دنیای متفاوت یه پسره مغرور



داستان ج کبوترعاشق

یک روز دختر پسری باهم اشنا می شوند عاشق نبودن بودن اما دختر خسته شده بود به بدبختی از پسره جدا می شود اما پسره تنها بود دونبال دختره بود دختره خطشو عوض میکنه یک سال میگذره دختره نامزد میکنه پسره با ه رفیق می شود یک روز خواهر پسره که رفیق شیش دختره بود زنگ میزنه میگه شب بیا مسجد ما دختر قبول میکنه شب که میره پسره میبینه پسره میاد روبه روی دختره دختره دلش میلرزه عاشق شد اما محلش نداد ا وقت که داشت میرفت دختره داشت کف میپوشید یک نفر امد جلوش وایستاد سرش بالا گرفت پسره دید پسر گفت شمارت دختره گفت ندارم پسره با ابرو اشاره کرد به موبایل دختر دختره طاقت نیاورد شمارش داد وقتی پسره رفت به روی خواهر پسره کرد گفت هنوز با دوستمه خواهرش سرش انداخت پایین ادامه مطلب ... ادامه ...

... آهنگ جدید پویا بیاتی به نام زیبای مغرور

... آهنگ جدید پویا بیاتی زیبای مغرور بعد از مدتها انتظار آهنگ زیبای مغرور متفاوت ترین اثر پویا بیاتی به همراه متن آهنگ و با ... و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ آماده ... می باشد. شعر ، آهنگ: پویا بیاتی ، تنظیم و می ... و مسترینگ: مجید الماسی ... آهنگ جدید پویا بیاتی زیبای مغرور ادامه مطلب ... ادامه ...

ماجرای ... ۴

بالا ... ه دخملمون جواب اون معما رو پیدا میکنه :))به پسره میگه بهش جایزه بده ولی پسره خسیس بود :/ خیلی خسیس :/ خیلی خیلی خسیس :/ولی دخمل ماجرا کم نیاورد حقشو از پسره گرفت پسره هم الحق تا دس کرد تو جیبش بهترین چیزممکنو به دخملمون جایزه داد :) ... ادامه ...

*255/و هنوز امیدوارم

ناهار رفتیم بیرون با این پسره مامانش اهل دله.پسره خوبی بود.باحال.از این بچه مایه دارایی که مثه ریگ پول ... ج میکنن بود.ماشینشم نمیدونم اسمش چی بود.بعد ناهار تو ماشین حدود 3 نخ سیگار مارلبورو کشید.از اینایی که پول براش بی اهمیت هست.از اینایی که تو یه خونواده 4 نفرشون 3 تاماشین زیر پاشونه.تو فالورای اینستا یه پسره بود از پارسال تو نخش بودم.بعد ی ... ال اومد حرف زدیم بعد 3 روز تلگرام خواست ولی چون با این پسره هستم تلگرام پی ام ندادم بهش.با اینکه همیشه دلم میخواست رفاقت کنم باهاش.قدش 190. ... ی عمران خونده.قیافش خیلی خوبه.ولی این پسره قد و هیکلش خیلی معمولی قیافش هم خیلی معمولی.من ازش خیلی قشنگترم.ولی بیشتر به این پسره ... ی عمران میام تا این پسره که مامانش اهل دله.ولی اخلاقش خوبه.راحتم باهاش.از این بچه مایه دارای لوس نیست که خودشو چس کنه یا ب ... ره و باکلاس بازی دربیاره.همینشو خیلی دوست دارم.موندم چیکار کنم.(خدایا شکرت) ... ادامه ...

... آهنگ جدید کیارش حسینی به نام مغرور نیستم

... آهنگ جدید کیارش حسینی به نام مغرور نیستم ... آهنگ مغرور نیستم از کیارش حسینی دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز کیارش حسینی با نام مغرور نیستم مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از کیارش حسینی به نام مغرور نیستم در جعبه ... ... new and amazing ... named maghrur nistam produced by kiarash hosseini ادامه مطلب ... ادامه ...

... آهنگ جدید کیارش حسینی به نام مغرور نیستم

... آهنگ جدید کیارش حسینی به نام مغرور نیستم ... آهنگ مغرور نیستم از کیارش حسینی دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز کیارش حسینی با نام مغرور نیستم مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از کیارش حسینی به نام مغرور نیستم در جعبه ... ... new and amazing ... named maghrur nistam produced by kiarash hosseini ادامه مطلب ... ادامه ...

آنچه امروز در تا ی گذشت.....

آقای راننده و مسافر کنارش مشغول تحلیل اوضاع اقتصادی مملکت بودند و ک داهای ریاست جمهوری رو نقد می د نزدیک پارک تا ی ایستاد و یه آقا و خانوم جوان سوار تا ی شدند نشستن کنار من شروع د حرفهای عاشقانه زدن پسره دستشو انداخته دور گردنش چه نازی میکرد دختره و چه نازی می ید پسره انگار نه انگار که بجز اونا سه نفر دیگه هم تو تا ی نشستن تا بحث تلگرام پیش اومد و.. پسره: بده تلگرام تو چک کنم ببینم با کیا چت میکنی؟ دختره: وا این چه حرفیه پسره: بده دیگه دختره: مگه من عشق تو نیستم؟ گیر نده دیگه پسره: چرا هستی ولی من باس بدونم (با لحن خیلی جدی) دختره: باوشه چه غیرتی هم شده عشق من پسره شروع کرد تو تلگرامش گشتن که یهو گوشی دختره زنگ خورد پسره گفت بیا جواب بده شوهرته برق سه فاز منو گرفت.... تو ذهنم پر سوال اگه اونی که زنگ زد شوهرشه؟ پس این کیه که همدیگرو عشقم و عزیزم صدا میزنن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! به شوهرش میگفت من کجا بیام زن بار دار حال مهمونی ندارم اصلا گیر نده دیگه من نمیام خ ظ... پسره گفت اوووو قدم نو رسیده مبارک معلومه شوهر هاتی داریا (با یه شیطنت خاصی اینو گفت) زنه:چطور؟ پسره: همین که زود بچه دار شدین منظورمه خانومه خیلی آروم گفت ... ادامه ...

آنچه امروز در تا ی گذشت.....

آقای راننده و مسافر کنارش مشغول تحلیل اوضاع اقتصادی مملکت بودند و ک داهای ریاست جمهوری رو نقد می د نزدیک پارک تا ی ایستاد و یه آقا و خانوم جوان سوار تا ی شدند نشستن کنار من شروع د حرفهای عاشقانه زدن پسره دستشو انداخته دور گردنش چه نازی میکرد دختره و چه نازی می ید پسره انگار نه انگار که بجز اونا سه نفر دیگه هم تو تا ی نشستن تا بحث تلگرام پیش اومد و.. پسره: بده تلگرام تو چک کنم ببینم با کیا چت میکنی؟ دختره: وا این چه حرفیه پسره: بده دیگه دختره: مگه من عشق تو نیستم؟ گیر نده دیگه پسره: چرا هستی ولی من باس بدونم (با لحن خیلی جدی) دختره: باوشه چه غیرتی هم شده عشق من پسره شروع کرد تو تلگرامش گشتن که یهو گوشی دختره زنگ خورد پسره گفت بیا جواب بده شوهرته برق سه فاز منو گرفت.... تو ذهنم پر سوال اگه اونی که زنگ زد شوهرشه؟ پس این کیه که همدیگرو عشقم و عزیزم صدا میزنن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! به شوهرش میگفت من کجا بیام زن بار دار حال مهمونی ندارم اصلا گیر نده دیگه من نمیام خ ظ... پسره گفت اوووو قدم نو رسیده مبارک بهم نگفته بودی زنه: انقدر مشغله فکری پیش اومد تو این دو سه روز یادم رفت بهت بگم تازه پریروز خودم فهمیدم پسره: معلومه شوه ... ادامه ...

خودم مواظبتم

پسره از ماشین پیاده شد و یک درخت تقریبا کامل راکه شهرداری هرس کرده بود ،از کنار خیابان برداشت.ماشین روشن بود.پسره به دختره گفت بشین پشت فرمون.دختره گفت بلد نیستم.چکار کنم؟پسره با خنده گفت نترس؛دنده عقب بیا؛ خودم مواظبتم.جمله ی آ ش توی سرم مدام تکرار می شد.خودم مواظبتم.چقدر حس خوبی دارد این جمله چون مرد حس قوی و س ناه بودن دارد و زن حس داشتن آغوشی گرم و پشتوانه ای محکم. ... ادامه ...

17. چشمانِ پف شده!

