رباعی می ساخت ومی سرود .این شوخی و خنده های بلند باعث شد سایر دوستان متوجه سنگر ما شوند گرمای سنگر باعث شد از فردا همرزمان بیل وکلنگ بدست مشغول حفر سنگر شوند این ابداع مورد توجه فرماندهان شده بود چون همسطح زمین بود و در ع ... بر ... ادامه ...

متن مداحی اربعین - میثم مطیعی

زمونه ی پ ه، تا عرش بی کرونه تا خود خدانفس نفس، طپش طپش، هروله کن تو سعی مروه تا صفاقدم قدم، ستون ستون، حسین حسین بگو تو جاده ی نجف تا کربلایاد تموم رفقا، یاد همه هیئتیا، گریه کنا ، یاد و حسین حسین بگو تو جاده نجف تا کربلا(حسین حسین) (حسین حسین) (حسین حسین)موکب به موکب، می رسیم از راهلک لبیک اباعبداللهپای پیاده، هر قدم روضه استو جاده صوته طفل سه ساله اسبس که دویدم عقب قافله؛ ای پدر ای پد ای من از ره شده پر آبله؛ ای پدر ای پدر *** *** *** *** وقت جهاد و هجرته، رسیده دیگه فصل فتح خون ماهنوز ص آشنا، داره ندا میده «فلیرحل معنا» (1)قدم قدم، ستون ستون، حسین حسین بگو که دروازه ی قدسه کربلاکوری چشم دشمنا، برای مرگ ، یهودیا سعودیا، یاد و حسین حسین بگو که دروازه ی قدسه کربلا(حسین حسین) (حسین حسین) (حسین حسین)سنگر به سنگر، می رسیم از راهلک لبیک بقیه اللهم عان حرم یاسیمکه روضه خوان داغ عباسیمقد حسین بن علی تا شده؛ واویلا واوی ی عدو به به خیمه ها وا شده؛ واویلا واویلا ... ادامه ...

حکایت خوبان506:صدوپنجاه سیاه پوست در یک محرم شیعه شدند(نتیجه روضه جون)

روضه در : از مرتضی آقا تهرانی توی امریکامراسم روضه گرفته بودیم شب اول یه سیاه پوست آمد روضه براش یه مترجم گذاشتیم بعد همین جور هی تعدادسیاه پوست ها زیاد می شد تا مجبور شدیم یه جای دیگری رو هم برای مراسم بگیریم شب آ 150 نفر سیاه پوست گفتن می خوان شیعه بشن پرسیدم برای چی می خواین شیعه بشین همه نگاه به سیاه پوستی که شب اول آمده بود روضه ازش پرسیدم برای چی شیعه گفت شب اول یه تیکه از روضه جون غلام سیاه حسین رو خوندی همونی که وقتی سرش رو گذاشت روی خودش سه بار سرش رو انداخت پایین گفت جایی که سر علی اکبر بوده جای سر جون نیست !ولی حسین علیه السلام سرش گذاشت روی پاهایش و جون شهید شد. من رفتم به این سیاه پوست ها گفتم : بی د که دینی رو پیدا که توش سیاه و سفید فرقی نداری.... ای شاه این غلام که هم رنگ موی توست / عمری دراز شد که هوادار روی توست/رسواتر از سراب شوم ،گر برانی ام/زیرا که آبروی من ،از آبروی توست ... ادامه ...

روضه خونه ی با آبگوشت !

امشب یعنی چهارشنبه 29 دیماه 1395 خونه روضه بود . حدود 40 ساله روضه خونی داریم. اولش خونه ننه علی میرزا بوده که اونو آورد خونه خودشون. الآن حدود 35 ساله حدودا اینجا می آییم روضه. اینجا قبلنا آشیخ عبدالرسول و شیخ عباس غیبی و شیخ میرزا قاسم کریمزاده روضه می خوندند. ... ادامه ...

اولین یت گردان ابوذر

بعد از تشکیل گردان و سازماندهی جدید آن، مأموریت پ ندی در هور به گردان واگذار شد . همه برادران پاسدار به جز شهید حسین علی­پور به مرخصی رفتند . علی­پور فرمانده­ی گروهان و در سنگر جلو مقر گردان بود . من هم در سنگر گردان بودم . البته سنگر که نمی­شد گفت، پل خیبری بود . در یکی از شب­های ، آتش تهیه دشمن شروع شد . فرمانده گروهان درخواست کمک کرد اما ما نیروی نداشتیم . با قایق و یک سکاندار حرکت کردیم . تو مسیر وسط « برکه مختار » تعداد آبراهه­ ها زیاد بود . با آنکه شب مهت بود و تصویر ماه در صدها موج­ها منع می­شد راه رسیدن به سنگر کمین را گم کرده بودیم . آتش دشمن زیاد شد ، با توسل و دعا و استفاده از جهت یاب بالا ه به سنگرهای جلو رسیدم . لحظه­ ای آتش دشمن قطع شد . دیدم یکی از رزمندگان اهل برازجان در حالی که سرش روی کتاب دعای کمیل خم بود شهید شده بود . او سید و تا آنجا که حضور ذهن دارم نام بود . آن بزرگوار اولین شهید گردان بود که تقدیم درگاه حق شد . منبع : مسعود فرشیدنیا ، گردان ابوذر2 ، انتشارات بونیز ، 1394 ، راوی داود ملکوتی . ... ادامه ...

یک صبح روضه

امروز صبح با اینکه هوا خیلی سرد بود رفتم منزل سید حسن علایی. چند سالیه این برنامه هست که قبل از آفتاب و بعد از اذان صبح روضه و یک حدیث اء و بعدش صبحونه. چایی هم که وجه مشترک تقریبا همه ی مراسم های یزدی ها است حالا هم اومدم مسجد عج شهیدیه یا همون شورک قدیم، روضه سوم حاج حبیب روستایی زاده، پدر شهید محمدحسن روستایی زاده، روحشون شاد و شاد تر ... ... ادامه ...

