سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش



سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش

آقای کریسمس یه خونه نقلی و یه ماشین ساده و یه شغل متوسط داره. میگفت که قبلیش بعد از چهار سال بخاطر این ازش جدا شده که درآمد خیلی بالایی نداره. بهش گفته که فک میکنه به اندازه کافی پولدار نیست و she can do better. دلم براش سوخت که مخاطب این حرفها بوده. بهش گفتم امیدوارم شنیدن اینا تصورت از زن و عشق و اب نکرده باشه.یکی از فامیل های دور هم بعد از ازدواج بارها در مورد شوهرش همچین حرفهایی زده بود که به اندازه کافی پول در نمیاره.شاید دلایل قابل درکی باشن اینا ولی خیلی بد نیست که بعد از 4 سال رابطه یا بعد از چند سال همسری همچین حرفهایی میزنن؟ اگه ی این چیزا واسش مهمه نباید از اول تصمیم درستی بگیره؟ من اگر جای اون پسرا بودم ازشون میپرسیدم چرا الان یادت افتاده با این مساله مشکل داری؟ مگه از اول بهت دروغ گفته بودم.نمیدونم من متفاوتم یا آدمهای توی این قصه ها؛ ولی من واقعا این چیزا اولویتم نیست. نه که هیچ اهمیتی نداشته باشه، قطعا تاثیر میذاره، ولی چیزایی که میتونی توی یه حادثه از دست بدی اولویتم نیست. فک کن یه روز از خواب بیدار شی و بفهمی شریک زندگیت توی یه آتیش سوزی ظواهر و دارایی هاشو از دست داده؛ قراره دیگه دوسش ... ادامه ...

و دوازده بند محتشم (11) . . .

بند یازدهم خاموش محتشم که دل سنگ آب شدبنیاد صبر و خانه طاقت اب شدخاموش محتشم که ازین حرف سو کمرغ هوا و ماهى دریا کباب شدخاموش محتشم که ازین شعر خون چکان‏در دیده اشگ مستمعان خون ناب شدخاموش محتشم که ازین نظم گریه خیزروى زمین به اشگ جگرگون کباب شدخاموش محتشم که فلک بسکه خون گریست‏دریا هزار مرتبه گلگون حباب شدخاموش محتشم که به سوز تو آفتاب‏از آه سرد ماتمیان ماهتاب شدخاموش محتشم که ز ذکر غم حسین‏جبریل را ز روى پیمبر حجاب شدتا چرخ سفله بود خطائى چنین نکردبر هیچ آفریده جفائى چنین نکرد ... ادامه ...

تن پاک فرزند آزادگانم (قصیده ای زیبا از ناصر خسرو )

اگر بر تن خویش سالار و میرم ملامت همی چون کنی خیر خیرم؟ چه قدرت رود بر تن منت ازان پس؟ نه من همچو تو بندهٔ چرخ پیرم اسیرم نکرد این ستمگاره ... تی چو این آرزو جوی تن گشت اسیرم چو من پادشاه تن خویش گشتم اگر چند لشکر ندارم ... م به تاج و سریرند شاهان مشهر مرا علم دین است تاج و سریرم چو مر جاهلان را، سوی خود نخواند نه بوی نبید و نه آوای زیرم چه کار است پیش ... م چو دانم که گر میر پیشم نخواند نمیرم؟ به چشمم ندارد خطر سفله ... تی به چشم ... دمند ازیرا خطیرم ازان پس که این سفله را آزمودم به جرش درون نوفتم گر بصیرم حقیر است اگر اردشیر است زی من ... ی که من بر دل او حقیرم به نزدیک من نیست جز ریگ و شوره اگر نزد او من نه مشکین عبیرم به گاه درشتی درشتم چو سوهان به هنگام نرمی به نرمی ی حریرم چون من دست خویش از طمع پاک شستم فزونی ازین و ازان چون پذیرم؟ زمن تا ... ی پنج و شش برن ... رد ازو من دو یا سه مثل برن ... رم به جان ... دمند خویش است ف ... م شناسند مردان صغیر و کبیرم هم از روی فضل و هم از روی نسبت زهر عیب پاکیزه چون تازه شیرم به باریک و تاری ره مشکل اندر چو خورشید روشن به خاطر منیرم نظام سخن را خداوند دو جهان دل عنصری داد و طبع جریر ... ادامه ...

غزل 064 - اگرچه عرض هنر

دکلمه غزل اگرچه عرض هنر با صدای نسرین محمدی اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است در این چمن گل بی خار نچید آری چراغ مصطفوی با شرار بولهبی است سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد که کام بخشی او را بهانه بی سببی است به نیم جو ن م طاق خانقاه و رباط مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی است جمال دختر رز نور چشم ماست مگر که در نقاب زجاجی و عنبی است هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه کنون که مست ابم صلاح بی ادبی است بیار می که چو حافظ هزارم استظهار به گریه سحری و نیاز نیم شبی است ... ادامه ...

غزل 064 - اگرچه عرض هنر

دکلمه غزل اگرچه عرض هنر با صدای نسرین محمدی اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبی است زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی است پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است در این چمن گل بی خار نچید آری چراغ مصطفوی با شرار بولهبی است سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد که کام بخشی او را بهانه بی سببی است به نیم جو ن م طاق خانقاه و رباط مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی است جمال دختر رز نور چشم ماست مگر که در نقاب زجاجی و عنبی است هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه کنون که مست ابم صلاح بی ادبی است بیار می که چو حافظ هزارم استظهار به گریه سحری و نیاز نیم شبی است ... ادامه ...

به مبارزان سفله شده سد راه اباالفضل

به مبارزان سُفله شده سد راه اباالفضل زمینه - جلسه هفتگی 1391/02/20 ادامه مطلب ... ادامه ...

اباعبدالله الحسین ع -74

اباعبدالله الحسین (ع)-74 اِیُاکَ اَن تَ َ مِمّن یُحافُ عَلیَ العِبادِ مِن ذُنوبِهمِ وَتامَنُ مِن ذَنبهِ . همچون ی مباش که ازکیفرگناه دیگران بیمناک است وازکیفرگناه خودایمن می نشیند. do not be like the man who is worried about other people's sinand their punishment but does not dwell on his own.آن سفله مشوکه چشم خود وانکندوزکبر عیوب خویش پیدانکنـدازکیفر جرم دذیگران شدوزکیفرجرم خویش پروا نکند.=ترجمه شعری وانگلیسیابوالقاسم ح =گردآوری : م.الف زائر ... ادامه ...

لحظه به لحظه ... حبیب الله چایچیان

شعر مدح رضا(لحظه به لحظه زندگی نور امید می‏دهد)لحظه به لحظه زندگی نور امید می‏دهدشام سیاه، مژده ‏ی صبح سپید می‏دهد گر که خدای مهربان بست به حکمتش دری‏رحمت او به دست ما باز کلید می‏دهدچون غم و رنج و ابتلاء مایه ‏ی اوج روح ما است‏محنت ما ز رحمتش باز نوید می‏دهد لطف خدا نگر که او از ره بنده‏ پروری‏هر غم و درد بنده را، مزد مزید می‏دهدسنگ بلا نصیب هر شاخه ‏ی پر ثمر بودرنج، کجا زمانه بر شاخه‏ ی بید می‏دهدبر سر راه عمر ما، رهگذرند غصه ‏هاای که عبور غم تو را رنج شدید می‏دهدهر چه خدا به ما دهد خیر و صلاح ما بودهر غم تازه مژده ‏ی لطف جدید می‏دهداوست خدای مهربان، اوست پناه بی ‏ ان‏اوست که ناامید را نور امید می‏دهددرد از او شفا از او، هم اثر دوا از اواو به طبیب، حکمت و علم مفید می‏دهدچون که حیات این جهان فانی و عاریت بودحق به جهان دیگری وعده وعید می‏دهدپستی این جهان نگر از ره سفله پروری‏خون حسین ریزد و کام یزید می‏دهدارزش هر ی (حسان) بسته به قدر علم اوست‏حق به کتاب عالمان اجر شهید می‏دهدشاعر:حبیب الله چابچیان ... ادامه ...