امروز این قدر سر کلاس منگ بودم که معلم بهم میگفت مدادتو میدی من خیال گردم میگه چرا با مداد می نویسی گفتم چرا؟ گفت من چند روز پیش ازت گرفتم مدادتو پس بهت میدم من گفتم نه ازون آقاهه گرفتین خلاصه که بحث رفت به جایی من عذر خواهی فراوون چون اون در عمل داشت از من مداد میخواست و من میگفتم برو ازون پسره بگیر :پی خیلی ضایع بود +از یه پسره خواست سنشو حدس بزنه چون گفت بهت میاد شجاع باشی بعد پسره گفتم نیستم بنده هم ازون طرف گفتم 33 هیچی دیگه گفت تو از کجا دونستی تو همون حدس اول :دی ... ادامه ...

خودم مواظبتم

پسره از ماشین پیاده شد و یک درخت تقریبا کامل راکه شهرداری هرس کرده بود،از کنار خیابان برداشت.ماشین روشن بود.پسره به دختره گفت بشین پشت فرمون.دختره گفت بلد نیستم.چکار کنم؟پسره با خنده گفت نترس؛دنده عقب بیا؛ خودم مواظبتم.جمله ی آ ش توی سرم مدام تکرار می شد.خودم مواظبتم.چقدر حس خوبی دارد این جمله چون مرد حس قوی و س ناه بودن دارد و زن حس داشتن آغوشی گرم و پشتوانه ای محکم. ... ادامه ...

دو تا برادر آ شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن

دو تا برادر آ شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن.دیگه هروقت هرجا یک اب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آ بابا ننشون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن تورو خدا یکم این بچه های مارو نصیحت کنید، پدر مارو درآوردن.کشیشه میگه: باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم، می دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می کنه. از یارو می پرسه: پسرجان، می دونی خدا کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره.خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می پرسه و پسره هم بروش نمیاره. آ کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟! پسره می زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می بنده. داداش بزرگه ازش می پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می کنن ما برش داشتیم ارسال شده توسط محبوبه دیدن تمام جوک ها در این سایت هزار جوک: armin3d com ... ادامه ...

رمز موفقیت عروس های سلیطه چیه ؟!

یکی از دوستامون ب ی درددلی کرد که خیلیییی دلم گرفت .پسر بزرگه اش توسط عروسش اغفال شده و پسره سالی ی بار اگه کاری داشته باشه میاد خونه باباش . اغفال شده که ینی پای پسره رو بریده دیگه ، از بعد از عقد پسره قبد خانوادشو زد ، ۱۰ ساله عروسشونه و مجموعا شاید ۱۰ بار خانواده پسره رو دیده ! و هربار هم مادرشوهر و پدرشوهر رو حلوی جمع شسته و رو بند پهن کرده و جمع کرده تا کرده گذاشته تو کمد !هفته پیش پسره اومده خونه باباش ، مادرش بحث فرزند دوم رو پیش کشیده و اینا ، کاشف به عمل اومده که فرزند دوم پسره الان سه ماهشه !!!!ینی طرف بچه دومش ب دنیا اومده و اصلا خانواده اش خبردار نشدن ! تا اونجاییکه من میشناسم این خانواده رو تو این دوستی ۳۰ ساله خانواده ها ، آدم های بدی نیستن ، نمیدونم اون عروس چی دیده تو اینا ! و چرا اینجوری میکنه . البته که دوتا عروس بعدی خداروشکر خوب و خوشن و همه جا هستن و با مادرشوهر رابطه خوبی دارن .ولی خب خیلییییی دلم سوخت برای مادرشوهره ، و تو دلم گفتم خاااااااک تو سرت پسر ، مگه از زیر بته عمل اومدی تو که انقدر بی غیرتی ؟ !والا مادرشوهر و عروس مشکل دار کم ندیدیم ، ولی در این حد تسلط عروس ب پسر ندیده بود ... ادامه ...

لبخند "17" ... من پراید هاچ بک میخام

یه اتفاق جالب oــــo یعنی این دیگه آ ش بود من میخام برم پراید هاچ پک ب م oــــ@ خودم دیدم هااااان پسره با پراید اروم آروم از کنار افسر رد شد کمربند هم نبسته بود افسره گفت بزن کنار اون همینجوری رفت و اصلا توجهی نکرد از افسره که رد شد افسر آمد پلاک را یادداشت کنه پسره دکمه صندوق ماشین را زد و درب صندوق باز شد oــــo درب باز شد و پلاک همراه درب صندوق رفت بالا و دیده نمیشد پسره همچنان اروم و ریل داشت میرفت لامصب یه کم گاز بده و فرار کن :)))) ... ادامه ...

من را به دعای خیر شما امید نیست

به پسره گفت: «ایشالله تا چند سال دیگه یک کار نون و آبدار گیرت بیاد. ماشین خوب خونه عالی.» بعد رو کرد به من و گفت: «تو هم ارشد بگیری و ا قبول بشی.» بعد ش را کرد و به همان پسره گفت: «جیب پر پول، سفرهای خارجه (ندیدم اما احساس میکنم یه چشمکی زد بعد گفت) زن خوشگل!» خدایا نمیشه برگردیم به روزهای خوب ایشالله به هر چی دوست داری برسی؟ ... ادامه ...

... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور

... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور ... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور ... new ... pouya bayati – zibaye maghroor pouya bayati, pouya bayati - zibaye maghroor, zibaye maghroor, آهنگ پویا بیاتی بنام زیبای مغرور, آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور, پویا بیاتی, پویا بیاتی بنام زیبای مغرور, ... آهنگ پویا بیاتی, ... آهنگ پویا بیاتی بنام زیبای مغرور, ... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور, ... آهنگ زیبای مغرور, ... آهنگ زیبای مغرور از پویا بیاتی, زیبای مغرور, زیبای مغرور از پویا بیاتی, زیبای مغرور با صدای پویا بیاتی, کد پیشواز زیبای مغرور از پویا بیاتی, متن آهنگ زیبای مغرور از پویا بیاتی ... آهنگ جدید , ... موزیک , ... فول آلبوم , ... آهنگ , تهران موزیک , ... موزیک جدید ... ادامه ...

آدم ها...

یه پسره از پریروز هم ازمایشگاهی ما شده... یه پسر قد بلند که لهجه اش شبیه اون اقاهه توی سپید دندانه و در نتیجه من فکر میکنم باید مال سمت ایتالیا یا اسپانیا باشه... این اقاهه شبیه ز له است... حرف که میزنه تمام ازمایشگاه روی سرشه... دیروز نشسته توی ازمایشگاه گیتار میزنه... امروز یه هو دید یه پسره چینی یه ورقه گذاشته لای در که قفل نشه...چون کارت پسره قاتی کرده و درو باز نمیکنه... برگشت با صدای بلند گفت دیگه ازین stupid unsafe idea برای باز نگه داشتن در استفاده نکن وگرنه اگر وسایل ما گم بشه اول از همه سراغ تو باید بیایم... شیطونه میگفت بهش بگو دیگه اینقد بچه پررو و بلندگو نباش وگرنه اول از همه دهن تو رو باید ببندیم... ... ادامه ...

منهدم شدن خیلی هم خوبه:)

یکی از دوستای دبیرستانم دیروز عروس شد براش خیلی خوشحالم...اخه دو سال پیش یه هفته مونده به عروسیش پسره بعد شیش سال زد زیر همه چی و عروسی و کلا همه چیز کنسل شد...اون موقع که فهمیدم خیلی ناراحت شدم..فک ... چقد روزای سختی داشته و چقد گریه کرده..شیش سال کم نیس..من یادمه چقد پسره رو دوست داشت..یادمه یه بار پسره مثلا دندونش درد بود و عفونت کرده بود و دوستم اشک میریخت براش..در این حد دوسش داشت...ولی یهو همه چی دقیقه نود عوض شد و دوست من قسمت یه نفر دیگه شد...من واقعا فک نمی ... هیچ وقت همچین سرنوشتی داشته باشه ولی الان که میبینم خوشحاله امیدوار میشم که میشه دوباره عاشق شد و همه گذشته ها رو فراموش کرد..و زند ... جدیدی رو شروع کرد..الحق هم که به این پسره بیشتر میاد و حتی ته چهره هاشونم عین همه..و اینطور که بچه ها میگن خیلی پسره خوبی هم هست به نسبت قبلیه..اخه قبلی رو گویا یه سری حرکاتی ازس دیده بودن و حتی یه بار یادمه که یکی دیگه از دوستام بهم گفت کاش میشد بهم بخوره همه چی چون این دختر با این پسر به مشکل میخوره...حقیقت شایدم از دعای خیر بقیه بود که با پسر اول به نتیجه نرسید و یه بهتر ... رش اومد....به هر حال بعضی وقتا بهم خوردن ... ادامه ...