خدا

هو الرحمن الرحیمعراق منطقه رو زیر آتیش شدید گرفته بود صدای سوت چند تا خم نظرمون رو جلب کرد حاج آقا میثمی رو به زور هول دادیم توی یه سنگرسنگر کوچیک بود و در ح عادی بیشتر از دو نفر جا نمی شداما پنج نفر از بچه ها با شنیدن سوت خم پریده بودن توی سنگرحاج آقا میثمی بهم گفت :" می دونی چرا توی سنگر به این کوچیکی جا شدیم ؟ "گفتم : " نه حاجی .. ! چرا .. ؟ "گفت : " به خاطر ترس ! اگر انسان هم از خدا بترسه ، دنیا براش کوچیک میشه .!! "شهید عبد الله میثمی علامه طباطبایی میفرمودند خوش به حال ی که اگر قلبش را بشکافند چیزی جز خدا در آن نیابند جمعی به محضر علامه حسن زاده آملی این حکیم کم نظیر و مرد الهی حاضر می شوند و درخواست می کنند که ایشان را نصیحت کنند علامه می فرمایند : سعی کنید از نامحرم فاصله بگیرید و بلافاصله می فرمایند فرق نمیکند نامحرم مرد باشد یا زن باشد ،آنهایی که درمجلس بودند همگی مرد بودند لذا سؤال می کنند آقا فاصله گرفتن از نامحرم زن را متوجه شدیم نا محرم مرد کیست؟ پاسخ می دهند :هر که ارتباطش را با خدا قطع کرده است نامحرم است ... ادامه ...

*دست ِ دلم را حضرت زهراء گرفته...

بین ء ، بعضی هاشون خیلی دل ِ آدمو میسوزنند از جمله شهید مهدی صابری میتونم بگم اولین شهیدی هستی که وصیت نامه ات رو خوندم اینقدر دلمو سوزوندی که حتا بهت حسودی ام شد. بخشی از وصیت نامه ی شهید م ع حرم ، مهدی صابری : روضه ی لب تشنه ! روضه بدن اربا" اربا" ! روضه وداع ! روضه گودال ! روضه در ! روضه پهلو ! روضه سر بریده ! همیشه هم دوست داشتم این روضه ها همه به سرم بیان ! خدا کنه ! یعنی میشه ؟ + با خط خط وصیت نامه ات که دل میسوزونی باشه ، شما دل بسوزون منم که چیزی ندارم ، اشک های این چشم ها ، برای روضه ی امشب روضه ی حضرت زهراء سلام الله علیها ، روضه ی سر بریده رو بهت هدیه میدم... * یک بیت از شعرهای شهید مهدی صابری هست. + هنوزم نمیدونم چرا صدات میزنم شهید مهدی صابری ، من از م عان حرم فراری بودم ! ... ادامه ...

روضه ای به دیرینگی قدمت خانه

.شوشترروضه ای به دیرینگی قدمت خانهخانه تاریخی طبیب شوشتری یکی از خانه های مجموعه افضل می باشد که قدمتی قاجاری دارد . آنچه اهمیت این خانه تاریخی را صدچندان کرده برگزاری روضه سیدال (ع)از دیرباز در آنجا بوده است . مالک قبلی این خانه حاج نورعلی افضل بوده که برای اولین بار اقدام به برگزاری روضه در این مکان کرده است و این رسم نیکو هنوز پس ازگذشت یک قرن و پابرجا مانده است . آقای حاج عبدالمحمد طبیب شوشتری نقل میکنند که بنده در زمان طفولیت در هنگام برگزاری روضه کار پذیرایی از مردم را بر عهده داشتم و حتی در زمان جنگ تحمیلی هم بصورت مستمر این روضه در دهه اول ماه محرم الحرام برگزار گردیده است . در فصول خنک سال این مراسم در ایوان و حیاط برگزار می شده و در گرمای تابستان در شبستان بزرگ این خانه تاریخی و درهنگام عصر ذکر مصیبت اباعبدالله (ع) شور و حال خاصی به مستمعین میداده است . روضه ای ویژه بانوان در دهه منتهی به اربعین حسینی کامل کننده این رسم نیکو است . از ذاکران حسین (ع) که همه ساله اقدام به خواندن روضه در این خانه می نمودند میتوان به شیخ ابوالحسین شرف الدین و حاج سید مهدی مرعشی اشاره کرد . با سپاس از دوست خو ... ادامه ...

از همون اولِ اولِ روضه تا آ ش

توی موکب کربلا بهش خیلی دقت تا روضه حسین شروع میشد اشک از چشماش از همون اول روضه جاری میشد تااااا آ روضه بهش غبطه میخوردم سِنی هم نداشت یه دهه هفتادی سید بود بچه ها به شوخی صداش می : سیدُالبُکاء مراسم که تموم شد رفتم پیشش گفتم سید خوش به ح گفت چرا؟ گفتم آخه بهت اشک دادن میشه از همین کربلا از حسین برام اشک بخوای؟؟؟؟؟ http://rasekhoon.net/article/show/184122/ثواب-گریه-بر- -حسین-(علیه-السلام)/ سفرنامه کربلا اربعین 95 افسرمولا ... ادامه ...

برنامه مداحی های کربلایی میثم مقدسی

مراسم وداع با محرم و روضه ی ماه صفر یکشنبه 9/8/95 :شهرک کشاورزی ، کوچه هفتم ، به نشانی نصب پرچم .از ساعت 9شب. دوشنبه و 10و11 آبان ماه:میدان غدیر ، انتهای کوی کت ، کانون و حسینیه محبان حضرت شاهزاده علی اکبر(ع) از ساعت 9 شب ."خواهران و برادران" . (عزاداران گرامی میهمان سفره ی حضرت می باشند) چهارشنبه 12/8/95:روضه ی حضرت رقیه(س) .شهرک ظفر ، مسجد ثار الله . 14/8/95:قرائت زیارت آل یاسین و روضه حضرت رقیه(س) . خیابان شریعتی ، کوچه فرهنگ ، از ساعت 11:30 صبح ... ادامه ...

فرنگى روضه خوانى مى کند

داستانهای شگفت (آیت الله شهید دستغیب)داستان136 فرنگى روضه خوانى مى کند جناب شیخ محمد حسن مولوى قندهارى که داستانهایى از ایشان ذکر شد نقل مى فرماید که ادامه مطلب ... ادامه ...