بسیار سالها به سر خاک ما رود - غزل شماره 24 سعدی

بسیار سالها به سر خاک ما رود کاین آب چشمه آید و باد صبا رود این پنجروزه مهلت ایام، آدمی بر خاک دیگران به تکبر چرا رود؟ ای دوست بر جنازه دشمن چو بگذری شادی مکن که با تو همین ماجرا رود دامن کشان که می رود امروز بر زمین فردا غبار کالبدش در هوا رود خاکت در استخوان رود ای نفس شوخ چشم مانند سرمه دان که درو توتیا رود دنیا حریف سفله و معشوق بیوفاست چون می رود هر آینه بگذار تا رود اینست حال تن که تو بینی به زیر خاک تا جان نازنین که برآید کجا رود بر سایبان حسن عمل اعتماد نیست سعدی مگر به سایه لطف خدا رود یارب مگیر بنده مسکین و دست گیر کز تو کرم برآید و بر ما خطا رود ... ادامه ...

ما اهل دلیم و در و بامی نشناسیم | سیدحسن خوش زاد

شرح حال شیعیان علی ابن طالب (ع) ما اهل دلیم و در و بامی نشناسیم از جنس گلیم و جم و جامی نشناسیم ما رهرو عشقیم و جنون مدرسه ی ماست جز ی عشق کلامی نشناسیم دردیست عوامی که دگر چاره ندارد ما یکدله گانیم و عوامی نشناسیم هر لحظه پیامی رسد از سوی نگاری جز دستخط دوست پیامی نشناسیم ما شیعه ی اوییم که از نطفه ی پاکیم ما نطفه ی نا پاک و حرامی نشناسیم این سلطنت عشق فقط لایق مولاست جز آل علی هیچ زمامی نشناسیم صد شکر که بیزار از این پست و مقامیم ما سوته دلان پست و مقامی نشناسیم در دایره ی مذهب و در سیطره ی حق جز سلطه ی نظامی نشناسیم ما نسل غدیریم و پس از رحلت احمد جز حیدر کرار ی نشناسیم ننگ است سر سفره ی هر سفله نشستن جز سفره ی صدیقه طعامی نشناسیم یک ماه کند جلوه و آن مهدی زهراست جز طلعت او بدر تمامی نشناسیم مرغیم به هر شاخه و بامی نشناسیم از روی طمع دانه و دامی نشناسیم خوش زاد اگر صد دله گان ابله و خامند ما پخته از آنیم که خامی نشناسیم سید حسن خوش زاد کانال اشعار آیینی «زائرانه» در تلگرام (کلیک کنید) ... ادامه ...

ذکر شیخ ابراهیم شیبانی رحمة الله علیه

ذکر شیخ ابراهیم شیبانی رحمة الله علیه آن سلطان اهل تصوف، آن برهان بی تکلف، آن زمانه، آن همام یگانه، آن خلیل ملکوت ، آن قطب وقت، شیخ ابراهیم شیبانی - رحمة الله علیه رحمة واسعة - پیری به حق و شیخی مطلق بود و مشار الیه و محمود اوصاف، و مقبول طوایف. و در مجاهده و ریاضت شأنی عظیم داشت و در ورع و تقوی آیتی بود چنان که عبدالله منازل گفت: «ابراهیم حجت خدای است بر فقرا و بر اهل آداب و معاملات و گردن شکن مدعیان است ». و رفیع قدر و عالی همت بود و جدی به کمال داشت و مراقبت بردوام و همه وقتی محفوظ، چنان که گفت: «چهل سال خدمت ابوعبدالله مغربی . در این چهل سال از مأکولات خلق هیچ نخوردم. در این چهل سال مویم نبالید و ناخنم در از نشد و قه ام شوخگن نگشت و در این چهل سال در زیر هیچ سقف ن م مگر در زیر سقف بیت المعمور». و گفت: «هشتاد سال است که به خویش هیچ چیز نخورده ام ». و گفت: «به شام مرا کاسه یی عدس آوردند.بخوردم و به بازار شدم. ناگاه به جایی در نگریستم. خمهای خمر دیدم. گفتند: چه می نگری خمهای می است؟ گفتم: اکنون لازم شد بر من حسبت . درایستادم و خم های می ریختم، و مرد تن زده پنداشت که من سلطانم. چون مرا باز شناخت به نزدیک طولون ... ادامه ...

شعر شمشیر عد ... سرودۀ حمیدرضا طهماسبی

شد دهر به کام جغد و خفّاش در تیر ... وظلام، چندی برشد به مقام ارجمندی هر آدم سفله و چرندی ای ... فریبکار نامرد تا چند پلید و پست و رندی؟ تا فرق سرت به پار ... نی تا ... ... ه غرق بول و گندی زهری تو به جام زیردستان بر کام سران خویش قندی یک گوشۀ مملکت گرفتی با رشوه و رانت و قاپ بندی ای خودسر خود فروش مکار بشنو ز جناب بنده پندی مپسند برای دیگران نیز آن را که به خود نمی پسندی تا کی به سرت هوای طغیان تا کی به غرور و خودپسندی سرمست مقام و پست و جاهی غرق ولعیّ و آزمندی آن را که گرفت پرّ وب ... امروز دگر نمی پسندی روزی به ... زاده داوود امروز به لندن و هلندی با بیل و گلنگ بیش خواهی خود چالۀ گور خویش کندی روزی به هلاک خواهی افتاد خوش باش بدین روال چندی وقت است که هر زمان بیافتی در قعر زمین از آن بلندی مردان وطن پرست رفتند امثال کریم خان زندی مکیال مطفّفین ببینید در قالب نوع بسته بندی داروغه کجاست تا ببیند؟ ... ان بدون قفل و بندی شمشیر عد ... علی(ع) کو؟ وان محکمۀ خدای وندی تا حقّ من و شما ب ... رد زین شیوۀ گرگ و ... ی ... ادامه ...

محرم

محرم آمد باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است بازاین چه رستخیز عظیم است کززمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمیداز کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم هست وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد کای مونس ش ... ته دلان حال ما ببین ما را غریب و بی ... و بی آشنا ببین اولاد خویش را که شفیعان م ... ند در ورطهٔ عقوبت اهل جفا ببین در خلد بر حجاب دو ... آستین فشان واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین نی نی ورا چو ابر ... وشان به کربلا طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکهٔ کربلا ببین یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رس ... به باد داد خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانهٔ طاقت ... اب شد خاموش محتشم که از این حرف سو ... ک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد خاموش محتشم که از این شعر خونچکان در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد خاموش محتشم که از این نظم گریه خیز روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد خاموش محتشم ک ... ادامه ...

