تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی



مستراح

توی مستراح بودم که یک موضوع خوب اومد به ذهنم. مستراح خاصیت فوق العاده ای در قدرت بخشیدن به افکار داره جدای ازینکه نقش مهمی در تمیز روده ها داره.پ.ن: من آدم بی ادبی نیستم که این موضوع رو مطرح صد البته که این جز واقعیتهاست. مطمئنن برای همه ی شما ها اتفاق افتاده، گره گشایی در مستراح ... ادامه ...

آواز گنجشککان در یک صبح کاملاً زیبای اردیبهشتی

ای گنجشکی که امروز صبح کله من را به شکل چاه مستراح دیدی و موهای تازه از درآمده و بوی خوب بده و کمتر زن شانه من را مورد عنایت قرار دادی. آن هم وقتی مقنعه ام را تا عرض پشانیم جلو کشیده بودم. تو فقط به من نه که به شعار زیبای حجاب محدودیت نیست، مصونیت است هم ریدی. ... ادامه ...

به... 3#

به ترامپ، تو اون مغز مریض و معیوبش که چون از اول بچه پولدارِ لوسِ ننر بوده فکر می کنه می تونه هر گهی که دلش می خواد با دنیا بخوره. بهش که قد م سیاست خارجی نمی دونه و فقط مثل سیفون مستراح زر می زنه و عمل می کنه. مرتیکه نکبت. و صدالبته که خیلی چیزای دیگه م در رابطه با سیاست خودی ها هست که خیلی جای حرف داره...خیلی. هیچی یکطرفه نیست. ولی افسوس که باید از نقد چشم پوشی کرد به هزار و یک دلیل. ... ادامه ...

سوال.

به نظرتان کمی زیاد احمقانه نیست که از دانشجو ا برای مصاحبه بپرسند با پای راست وارد مستراح باید شد یا با پای چپ؟ خب اگر به نظرتان که احمقانه نیست فبها ولی اگر احمقانه هست سرتان را در اولین دیوار دم دستتان بکوبید تا همدردی باشد با سر بخت برگشته فلک زده من. ... ادامه ...

گ ... ؛ داستان تجربه های من با راستی

چندی پیش وقتی داشتم کتاب "30 راز خوشبختی" اثر آقای حسین رهیاب را می خواندم، در کتاب مدام با پیام ها و نصیحت های گ ... مطلبی را توضیح می داد. تصمیم گرفتم یک کتاب از زند ... نامه گ ... تهیه و مطالعه کنم. به کتابخانه ... ی رفتم و کتاب "گ ... ؛ داستان تجربه های من با راستی" ترجمه مسعود برزین را برای مطالعه انتخاب ... ، خوشبختانه کتاب ترجمه ساده، روان و جذ ... داشت و تمام 500 صفحه را خواندم. گ ... از یک خانواده سرشناس و ریشه داری متولد شده است. مادر و پدرش شعور و ... د زیادی داشته اند و از امور مملکتی باخبر و در تصمیم ... ری ها تاثیر گذار بوده اند. اولین خاطره ای که گ ... نقل می کند از دوران دبیرستانش است. در یک امتحان همه دوستانش تقلب می کنند و نمره خوب می ... ریند ولی او بخاطر تقلب ن ... ، نمره پایین می آورد و از طرف معلم کودن خطاب می شود. گ ... در کودکی یک فرد خج ... ی بوده و خیلی با همکلاسی هایش نمی جوشیده، چندان هم درس خوان نبوده و فقط برای نمره گرفتن درس می خوانده. مطلبی که برای بنده جالب بود، این است که طبق رسمی که داشتند، خیلی زود باید ازدواج می ... د، او در سن 13 سال ... ازدواج می کند، خودش می گوید که من از ازدواج یک همبازی پیدا کرده ... ادامه ...

دستشویی

نیم ساعته از خواب پ .هی خواستم برم دستشویی هی پر بوده :)))) اصلا انتظار نداشتم این موقع صبح!هم صف دستشویی باشه .#مشکلات خوابگاهی ... ادامه ...