دهستان چم سنگر

با توجه به تقسیمات جدید کشوری،حدود و مرز بخش پاپی در شرق از رود سزار فراتر رفته است بطوری که دهستان چم سنگر از شرق به دهستان مرگسر بخش زز و ماهرو منتهی می گردد.دهستان چم سنگر که عبارت است از قسمتهایی که دهستانهای سابق گاره و گریت،کشور و مناطق الحاقی زز و ماهرو،از طرف غرب به دهستان کشور و از شمال و شمال شرقی به دهستان سپیددشت متصل می شود.می توان این دهستان را به سه قسمت ۱-شرق و شمال شرقی۲-غرب و جنوب غربی۳-مناطق الحاقی،تقسیم کرد.در قسمت غرب و جنوب غربی روستاها و مناطقی همانند(آلیرعلیا،دراشگفت-آلیرسفلی-(بُن مورت)دوسنگ-سردزله-ده کله پایین-چم سنگر-ده کله بالا-تیدر-ریدر-شو(شعبان)-سرکانه-خانگاه-چم شکر-پل آب مامو)قرار دارند مناطق و روستاهای(دره گرم-چُل ریز-نوده-سی نر-استربها-میربهاالدین-روزه ... ر-پشت کره-زاغه-سنگ پیله-فرج آباد-برگ نجف-عالی خان نجف آباد-درخت سفید-باسور-شهبازآباد-مونک-عباس آباد-پا کره-چوب ارجنه)،قسمت شرق و شمال شرقی دهستان چم سنگر را تشکیل می دهند. اما قریه هایی که از بختیاری و بخش زز و ماهرو به این دهستان ملحق شده اند عبارتند از:(هلاکدر۱و۲و۳-برآفتاب-خواجه علی-برآفتاب بالاوپائین-درهن ... ادامه ...

تا به خود آمدم محرم شد

در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شدچشم بستم درون خود باشم کربلای غمت مجسّم شد همه ی آنچه روضه خوان می گفت پشت این چشم بسته می دیدمبی خود از خود سیاه پوشیدم کار ده روزم اشک و ماتم شد عبد بودن ، غلامتان بودن آرزوی محال و دوری بودهرکجا سر زدم نشد امّا وسط روضه ی تو کم کم شد در زمین ما در آسمانها هم جمع پیغمبران عزادارت زن نوح ، گریه کُن عیسی ، روضه خوان غم تو آدم شد رشته اتّصال من با تو نخ پرچم سیاه هیأت بودمن که ممنونم از علمدارت باز دستم دخیل پرچم شد معتقد بودم از همان اول عشق یعنی حسین یعنی تووسط روضه ی سه ساله و شام اعتقادم به عشق محکم شد راستی دخترم همین امشب تشنه ی آب شد لبش خشکیدیادم افتاد چشم نم دارت با نگاه رقیّه پر غم شدیادم آمد که مشک بی سقّا ماس لب تو را می کردیادم آمد رسیدی و قدّت از کمر تا شد از کمر خم شدمحسن ناصحی ... ادامه ...

چند پیشنهاد

قبل از نصب اپلیکیشن تلگرام، واتس آپ، لاین و وایبر و امثالهم ببینید چه به دست می آورید و چه از دست می دهید.اصلا یک لیست تهیه کنید از آنچه به دست می آورید و انچه از دست می دهید و بعد تصمیم بگیرید.+منکر کانال های خوب تلگرام نیستم اصلا.+تهیه این لیست قبل از هر تصمیمی، راهگشاست و به گرفتن بهترین تصمیم کمک می کند.+روضه های فاطمیه را از دست ندهید.وقتی می نشینی توی مجلس روضه، تازه می فهمی چقدر دلت برای گریه و روضه تنگ شده بوده و نمی دانستی.+ انصاری تا دوشنبه تهران هستند. صبحها 7 صبح مسجد قبا و 10 صبح نیاوران، سه راه یاسر، سخنرانی دارند. ... ادامه ...

روضه حسن در شیراز خیلی زیبا از مداح حاج رضا قنبری ابرقویی هیئت عزاداران ابرقویی مقیم شیراز

روضه حسن در شیراز:برای اینجا کلیک کنید ... ادامه ...

توصیه رئیس سابق سیا به ت ترامپ

برای متوقف ایران و نمایش جدی بودنمان، به بمب های سنگر شکن بدهیم رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی خواهان فروش بمب های سنگرشکن به تل آویو برای نمایش جدیت واشنگتن به ایران شد.به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی در سخنانی به ت تاکید کرد برای متوقف فعالیت هسته ای ایران بمب های سنگر شکن به رژیم دهد . [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

"سر مزار من روضه بخوانید"

وصیت شهید رضا سنجرانى با نام جهادی کرّار؛ "سر مزار من روضه بخوانید" ... ابوعلى: چند تا وصیت داشتی جلوی دوربین بگو بلا ه. کرّار: اولین وصیتم این که ان شاءالله اگر ما به حسن قاسمی و دیگر دوستان رسیدیم، هر کی هر وقتی حال کرد و دلش برای ما تنگ شد و آمد کنار سنگ ما نشست، یک #روضه ای بخوانند، اگر نمی خوانند با گوشی اش یک روضه ای بگذارد، بالا ه یه عمری با این صداها آشنا بودیم، مأنوس بودیم، بشنویم بازم، حیفه، گناه داریم دستمان از دنیا کوتاه است. @labbaykeyazeinab ... ادامه ...

روضه بیابان

روضه بیابان... بیابان ترس ها بسیار دارد بیابان بوته هاى خار دارد بیابان راه و بى ره نامشخص بیابان غصه ها بسیار دارد بیابان وهم آلودست و ... ت بیابان دردها بسیار دارد بیابان تاول افزایست و سن ... ن بیابان سنگ ها بسیار دارد بیابان رقت ان ... زاست گاهى بیابان روضه ها بسیار دارد ✍ابوعلى ولایت پناه ... ادامه ...

مراسمات هیات مذهبی زابل

1هیئت عاشوراییان سیستان فرازی از دعای پر فیض کمیل ،روضه و عزاداری پنجشنبه ها ساعت 19:30 مداحان:اکبری،قدس زابل،چهارراه بهداشت،مسجد مسلم بن عقیل ع 2هیئت محبان حضرت زهرا س زیارت عاشورا و روضه و زنی چهارشنبه ها ساعت 20 مداحان :جلالی نژاد،بیرجندی زابل،مطهری پنج 3هیئت علمدار زیارت عاشورا روضه زنی چهرشنبه ها 20:30 مداحان : جلالی نژاد ،داداللهی زابل میدان حسین ع بزودی زمان و مکان دقیق برخی دیگر از هیئت های فعال سیستان به اطلاع دوستان میرسد. ... ادامه ...

هزار سنگر (سه)

»شهر هزار سنگر»؛ این تعبیر کمى است؟ حرف کوچکى است؟ قضیه ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که بزرگوار ما آن را در وصیتنامه تاریخى خود هم مندرج د، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنى فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ براى اینکه حوادث تاریخى، هم درس است، هم عبرت است. قضایاى جارى بر یک ملت، قضایائى است که در برهه هاى مختلف غالباً تکرار می شود. ی مردم قهرمان آمل با سنگربندی معابر شهر و اهدای چهل شهید توانستند در کمتر از 24 ساعت، بساط مهاجمین را از شهر جمع کنند. به پاس ایثار و مقاومت جانانه مرد و زن این دیار، آمل، "شهر هزار سنگر" نام گرفت. ... ادامه ...