پسره به مادرش گفت:

پسره به مادرش گفت با این قیافه ترسناکت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نمیخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای کاش نمیومدی تا باعث خج و شرمندگی من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خج میکشید.. چندسال بعد پسر در 1شهر دیگه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج کرد و بچه دار شد. خبر به گوش مادر رسید .مادر گفت بیا تا عروس و نوه هامو ببینم.اما پسر میترسید که زنش و بچش از دیدن پیرزن یه چشم بترسن.. چند سال بعد به پسره خبر دادن مادرت مرده .. وقتی رسید مادر رو دفن کرده بودن و فقط 1 یادداشت از طرف مادرش واسش مونده بود : پسره عزیزم وقتی 6س بود تو 1تصادف 1چشمتو از دست دادی،اون موقع من 26سالم بود و در اوج زیبایی بودم و بعنوان 1مادر نمیتونستم ببینم من پسرم 1چشمشو از دست داده واسه همین 1چشممو به تنم دادم،تا مبادا بعدا با ناراحتی زندگی کنی پسرم .مواظب چشم مادرت باش .. اشک در چشمهای پسر جمع شد.. ولی چه دیر... ... ادامه ...

ماجرای ... ۷

بعد ماجرا ۶ دختره فاصله گرفت موقع امتحانا هم بود یه روز رفت دید پسر زده به سرشو وب شو حذف کرده باخودش فک کرد چقد این وب واسش عزیزه چقد خاطرات خوبی اینجا داره چقد دوس داره اینجا رو٬ اینجا بود که گفت ادرس وبو بر میداره بعد توش واس پسره پست میزنه باهاش حرف میزنه که برگرده بیاد بنویسه دوباره از اون ور ... ر برنامه نویسی بود شب هنگام پسره میاد میگه وب منو تو برداشتی اگه اره که خیلی نامردی دخترمون مرام معرفت واسش مهم بود مونده بود اگه راستشو بگه شاید پسره باورش نکنه ٬ باور نکنه اینکه واقعا نیتش خوب بوده واس همین تکذیب میکنه :/ یه سه روزی هم صبر میکنه که ضایع نباشه بعد وب پسر رو حذف میکنه پسره هم تندی وبشو برمیگردونه معلوم نی چرا حذفش کرد اصن :/این دو دیگه با هم حرف نمیزنن+ واقعا میخواستم تو وبت واس خودت پست بزنم که برگردی بنویسی اون موقع خوب همو نمیشناختیم باور نمیکردی مطمئنم... به هر حال متاسفم که راستشو نگفتم اون اولین و ا ... ین باری بود که نتونستم حقیقتو بهت بگم ... ادامه ...

تمام فرق های پرسپولیس و استقلال/ دنیای متفاوت سرخ آبی ها!

خبرگزاری میزان- از همان ابتدای فصل می شد حدس زد که دنیای پرسپولیسی ها و استقلالی ها چقدر باهم متفاوت است. ... ادامه ...

مغرور نشید حالا!!!

میکروب شناسیمون بعد کلی بحث باحال علمی یهو یه لبخندی زد برگشت نگامون کرد گفت : حالا خیلیم به خودمون مغرور نشیم۰۰۰ ماها در دوران جنینی حداقل یه بار ادرار خودمون رو خوردیم و اگر مدت بیشتری توی شکم مادر موندیم مدفوع خودمون هم ممکنه خورده باشیم ولی۰۰۰ اینطور نیست ۰۰۰ قیافه ی :دی قیاف های ماها :/ +این اصفهانیه و یه لهجه ی شیرینی داره ۰کلا خیلی باحاله :دی +ببخشید اگه ح ون بد شد دیگه :)) ... ادامه ...

تهرانیا-بی خواهرا

به طرز مز فی هررررررررررررررررر یه تور من میخوره خواهر نداره! بچه ها همشون سه برادر دو برادر چهار برادرن ولی خواهر ندارن! این شاید بگم هفتم هشتیمن پسره! توی این بیست و چند سال زندگیم! یعنی خدا میخواد به من بگه مریم! اینایی که تو خونه دسته جمعی میپوشن و با پارچ اب میخورن اونقدرا هم آدمای بدی نیستن!!!!!!!!! این پسره شهرستانیه :)))) الهی شکرت! :)))))))) نصف شهرستانیه با اون یکی نیمه بیخودش میتونم یه جورایی کنار بیام :))))) عزیزم :)))) ... ادامه ...

دل نوشته یک منِ من!

چند خط درد و دل یک من! از وقتی کچ ات را دیدم خیال خیلی شبیه هستیم... کچ ات دنیایی متفاوت از دنیا داشت من دنیایی متفاوت... کچ ات دنیای مرا نمیشناخت من دنیای او را.. کچ ات خیلی لطیف مینمود من اما نه... (شباهتمان در این بود که هر دو متفاوت از دیگری بودیم!) کچ ات از آنچه به او متعلق نبود دل کنده بود... آنچه به من متعلق نبود من از آن! کچ ات ، جگرتل بود من هم جگرتل بودم! شب ها برخی اوقات مینشستیم به شاپارتاژ گفتن... روز ها هم... او میدرازید... یا من... کچ ات ، پولورتیسِ خوبی بود! من هم سعی داشتم پولورتیسِ خوبی شوم... کچ ات را دوست دارم حتی اگر دنیای جگرتلی اش ، سمکلن تر از دنیای من باشد! پن-دار غار غار غار... ... ادامه ...

نحوه رفتار با افراد مغرور

نحوه رفتار با افراد مغرور به احتمال زیاد در بینِ اطرافیان شما هم افرادی هستند که خیلی مغرور و خودپسند هستند. شاید بعضی وقت ها از خودمون بپرسیم که؟ واقعاً نحوه رفتار با افراد مغرور باید چطور باشه؟ با آدمِ مغرور و یک دنده هم مگه میشه صحبت کرد؟ در ادامه مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم که می تونید برای رفتار با افراد مغرور از استفاده کنیم. ادامه مطلب ... ادامه ...

بدترین روز زندگیم

امروز بدترین روز زندگیم بود اه یه بار ج رد دادم دوباره بدون هماهنگی اومدن خونمون عروس بزرگش انقد حرف زد همش میگفت قیافه مهم نیست مهم پول که داره همش میگفت باید بله رو بدی پسر خوبی نداره اهل این جای پسره حرف میزد عروسشون میگفت میخوای ع شو بدم قشنگ زوم کنی؟ خوبه پسره روبروم بودا خخخ رفتنی هم گفت خوب فکراتو بله رو بده پسره انگار لال بود خدا از این خواستگارا نصیب ی نکنه ... ادامه ...

... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور

... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور ... new ... pouya bayati – zibaye maghroor ترانه و آهنگ : پویا بیاتی – تنظیم ، می ... و مسترینگ : مجید الماسی ... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور ... آهنگ جدید پویا بیاتی بنام زیبای مغرور برای ... آهنگ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ... ادامه ...

چادر:)

دختره با کلی آرایش برگشته میگه:واقعاً شما پسرا این دختر چادریا رو از ما بیشتر دوس دارین؟پسره خیلی رک گفت: آره!!!دختره جواب داد:پس اگه دوسشون دارین چرا نگاهشون نمیکنین و سرتون رو میندازین پایین از پیششون رد میشید؟؟؟پسره گفت:آره تو راس می ... ما نباید سرمون رو پایین بندازیماصلا سر پایین انداختن کمه؛باید تعظیم کرد در مقابل حیا و عفت و پاکدامنی و حجاب ... ی*************************************** ... ادامه ...

... آهنگ جدید پویا بیاتی با نام زیبای مغرور

... آهنگ پویا بیاتی به نام زیبای مغرور با بالاترین کیفیت ... new ... by pouya bayati called zibaye maghroor ترانه و آهنگسازی: پویا بیاتی ؛ تنظیم, می ... و مستر: مجید الماسی ... آهنگ جدید پویا بیاتی با ... ... آهنگ جدید پویا بیاتی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ پویا بیاتی با نام زیبای مغرور یار پریچهر کجایی ماه پر از مهر کجایییار پریچهر کجایی ماه پر از مهر کجاییای نگهت سر کجایی عشق نمک ... ر ج ... ستفاش کن اسرار نهان را چهره جذاب جهان راآتش افتاده به جان را عشق خدایا چه بلایی ستعشق خدایا چه بلایی ستمیخواهمت ای شعر تازه میخواهمت من بی اندازهمیخواهمت زیبای مغرورممیخواهمت یار شیرینم میخواهمت عشق دیرینممیخواهمت تا مرگم تا گورم گوش منو پند تو ای جانقند تو لبخند تو ای جانوای که در بند تو ای جاننیست مرا راه فراریماهی و من میگزم انگشتآه که این ماه مرا کشتکاش نپرسی که تو در مشتفارغ از این عشق چه داریفارغ از این عشق چه داریمیخواهمت ای شعر تازه میخواهمت من بی اندازهمیخواهمت زیبای مغرورممیخواهمت یار شیرینم میخواهمت عشق دیرینممیخواهمت تا مرگم تا گورمیار قسم خورده کجایی قلب مرا برده کجاییای دلم آزرده کجایی زجر کشم کرد ج ... ... ادامه ...