فال حافظ برای این سخن تائب در صخا

با این دلاور روستایمان گلستان می شود (تائب) این هم فال حافظ که برای این سخن ناب تائب گرفتم که در اوج صداقت و ایمان و فداکاری دلاورانه صخا را افتتاح تا با جذب و جلب ستاره های مشهور دنیا روستایم را گلستان کنم و در اوج علم و عرفان سربلند و سرافراز شوم و همه را خوشجال کنم عهدی را که درگذشته بسته اید و به قول هائی که داده اید علیرغم پیمان شکنی دیگران باز هم پایبند هستید قسم خورده اید تا قیامت عهد خودتان را نشکنید هرچند که ممکن است همگان به شما سخت بگیرند از هنرتان استفاده کنید تا قدر جوانیتان را بدانید از فتنه و آشوب پرهیز کنید بزرگان به شما کمک می کنند خیز تا قه صوفی به ابات بریم شطح و شامات به بازار افات بریم سوی رندان قلندر به ره آورد سفر دلق بسطامی و سجاده طامات بریم تا همه خ ان جام صبوحی گیرند چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم تو برکنکره عرش زنیم علم عشق تو بربام سماوات بریم خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا همه برفرق سر از بهر مباهات بریم ورنهد در ره ما خار ملامت زاهد از گلستانش به زندان مکافات بریم حافظ آب رخ خود بردر هر سفله مریز حاجت آن به که برقاضی حاجات بریم خداوند دعای ما را در حق فرزندانمان مس ... ادامه ...

کاندرین کشور گ رشک سلطانی بود ..

اگر دو سال پیش بود، حتما کمکش می . اوا ب، به داروخانه رفته بودم. جلوی در، خانمی جلویم ایستاد و شروع کرد به ناله. که پول لازم است و دستگاه ک را خورده و .. نگذاشتم ادامه دهد و راهم را ادامه دادم تا به ماشین برسم! در راه فکر می که اگر دو سال پیش بود حتما کمک می ش. رویّه ای که این سال ها داشته ام این بود که در هرح دستگیری کنم از ضعفا. یا راست می گویند که باید کمک کرد، و یا دروغ می گویند که بیشتر باید کمکشان کرد. اینقدر وضعش بد است که مجبور است دروغ هم بگوید. نه در ایران، که در تمام کشورها رویّه ام این بوده. مثلا با رفیقی در خیابان های شانزه لیزه قدم می زدیم. یک خانم محجّبه پیش آمد و درخواست کمک کرد. به احترام مسلمان بودنش، رد ن ش. رفیقم طعنه زد که این گداپروری است. نپذیرفتم. در صدر هم دو نوع نیازمند بوده است که یکی از دیگران می خواسته است و دیگری ابراز نمی کرده و به تعبیر قرآن کریم از ظاهرشان هم نمی توانی پی به نیازمندی شان ببری. به هر دو باید کمک کرد. به دوّمی بیشتر. ولی از آن زمان که ایران آمده ام فهمیده ام دسته ی دیگری هم هست. اغنیاء فقیرنمای وقیح. انی که نیاز ندارند و با گ تجارت می کنند. شغل شان اینست. درآمد خو ... ادامه ...

فال حافظ برای این سخن تائب در صخا

با این دلاور روستایمان گلستان می شود (تائب) این هم فال حافظ که برای این سخن ناب تائب گرفتم که در اوج صداقت و ایمان و فداکاری دلاورانه صخا را افتتاح تا با جذب و جلب ستاره های مشهور دنیا روستایم را گلستان کنم و در اوج علم و عرفان سربلند و سرافراز شوم و همه را خوشجال کنم عهدی را که درگذشته بسته اید و به قول هائی که داده اید علیرغم پیمان شکنی دیگران باز هم پایبند هستید قسم خورده اید تا قیامت عهد خودتان را نشکنید هرچند که ممکن است همگان به شما سخت بگیرند از هنرتان استفاده کنید تا قدر جوانیتان را بدانید از فتنه و آشوب پرهیز کنید بزرگان به شما کمک می کنند خیز تا قه صوفی به ابات بریم شطح و شامات به بازار افات بریم سوی رندان قلندر به ره آورد سفر دلق بسطامی و سجاده طامات بریم تا همه خ ان جام صبوحی گیرند چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم تو برکنکره عرش زنیم علم عشق تو بربام سماوات بریم خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا همه برفرق سر از بهر مباهات بریم ورنهد در ره ما خار ملامت زاهد از گلستانش به زندان مکافات بریم حافظ آب رخ خود بردر هر سفله مریز حاجت آن به که برقاضی حاجات بریم خداوند دعای ما را در حق فرزندانمان مس ... ادامه ...

انتشار مجله فایل شعر (10)

مجله فایل شعر در مرداد 96 توسط نشر کالج منتشر شد. مجله فایل شعر 10 سرمتن: شعر امروز فارسی پر از آینه ست اما آینه نیست، در آن خودت را نمی بینی، مثل سینمای ایرانی که ارتجاع را اکران می دهد و جز تباهی در آن نمی بینی. الم شنگه ای در فضای شعر فارسی راه انداخته اند. میان مایه ها همه با هم کورس گذاشته اند تا با تیراژ دویست تایی به چاپ چندم برسند. همه می خواهند مثل سینمایی ها پرطرفدار باشند و ناگزیر شعر را که هنر الیت است به ساده و سطحی آلوده کرده اند. طی قرن ها، بالا و پایین بسیار داشته شعر فارسی اما هرگزاهرگز سفله پرور نبوده، میدان را به طور کامل به رجاله ها واگذار نکرده، دائم زبان در آن کارگرانی سخت گیر بوده و هرگز تن به ساده­گی و بلاهت نداده پس محال است تن به ذلّتی دهد که اتاق های فکر آرزویش را دارند. ساده نویسی فنّ مزدوری ست و مزدورها این روزها همه شاعرند، شاعرانی که در شعرشان داستانک می نویسند تا بدل به سینمای تباهی شود. ادامه مطلب ... ادامه ...

معانى بلند عبارات و الفاظ ...

نـمازگزار با گفتن (الله اکبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شکند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابلیس و جاذبه هاى مادى مى کشد. بـا گفتن (بسم الله) به کار خود قداست و کرامت مى دهد و در خود تـوکـل و وابستگى به قدرت غیبى را ایجاد مى کند و به دنیا اعلام مـى کـنـد قدرتى که من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است. بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت ... و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى کند. بـا (رب العالمین) قدرت لایزال خداوندى را بر تمام جهانیان حاکم مى داند. با (الرحمن الرحیم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى کند. بـا ایـن جمله بیان مى کند که نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه کرده بلکه نعمت هاى معنوى خداوند نیز ما را فراگرفته است. بـا گـفتن (مالک یوم الدین) مسیر و آینده را مشخص مى کند و یاد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى کند. تـا ایـن جـا, ... گزار زمینه براى اظهار بندگى و ابراز نیاز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى کند و بعد از این مرحله با درک عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نیاز خویش مى گوید: (ایاک نعبد وایـاک نـسـتـعـین) تنها مطیع امر تو هستیم نه غلام حلقه به گوش جبارا ... ادامه ...

نوحه ابا عبدالله الحسین(ع)

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین قلب مجروح درون هامان را ببین یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین گرچه شد خورشید ما در ی غیبت ولی می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی* باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا** باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست گر که بگذاریم خویش را تنها به تشویق هوا فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟*** ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم**** که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست ... ادامه ...

نوحه ابا عبدالله الحسین(ع)

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین قلب مجروح درون هامان را ببین یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین گرچه شد خورشید ما در ی غیبت ولی می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی* باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا** باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست گر که بگذاریم خویش را تنها به تشویق هوا فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟*** ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم**** که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست ادامه مطلب ... ادامه ...