ماه صفر

خدارو شاکرم که محرم امسال رزق روضه رفتنم زیاد بود برع ... پارسال که هرجا رو نیت می ... برم سنگ میوفتاد جلو پام امروزم اول ماه صفره امیدوارم رزق روضه هم تو این ماه خوب باشه صدقه یادتون نره دعای هر روزش هم یادتون نره بلکه با این حرکتا از سن ... نی این ماه کمتر بشه شانسو میبینی؟؟؟تولد من امسال میوفته 28صفر روز شهادت .فکر کنم جشن و شلوغ کاری رو باید بذارم برای سال دیگه اصلا دلم نمیاد تو ماه عزا تولد اعلام کنم یه جورایی خودخواهیه... البته تولد ... کاظم تو ماه صفر هستا اما اون روزش همینه دیگه مثل ما نیست مصادف شده باشه بخاطر روضه هایی که میرم با همسایه ها بیشتر آشناشدم.. خانومای خوبی اند ایشالا همیشه همسایه های خوب و دلسوز ... ر آدم بیاد ... ادامه ...

روضه حسین علیه السلام(گریه )

هر روز در غم و محنت گریه می کنم بر قطره های خون زخم تنت گریه می کنم با نوحه های تو همه جا می زنم با روضه های دل شکنت گریه می کنم گاهی شبیه عصر دهم سرخ می شوم بر لحظه ی به نی شدنت گریه می کنم .................. شیخ جعفر شوشتری در کتابش (خصائص الحسینیه،عنوان نهم،مطلب دوم)آورده اند: ادامه مطلب ... ادامه ...

دنیای کوچک

عراق منطقه رو زیر آتیش شدید گرفته بودصدای سوت چند تا خم ... نظرمون رو جلب کرد حاج آقا میثمی رو به زور هول دادیم توی یه سنگرسنگر کوچیک بود و در ح ... عادی بیشتر از دو نفر جا نمی شداما پنج نفر از بچه ها با شنیدن سوت خم ... پریده بودن توس سنگرحاج آقا میثمی بهم گفت :" می دونی چرا توی سنگر به این کوچیکی جا شدیم ؟ "گفتم :" نه حاجی .. ! چرا .. ؟ "گفت :" به خاطر ترس ! اگر انسان هم از خدا بترسه ، دنیا براش کوچیک میشه .. !! شهید عبد الله میثمی ... ادامه ...

روضه م

از روضه پارسال که بار اول هم بود میگرفتم کلی خیر و برکت اومد تو زند ... م با اینکه روضه خون خیلی ماهر اجرانمیکرد سخنرانیش هم با مامانم بود اما امسال از حضرت زهرا خواستم تو مجلس عزایی که می ... رم یه سخنران خوب پیدا بشه یکم این ملت رو از انحرافاتی که گریبان ... ر همه شده نجات بده.لحظه آ ... جور کرد برام سخنرانم 10سال بود مبلغ بود و حرفه ای .بدون چشم داشت مالی حتی روز آ ... که پاکت رو به همراه غذای نذری بهش میدادم گفت تو رو خدا اگر مازاد ... جتونه بده اگر نه اصلا راضی به دستمزد نیستم بعد از کلی اصرار من وقتی قبول کرد گفت پس تو راهی مصرفش میکنم که ثوابش برای شما هم نوشته بشه اما برای روضه خونم باید سال دیگه به فکر ... ی دیگه باشم ... حسین قربونش برم همه چیو خودش جور کرد یه ح ... ی گفت تو دستتو بذار جیبت مهمان من هزینه پذیرایی ها و نذری و مواد اولیه ش و پول مداحا و سخنران همه رو خودش داد یعنی رسوندا شاید بگم 1قرون هم از جیب ما نرفت امسال چیزی که عجیب بود تو روضه م,بچه خیلی بود همس استرس سکوت مجلس رو داشتم خیلی دست تنها بودم و در حال دویدن خدا کنه تا سال دیگه یکی دوتا نوکر ... حسین بیاد تو خونه م.دسگه تنها نباشم همه سرکار ب ... ادامه ...

نهم!

می گویند...روضه ی حضرت عباس(ع) که می خوانید...آهسته بخوانید...با احتیاط بخوانید...روضه را خیلی بازش نکنید... می گویند... صاحب عزا خودشان فرموده اند...من جایی که اسم عمو و ام برده شود..به آن جا نظر دارم... برای همین می گویند...روضه را خیلی شرح ش ندهید... روضه ی عباس کمر را خم کرده است...الان ان ر ظهری... مراقب قلب ش باشید...خودشان در ناحیه ی مقدسه فرموده اند...سلام من قلبه بمصابک مقروح... بمیرم برایت صاحب ا مان.. قلب شما این روز ها جریحه دار است...شاید اگر ما برایتان مثل عباس باادب، باوفا می شدیم، مثل عباس'علیه السلام'اشد حبا مان شما می شدین ..این شما تشریف می اورید..و انتقام این طالب بدم المقتول بکربلاهای ندبه های ما را می گرفتید...و کمی قلب تان تسکین میافت...و قلب مادرتان... کاش عباس ت می شدیم... کاش این ایام روزی هزار مرتبه برایت می مردیم و زنده می شدیم... یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین... برچسب: ی حسین و نعم ال ... ادامه ...

روضه باید باشد. با چنگ و دندان حفظش کنیم اما ...

شدن یا نشدن؟ هروله یا ن ؟ اوپس اوپس یا ن ؟ بالا و پایین پ یا نپ ؟ چرا لیوان چایی ها پلاستیکی اند؟! چرا آنها را زمین می ریزید که رفتگران اذیت شوند؟ چرا عزاداری این شکلی است ؟ چرا عزاداری آن شکلی است؟ توجه کرده اید ؟! اینها شده دغدغه این روزهای ما با حسین. اینها شده سئوالات روشنفکران و همین ها شده پاسخ های مذهبیون. همینها . در همین حد!!! آی مردم! بیایید روضه ی حسین و یک قطره اشک بریزید تا تمام گناهانتان بخشیده شود. آی مردم! هر چه گناه می کنید، ید، اما روضه را یادتان نرود. هر آنچه هستی بازآ. آی مردم! حسین متعلق به همه است ، حتی دختربازها، حتی مشروب خورها، حتی ها. و تمام!!! خب بعدش چه ؟! که چه ؟! مردم بیایند روضه که چه بشود؟! که از ارمنی ها و یهودی ها که حاجت از عباس می گیرند عقب نیفتند؟! که گریه کنند و توبه کنند و وجدانشان را آرام کنند و بروند بیرون و همان ! همانی که بودند! همان عرق خور. همان ربا خور. همان کار ؟!!! و این است نتیجه نهضت حسین؟! که ما مدام درگیر ظواهر باشیم ، که همۀ دغدغۀ ما سبک عزاداری باشد ، نه محتوای آن !! که هر گندی در طول هر سال می زنیم بیاییم و یک قطره اشک بفشانیم و حسابمان را صاف کنیم ؟! یک دهه عزا ... ادامه ...