منه داغونه حواس پرت

بنظرم هفته پیش بود. توی کلاس بدمینتون داشتم به دوستم میگفتم تنبلیم میکنه تا در مغازه رو برم:( یکی از بچه ها شنید گفت من ماشین دارم می برمت:) تعارفای معمول که رد و بدل شد گفت من تو ماشین منتظرتون هستم. بیاین سوار شین. چون شب داخل ماشین دیده نمیشه منم نمیدونستم ماشینش چیه. ... ج و گنگ به ماشینهای جلو در سالن نگاه می ... . و اشاره های او رو اصلا ندیدم. یه ال 90 پارک بود که صاحبش رو می شناختم گفتم حتما این زانتیا واسه او هست. درب عقب ماشین رو باز ... که بشینم دیدم یه پسره رانندس:| هم خندم گرفته بود هم خج ... کشیده بودم مونده بودم چجوری ضایع ... مو جمعش کنم:| از پسره عذر خواهی ... بیشتر از قیافه پسره خندم گرفته بود هنگ کرده داشت نگام می کرد.:) حالا نگو طرف ماشینشو جلو یه سالن دیگه پارک کرده بود. تا خود مغازه به حواس پرتیم خندیدم:)) ... ادامه ...

انسان نباید لجن باشد_2

بچه ها داشتم فکر می به اینکه چرا من داستان میسازم الکی؟ پسره هرچی میخواستم بهم داده تو این مدت بچه به اون محترمی مودبی خوبی باسوادی اینقدررررررررررر رفتارش درست بود که من حس یکی دیگه معرفیم کرده بهش اینقدر رفتارش درست و سنجیده بود انقدر بالغ و عاقل رفتار کرد قیافه ش بانمکه شیطونه مهربونه خنگه یه ذره والا! خیلی من بی شعورم. واسه هر چیزی یه داستان باید این دخترا بسازن. خاک بر سرم. من هیچ شکایتی ازین پسره ندارم. والا یه آدم درست و حس م که پیدا میشه من فوری داستان میسازم!!! مریم ! تو نبودی دو روز قبل میگفتی اگه این پسره واقعا خودش باشه و از طرف ی نیومده باشه من باهاش وقتمو سپری میکنم؟ میبینین ما دخترا چقدر ابلهیم؟! خیلیییییییییییی ما داستان بسازیم. خاکککککککک نه دراز عزیزم، تو بچه خوبی هستی :) ... ادامه ...

پس از آوار

حال آن آدمی را دارم که میان ابه هایی وسط میدان جنگ ایستاده که به او پیام صلح داده اند!! آن آدمی که او را از میان ویرانه اش بیرون کشیده اند و آسمان صاف پر نور بی موشک را نشانش داده اند و هوای تازه ای را در خود جاری میکند و ریه هایش پس از مدت ها به هوای بی باروت عادت ندارد! فکر می کنم جنگ تمام شده! صلح برقرار شده و همه چیز س یافته...فکر می کنم جنگ تمام شده و من مغرور و سر بلند بیرون آمده ام... مغرور و سربلند... و سربلند ... و سر بلند... ... ادامه ...

double standard

برای برادرم تعریف میکنم که: تهش پسره به دختره گفته تو اگه اخلاقیات سرت می شد همون دفعه اولی که پسری رو دیدی پا نمی شدی بری خونه اش. حالا پسره خودش هر ترفندی بلد بوده سوار کرده که دختره رو ببره...برادرم دست رو شکم گذاشته غش غش می خندهمیگم: تفسیر کنمیگه: تفسیرش اینه که ازینا زیاده-خب تفسیر کن-تفسیرش اینه که انقد ازینا هست!بازم می خنده... ... ادامه ...

i love you

•••پسره با دوس دخترش رو موتور با سرعت بالا داشته میرفته....... •••محکم پسر رو بغل میکنه........••• •••میگه:.......••• •••من میترسم اروم تر برو........••• •••پسره میگه: اول بگو دوست دارم.......••• •••دختره میگه :دوست دارم........••• •••پسره میگه:••• •••بلندددددددددتر••• •••دختر داد میزنه دوووووسسسست دارم..••• •••پسره میگه: •••این کلاه ایمنی رو از سرم بر دار بذار سرت اذیتم میکنه••• •••فردای ان در رو مه چاپ میشه••• •••دو سر نشین سوار بر موتور تصادف د••• •••ولی یکی از انها زنده است••• •••سلامتی••• •••پسری که••• •••فهمیده بود••• •••ترمزه موتورش بریده ••• •••اما••• ••• ••• نخواست ب دوس دخترش بگه که••• •••بترسه فقط••• •••میخواست••• •••برای ا ین بار بشنوه که••• •••دوسش داره••••!!! ... ادامه ...

... آهنگ جدید پویا بیاتی با نام زیبای مغرور

... آهنگ پویا بیاتی به نام زیبای مغرور با بالاترین کیفیت ... new ... by pouya bayati called zibaye maghroorترانه و آهنگسازی: پویا بیاتی ؛ تنظیم, می ... و مستر: مجید الماسی ... آهنگ جدید پویا بیاتی با ... ... آهنگ جدید پویا بیاتی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ پویا بیاتی با نام زیبای مغرور یار پریچهر کجایی ماه پر از مهر کجایییار پریچهر کجایی ماه پر از مهر کجاییای نگهت سر کجایی عشق نمک ... ر ج ... ستفاش کن اسرار نهان را چهره جذاب جهان راآتش افتاده به جان را عشق خدایا چه بلایی ستعشق خدایا چه بلایی ستمیخواهمت ای شعر تازه میخواهمت من بی اندازهمیخواهمت زیبای مغرورممیخواهمت یار شیرینم میخواهمت عشق دیرینممیخواهمت تا مرگم تا گورمگوش منو پند تو ای جانقند تو لبخند تو ای جانوای که در بند تو ای جاننیست مرا راه فراریماهی و من میگزم انگشتآه که این ماه مرا کشتکاش نپرسی که تو در مشتفارغ از این عشق چه داریفارغ از این عشق چه داریمیخواهمت ای شعر تازه میخواهمت من بی اندازهمیخواهمت زیبای مغرورممیخواهمت یار شیرینم میخواهمت عشق دیرینممیخواهمت تا مرگم تا گورمیار قسم خورده کجایی قلب مرا برده کجاییای دلم آزرده کجایی زجر کشم کرد ج ... ب ... ادامه ...

توی باغ ...

هر جا میرم هر چی میشنوم ... پسره دنبال هوای نفس و دختره با کمی تغییر اونم دنبال ... انواع تغییر شخصیتها انواع دروغ ... که چی بشه ؟ که چند دقیقه بقول خودشون ... من دوست داشتن رو دوست دارم چرا نمیشه ... چرا اگه کاری نکنم بهم میگن پسره تو باغ نیست ؟ نمیخوام این باغ زهر و لجن رو جرات نداریم با ... ی حرف بزنیم فوری فکر میکنن دنبال مخ زدنشونیم ... دو کلمه حرف بزنی هزارتا تعبیر میکنن شاید من بلد نیستم حرف بزنم این احت ... بیشتره آخه همه میفهمن ... این منم که توی باغ نیستم ... ادامه ...

تو رو خدا بیایید ظاهر بین نباشیم

با دوستم رفته بودیم ... ید،یکی از مناطق تقریباً بالای شهر.تو یه فروشگاه بودیم که ویترین خیلی شیکی هم داشت.دوستم تو اتاق پرو بود که یه دختر جوون اومد داخل. تیپ ساده و متوسطی داشت.مانتو و شلوار مشکی با کفشای چرم ،یه سویی ... آبی هم پوشیده بود.با مقنعه.هیچ آرایشی نداشت و از سرمای هوا هم یه کم پوستش قرمز شده بود. مغازه با اینکه کوچیک بود ولی سه تا فروشنده داشت.سه تا پسر جوون.یکیشون با اندامی لاغر و ریزه میزه،موهای فر و تقریباً بلند،عینک ف ... ی گرد و کفشای آل استار قرمز مشغول کمک به یکی از مشتری ها بود تا کفش انتخاب کنه.در واقع داشت کفشه رو مینداخت به مشتری. اون دخترخانم یه دوری تو مغازه زد و دست گذاشت رو یه پ ... و و از همین پسره قیمتش رو پرسید.پسره با صدای بلند گفت قیمتش هست یک میلیون و هفتصد هزار.....ریال.دختره یه لبخند خیلی کوچولو زد. اون خانمه که داشت کفش پرو میکرد با تعجب برگشت گفت یک میلیون؟ پسره با افتخار گفت بله دختره گفت به ریال دارن میگن... خانمه رو به پسره گفت داری مس ... ه ش میکنی؟!!!! پسره گفت نه خانم،قیمتش یک میلیون و هفتصد هزار ریاله! دختره دوباره قیمت یه پ ... و دیگه رو پرسید و دوباره پسره با صدای بل ... ادامه ...