20حدیث مهم و اخلاقی از ... رضا(ع)

1- سه ویژگى برجسته مؤمن لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ. مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از ... ش و سنّتى از ... ش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت ... ش، صبر ... در زمان تنگدستى و پریشان حالى است. 2- پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدی « أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ». پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است. 3- نظافت « مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ ... َّنَظُّفُ ». از اخلاق ... ان، ن ... ادامه ...

عشق را جور دیگری میبینم

خب من عشق را جورِ دیگری می دیدم... از اولش هم همین طور بودم! این که مثل یک دکمه ی شُل به پیراهن ی آویزان باشم را دوست نداشتم؛ این که مثل تابلوی راهنما مدام یادآورِ باید و نبایدی باشم را؛ دوست نداشتم... این که...! من می خواستم با هم عبور کنیم؛ گاهی حتی پس و پیش؛ اما در ‏حرکت... من ‏ایستادن را قبول ندارم، من درجا زدن را دوست ندارم، من از هر آنچه که او را از رفتن باز می دارد، بیزارم؛ می خواستم قایق نجات باشم، بال پرواز باشم، چراغ روشنی که از هر جای تاریکی نگاه کند می بیند اش... می خواستم هر جا ایستاد و خسته شد، نوک قله را نشانش بدهم و سرخوشانه پا به پایش بدوم، حتی اگر خودم به هیچ جا نرسم...هیچ وقت تصاحب را یاد نگرفتم! این که بروی با چنگ و دندان یک ی را مال خودت کنی، یک چیزی را به خودت ببندی، دست ی را تنها برای آن بگیری که فرار نکند؛ مگر نه اینکه هر تنها به خویشتنش تعلق دارد، پس ‏جنگ برای چه؟! آدمیزاد بخواهد دلش به ‏ماندن باشد هزار فرسخ هم دور شود، باز هم مانده است...! وقتی ی را دوست داری، باید از خودت بدانی اش... آدمیزاد مگر برای داشتن خودش میجنگد؟! من بلد نیستم بجنگم، سخت ترین روزها را فقط گریه می کنم و فکر می ... ادامه ...

کِی باشد؟

مَن باشم و وِی باشد و مِی باشد و نِی..کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی..مولاناپس نوشت : مَن هستم اما وِی نیست.... ... ادامه ...

حافظانه

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن ن ... ن سلیمان به هیچ نستانم که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدایا که در حریم وصال رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد همای گو مفکن سایه شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد هوای کوی تو از سر نمی رود آری غریب را دل سرگشته با وطن باشد به سان ... اگر ده زبان شود حافظ چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد ... ادامه ...

احمدتوکلی

رو مه آفتاب یزد:موضع احمدتوکلی در باره سلفی موگرینی، زشت تر از کار نمایندگان بودآفتاب یزد نوشت:قضیه سلفی با موگرینی،بهانه ای است که این روزها، جناح اصولگرا به دست آورده، تا به حمله علیه نمایندگان اصلاح طلب بپردازد ،آن هم به خاطر آنکه تنی چند از این نمایندگان سلفی بگیر از فرا یون امید هستند .به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا؛ آفتاب یزد نوشت:قضیه سلفی با موگرینی،بهانه ای است که این روزها، جناح اصولگرا به دست آورده، تا به حمله علیه نمایندگان اصلاح طلب بپردازد ،آن هم به خاطر آنکه تنی چند از این نمایندگان سلفی بگیر از فرا یون امید هستند .تلاش اصولگرایان در القای این که همه سلفی بگیران اصلاح طلبند، در حالی است که تصاویر نشان می دهد، نه از یک جناح خاص بلکه مجموعه ای از فرا یون امید، اصولگرایان رهروان ولایت و ولایی در ع با موگرینی مشاهده می شوند.اما استفاده از لفظ ها ی تند اصولگرایان نسبت به نمایندگان سلفی بگیر حاکی از آن است که این عده می خواهند سلفی بگیران را تنها اصلاح طلبان معرفی کنند و ازهمین روست که سرکوفت ها یشان تمامی ندارد.نمونه این حمله کنندگان، احمد توکلی است که آنچنان وا ... ادامه ...

یتیم خانه ایران و یتیم خواهان ایران

یتیم خانه ایران و یتیم خواهان ایران مشخص نیست سینمای ایران که از ابتدای انقلاب مرکب چموشی برای گفتمان انقلاب ... ی بوده است وعده ای آن را درخدمت انقلاب نخواسته اند چرا اینک آن سینما و این عده ، در برابر ... ی که راوی رنج ومحنت و زخم مام میهن ازخنجر استعمار است همچنان سرگرانی میکنند؟ ... یتیم خانه ایران که مدتی است بر ... اکران رفته موضوعی را دستمایه خود قرار داده است که درکمال تعجب از تاریخ معاصر ایران نه تحریف که حذف شده است . قحطی بزر ... که عامدانه از سوی انگلیس در خلال جنگ جهانی اول به ایران تحمیل شد تا بر اثر آن جمعیتی بالغ بر 8 الی 10 میلیون نفر از هموطنانمان بر اثر شدت گرسن ... و ابتلا به امراض مسری چون وبا در سکوتی دردآور بمیرند و ... ی نباشد که در طول این سالیان پیرامون این واقعه دهشتناک ... که نه چند خطی برصفحه کاغذ درخصوص آن بنویسد. تعجب بران ... ز تر از این فاجعه انسانی که به راستی میتوان بر آن عنوان هولوکاست ایرانی اطلاق کرداین است که اینک که ... ی حاضر شده راوی این روایت شود، درکمال ناباوری این ... هم از سوی مدیران فرهن ... و هم از سوی جریان روشنفکری سینما مهر بی مهری و بایکوت میخورد .اما به راستی چه ... ادامه ...

خشونت

خشونت علیه ... ن همیشه یک چشم کبود و دندان ش ... ته و دماغ خونی نیست...خشونت اضطر ... است که در جان زن است که فکر میکند باید لاغرتر باشدچاق تر باشدزیباتر باشدخوشحال تر باشدسن ... ن تر باشدخانه دار تر باشدعاقل تر باشد...خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشدخشونت آن نق ... است که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد... ... ادامه ...

گر ی عاشق رخسار تو باشد چه کند ؟

گر ی عاشق رخسار تو باشد چه کند ؟طالب ت دیدار تو باشد چه کند ؟شوخی و بی خبر از درد گرفتاری دلدردمندی که گرفتار تو باشد چه کند ؟چه غم از ریش و دل افگار مرا ؟ ریشی که دل افگار تو باشد چه کند ؟قصد جان و دل یاران بود شه توبی دلی کر دل و جان یا تو باشد چه کند ؟ای طبیب دل بیمار، بگو بهر خداکان جگر خسته ، که بیمار تو باشد چه کند ؟گوش بر گفته احباب توان کرد ولیهر که را گوش به گفتار تو باشد چه کند ؟می کند بی تو هلالی همه شب ناله زارناتوانی که دلش زار تو باشد چه کند ؟هلالی جغتایی ... ادامه ...