من خودم یک کاروان حسرت و آه م

جای تون خالی! شب اربعینی همسر رفته بودن زوار دیدن و خونه نبودن، شبکه افق برنامه زنده و مستقیم از کربلا اون چند تا جوون رو نشون میداد که تو بین الحرمین کفش های خاکی زوار رو وا ... میزدن. با خودم فکر ... آخه چه آقای مهربونی داریم ما! چقد خوبن این خاندان! چقدر مهربونی از جدشون به ارث بردن، چقدر صفت ارحم الراحمینی خدا رو دارن! جاتون خالی اینجا تو خونه ی فسقلی مون، یکی از برق ها رو خاموش و ... و عجب مجلس روضه ای شد! اون جوون های وا ... زن که ارباب عجب ... یده بودشون روضه میخوندن و من عجب زار میزدم، زنده و چشم در چشم گنبد نورانی حضرت جان رو نگاه می ... و باهشون حرف میزدم... چه حال و هوای با صفایی گرفته بود خونه مون.... من امسال توفیق نداشتم پیاده برم خدمت آقا، سعادت نداشتم حتا شب اربعین برم مجلس روضه شون، اما عجب ارب ... که حس ... آقایی کرد و مجلس روضه شو اینجوری آورد خونه ما، اون شب، من حسی داشتم که حتم دارم آقا جان صدامو همونقدر واضح و روشن شنید که صدای نوکرایی که تو بین الحرمینش کنارش بودن رو.... از تو ممنونم.... ... ادامه ...

سیصد و شصت و سه

امسال زودتر از سالهای قبل، خانه تکانی را شروع کنیم تا برای روضه های فاطمیه، آماده باشیم. + با تشکر از خانم پرتو اعلم + اگر ممکن است یک روضه کوچک خانگی در ایام فاطمیه برگزار کنیم و امور خانه و زندگی را به دستان مادرانه حضرت بسپاریم. + سبکبار به استقبال بهار برویم + و المستشهدین بین یدیه ... ادامه ...

حیدر داشت میسوخت

دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوختهیئت، میان "وای مادر" داشت می سوختدیوار دم می داد؛ در بر می زدمحراب می نالید؛ منبر داشت می سوختجانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بودجانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوختآتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شدباغ خدا یک بار دیگر داشت می سوختیاد حسین افتادم آن شب آب می خواستناصر که آب آورد سنگر داشت می سوختآمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتادعباس زخمی بود اصغر داشت می سوختسربند یا زهرای محسن غرق خون بودسجاد از سجده که سر برداشت، می سوختباید به یاران شهیدم می رسیدمخط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوختبرگشتم و دیدم میان روضه غوغاستدر عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوختدیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرندگودال، گل می داد و خنجر داشت می سوختشب بود و بعد از شام برگشتم به خانهدیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت ما عشق را پشت در این خانه دیدیمزهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت ... ادامه ...

یک ماه در فاو 8

شهید حسن پور نوری آن روز؛ شاید حدود 9 صبح، اکثر بچه های تیم، از داخل سنگر استراحت به داخل سنگر روباز دفاعی رفتیم که به فاصله بسیار ؛ مثلا حدود ده متری سنگر استراحت در سمت راست قرار داشت. ضمن صحبت، متوجه شدیم که دو نفر از رزمندگان گردان، از سمت سه راه شهادت الوار بزرگی را روی دوش شان گذاشته و در حال حرکت به سمت ما می باشند. این الوار از جنس تراورزهای مورد استفاده در ریل راه آهن بوده که معمولا در خط مقدم و بعضا عقبه، برای پوشاندن سقف سنگر استفاده و سپس روی آن خاک ریخته می شد. میان صحبت های ما، صدای انفجار خم 60 در این دو رزمنده عزیز، توجه ما ار به سمت خود جلب کرد. پس از فروکش گرد و خاک ناشی از انفجار، منتظر بودیم که این دو عزیز نیز برخیزند. یکی شان برخاست و به موقعیت بهتری حرکت کرد. نگاهی به همراهش کرد که انگار در موقعیت نامناسبی خیز رفته بود. ما هم به سمت آن برادر حرکت کردیم. دیدیم هیچ حرکتی از نفر دوم دیده نمی شود. از سنگری در همان برانکاردی تهیه و او را که هیچ حرکتی نداشت روی آن قرار داده، در سمت چپ ورودی سنگر خودمان قرار دادیم. سوراخ بسیار کوچکی روی سر او ایجاد شده بود که ظاهرا ترکش در آن نفوذ و منجر ... ادامه ...

سلام من به چهار بی حرم / مداحی

▪️ غربت بقیع و مدینهشده دم به دم این نگرانی ام، که مدینه ندیده بمیرمبه هوای آن همه آرزو، نشود که بهانه نگیرممدینه! ای روضه ی ناتمام منبه شوکت و به غربتت سلام منای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صداای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا به خدا که تحمل غربتت، برده طاقت عالم و آدمای حکایت غربت فاطمه، روضه خوان تو بوده محرمکاش میشد و کبوتر بقیع بودمتمام عمر نوحه گر بقیع بودمای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صداای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا بنشیند اگر دل خون من، به مقابل گنبد خضرابه تسلی داغ پیمبرم، جان فدا کنم از غم زهر من به چار بی حرمسلام من به مادر شهیده امشاعر: میلاد عرفان پور مداحی برادر مطیعی : http://meysammotiee.ir/files/other/haftegi/gomnam-haftegi930516[04].mp3 ... ادامه ...