رمان پلیس های شیطون و مغرور

رمان پلیس های شیطون و مغرورنویسنده : صبا بایرامی خلاصه : دنیا دختری شیطون و کنجکاو محمد پسری خشک و مغرورطی یک یت از طرف پدر دنیا محمد و دنیا به سفر خارج از کشور میرن و ....لینک حجم: 614 کیلوبایتتوضیحات: با فرمت apkلینک حجم: 954 کیلوبایتتوضیحات: با فرمت pdf ... ادامه ...

نحوه رفتار با افراد مغرور

نحوه رفتار با افراد مغروربه احتمال زیاد در بینِ اطرافیان شما هم افرادی هستند که خیلی مغرور و خودپسند هستند. شاید بعضی وقت ها از خودمون بپرسیم که؟واقعاً نحوه رفتار با افراد مغرور باید چطور باشه؟با آدمِ مغرور و یک دنده هم مگه میشه صحبت کرد؟در ادامه مطالبی رو خدمتتون عرض می کنم که می تونید برای رفتار با افراد مغرور از استفاده کنیم. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

آقا عماد در دل مامان

از زبان پدر : گاهی ت میخورد و با اطلاع مامانش متوجه ت هاش می شدم. دوران سختی برای من نبود ولی خب برای مادرش سخت بود. از بارداری خانومم خوشحال بودیم. همه می گفتن دختره . یه جوری که انگار بهشون الهام شده بود. من و پسرم میگفتیم پسره. سونوگرافی همه رو غافلگیر کرد و قتی گفت پسره ! یادم نمیره وقتی الماسی بیمارستان مهر گفت پسره و گفتم مطمئنی ؟ گفت آقا میگم این بیضه هاشه ... سه جا استرس وارد شد. یکی سونوی سه بعدی که گفت دو دور بند ناف دور گردن بچه است. یک بار سونوی دیگه گفت تو کلیه هاش ادرار جمع شده و از همه مهمتر و بدتر سونوی بیمارستان سوم شعبان بود که گفت احتمالا بچه مشکل داشته باشه که الحمدلله با تکرار سونویی که به اسرار من انجام شد مشخص شد هیچ مشکلی نبوده و مشکل از اونها بوده. دوران سختی بعد از این خبر به ما گذشت. دوران خوب هم داشتیم. سه تایی قشم رفتیم و مقداری یدهای سیسمونی هم انجام دادیم، چند بار رستوران توی فشم رفتیم و شیشلیک خوردیم و ... --- از زبان مادر : ... ادامه ...

... نازنینی داشتیم

... نازنینی داشتیم در دوران دانشجویی. تلاش می کرد حرف های درشت اجتماعی را به گونه ای با شوخی و خنده بیان کند که آدم لذت ببرد. روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بی مقدمه و بدون حال و احوال پرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت: "اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت می گفت زیپت بازه، چی کار می کردی؟" پسره گفت: "زود چک اش می ... ." ... گفت: "اگر نفر دوم هم می گفت زیپت بازه، چطور؟" پسره گفت: "با شک، دوباره زیپم رو چک می ... ." ... پرسید: "اگر تا نفر دهمی که می دیدی، می گفت زیپت بازه، چطور؟" پسره گفت: "شاید دیگه محل نمی ذاشتم." ... ادامه داد : "فرض کن از یه جا به بعد، دیگه هرکی از جلوت رد می شد، یه نگاه به زیپت می انداخت و می خندید. اون موقع چی کار می کردی؟" پسره هاج و واج گفت : "شاید لباسم رو می انداختم روی شلوارم." ... با پرسش بعدی، تیر خلاص رو زد : "حالا اگر شب، عروسی دعوت باشی، حاضری بری؟" پسره گفت: "نه! ترجیح می دم جایی نرم تا بفهمم چه مرگمه." ... یهو برگشت با ح ... ی خنده دار گفت: "دِ لامصبا! انسان این جوریه که اگر هی بهش بگن داری گند می زنی، حالا هرچی باشه، باورش می شه داره گند می زنه. امروز صبح سوار تا ... ی شدم، ... ادامه ...

کمی آهسته تر بد شو

چه بد که بعضی وقتا در حق خودمون جفا میکنیم. یکی از گذشته میاد بهمون میگه چقدر عوض شدی. میشینی نگاه میکنی میبینی آره. حیف... الان البته بحث سر یه آدم دیگه است. یعنی منم که میبینم چقدر عوض شده. چقدر اون آدم مغرور خوش فکر با وجدان تبدیل شده به یه آدم خودنمای مغرور که هدفش اینه اثبات کنه میتونه هرچیز و هر ... یو به دست بیاره... چقدر دلم میخواست اون آدم رو میدیدم و باش حرف میزدم. چقدر حیف میرم. باید رفت. اینجا ارزشا از بین رفته میگفت آدمی نیستم که فلان کنم ولی بعد گندش در اومده که فلان کرده. جالبه. اینقدر وای میسه دروغ میگه. چقدر زشت شده دنیا. خدایا منو به حال خودم نذار ۲۶ آذر ۹۵ ... ادامه ...

خطر از بیخ گوشمون گذشت

روز بدی بود امروزی نزدیک بود بزنه ب مامان ، من تو ماشین بودم صحنه رو دیدم سریع رفتم دنبالش و پیچیدم جلوشزد ب در طرف من ولی می ارزید ب گه خوردن افتاد پسرهدهنش بو میداد تازه ب دوران رسیده بود اشو فروخته ماشین یده .همسایمون انقد حاج خانم حاج خانم ب ناف من بست ک پسره فکر کرد سربازگمنامی چیزیم من مث سگ ترسیدحقش بود البته خدا خیلی خیلی خیلی خیلی رحم کرد بهمون ک مامان سریع خودشونو کشیدن عقب وگرنه بدبخت شده بودیما ش رفت ب مامانم گفت حاج خانم گه خوردم نفهمیدم ، تا رضایت دادیم رفت .انقد داد زدم سر پسره صدام گرفته ؛ خیلی ترسیدم صحنه جلوی چشمم بود واقعا قلبم ی لحظه وایسادپتانسیل اینکه با ماشین از روی پسره رد شم رو داشتم ، بینهایت عصبی شدم .خدایا خداوندا چجوری شاکر باشم برای لطفی ک امروز کردی بهمون ؟ الهی شکر شکر شکر برای خطری که از بیخ گوشمون گذشت .الهی شکرت برای سلامتی خانوادم الهی شکرت ... ادامه ...

نبودی! بودم، نخواستی ببینی!

بهش گفتم: عقلم نمیزاره که برم بهش بگم دوست دارم! بهم گفت: لعنت به عقلی که حسرت یه لحظه کنار یکی بودن رو یه عمر میزاره تو دلت! بهش گفتم: لعنت لعنت لعنت! بهم گفت: بگو بهش. بهش گفتم: غرورم نمیذاره! بهم گفت: تو هیچ وقت مغرور نبودی. بهش گفتم: نخواستی مغرور ببینیم... بهم گفت: تا کی میخوای اینجور ادامه بدی؟ بهش گفتم: تا وقتی که احساسم بر عقلم غلبه کنه! بهم گفت: هیچ وقت ادم احساسی نبودی! بهش گفتم: نخواستی احساسی ببینیم... پ.ن: خواهشا تو دلتون ب ی ربطش ندین:) ... ادامه ...

م ا د ر

پسره به مادرش گفت با این قیافه ترسناکت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نمیخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای کاش نمیومدی تا باعث خج ... و شرمند ... من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خج ... میکشید.. چندسال بعد پسرک درشهر دیگه ... قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج کرد و بچه دار شد. خبر به گوش مادر رسید .مادر گفت بیا تا عروس و نوه هامو ببینم.اما پسرک میترسید که زن و بچش از دیدن پیرزن یه چشم بترسن.. چند سال بعد به پسره خبر دادن مادرت مرده .. وقتی رسید مادر رو دفن کرده بودن و فقط یک یادداشت از طرف مادرش واسش مونده بود : پسره عزیزم وقتی شش س ... بود که در تصادف چشمتو از دست دادی،اون موقع من 26 سالم بود و در اوج زیبایی بودم و بعنوان یک مادر نمیتونستم ببینم پسرم یک چشمشو از دست داده واسه همین چشممو به ... تنم دادم،تا مبادا بعدا با ناراحتی زند ... کنی پسرم .مواظب چشم مادرت باش .. اشک در چشمهای پسر جمع شد.. ولی چقدر زود دیر میشود ... ... ادامه ...