دیدن خواب جامه مثبت تعبیر خواب جامه

دیدن خواب جامه مثبت تعبیر خواب جامهجن تعبیر خواب - جامهحضرت دانیال گوید: جامه در خواب، ... ب و کار مرد باشد. اگر جامه خود را نیکو بیند، دلیل که ... ب و کار او نیکو شود. اگر جامه بد بیند، دلیل که ... ب و کارش بد شود. اگر پادشاه در خواب جامه خود سیاه بیند، دلیل بر نیکوئی حال او است. اگر رعیت جامه خود سیاه بیند، دلیل بر غم و اندوه است و جامه زرد درخواب، بیماری است و جامه سرخ در خواب، ... می است و توفیق و طاعت، دلیل بر این که جامه ... حله بهشتیان است، آن نیز خوب است. و جامه سفید شسته، ساخت ... کار مردم است و جامه کبود، دلیل بر مضرت است و جامه سوخته، دلیل ... ن است ... از سبب پادشاه و جامه دریده، دلیل ظاهر شدن راز است و جامه پشمین و نمدین و پلاس، جمله دلیل که مال و خواسته او را حاصل شود و جامع مرقع، دلیل بر درویشی و تنگدستی است و جامه چرکین از هر نوع که باشد، دلیل بر اندوه و غم است و جامه کاغذی، دلیل بر ملامت و شناعت کند و جامه که از پوست چها ... ایان است، دلیل بر خیر و منفعت است که بدو رسد جهمه بی درز به شکل کفن، دلیل که شغلهای وی در دین تمام شود و عرش به آ ... رسیده باشد. اگر بیند پوست ... پوشیده است، دلیل که عز وجاه یابد. ابراه ... ادامه ...

فکر کن

فکر کن قهوه بنوشی ته ف باشد بعد از این دیدن او فرض مح باشداز خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟گریه ات باعث تکرار سو باشدچمدان پرکنی خاطره ها را ببری ع هایش همه عمر وب باشد روز و شب قصه ببافی که تو را می خواهد باز پیچیده ترین شکل خی باشدتوی تنهایی خود فکر مسکن باشی قرص اعصاب فقط شامل ح باشد" ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری "قسمت ما نشد این عشق ، حل باشد .... علی صفری ... ادامه ...

ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا

ابوعلی سینا می گوید: ی که عهده دار تربیت ک ن می شود باید حداقل این خصوصیات را دارا باشد: 1- دمند باشد 2- دیندار باشد 3- آشنا با تربیت کودک باشد 4- باوقار و سنگین باشد 5- با مروت باشد 6- پاکدامن باشد 7- نظیف باشد 8- راه معا را بداند ... ادامه ...

فریاد سکوت

وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشدباید که تو را فاطمه مادر شده باشد...جز بر در این خانه ندیدیم ... تتقسیم میان دو برادر شده باشدخورشید سفالی ست که در سیر جمالیاز بوسه بر این گونه منور شده باشدبو می کشم ایام تو را، باید از اخلاقیک تکه ی تاریخ معطر شده باشدای حوصله ی محض! چه تشبیه سخیفی ستبا حِلمَت اگر کوه برابر شده باشدبا این که قضا دست تو را بست ندیدیمجز آن چه بخواهی تو مقدّر شده باشداز عمر تو، یک روز جمل آیه ی فتح استبا صلح اگر مابقی اش سر شده باشدفریاد سکوت تو چه آهنگ رسایی ستشاید پس از آن گوش جهان کر شده باشد...خون جگرت ریخت نه در تشت که در دشتداغ گل سرخی ست که پ ... ر شده باشد...آن چشم که گریان نشود روز قیامتچشمی ست که از غصه ی تو تر شده باشدباور نتوان کرد که خاکی ست مزارتجز آن که ضریح تو کبوتر شده باشد...#هادی_جانفدا ... ادامه ...

بگذار یوسف تا ابد در چاه باشد

بگذار یوسف تا ابد در چاه باشدحتی زلیخا بعد از این خودخواه باشدمرداب خواهد شد در آ سرنوشتِرودی که در فکرش خیال ماه باشدقدر سکوت بغض هایش حرف داردمردی که بین خنده هایش آه باشد!ای کاش نفرینم کنی آهت بگیردبعد از تو باید زندگی کوتاه باشدپایان راه "هفت شهر عشق" یعنیزانوی عاشق با سرش همراه باشدبعد از تو باید آنقدر بی بمانمتنها خدا از درد من آگاه باشدوقتی زلیخایی نباشد چاره ای نیستبگذار یوسف تا ابد در چاه باشد"علی صفری" ... ادامه ...

از دیگران

خب من عشق را جورِ دیگری می دیدم... از اولش هم همین طور بودم! این که مثل یک دکمه ی شُل به پیراهن ی آویزان باشم را دوست نداشتم؛ این که مثل تابلوی راهنما مدام یادآورِ باید و نبایدی باشم را؛ دوست نداشتم... این که...! من می خواستم با هم عبور کنیم؛ گاهی حتی پس و پیش؛ اما در ‏حرکت... من ‏ایستادن را قبول ندارم، من درجا زدن را دوست ندارم، من از هر آنچه که او را از رفتن باز می دارد، بیزارم؛ می خواستم قایق نجات باشم، بال پرواز باشم، چراغ روشنی که از هر جای تاریکی نگاه کند می بیند اش... می خواستم هر جا ایستاد و خسته شد، نوک قله را نشانش بدهم و سرخوشانه پا به پایش بدوم، حتی اگر خودم به هیچ جا نرسم... هیچ وقت تصاحب را یاد نگرفتم! این که بروی با چنگ و دندان یک ی را مال خودت کنی، یک چیزی را به خودت ببندی، دست ی را تنها برای آن بگیری که فرار نکند؛ مگر نه اینکه هر تنها به خویشتنش تعلق دارد، پس ‏جنگ برای چه؟! آدمیزاد بخواهد دلش به ‏ماندن باشد هزار فرسخ هم دور شود، باز هم مانده است...! وقتی ی را دوست داری، باید از خودت بدانی اش... آدمیزاد مگر برای داشتن خودش میجنگد؟! من بلد نیستم بجنگم، سخت ترین روزها را فقط گریه می کنم و فکر می ... ادامه ...

یادم باشد همه این ها را...

یادم باشد دیگر به حرف ها اعتماد نکنم... یادم باشد طوطی صفتان را دور نگه دارم... یادم باشد به هر ... همان اندازه احترام بگذارم که ظرفیتش را در او می بینم! یادم باشد روی پای خودم بایستم بی کمک حرافان بی عمل! یادم باشد که چقدر امروز دمغم! یادم باشد به راه خویش بروم که هرچیز کارمای خودش را دارد... یادم باشد که هر چیز به وقت خودش و در زمان مناسب اتفاق می افتد... خیلی چیزها را باید به یاد داشته باشم... ... ادامه ...

به خدا که کشتن سرباز، ابدا هم هنر نمی باشد

از برای حفظ این کشور، هر که را جگر نمی باشدهر ی شبیه آن سرباز، عشق میهن بسر نمی باشدبوده آرزوی مادرش اینکه، که پسر را شبی کند دامادهرگز از غصه دل مادر، هر ی را خبر نمی باشدطبق فرموده رسول الله، حب کشور نشانه دین استهر که از دلش وطن رفته، دین او ثمر نمی باشدبه خدا که کشتن سرباز، ابداً هم هنر نمی باشدمثل سرباز بازی شطرنج، زدن آن هنر نمی باشدمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

محو چشمان او شوی اما،در دلت ابر گریه آوری باشد

درد یعنی او که عاشقش هستی، سهم فرد دیگری باشداو به دل عاشق تو هم باشد، این خودش درد بدتری باشدهر شبت پر از غمش باشی، او ولی از تو بی خبر باشدآنقدر عاشقش بمانی که، سایه اش پشت هر دری باشددر شب عروسی اش باشی، خیره بر غم دو چشمانشمحو چشمان او شوی اما،در دلت ابر گریه آوری باشددر غروب ساحل بوشهر، اشک تو مثل دریا شود آن دمچشم تو از غم عزیزت باز، مثل یک شهر بندری باشدبر دلت غصه ها شود آوار، آن زمانی که پیش چشمانتآنکه عاشقت بوده و تو هم هستی، سهم فرد دیگری باشدمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

ای کاش ی باشد که مرا بلد باشد...