روسیه و اروپا در یک سنگر

وج امریکا از توافق هسته ای با ایران به روابط یوروآتلانتیکی خدشه وارد می کند.چشم پوشی دونالد ترامپ از توافق چند جانبه با ایران نشانگر ن یتی ت امریکا از مشی یاران اروپایی اش است. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

مداحی سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶

مداحی جدید سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶ مداحی جدید سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶ مداحی شب اول سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶ بخش ۱ – از عرش از میان حسینیه ی خدا – روضهبخش ۲ – رسیده مسلم اب و نا امید و قد خمیده – روضهبخش ۳ – اهل البکا هان العدا نوحوا علی سلطان کربلا – زمینهبخش ۴ – تو وجودم تار و پودم – زمینهبخش ۵ – دوباره راهی دریایی ایم – زمینهبخش ۶ – بسم الله الرحمن الرحیم – نوحهبخش ۷ – بازم محرم اومد و لباس ماتم بیارید – واحدبخش ۸ – اذون عشق بگو حی علی البکا – شوربخش ۹ – باشه امانت پیش تو – شور مداحی شب دوم سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶ بخش ۱ – روضه ورودیه کاروان کربلا – روضهبخش ۲ – اهل البکا هان العدا نوحوا علی سلطان کربلا – زمینهبخش ۳ – نوبت غم میشود تکیه علم میشود – زمینهبخش ۴ – عجب حکایتی چه بوی غربتی – زمینهبخش ۵ – دوباره راهی دریایی ایم – زمینهبخش ۶ – بسم الله الرحمن الرحیم – زمینهبخش ۷ – غوغا می آید ای کربلا آماده شود – واحدبخش ۸ – شد وقت تجدید پیمانم – واحدبخش ۹ – به دل هوای حرم – شور مداحی شب سوم سید مجید بنی فاطمه محرم ۹۶ بخش ۱ – هم نا ندارم هم بس که دنب دویدم – روضهبخش ۲ – رسیدن به ... ادامه ...

فرضیه ای برای بزرگ شدن

به نام خدا سلام ******************************************** ها همیشه دوست دارن شبیه ماماناشون باشن چادر سرشون میکنن توی روضه ها چادرشون رو میکشن رو صورتشون و شونه هاشون رو حرکت میدن انگار که گریه میکنن بزرگتر که میشن از این که چرا موقع شنیدن روضه گریه شون نمیگیره هی چشماشون رو بهم فشار میدن میزنن تو صورت خودشون و بگیرین برین تا ا یه فرضیه س از طرف خودم که میگه دختر وقتی بزرگ شدنش معلوم میشه که تا شروع میکنن به روضه خوندن اشک تو چشماش جمع میشه و راه میگیره رو صورتش... اون وقتی که غم همه میشه غم خودشو با همه اشک میریزه حتی اگه غریبه ای باشه... این استعداد بالقوه س و وقتی یه دختر مادر میشه 100 درصد به فعلیت میرسه **************** خدایا به امید تو...! ... ادامه ...

اینجا من فرمانده ام ...

گفت: درد داره!گفتم: خیلی درد داره!نزدیک تر شد و به زخم پای عباس که خونریزی شدیدی داشت نگاه کرد و گفت: چرا خونریزیش بند نمیاد؟گفتم: من پزشک و امدادگر نیستم! دیگه نمیدونم باید چیکار کنمگفت: پس این امدادگرا کجا موندند؟گفتم: امدادگر گفت که از امبولانسشون چیزی باقی نمونده! پیاده شدند که یکی دو مجروح رو بذارند تو ماشین که یهو یه خم میخوره وسط آمبولانس و الفاتحه! شانس آوردند که زنده موندند! منتظرن تا یه وسیله پیدا کنند خودشون رو برسونند اینجا!گفت: نمیشه که همینجوری! باید برسونیمش عقب! داره از دست میره!گفتم : با کدوم وسیله آخه! یادت رفته یه هفته ای میشه اینجا غیر از و عباس پرنده پر نزده !گفت: من میرم جلو! جلوتر تو اردوگاه عراقیا میشه یه وسیله پیدا کرد.گفتم:دیوونه شدی مگه؟گفت:آره و از سنگر بیرون رفتدنبالش بیرون رفتم. پیراهنش رو از پشت گرفتم و گفتم: اینجا من فرمانده ام! من دستور میدم که چیکار کنی! برگرد تو سنگرایستاد. کمی مکث کرد و بعد گفت: فرمانده ! یکی از بهترین نیروهاتو داری از دست میدی ! میفهمی؟گفتم: حسن!! من نمیخوام دوتا از نیروهامو از دست بدم! و برگشتم داخل سنگر! کنار عباس نشستم و پارچه ای که زخم عباس را ... ادامه ...

محمد خواب دیده بود

داشتم میرفتم سمت خاکریز که دیدم سلمان از سنگر بیرون زده و داره سمت خاکریز میره ، با عصبانیت فریاد زدم کجا ؟نگاهی بهم انداخت و گفت : میرم پیش محمد !کی به تو گفته بری پیش محمد ؟ زود برگرد تو سنگر ! آقا رضا تو رو خدا اجازه بدید ؟ آقا رضا ؟ همین که گفتم ! زود برگرد سنگر منتظر بی سیم باش ، هر لحظه ممکن حاجی دستوری بده .سرش رو انداخت پایین و آروم حرکت کرد سمت سنگر !دادم زدم : اگه بخواهی اینجوری بری تا شب هم نمیرسی !بدون اینکه چیزی بگه یا حتی نگاهم کنه سرعتش رو بیشتر کرد و کمی بعد داخل سنگر شد . مصطفی اومد پیشم و گفت : مرد حس چرا نذاشتی بره پیش محمد ؟ حاجی که خودش گفت تا غروب باید صبر کنیم ! به مصطفی نگاه و گفتم :همین چند دقیقه پیش خبر دادند که محمد شهید شده ! نمیدونم چی شد که یکدفعه مصطفی افتاد رو خاک و به سنگری که سلمان اونجا بود نگاه کرد و یکدفعه فریاد زد : محمد ! محمد ! نشستم پیشش و گفتم : مصطفی جان آروم تر ! الان سلمان صدات رو میشنوه ! آروم تر ! نگاهم کرد و خندید ! عصبانی شدم و گفتم : مصطفی چرا میخندی ؟دستش رو گذاشت رو شونه ام و گفت :میدونی محمد و سلمان چه عهدی باهم بسته بودند !سر تکان دادم و گفتم : نه!همین طور که اشک ... ادامه ...