تجربه62

امشب برای ندا خواستگار اومد خب همه ما راضی وخوشحال بودیم چون پسره پسره خوبیه ولی ندا حس میکرد انگار که مجبوره چون همه راضی هستن باید قبول کنه کلی هم من هم کفاح باهاش حرف زدیم که رای نهایی با تو اگر به دلت نشست وخوشت اومد قبول کن وگرنه چکار بقیه داری نه بگو خب بالا ه هردو راضی بودن وان شالله هر چی باشه خیره واگر قسمت باشه خوشبخت بشن ان شالله این سروسامون بگیره وان شالله خواهر دومم هم همینطور که از بابت هردوخیالم راحت باشه خدایان به امید تو ... ادامه ...

دراماتیک ترین صحنه سال به تراژیک ترین شکل ممکن

رفتم ماشین رو بیارم تو پارکینگ، دیدم اون طرف نرده ها، وسط پارک پر از رفت و آمد، یه دختر و پسر نشستن روی نیمکت. پشتشون بهم بود. دختره عین تمام دخترها یه پاش رو انداخته بود روی اون یکی پاش، و پسره هم انگار که خبر مرگ ... ی رو بهش داده باشن، خم شده بود و در حالی که سرش رو با دستاش گرفته بود، داشت زمین رو نگاه می کرد. رومانتیک ترین صحنه سال تعلق می ... ره به دختری که بدون اینکه به پسره نگاه کنه، موهای پسره رو نوازش می کنه، شاید نرمی و بوی دستاش مرهمی باشه بر زخم انگار عمیق پسر. تراژیک ترین شکل ممکن تعلق می ... ره به پسری که از فرط ناراحتی خم شده و همین امر باعث شده درز ... ش هویدا بشه. در اینجور صحنه ها، یک درز ... ناقابل هیچی از ارزش های اون دختر کم نمی کنه. دیدم که می گم. ... ادامه ...

اتل متل توتوله این پسره سوسوله طنز

اتل متل توتوله این پسره سوسوله (طنز بسیار جالب) اتل متل توتوله این پسره سوسوله موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه زنگ میزنه به ... ش میبنده هی به نافش که من دوست میدارم تاج سرم میذارم صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده بهم میگن خ ... ! چقدر بابا بلائی! همه رو من حریفم میذارم توی کیفم هزارتا ... فدامن منتظر یه نامن ولی تویی نگارم برات برنامه دارم اگه مشکل نداری میام به خواستگاری! این مطلب فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد و قصد توهین ندارد. ... ادامه ...

روزمر ... 115

:||| ی پسره بود:|||| دندون میخوند...درسش تموم شده...:|فامیل دور زن ... م بود...ی چند باری همش اذیتم می ... ک بیا شما 2تارو بهم وصل کنیم:| البته از پسره بدم میومد:| خیلی مغرور بود.:|..نگو ک دوس دختر داشت اون موقع:||||امشب جشن عقدشونه:| همش ... هاشونو میفرستن تو گروه:||||| افسرد ... گرفتم:| دختره دارو میخونه:|||| کاملا مشخصه ک دوست بودن :|||||کی میگه دوستی بده؟البته واسه ما بده..واسه بقیه خوب:| البته تحسین میکنم اینجور دخترارو...یجور زرن ... خاص دارن ک یکی مثل من نداره!خخخخ:)بنظرم همین مهمه...مامانم همش میگه خانواده و خود طرف خیلی مهمه..ولی بنظرم همش چرته:/ دختر ک زرنگ یاشه هیچ کدومش مهم نیست:/+نیلوفر تو کامنت بذار من از خدامه:) ..عجول نیستم..پست های قبلمم کامنت نداره..کلا خیلی خلوته..بازدید زیاد تر شده ولی کامنت ب صفر رسیده....درسمم میخونم..تازه اینستارو حذف ... ..خیلی سرم خلوت شده:| ن بابااااا:/ اقای x اصلا جدی نیست...من اگه شانس داشتم اینجا بودممم؟؟؟ اقای x ی ایرادی داره..حالا امیدوارم ی وقتی بفهمم..بنظر نمیاد اینقدر خل باشه...یا خیلی زرنگه یا خیلی سادست:/ دنبال یکی که بهش محبت کنه...شده مقطعیه:/ مهم نیست..چون از نظر من رد شدست..پیام نمیده د ... ادامه ...

ماجرای ... ۱

تقریبا دوسال پیش تو به روز گرم تابستونی یه دختر میره وب یه پسر از وبش خوشش میاد بعد چند روز پسره خداحافظی میکنه دخمل ماجرا هم یه کامنت میذارهوقتی پسره بر میگرده میگه یه کامنت باعث موندنم شد ودر انتها از چند نفر از جمله دخمل ماجرا تشکر میکنه دخملمونم که تا حالا اسمشو تو یه متن ندیده بود کلی ذوق میکنه :))وهمه ی ماجرا ٬همه اش از همینجا شروع میشه از اینکه شروع میکنه به حدس زدن اینکه کی مانع رفتن پسر شده ؟ ... ادامه ...

ع ش م - قبل از جلسه 5

سلام! یه دوست جدیدی گفتن که آ این خواستگار من که حالا دلم نمیاد بهش بگم ملحد چی شد؟والا ما هنوز مشغولیم... تا حالا 4 جلسه برگزار شدهجلسه اول پسره و مادر ش اومدنجلسه دوم و سوم اومد دنبلم رفتیم کافهجلسه چهارم مامان و خواهرش زنونه اومدنجلسه ی پنجم هم قراره دو-سه روز دیگه تنهایی بیاد خونه با بابا و مامانم ملاقات داشته باشه. که البته منم حضور دارم و باید قبلش آماده بشیم که چی بگیم و چی بشنویم( بنظر من این خیلی جلسه ی مهمیه، چون ممکنه پسره از بابام خوشش نیاد- بابا هم از پسره )در کل مورد خوبیه، ظاهرش، خانواده ش، تحصیلاتش، میزان احساساتی و منطقی بودنش، هدف دار بودنش، مطالعه داشتنش، شیطنتهاش، شعور و نجابتش و .... اما ما واقعا از نظر مذهبی مثل زمین و آسمونیم. اگه این جلسه به خوبی و خوشی تموم بشه دو تا برنامه دارم . یکی اینکه برم پیش یه خانم مشاور که مذهبی هم هست. یکی اینکه برم پیش یه آقایی مه ع ش م رو میشناسه و باهاش صحبت کنم. ... ادامه ...

داستان نویسن ایشون

نمیدونم زندگی رو چه طوری میفهمیم که تهمت زدن به دیگران برامون جذاب میشه و کم کم جزئی از زندگی و روزمره ها.خبر رسبده خواهرشوهر پشت سر خواهرم گفته: با پسره دوست شده، گفته اگه قبول نکنین با پسره فرار می کنم. اینه که مجبور شدن عقدشون کنن.خنده ام گرفت از حرفش. و متاسف شدم براش. خنده از اینکه چه تهمت دور از ذهنی زده. و تاسف برای اینکه اینطوری خوبی رو جبران می کنه. به قول دوستی عقده های درونی بعضی آدما اونقدر کوچیکشون میکنه که قابل ترحم میشن. ... ادامه ...

غرور مانع تعالی است

پس از اینکه فرد به داشته هایش مغرور شد سقوط از مراتب تعالی را تجربه خواهد کرد یعنی نه تنها با غرور اسباب تعالی و پیشرفت را از خود قطع می کند بلکه داشته های ناکافی خود از فضائل والای انسانی را نیز از کف می هد تا آنجا که در والاترین مراحل تعالی که در بهشت جاوید به انجام می رسد فرد مغرور جایی نمی یابد...ادامه مطلب ... ادامه ...

خطر از بیخ گوشمون گذشت

روز بدی بود امروزی نزدیک بود بزنه ب مامان ، من تو ماشین بودم صحنه رو دیدم سریع رفتم دنبالش و پیچیدم جلوشزد ب در طرف من ولی می ارزید ب گه خوردن افتاد پسرهدهنش بو میداد تازه ب دوران رسیده بود اشو فروخته ماشین یده .همسایمون انقد حاج خانم حاج خانم ب ناف من بست ک پسره فکر کرد سربازگمنامی چیزیم من مث سگ ترسیدحقش بود البته خدا خیلی خیلی خیلی خیلی رحم کرد بهمون ک مامان سریع خودشونو کشیدن عقب وگرنه بدبخت شده بودیما ش رفت ب مامانم گفت حاج خانم گه خوردم نفهمیدم ، تا رضایت دادیم رفت .انقد داد زدم سر پسره صدام گرفته ؛ خیلی ترسیدم صحنه جلوی چشمم بود واقعا قلبم ی لحظه وایسادپتانسیل اینکه با ماشین از روی پسره رد شم رو داشتم ، بینهایت عصبی شدم .خدایا خداوندا چجوری شاکر باشم برای لطفی ک امروز کردی بهمون ؟ الهی شکر شکر شکر برای خطری که از بیخ گوشمون گذشت .الهی شکرت برای سلامتی خانوادم الهی شکرت.خدایا شکرت ... ادامه ...