دلم میخواست ی باشد که مرا بلد باشد بلد بودن مهم تر از عاشق بودن،یا حتی دوست داشتن است ی که تورابلد باشد باتمام پستی بلندی هایت کنار می آید میداند کی سکوت کند کی کی نگاهت کند کی سرت داد بزند و کی در اوج عصبانیت ،محکم در آغوشت بگیرد کاش ی باشد که مرا بلد باشد ... ادامه ...

باشد.

گر او بخودم بقا دهد خوش باشد در بیخودی ام لقا دهد خوش باشد من خود کشم انتظار وصلش لیکن گر حضرت او رضا کند خوش باشد عین القضات همدانی ... ادامه ...

تسلّی و سلام*

تاریخ معاصر ایران را که نگاه می کنم، شبیه ترین برهه ی زمانی به وضع کنونی را روزگار پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می یابم. امروز ما زیر مشت و لگد زمانمان همان طوری درد می کشیم که روزگاری پدران و مادرانمان در روزهای بعد از کودتا می کشیدند. آن بی پناهی مطلق که در صفحات تاریخ ترسیم شده بسیار نزدیک به بی پناهی ماست. دستمان به هیچ جایی بند نیست. نه ظن خیر به داخلی ها می توانیم برد و نه خارجی ها. لحظات کمیابِ به آغوشِ هم رفتن هایمان هم از ترس است؛ می ترسیم اگر همدیگر را سفت بغل نکنیم، دریده شویم. در میان شعرای عصر پس از کودتا، مهدی اخوان ثالث چیز دیگری است. زمستان، کاوه یا اسکندر، و کتیبه را انگار در همین عصر و برای همین نسل گفته باشد. اینجا امّا می خواهم ذکری از یک قصیده ی عاشقانه ی کنم که پس از حصر خانگیِ محمد مصدق در احمدآباد، شاعر ما آن را سروده و به «پیرمحمد احمدآبادی» تقدیمش کرده. کمتر شعری در تاریخ ادبیات فارسی است که به اندازه ی این شعر دوستش بدارم. دیدی دلا که یار نیامد گَرد آمد و سوار نیامد بگداخت شمع و سوخت سراپای وان صبحِ زرنگار نیامد آراستیم خانه و خوان را وان ضیف نامدار نیامد دل را و شوق را و ت ... ادامه ...

حرامم باد

حرامم باشداگر با داشتن عشقی چون تواگر بعد از دل بستن به توچشمانم جای دیگر چرخیده باشددلم حوالی دلی دیگر دل دل کرده باشدقلبم تپش هایش برای غیر تو بوده باشدذهنم ی غیر تو را مرور کرده باشدحرامم باشدیادت نرودمن از سر عشق با توامآ تو نمیدانیآدم یکی مانند تو را داشته باشددیگر حواسش جای دیگری نمیرودسیما خانی ... ادامه ...

تسلّی و سلام*

تاریخ معاصر ایران را که نگاه می کنم، شبیه ترین برهه ی زمانی به وضع کنونی را روزگار پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می یابم. امروز ما زیر مشت و لگد زمانمان همان طوری درد می کشیم که روزگاری پدران و مادرانمان در روزهای بعد از کودتا می کشیدند. آن بی پناهی مطلق که در صفحات تاریخ ترسیم شده بسیار نزدیک به بی پناهی ماست. دستمان به هیچ جایی بند نیست. نه ظن خیر به داخلی ها می توانیم برد و نه خارجی ها. لحظات کمیابِ به آغوشِ هم رفتن هایمان هم از ترس است؛ می ترسیم اگر همدیگر را سفت بغل نکنیم، دریده شویم. در میان شعرای عصر پس از کودتا، مهدی اخوان ثالث چیز دیگری است. زمستان، کاوه یا اسکندر، و کتیبه را انگار در همین عصر و برای همین نسل گفته باشد. اینجا امّا می خواهم ذکری از یک قصیده ی عاشقانه ی کنم که پس از حصر خانگیِ محمد مصدق در احمدآباد، شاعر ما آن را سروده و به «پیرمحمد احمدآبادی» تقدیمش کرده. کمتر شعری در تاریخ ادبیات فارسی است که به اندازه ی این شعر دوستش بدارم. دیدی دلا که یار نیامد گَرد آمد و سوار نیامد بگداخت شمع و سوخت سراپای وان صبحِ زرنگار نیامد آراستیم خانه و خوان را وان ضیف نامدار نیامد دل را و شوق را و ت ... ادامه ...

عشق ولایت

برلبان نام علی عشق ولایت باشد/گه اک غدیراست وسعادت باشد/حب او زینت قرآن و کلام احمد/شیعه تاروز جزا پر زعنایت باشد/یاوربهر ولایت نبی و فاطمه بود/کربلابهر ولی اوج رشادت باشد/از ازل تابه الستش همه مدیون علی است/عیدما لطف خدا سوی ت باشد/حضرت و هم مولاشد/برجبینش بنگر شورعبادت باشد/یوسف فاطمه الگوی همه اهل ... ادامه ...

توجهت یک جا باشد

حاج صاحب عضد الله می گوید: مرحوم آیت الله کشمیری به من گفت : شما باید توکلتان به خدا قرص و محکم باشد گفتم : چطور آقا؟ گفت : قلبت ، توجهت ، یک جا باشد نه همه جا فقط خداتوجهت راست باشد ، مستقیم باشد ، صادق باشد ، صادقانه .... شیدا صفحه 74 ... ادامه ...

برکات سوره یاسین

صلی الله علیه و آله وسلم به المؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان که در آن ده اثر است: هر که آن را قرائت کند: 1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛ 2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛ 3) اگر باشد، پوشانیده گردد؛ 4) اگر عزب باشد، ازدواج کند؛ 5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛ 6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛ 7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛ 8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛ 9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینکه خدا بر او آسان گیرد؛ 10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا کند. ... ادامه ...

غزل خوب است در وصف المؤمنین باشد

خدا می خواست تا تقدیر عالم اینچنین باشد ی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشدخدا در ساق عرش خویش جایی را برایش ساختکه حتی ماورای دیده ی روح الامین باشدخدا می خواست از رخساره ی خود برداردخدا می خواست تا دست خودش در آستین باشدعلیٌّ حُبّهُ جُنّه ، قسیمُ النّار والجَنّهخدا می خواست آن باشد، خدا می خواست این باشدعلی را قبل از آدم آفرید و در شب معراجبه پیغمبر نشانش داد تا حقّ الیقین باشدبه جز نام علی در پهنه ی تاریخ نامی نیستکه بر انگشتر پیغمبران نقش نگین باشدبه جز او نیست دستاویز محکم در دل طوفانبه جز او نیست وقتی صحبت از حبل المتین باشدمرا تا خطبه های بی الف راهی کن و بگذارکه بعد از خطبه ی بی نقطه ی تو نقطه چین باشدمرا در بیت بیت شعرهایم دستگیری کنغزل های تو بی اندازه باید دلنشین باشدغزل لطف خداوند است، شاعرها خبر دارندغزل خوب است در وصف المؤمنین باشد احمد علوی ... ادامه ...

یادم باشد......

یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد... خطی ننویسم که آزار دهد ی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است ....وتنها دل ما دل نیست.... یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر ؛ و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم.... یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم.... یادم باشد از چشمه درسِِ وش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن.... یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ..... یادم باش ... ادامه ...