بعد کشتار فجیع مدرسه فلوریدا ترامپ گفته تمام معلمان و اساتید های امریکا باید مسلح به تیربارشوند آخه بگو دیوانه مگه جبهه سنگر جنگ اینجا مدرسه است این اوضاع بمراتب بدت یچده تر میکنه

با این دستور اقدام دیوانه ترامپ اگر یه ذره هم ارامش در مدارس های امریکا بود عملا خط بطلان کامل کشیده میشود شما تصور کنید طرف برای اموزش قبل هرچیز نیاز به ارامش داره تا بتونه تمرکز خوبی داشته باشه با این شرایط بچه ها دانشجویان تصور می کنند هر روز دارن می زن جبهه جنگ سنگر نبرد و همه مسلح می رند؟ مگه جنگه@!!!! از اونطرف هم معلمان باید تیربار بیارند چون اگر کلت بیارن در پاسخ به سلاح خ ر مسلسل یک دیوانه نمی توانند واکنش خوب نشان بدهند حالا شما تصور کنید میز معلم خودش یک سنگر با یک تیرباری که روش به سمت دانشجویان دانش اموزان اماده شلیک نصب شده از اونطرف هم تمام بچه ها مسلح و اماده شلیک این محیط ایا ی اصلا ارامش داره که بتونه درس بخونه بفهمه چی گفت؟؟ یه وضعیتی عجیب غریب ادم تصور می کنه کمدی یا این ترامپ کلا تعطیل دیوانه است وهردستوری می ده اوضاع بدتر وخیم تر میشه ... ادامه ...

با صدای روضه خوان اشکم نمایان می شود

اربعین از غصه اش این گریان می شودبا غم مولا حسین ایران پریشان می شوداز نفس افتاده ام با دود این شهر کثیفمرهم این حال من آن مرز مهران می شودبس که اندوه و غمش در شهر پیدا گشته استرنگ مشکی هر طرف رنگ خیابان می شوددر میان مجلسش با نوحه های زینبیبا صدای روضه خوان اشکم نمایان می شودقطره های اشک من از غصه های کربلاکل دارایی من در این جهان آن می شودمهر مولایم حسین در ام در آ تدر همان روز حساب بر من نگهبان می شودمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

روضه های دوست داشتنی...

مراسم زیارت عاشورای صبح های دوشنبه و عزاداری دهه اول محرم از جمله مراسم هایی است که در محل کار ما تعطیلی ندارد؛ عزاداری مختصری در حد نیم ساعت، که برکتی شده است بر کار و زند ... مان... تمام تلاش مون رو برای ب ... ایی این مراسم ها صرف کرده ایم و حاجت ها گرفته ایم از این بساط روضه ... خدا رو شکر هر سه تا رئیسی که تا الان دیدم همه ... حسینی بوده اند و برای ب ... ایی این مراسم پیش قدم... یکی از برکات این رسم زیبا توفیقی است که نصیب دوستان می شود که در حد صبحانه ای مختصر بانی ب ... ایی روضه حضرت سیدال ... علیه السلام می شوند و ان شاء الله تا ابد الدهر ... ج ... در روضه و مراسم حضرات معصومین علیه السلام روزی ما گردد.... ... ادامه ...

روضه خوان : روضه ی شکایت

حرم حضرت معصومه سلام الله علیها یه سید ِ روضه خوان کنار در ِ ورودی به ضریح نشسته باید برم بهش بگم یه روضه بخون که ازم رفع تهمت بشه! یه روزی به این سید یه عبا دادم و گفتم بده به ی که نیازمنده و برای صاحب این عبا ، روضه ی حضرت رقیه سلام الله علیها بخونه ولی اینبار میرم بهش میگم همون روضه رو بخونه اما اینبار برای شکایت! (+) (+) ... ادامه ...

مداحی حاج حسین سیب سرخی محرم ۹۶

مداحی جدید حاج حسین سیب سرخی محرم ۹۶ مداحی جدید حاج حسین سیب سرخی محرم ۹۶ مداحی شب اول حاج حسین سیب سرخی محرم ۹۶ بخش ۱ – محرم اومد و بارون گرفت – مناجاتبخش ۲ – هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو – روضهبخش ۳ – منم و شهر نامردی – زمینهبخش ۴ – حرف حرم که پیش میاد – شوربخش ۵ – تن بی سر شده چون بی و بی یار شود – واحدبخش ۶ – هر کی یه بار تو زندگیش یه یا حسین گفت – تکبخش ۷ – از روزی که تو این راه – شور مداحی شب دوم حاج حسین سیب سرخی محرم ۹۶ بخش ۱ – سلام میکنم از دور بر تو و حرمت – مناجاتبخش ۲ – با صد جل و شرف و عزت و وقار – روضهبخش ۳ – صدای ناله زهرا – زمینهبخش ۴ – حرف حرم که پیش میاد – شوربخش ۵ – تا رسیدیم به اینجا به دلم بد آمد – واحدبخش ۶ – حس اینو به عینه – شور مداحی شب سوم حاج محمود کریمی محرم ۹۶ بخش ۱ – به من اثبات شده بود از نزدیک هم – مناجاتبخش ۲ – کیستم من در دریای کرامت ثمر نخل ت – روضهبخش ۳ – پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل – زمینهبخش ۴ – بهم گفتی که بابا پیش خداست – زمینهبخش ۵ – بگو کجایی آهای آبروی آبرو کجایی – واحدبخش ۶ – حسین سرباز ره دین بود – دودمهبخش ۷ – منم کمترین بنده ی تو – شور مداحی ... ادامه ...

رزق سوم محرم ات

قربونت برم که هنوز نیومده رزق محرمت رسید .. و من خوشبخت ترینم که اولین هات رو تو محرم ارباب گرفتی .. امروز رفتیم روضه خونه . زن جان برای دخترها یه بسته تهیه کرده بود حاوی دستبند دستساز خودش و یه پی ل دخترونه ی محرمی و لواشک. برای پسرها هم یه بسته برنجک با یه آویز دوچرخه. بعد از روضه، بسته ها اضافه اومد. زن گفت اگه قول میدی سال دیگه با نی نی ت بیای، بهت میدم ! خندیدم و گفتم بااشه قول میدم نی نی بیارم ولی قول نمیدم دختر باشه ! اون دیگه دست من نیست ! زن گفت بااشه قول دادیا ! و از دوتا بسته بهم داد :) .. من که غش برات هنوز نیستی نی نی جانم .. منتظرم همسری از سفر برگرده نشونش بدم :) دیگه وقتش شده یه چمدون (!) برات کنار بذارم وسایلتو بذارم توش تا دنیا بیای ^_^ به دختر گفتم حالا که اومدم اهواز روی من حساب کنه برای نگه داشتن دوقلوهاش. دو روز باهم اومدیم روضه دخترا رو نوبتی گرفتیم :) دختر قندعسلم امروز بغلم بود. خب آدم دلش نی نی میخواد دیگه :)) کلی آدمم شاهد بودن اونجا و منتظر تا سال دیگه من با نی نی بیام روضه :)) ایشالا :) ... ادامه ...