ترس!!!

میخوام مغرور باشم مثه خودش. هر چند همش واسم عذابه چون: اون مغرور که میشه بی تفاوته اما من دلم میخوادش و مطمئنم اگه یه ذره فقط یه ذره بیاد سمتم دلم براش ضعف میره. رفتیم بیرون الان. یه لحظه نگام کرد. خندید. ترسیدم اگه بخندم مثه دیروز که از تو ااینه جواب خندشو دادم بگه واسه ماشین پشتی میخنده چون تو ماشینه یه دختر خوشگل دیده.... ... ادامه ...

ماجرای ... ۳

دخملمون بعد چند روز میبینه پسره متناسب با اسم وبلاگش یه لامپ گذاشته اون گوشه وبلاگش خوشش میاد میره و میاد میبینه جاش یه چی دیه گذاشته میگه همون قبلی قشنگتر بود پسر میگه دارم امتحان میکنم کدوم قشنگتره بعد دوباره لامپ میذاره دختره ذوق میکنه :)بعد دوباره بر میداره :/دختره میگه ایش پسره ی...ولی خو درنهایت همون لامپ ومیذاره :) ... ادامه ...

خسته نباشی دلاور،خداقوت پهلوان!

دقیقا دو هفته ی قبل،پسره با خواهرش اومدن اورژانس که منُ دید بزنن و مثلا پسند کنن و بعد مطرح و من نیم ساعت باهاشون فک زدم و گفتم نُچ که نچُ.و حالا در مورد از کار اُفتادگی مغزم همین بگم که پسره امروز به عنوان بیمارم باید ویزیت میشد و من طبق معمول همیشه ام،شروع با شوخی و خنده و هرّ وکرّ ازش شرح حال گرفتم و معاینه و فکر کنم بنده خدا دُچار تعارض شده بود و لابد تو دلش میگفت این چرا با دست پس میزنه و با پا پیش میکشه...گرفتین چی شد?من یارو رو نشناختم که نشناختم! یعنی باید یک ساااعت تمام سبک سری می تا بالا ه خواهرش رو ببینم و تو دلم بگم ای دل غافل!!! خلاصه که منُ به حال خودم رها کنین،از دست رفتم که رفتم...! ... ادامه ...

شا اره :)))

اومدم یکی از ایی که پسرای ترم بالایی از آزمایشگاه گرفتن رو ببینم توی یکیش پسره از میپرسه که این نمونه که الان گذاشتین سانتریفیوژ شه مال سکشن قبلِ؟ آخه گفتین باید ۴،۵ساعت بمونه توی فریزر بعد سانتریفیوژ شه۰ میگه آره این فریزر مال مرحله قبله اما ما الان ۵ دقیقه گذاشتیمش ولی گفتیم شما فکر کنید ۵ ساعت مونده۰بعد پسره میگه نتیجه میده ؟ بعد با استیصال میگه ببینیم۰۰۰ و دست هاشو به ح نمیدونم از هم دور میکنه :))))) یعنی منفجر شدم:))) ما ۵ دقیقه گذاشتیم اما شما فکر کنید ۵ساعت مونده :)))) لابد تهشم انتظار داری فکر کنن نتیجه ی درست هم گرفتن :)) :/ ... ادامه ...

روزم اب شد

ب یکی از دوستان تماس گرفت ، نشنیده بودم و جواب ندادم .صبح حدود ۹ بهش زنگ زدم ببینم چکار داشته ...مختصر مفید اینکه که خواهرش ۱۶-۱۷مرداد عروسیش بود ، فردای عروسی خیلی اتفاقی میره سر تبلت شوهره و میبینی که آقای با دوتا زن در ارتباطه !یکیشون که ژیندا خانم هستن به طور واضح و مبرهن ، دیگری دختریه که تو چت هاش مشخص شده باباش هم صنف همسر بنده اس ، فامیلش رو میدونن ، دوستم زنگ زده بود ببینه همسر من میشناسشون یا نه ... فامیل رو که گفت انگار ی سطل آب یخ ریختن رو سرم !میشناسمشون ... فامیلی کهدگفت آشنای همسره ... البته با پیگیری ها مشخص شد دختره ، دخترعموی آشنای همسره . اقای عموی آشنای همسر هم تو همین صنفه و خواهر آشنای همسر اصلا ایران نیست و ...دختره کاملا در جریانه که پسره زن داره ، حتی پسره شب عروسی ع از سالن و خودشو عروس و ... واسه دختره فرستاده ! ینی دختره با مرد زن دار در ارتباط بوده و میدونسته ... حالا دوماهه ینی از فردای عروسی دادگاه و شکایت و داستان دارن ...تف ب ذاتت بیاد پسر لش ، تو ک داشتی الاغ همونو میگرفتی چرا دختر مردم بدبخت کردی ؟حالا اینا از دختره شکایت کنن ، چون پسره گفته همش ساختگیه و اعاده حیثیت کرده .د ... ادامه ...

روزم اب شد

ب یکی از دوستام تماس گرفت ، نشنیده بودم و جواب ندادم .صبح حدود ۹ بهش زنگ زدم ببینم چکار داشته ...مختصر مفید اینکه که خواهرش ۱۶-۱۷مرداد عروسیش بود ، فردای عروسی خیلی اتفاقی میره سر تبلت شوهره و میبینی که آقای با دوتا زن در ارتباطه !یکیشون که ژیندا خانم هستن به طور واضح و مبرهن ، دیگری دختریه که تو چت هاش مشخص شده باباش هم صنف همسر بنده اس ، فامیلش رو میدونن ، دوستم زنگ زده بود ببینه همسر من میشناسشون یا نه ... فامیل رو که گفت انگار ی سطل آب یخ ریختن رو سرم !میشناسمشون ... فامیلی کهدگفت دوست همسره ... البته با پیگیری ها مشخص شد دختره ، دخترعموی دوست همسره . اقای عموی دوست همسر هم تو همین صنفه و خواهر دوست همسر اصلا ایران نیست و ...دختره کاملا در جریانه که پسره زن داره ، حتی پسره شب عروسی ع از سالن و خودشو عروس و ... واسه دختره فرستاده ! ینی دختره با مرد زن دار در ارتباط بوده و میدونسته ... حالا دوماهه ینی از فردای عروسی دادگاه و شکایت و داستان دارن ...تف ب ذاتت بیاد پسر لش ، تو ک داشتی الاغ همونو میگرفتی چرا دختر مردم بدبخت کردی ؟حالا اینا از دختره شکایت کنن ، چون پسره گفته همش ساختگیه و اعاده حیثیت کرده .دختره ... ادامه ...

21ماشین مدل بالا و ...

اگر روزی روزگاری پولدار بشم هیچوقت هیچوقت ماشین خارجی نمی م !! نه اینکه حمایت کنم از تولید ملی و خودرهای داخلی خودمون !!نه !!بلکه به این خاطر که سوار شدن تو این ماشین ها آدم ها رو اونقدر مغرور میکنه که حاضرن بخاطرش دل دیگران رو بشکنن !!من حاضر نیستم دل دیگران را بشکنم.!!من نمیخوام مغرور بشم !!خدایا پولدارم کن ولی مغرورم نکن !!خدایا پولدارم کن و ببین که چطور با دیگران رفتار میکنمکه دل ی رو نشکنم !!+این موضوع برمیگرده به ماهها پیش شایدم سالها پیش !!امشب یاد این موضوع افتادم و دوباره یاد دل ش تنم.ولی اون شخص بخشیدم ولی چه فایده که دوباره اون حرف رو تکرار کرد و دلم دوباره ش ت... ... ادامه ...

چکار کنم خواهرم از پسری که بهش علاقمنده دل ه

سلام بنده یه خواهر دارم که زیر 20 سالشه . از قرار معلوم خواهر من چند سال قبل به دوست برادرم علاقه مند میشه و پسره هم همینطور . در یه دیدار حضوری این رابطه احساسی شددت میگیره، مادرمم با این که مذهبیه ، از این رابطه خبر داشته و به دلایلی نسبت به اون پسر احساس خوبی داره . به خاطر همین ی ری از حمایت ها از طرف مادرم انجام میشه، منو بابام چیزی نمیدونستیم و طوری شد که بعد از یک سال همه فهمیده بودن که خواهرم به اون پسر علاقه داره... دقیقا زمانی بود که خواهرم مدرسه میرفت و نسبت به درسهاش بی اهمیت میشه و افت میکنه . این رابطه هم تلفنی و به صورت مخفی بوده و شایدم چند بار همدیگه رو از نزدیک دیده باشن . به هر حال از مدرسه میاد بیرون و ما هم یخورده بهش سخت گرفتیم و تا چند وقت پیش میگفت که من همه چیز رو فراموش . ولی الان متوجه شدم خواهرم بازم به اون پسره علاقه داره . مادرمم میخواد این وصلت صورت بگیره ، در صورتی که پسره سالم نیست و شرایط ازدواج رو نداره . چکار کنم خواهرمو از این مخمصه نجات بدم ؟خواهرم هنوز سنی نداره و پسره هم فرد خوبی نیست . مادرمم به دلایلی الکی داره تعصب به ج میده . این پسره یه بار برای خواهرم زندان رفت ... ادامه ...