به خدا که کشتن سرباز، ابدا هم هنر نمی باشد

از برای حفظ این کشور، هر ی را جگر نمی باشدهر که را همچو آن سرباز، عشق میهن بسر نمی باشدمنتظر بوده مادر سرباز، که پسر را شبی کند دامادهرگز از غصه دل مادر، هر ی را خبر نمی باشدطبق فرموده رسول الله، حب کشور نشانه دین استهر که از دلش وطن رفته، پس ز دین هم اثر نمی باشدبه خدا که کشتن سرباز، ابدا هم هنر نمی باشدمثل سرباز بازی شطرنج، زدن آن هنر نمی باشدمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

عطر نرگس

سلام علی آل یاسین... چه خوش است دل ز بند تن و جان رهیده باشد و به اذن حضرت عشق ، ز قفس پریده باشد قلمم خیال دارد به هوایتان ببارد اگر از ریا نباشد ... وگر اشک دیده باشد دل خسته و صبورم به فرج امید دارد و مباد روزی آید ، ز تو دل بریده باشد چه خوش است نم نم عشق ، ز کلامتان ببارد سحری که عطر نرگس به جهان چکیده باشد گل من ... ! روا نباشد ، همه یاسهای این باغ به هوای انتظارت قدشان خمیده باشد به چه کار آید این چشم،..؟! که نبوده محرم یار گله دارم از دو چشمی که رخت ندیده باشد منم آن کبوتری که پر و بال زخمی اش را به غبار جمکرانت به شفا کشیده باشد ببرم دو بال خود را شب های حسرت به مزار هر شهیدی که به خون تپیده باشد و دوباره آمد من و نامه ی تباهم چه کنم که این سیاهی ثمرش سپیده باشد ..!؟ دل من س امشب به دیار کربلا … دل به گمانم این غزل هم به حرم رسیده باشد.... الهم عجل لولیک الفرج ماس دعای فرج ... ادامه ...

شده باشد

شده که کل جهان با تو فقط بد شده باشد؟ حجم یک بغض به پشت نفست سد شده باشد؟ شده که در دل یک کوچه ی بن بست ببینیش رو بگرداند و با خیره سری رد شده باشد؟ شده که دور و برت از همه باشد و اما دل تو ، غیر همان از همه د د شده باشد؟ شده پشت تلفن اشک بریزی و ولیکن شده انگار جوابت ، بوق ممتد شده باشد؟ حرف آ شده در عمق دلت جای نگیرد؟ شده دلتنگیت آنقدر ، که بی حد شده باشد؟ شده که سهم تو از او بشود خاطره ای چند؟ به غزل میخورد انگار که شاید شده باشد! #محمد_لالوی ۲۶/۱۲/۹۵ ... ادامه ...

مترسک ساختم تا پاسبان منم باشد

مترسک ساختم تا پاسبان منم باشدنه اینکه شانه هایش تکیه گاه دشمنم باشد!لباسم را تنش ، کلاهم را به او دادمکه شاید قدر دان زحمت آهنم باشدگمان حتی ن شاید آن اهریمن بدخوبه من نزدیکتر از دکمه ی پیراهنم باشد!خودم که بردوشش کلاغی دیدم و رفتم!که ترسیدم گناهش تا ابد بر گردنم باشدندانستم که بار این گناه آسانتر است از آنکه عمری لکه ی این ننگ نقش دامنم باشد!...مترسک ساختم در دردسر افتاده ام اماگمانم چاره اش دست اجاق روشنم باشد!"حسین جنتی" ... ادامه ...

عشق ولایت

برلبان نام علی عشق ولایت باشد/گه اک غدیراست وسعادت باشد/حب او زینت قرآن و کلام احمد/شیعه تاروز جزا پر زعنایت باشد/یاوربهر ولایت نبی و فاطمه بود/کربلابهر ولی اوج رشادت باشد/از ازل تابه الستش همه مدیون علی است/عیدما لطف خدا سوی ت باشد/حضرت و هم مولاشد/برجبینش بنگر شورعبادت باشد/یوسف فاطمه الگوی همه اهل ولاست/حضرتش حجت تا روز قیامت باشد/ ... ادامه ...

سفری خواهم رفت

سفری خواهم رفت؟سوی اقلیم وفادیاری که عشق اذانش باشدآنجا خود عشق اذن و نه به اذن شک و تردید وحساب و کت باشدسفری خواهم رفت؟ سرزمینی که مهر بر سجاده دلدادگی خواهد بودمحرابش نه به یاد که با یار باشدسفری خواهم رفت؟آنجا که ناخدا با عاشقانه خدایش باشدسفری خواهم رفت؟جائی که یار نه در هجر که همراهش باشدسفرم خواهم رفت؟دلخوشی به دمی با همدمییا که بشکنیم زندان غم جایی که دلدادگی نیست کمسفری خواهم رفت؟شاید با تو ای رویای جاودان منتو را گویم ای همه یاد و یار منسفری خواهم رفت؟جایی که عشق مسیر و مقصدش باشدسفری که دل با تو دلدار و ه نش باشدسفری خواهم رفت؟کاش مقصود و مرادش عشق و تنها عشق باشدسفری خواهم رفت ز این دم تا آن سوی ابدبا دلم که تو را خواند ز کنون تا ابد ... ادامه ...

سفله پرور کیست؟

dəstək kimdir?təəssüf ki, ya da xoşbəxtlikdən, düşmənlərimiz bir şeyi tənqid edirlər: onlar öz təsisçiləri idi! buna görə imam səccad deyir: "allahımıza şükür et ki, biz düşmənlərimizi bütlərdən etdik!" demokratiya və əksəriyyət özlərini səsləndirirlər, amma indi əsəddən azlıq dinləmək üçün səs çoxluğu ilə ayrılmasını istərlər. son dövrlərdə dr. sorouş onu mektubumuzdakı ən görkəmli professorlardan biri hesab etdi. soruşumu quluma çatdırdığımda, bilirəm ki, onun başı deyil, dəlilik başçısı vəhoqqabazlıqdır! buna görə də biz onu dairədən çıxardıq. əlbəttə, onlar tədris 63 müəllim hazırlığı, hətta məzunu özüm üçün, tədris xəbərdarlıq etmədən, bəzi universitetlərdə öhdəliyin yalnız bir neçə var, onda giriş 63 bütün uşaqlar üçün qisas ilk giriş var idi bir başqa istisna deyil! çıxdığına görə, o, özünə xəyanət edənlərdən biri idi. sonra xaricə getdiyimizi eşitdik. həmin dövrdə tarbiyat modaris universiteti yeni yaradılmış və yalnız magistr dərəcəsi almışdır. onun adı gələcək professorların qaldırıldığı müəllimlər təlimi məktəbi idi. əlbəttə, o dövrdə dr. ardakani vəbaşqaları öyrətdi. çünki mədəniyyət inqilabı universitet bağlanıb və biz, çünki sonra motahari ifadə imam xomeyninin, şəhid mütəhhəri fakültəsinin propaganda office qolu islam dərsləri ideyalar bütün universitetlər yerləşdirilmişdir adlandırılmışdır. indi o belə bir məktub yazdıqca, yad radiolar bu məsələyə daha da yaxınlaşdı! sonra bu axmaqlar eyni gündə bir kitab təqdim edəcəklər: başlıq meydanı boşaltmağa təşviq edir! eric barger, əskik nəfəs çuxurunun yazıçısı ... ادامه ...