هفتم!

کی فکرش را می کرد این کوچولوهای دوست داشتنی مایه ی دق می شوند..کی فکرش را می کرد گریه ی شان ادم را تا این حد بی رمق کند.... می گویند بعضی شب ها احتیاج به ذکر مصیبت و روضه خوانی نیست... بعضی شب ها لازم نیست واقعه را ریز به ریز بیان کرد.. همین که یک کلمه بگویی خودش روضه ست..خودش مقتل است...خودش لهوف است...مکشوف است... خوانی ست... همین یک کلمه ... ع ل ی ا ص غ ر برچسب: ی حسین و نعم ال ... ادامه ...

سوم...

این روز ها همه جیز، همه جا، همه شده اند روضه ی مجسم...از ... حتی همین دخترکانی که دامن های چین دار مشکی پوشیده اند و زیرش جوراب شلوار مشکی پوشیده اند...و دور هم نشسته اند و عروسک بازی می کنند یا هم توی محوطه دنبال هم میدوند... این روز ها دلت می خوا هد... هیچ چیزی نبینی...آب نبینی...شش ماهه نبینی...دست نبینی...سه ساله نبینی...سه ساله نیبنی... این روز ها هی هرچه می رود جلوتر، تحمل ش هم سخت تر می شود...اصلا کاش جلو تر نمی رفت...کاش وسط نوحه های ذاکرین می شد جان داد و تمام شد...کاش وسط روضه ی رقیه(س)... برچسب: ی حسین و نعم ال ... ادامه ...

سوم!

این روز ها همه جیز، همه جا، همه شده اند روضه ی مجسم...از ... حتی همین دخترکانی که دامن های چین دار مشکی پوشیده اند و زیرش جوراب شلوار مشکی پوشیده اند...و دور هم نشسته اند و عروسک بازی می کنند یا هم توی محوطه دنبال هم میدوند... این روز ها دلت می خوا هد... هیچ چیزی نبینی...آب نبینی...شش ماهه نبینی...دست نبینی...سه ساله نبینی...سه ساله نیبنی... این روز ها هی هرچه می رود جلوتر، تحمل ش هم سخت تر می شود...اصلا کاش جلو تر نمی رفت...کاش وسط نوحه های ذاکرین می شد جان داد و تمام شد...کاش وسط روضه ی رقیه(س)... برچسب: ی حسین و نعم ال ... ادامه ...

ابوالفضل به روضه حسین(ع) خیلی اهمیت می داد

مادر بزرگوار شهید ابوالفضل نیکزاد: ابوالفضل به روضه حسین(ع) خیلی اهمیت می داد، هر وقت به شهرستان می رفت با دوستانش جمع شده و روضه می گرفتند، همیشه برای روضه خوانی اشتیاق داشت. اربعین، یکی از مهم ترین برنامه های زندگی اش بود و از چند ماه مانده به اربعین تلاش می کرد تا گروهی را برای رفتن به کربلا آماده کند. در این چندسال اخیر گروهش بزرگ تر شده بود و زمانی که بر می گشت به دوستانش می گفت : خودتان را برای سال آینده اربعین آماده کنید و باید از حالا آماده باشیم. سال گذشته به دوستانش هم گفته بود که من سال دیگر نیستم. در وصیت نامه هم قید کرده است که من خیلی زود دلم برای کربلا تنگ می شود، اگر رفتید کربلا من را هم یاد کنید. @agamahmoodreza ... ادامه ...

... زمان (ع ) روضه می خواند(عاشق این روضه ام)

مقدس اردبیلی می فرماید: آمدم کربلا زیارت اربعین بود از بسکه دیدم زائر آمده و شلوغ است ، گفتم : داخل حرم نروم با این طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشویم . گفتم : همین گوشه صحن می ایستم زیارت می خوانم ، طلبه ها را دور خودم جمع ... یک وقت گفتم : طلبه ها این آقا طلبه ای که در راه برای ما روضه می خواند کجا است ، گفتند: آقا در بین این جمعیت نمی دانیم کجا رفته است . در این اثناء دیدم یک عربی مردم را می شکافت و بطرف من آمد و صدا زد ملا احمد مقدس اردبیلی می خواهی چه کنی ؟ گفتم می خواهم زیارت اربعین بخوانم ، فرمود: بلندتر بخوان من هم گوش کنم . زیارت را بلندتر خواندم یکی دو جا توجه ام را به نکاتی ادبی داد وقتی که زیارت تمام شد به طلبه ها، گفتم : این آقا طلبه پیدایش نشد؟ گفتند: آقا نمی دانیم کجا رفته است یک وقت این عرب بمن فرمود مقدس اردبیلی چه می خواهی ، گفتم : یکی از این طلبه ها در راه برای ما گاهی روضه می خواند، نمی دانم کجا رفته ، می خواستم اینجا بیاید و برای ما روضه بخواند. آقای عرب بمن فرمود مقدس اردبیلی می خواهی من برایت روضه بخوانم ؟ گفتم : آری آیا به روضه خواندن واردی ؟ فرمود: آری که در این اثناء دیدم عرب روی ... ادامه ...

.: عزا داری مصور :.

به نام خدا پارسال شام غریبان، تو شش ماهگی ش، افتاد تو جوب عمیق جمهوری و پیشانیش زخمی و خونی شد و جیغش به هوا رفت. امسال، تو یک سال و نیمه گی ش، وقتی لباسش رو در می آوردم، گوشواره اش گیر کرد به یقه اش و ش ت و گوشش خونی شد و جیغش به هوا رفت. هر دو شب روضه داشتیم. پارسال روضه علی اصغر و رباب. امسال روضه رقیه. اما این کجا و اون کجا... ... ادامه ...

این روزا

زندگی ادامه داره.ما سفر بودیم. دخترم نذاشت از عاشورا، تاسوعا مثل هر سال بهره ببرم. شایدم بهره بردم ولی به نفس انسانیم نچسبید. لذت نبردم. شایدم لذتها دنیایی باشن. و حقیقت چیز دیگه باشه....دو تا روضه رفتم یکیش در حال خواباندن خانم بودم و دومی کمی سخنرانی گوش دادم. اول خوابش بعد گوش دادم....یه چیزی از حضرت ابوالفضل خواستم. یادتون باشه یادم بیارین برآورده شد یه روضه ابوالفضل بگیرم.... ... ادامه ...