خواستگار شرط کرده که دخترم باید در یه رشته خوب قبول بشه

سلام یه دختر ۱۸ ساله دارم که پارسال کنکور قبول نشده و رتبه بدی آورده ، امسال هم انگیزه ای به خوندن نداره ، پارسال هزینه زیادی کردیم براش امسال هم عاشق یه پسری شده که دوسش داره خیلی ، ولی پدر دخترم قبول نمیکنه و دخترم گریه میکنه و انگیزه ای نداره و همش میگه من اون پسره رو میخوام . اون پسره فقط به شرطی میگه با دخترم ازدواج میکنه که امسال کنکور رشته خوب قبول بشه و دخترم بهونه میاره میگه آرامش ندارم و نمیتونم و میگه از کتاب بدم میاد و همش گریه و جیغ میکشه و میگه اون پسرو الان میخوام و اون پسره الان شرایط نداره و میگه باید قبول بشی بعد کاری انجام بدیم . پیش روانشناس بردم دخترم رو ، باهاش صحبت کرد ، نتونست متقاعدش کنه و دخترم لای کتاب رو هم باز نمیکنه و همش گریه و زاری که من میخوام . منم دارم دیونه میشم چیکار کنم پدر دخترمون هم قبول نمیکنه با خانواده اون پسره که دخترمو میخواد وصلت کنه و لجبازی میکنه و دخترم هم دختر این پسره شده . دخترم هم انگیزه ای به خوندن درس هم نداره ولای کتابشو هم باز نمیکنه و مثل پارسال نمیخواد درس بخونه و خانواده ما رو درگیر خودش کرده . به نظر شما دوستان خانواده برتر من باید چه رف ... ادامه ...

اصلاح جامعه از ... شروع میشود...

خاطرات یک دانشجو... ... نازنینی داشتیم در دوران دانشجویی،تلاش می کرد حرف های درشت اجتماعی را به گونه ای با شوخی و خنده بیان کند که آدم لذت ببرد. روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بی مقدمه و بدون حال و احوال پرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت: "اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت می گفت زیپت بازه، چی کار می کردی؟" پسره گفت: "زود چک اش می ... ." ... گفت: "اگر نفر دوم هم می گفت زیپت بازه، چطور؟" پسره گفت: "با شک، دوباره زیپم رو چک می ... ." ... پرسید: "اگر تا نفر دهمی که می دیدی، می گفت زیپت بازه، چطور؟" ادامه مطلب ... ادامه ...

کانفیوزد

دیروز رفتم اولین ... یداتو انجام دادم. دو تا بلوز با چهار تا شلوار خوش رنگ اومدم خونه بابا گفت حالا اگه به دنیا اومد و پسر بود اینا رو چیکار میکنی؟ تا صبح خواب دیدم هاااا. دیدم ... میگه پسره اشتباه گفتن، یه ... گفت پسره ولی رشدش خوب نیست و .... خیلی مز ... فات فقط دعا میکنم سالم باشی عزیز دلم. اصلاً مهم نیست دختر یا پسر. راستی اسم هم برات فعلاً "هانا" در نظر گرفتیم. اگه عوض نشه ... ادامه ...

رمان ارباب زاده مغرور من | اندروید ، pdf ، آیفون و جاوا

رمان ارباب زاده مغرور من نسخه های اندروید (apk) , آیفون و اندروید (epub) , جاوا (jar) و نسخه کامپیوتر (pdf) نویسنده : الهه اتش کاربر رمان فوریو ویراستار؛ فریبا تعداد صفحات : 232 ژانر : #عاشقانه #ارب خلاصه رمان : ارب از تبار سیاهی، قدرت و خشونت ادامه مطلب ... ادامه ...

... نازنینی داشتیم

... نازنینی داشتیم در دوران دانشجویی. تلاش می کرد حرف های درشت اجتماعی را به گونه ای با شوخی و خنده بیان کند که آدم لذت ببرد. روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بی مقدمه و بدون حال و احوال پرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت: "اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت می گفت زیپت بازه، چی کار می کردی؟" پسره گفت: "زود چک اش می ... ." ... گفت: "اگر نفر دوم هم می گفت زیپت بازه، چطور؟" پسره گفت: "با شک، دوباره زیپم رو چک می ... ." ... پرسید: "اگر تا نفر دهمی که می دیدی، می گفت زیپت بازه، چطور؟" پسره گفت: "شاید دیگه محل نمی ذاشتم." ... ادامه داد : "فرض کن از یه جا به بعد، دیگه هرکی از جلوت رد می شد، یه نگاه به زیپت می انداخت و می خندید. اون موقع چی کار می کردی؟" پسره هاج و واج گفت : "شاید لباسم رو می انداختم روی شلوارم." ... با پرسش بعدی، تیر خلاص رو زد : "حالا اگر شب، عروسی دعوت باشی، حاضری بری؟" پسره گفت: "نه! ترجیح می دم جایی نرم تا بفهمم چه مرگمه." ... یهو برگشت با ح ... ی خنده دار گفت: "دِ لامصبا! انسان این جوریه که اگر هی بهش بگن داری گند می زنی، حالا هرچی باشه، باورش می شه داره گند می زنه. امروز صبح سوار تا ... ی شدم، ... ادامه ...

در سایه ی ناپایداری ها

این روزها چیزی که بیش از همه در اینستاگرام جلب نظر میکند بیوی پیج هاست تا خود پست ها!از افتخار به ماه تولد (که هیچ نقشی در انتخاب آن نداشتیم) هم که بگذریم، تلاششان برای ادعای خاص بودن و مغرور و مرموز بودن را نمیتوانم درک کنم. چند دقیقه که در پیج ها بگردی بعید است به یک بهمن ماهی مغرور یا یک آذرماهی فوق العاده خاص یا یک فروردینی ِ مرموز برنخوری! خودش را فوق لیسانس فلان رشته معرفی میکند، ولی در پیج مهران مدیری مشغول اختراع های جدید است. به یاد یک صفحه انشای دوران دبستان در بیوی پیجش زده است "نویسنده". یک ساعت از ... یدن دوربین اش نمیگذرد که عنوان "عکاس" را اضافه میکند. به عنوان سوژه ی ح ... قبل از رژیم(!) انتخابش میکنند و بلافاصله عنوان "مُدل" اضافه میشود! بگذریم اصلا! فقط بگذریم... ... ادامه ...

دخترجون ♥

ما و خانواده خانم کوچیکه خیلی باهم رفت و آمد داریم ، خانم جانم مث هام عزیزه برام و خانواده خیلی خوبیم داره شکرخدا . ی خواهر داره ایشون همسن خودمه و هروقت میرم مشهد حتما باهم صفاسیتی مون برقراره .این دخترجون که خیلیم ساده و صمیمی و بی غل و غشه ، واقعا پاکه ینی ازون دخترای زلالی که تا اعماق وجودش پیداست ، همیشه میگفت من مشهد زندگی نمیکنم و باید برم تهران من از مشهد خوشم نمیاد و برای زندگی بااااااید برم تهران ! سالها پیش حدودا ۱۰-۱۲ سال پیش قرار بود با پسربرادرشوهر خواهرش ؛ که ن تهران بودن ، ازدواج کنه که بعد چندسال یهو پسره زد زیرش . سر همین ناراحتی کات با اون پسره ، یکی از هم ی هاش بهش نزدیک شد و عاشق شدن و خلاصه قرار ازدواج گذاشتن . اون روزام خارج رفتن مد شده بود و دخترجونِ ما دیگه ورد زبونش از ایران رفتن بود و میگفت من ایران نمیمونم و بااااااید برم ! بعد ۵-۶ سال دوستی پسره که به خانوادش گفت ، مخالفت و ۳ساله درگیری داشتن تا بعد کلی با یین ، پسره کارش درست شد که بره ایالات متحده ! قبل رفتن بدون حضور و اطلاع خانوادش پسره اومد خواستگاری و تو حرم محرمیت خوندن و پسره رفت . بعد یک سال ، تابستون امسال برگشت ... ادامه ...