چه ... انی ک ... د مناسب کاشت مو به روش fit هستند؟

روش fit روش نوین برداشت وکاشت مو می باشد و کم کم در حال باز ... جایگاه خود می باشد اما هنوز روش اصلی fut می باشد و بیمار در مرحله اول ک ... د fut می باشد.ودر درجه دوم و در شرایط خاص fit توصیه می شود. موارد اصلی fit را ذکر می کنم : 1.اگر بیمار تمایل به fut ندارد و می خواهد fit انجام دهد و هیچ دلیل منطقی وجود ندارد باز جراح کاشت مو موظف به انجام fit می باشد. ... ادامه ...

070.یک نفر باید باشد

در زندگی هر باید یک نفر باشد؛مرد و زن بودنش مهم نیست،فقط باید یک نفر باشد... یک آدم،یک دوست،یک همدم،یک رفیق،یک نفر که جویای ح باشد،نگرانت باشد،تو را بهتر از خودت بشناسد،یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی حالم بد است... شنیدن همین یک جمله کافیست تا کار و زندگی اش را تعطیل کند و خودش را به تو برساند... آ خوشبختی است یک نفر در زندگیت باشد،که تنها نباشی... ... ادامه ...

... سوانت را بپیـــچ این بار دور گردنــــم

انتهــــای شک اگـــر انکار باشد بهتــر استهر خطای فاحشی یک بار باشد بهتر استمهر ... را بی گدار از قلب خود بیرون نکنقبل هـــر ا ... اج اگر اخطار باشد بهتر استهر که می خواهد به دست آرد دلی از سنگ رادر کنــــار صدق اگــــر مکار باشد بهتــــــر استبیم خواب آلود ... دارد مسیر مستقیـمراه اگر پ ... یچ و ناهموار باشد بهتر استروبروی خانه وقتی هرزه چشمی خانه کردجای چشــــم پنجره دیوار باشد بهتر استبوسه با اکراه شیرین تر از آغوش رضاستگاه جـای اختیـــار اجبار باشد بهتــر استبوســه هــــای مخفیانه غالبا شیریـــــن ترند ... دست اگر در کار باشد بهتر استدر کنارم در امانـــی از گـــــزند روزگارگل میان بازوان خار باشد بهتر است ... سوانت را بپیـــچ این بار دور گردنــــمگاه اگر ... در انظار باشد بهتر استتا ب ... ری پاسخت را خیره در چشمم شدیگاه پرسش هرقَدَر دشوار باشد بهتـر استچشم عاشق چون نداند قدر روز وصل رادائمـــا در حسرت دیدار باشد بهتر استشکوه های کهنه اما چــون لحافـــی چرکمُردبعد از این هم گوشه ی انبار باشد بهتر استقیمت دنیــــای جاویدان بهای مرگ نیستزند ... تنها همین یک بار باشد بهتر است"اصغر عظیمی مهر" ... ادامه ...

برف خوب است یا بد؟!

یادداشتی از محمود معظمی ❄️ برف خوب است یا بد؟ نمی دانیم! اگر بهمن باشد که افتضاح است! آسیب خواهید دید. بستگی دارد شما چه ی و در چه موقعیتی باشید. اگر خانه تان در یک کوچه باریک باشد و برف سنگینی آمده باشد و باید به سر کارتان بروید، ماشینتان روشن نخواهدشد، شیشه یخ زده است، سقف خانه چکه می کند و... حتماً شاکی خواهید شد که چه وقت برف آمدن است!!! ⛷ حالا اگر موقعیت عوض شود... خانه گرم باشد، برف سنگینی باریده باشد، کنار پنجره نشسته ... ادامه ...

جنگ سرخ و شیرین

جنگ اگر با لب و دهن باشد با حریفی که یار من باشد برد اگر کوچک است حرفی نیست باخت باید کمر شکن باشد! اردیبهشت ۹۶ پی نوشت: چرا اینجا خلوت تر از همیشه است؟ ... ادامه ...

تقدیم به م عان حرم

فرقی ندارد اهرمن از هر رقم باشدیا آن سلاحش کشتن و اندوه و غم باشدایران نمی یابد گزندی از پلیدی هاتا زنده بر خاکش ف در حرم باشدمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

شرکت پرشین آسانسور

شرکت پرشین آسانسور خدمات ٢٤ ساعته ارائه می دهد.با ٩ سال سابقه کار در قائم شهر با مدیریت ... یوسفی می باشد.انواع لوازم آسانسور با بهترین کیفیت و نازلترین قیمت می باشد.یک بازار یاب دارد که در سطح شهر مشغول به بازار ی ... می باشد.پرشین آسانسور کار نصب ....اجرا......و راه اندازی انواع آسانسور را انجام می دهد.هم سانسور های کششی هم آسانسور های هیدرولیک.این دفتر واقع در قائم شهر خیابان بابل -چهار راه نظامی-نرسیده به شیرینی سرای عسل می باشد.ساعات کار از ٩ صبح تا ٩ شب تمام وقت مى باشد.قیمت ها بست ... به تعداد طبقات و لوازم انتخ ... می باشد کار ها تا گرفتن پروانه استاندارد بر عهده این دفتر می باشد.کار ها تضمینی و بدون خطر و مشکلی می باشد. ... ادامه ...

روبروی پنجره

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است من به دنبال ی بودم که "دلسوزی" کند همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است! خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش ز له است از همان روز نخست آوار باشد بهتر است گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است ... ادامه ...

غدیر

مولا، خلف نبی رحمت باشد ایوان نجف قبله ی حاجت باشد دلها همه چون رشته ی تسبیح شوند وقتی که علی(ع) نماد وحدت باشد علی نانداری(متین) ... ادامه ...

غزلی زیبا از مهدی فرجی:

می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد روزی که پشتم مثل پشت کوه خم باشد با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد می گویم از روزی که خوردم حرفهایم را ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد روزی که گریان از خیابان آمدی گفتی نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد یادت می آرم گفتی امید بهاری نیست وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت روزی برای ک نت مغتنم باشد میخواستم از بوسه بنویسم هراسیدم توی کتابم بیتی از این شعر کم باشد ... ادامه ...

فرصت نشدش گویم من عاشق تو هستم

هر لحظه شدم خندان بین خودمان باشددر شدم گریان بین خودمان باشدبر روی مه شیشه با غصه نوشتم منویران شده ام ویران بین خودمان باشددر شر شر هر باران با و گفتم منباریده به من باران بین خودمان باشدهر جا که شدم دلتنگ لبخند زدم امادر شدم نالان بین خودمان باشدفرصت نشدش گویم من عاشق تو هستماین درد و غم سوزان بین خودمان باشدمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

یادمان باشد...

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ، وقت پ ... ر شدنش سوز و نوایی نکنیم... یادمان باشد سر سجاده عشق برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد امروز خطایی نکنیم، گرچه در خود ش ... تیم ص ... نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم. [یاد داشت های جالب] ... ادامه ...

بازگشت

بازگشت همانند سفر به اعماق است چه زمین باشد،چه دریا باشد،چه آسمان باشد،چه تاریخ باشد،چه زمان و .... اما با این حال ... اب بر میگردیم به حال ... ابخود تا شاید هنوز هم نو رتابانی از پهنه افق بر چشمانمان بتابد و اندکی بر سختی دوران های گذشته تسکین بخشد مگر میشود عمر را باز پس گرفت از زمان نه نمی شود پس همان نیم نگاهی به گذشته فقط شاد مان میکند...... ... ادامه ...

مخصوصا که نیمه شب باشد

دلِ تنگ، نمی تواند خودش را بسپارد به درس خواندن هرچقدر هم که انبوه درس نخوانده باشد! هرچقدر هم که آن درس ها را دوست داشته باشد... ... ادامه ...