بازگشت

راستی راستی عالم خواب عالم عجیبی است. آدم همین طور که دراز دراز تو جاش افتاده با چشم بسته دنیا را سیر می کند. هرقدر که دست و پای جسم بسته است روح آدمیزاد آزاد و نامحدود است. من خودم ... ب بعد از مدت ها یک خواب خوبی دیدم.دیدم با مادرم توی یک دشتی هستیم به چه بزر ... به چه ... ی به چه قشن ... به چه روشنی.یک جور روشنایی عجیبی بود اما آفتاب نبود اگر هم بود پیدا نبود،هیچ آدم را نمی سوزاند.دشت، اول و آ ... نداشت از بس که بزرگ بود.یک ورش کوه بود یک ورش یک خانه به چه قشن ... . من همین جور چشم هام را بسته بودم دست هام را از دو طرف باز کرده بودم هی چرخ می زدم، چرخ می زدم،چرخ می زدم.یک حال خوشی داشتم.مادر از خوشحالی لپ هاش برق می زد.جوان شده بود.نشسته بود روی پله های چوبی خانه، پایین کوه را نگاه می کرد... یک وقت به خودم آمدم دیدم مادرم آمده بالای سرم همین جور ی ... ره تکانم می دهد و صدام می کند.بی ادبی می شود می خواست برود مستراح، برق حیاط خاموش بود. چشم هام را که باز ... نه از دشت خبری بود نه از روشنایی. دمپایی هام را پام ... همین جور لخ لخ کنان خودم را کشاندم تا دم در مستراح برق را روشن ... .بگذریم.کجا بودیم؟هان! داشتم می گفتم عالم خوا ... ادامه ...

حماسه ابوالفتح خان...

ابوالفتح خان، خان نبود، بود. آفتابه ی می کرد. می رفت و از خانه های مردم آفتابه ها و دمپایی ها را از دم دستشویی ها جمع می کرد و می برد. آن زمانها دستشویی ها اکثرا توی حیاط خانه ها بود و آفتابه ی سر راست ترین و راحت ترین ی بود. حتی صاحب مال هم اگر سر می رسید معمولا به صرافت تعقیب و پس گرفتن نمی افتاد و معمولا ی حواله می کرد و ماجرا تمام می شد.هرچه بود ابوالفتح خان که آن زمان به «ابوالفتح آفتابه » معروف بود و هنوز «خان» نشده بود، روزگارش را با آفتابه ی و سرقت دمپایی تو می گذراند. یک روز موقع یکی از سرقت هایش صاحبخانه سر رسید و ابوالفتح که هول شده بود، در داخل مستراح پایش لیز خورد و سرش به سنگ تو برخورد کرد و همانجا راهی سفر آ ت شد...بعد از مرگ او فرزندانش برای او مجلس ختم ترتیب دادند و ی را به عنوان ذاکر آوردند تا از خوبی های پدرشان یاد کند... منتهی چون مرحوم هیچ خوبی نداشت و همه ی شهر هم او را به آفتابه ی می شناختند، فرزندان مرحوم پولی اضافه بر نرخ معمول به ذاکر دادند که بگوید ابوالفتح آفتابه هایی را که از در مستراح مردم بر می داشت ج ایتام می کرد. ذاکر هم چنین کرد اما ملت بلند بلند خندیدند که این فلان فلان ... ادامه ...

از درد دوری تو من چمچمال گشتم

از درد دوری تو من چمچمال گشتم ....... ع ... تو را جدیداً در کنج هال هشتم خیره به قاب ع ... ت هی من خیار خوردم ....... مانده است بر سر دل گریده بند دستم در مضطراب (مستراح) خانه از بنگ صاح تا پِسّین ..... از بس که چای خوردم هی رابراه رفتم یخ زردلو اوردن، همراه با آلوچه ........ ثق (ثقل) ... و تا حالا از درد وا نهشتم برگرد و خانه مان پر کن ز عطری عمّت ....... شاید یه راه چاره واس مشکلات جستم ::ح::ر::نجف آبادی:: ... ادامه ...

جابجایی تاریخ امتحان میان ترم

دانشجویان محترم ریاضی ی پیشرفته با سلام و احترام امتحان میان ترم به تاریخ های 16 آذرماه و چهارشنبه 17 آذرماه موکول شد. ضمناً برای آن دسته از دانشجویانی که به هر دلیلی امکان حضور در امتحان میان ترم در تاریخ های فوق را ندارند، امکان برگزاری امتحان در تاریخ 9 آذرماه وجود دارد. بنابراین در صورتی که تمایل به حضور در امتحان 9 آذرماه دارید به اینجانب از طریق ایمیل درخواست خود را ارسال نمائید در صورت عدم ارسال ایمیل درخواست، امکان حضور در این امتحان میسر نیست. موفق باشید ... ادامه ...

نارنجی خواهیم شد....

امروز روز جهانی منع خشونت علیه ... ن است. به خشونت فکر میکنم و معده ام که درد میکند جوری که دارم بالا می آورم! اگر آقای ز بود و مثلا اینجا کارگاه داستان نویسی لابد باید با خشونت، معده، نارنجی، ... ن و مثلا یک چیز خنده دار مثل سبیل جمله ای میساختیم که مفهوم خشونت بدهد و حواسمان باشد که خشونت با عصبانیت فرق میکند. به ... ن علیه ... ن فکر میکنم و خشونتهایی که بر هم روا میداریم! کتاب زیردستم پیش نمیرود اصلا. احساس میکنم تمام سالهایی که برای علم و داشتنش درس خوانده ام یکراست رفته اند به مستراح ابدیت. سالهای برای هنر جان کندن؟! نامعلوم.... به تو فکر میکنم و به سکوتت به سکوتت سکوتت وتت تت که شده برای من مصداق خشونت علیه ... ن!!!! + امروز و همه روزهای پیش رو سکوتت را منع میکنند.... ... ادامه ...

تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی

تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی یکی از مهمترین موضوعات بررسی های تاریخی است. بیشتر تمرکز تاریخ نویسی روی آثار باستانی کاخها و کوخها است، درصورتیکه تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی نیز اهمیت دارد. تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی پیش نویس تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی یکی از مهمترین موضوعات بررسی های تاریخی است. بیشتر تمرکز تاریخ نویسی روی آثار باستانی کاخها و کوخها است، درصورتیکه تاریخ آبریزگاه مستراح دستشویی نیز اهمیت دارد. . وجود نوع دستشویی و تو ، دلیل بر نوع رشد و تکامل تاریخی و فرهنگی است. در کتابهای تاریخی آموزشی ایران، به هیچ وجه به این مسئله مهم تاریخی اشاره نشده. در این کتابها تاریخ را داستان روی داستان نوشته اند، و هیچ کار کارشناسی در تاریخ اجتماعی در آنها نیست. تصویر دستشویی عمومی در پارک آزادگان، ع شماره 3226. توجه: مطالب وبسایت ارگ ایران، توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر، بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود، از این نظر هیچ مسئله ای نیست، و باعث خوشحالی من است. ولی عزیزان توجه داشته باشند، که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب، به ارگ ایران مراجعه نمایند: در اینجا http://arqir.com. لوگو ... ادامه ...

خدمت دلاک به پدر و ملاقات با زمان عج / داستان

عالم ثقه ((شیخ باقر کاظمى )) مجاور نجف اشرف از شخص صادقى که دلاک بود نقل کرد که او گفت : مرا پدر پیرى بود که در خدمتگذارى او کوتاهى نمى ، حتى براى او آب در مستراح حاضر مى و مى ایستادم تا بیرون بیاید؛ و همیشه مواظب خدمت او بودم مگر شب چهارشنبه که به مسجد سهله مى رفتم ، تا زمان علیه السلام را ببینم . شب چهارشنبه آ ى براى من میسر نشد مگر نزدیک مغرب ، پس تنها و شبانه راه افتادم . ادامه مطلب ... ادامه ...

آفتابه بیاور

خانه اجاره ای ما در کرمان در چهارراه فرهنگیان قرار داشت و کوی فرهنگیان. کمی از بلوار جمهوری دور بودیم و به جاده تهران نزدیک تر. دستشویی این خانه زبر راه پله بود. خود خانه تقریبا می شد گفت یک و نیم طبقه بود. دو اتاق و بالا بودند و بقیه اتاق ها و آشپزخانه طبقه پایین. دستشویی هم زیر راه پله بود. چون خانه قدیمی بود دستشویی آب گرم نداشت. باور کنید یا نه دستشویی رفتن با آب سرد مشکل ترین کارهاست حتا از کار در معدن سخت تر است. بعد از مدتی دیدیم اصلا شدنی نیست با این وضع زندگی پس لوله آب گرمی از آشپزخانه کشیدیم به دستشویی اما باز موردی پیش آمد شیرها قدیمی بودند و نشد هر دو لوله را به یک شیر آب وصل کنند این شد که این دو شیر از هم سوا بودند. یکی داغ داغ و یکی سرد سرد، کار ما در دستشویی (البته منظور جز کار اصلی است) این بود که این دو را جوری در آفتابه مخلوط کنیم که دمای مناسب به دست آید. اگر حواست از این کار که مهم هم بود پرت می شد عاقبتش طبعا سخت و گزنده بود. حالا که هوا بدجور سرد شده یاد آن دستشویی کذایی افتادم. ... ادامه ...

فال دستشویی رفتن ماه ها

فال دستشویی رفتن ماه ها فروردین : اینا یه جوری میرن دستشویی که نفر بعدی میره دچار نفس تنگی و سردرد و سرگیجه میشه اصن دستشویی رفتن بعد از فروردینی ها توصیه نمیشه اردیبهشت : یه صداهایی در میارن تو دستشویی که در و دیوار ترک برمیداره قشنگ داد اینا نیم ساعت میرن دستشویی بیستو پنج دقیقه جلوی آینه دستشویی با خودشون ور میرن پنج دقیقه کاره مفید میکنند تیر: اکثر تصمیم های مهم زندگیشونو تو دستشویی میگیرن و بعضیاشون به موفقیت های بالایی میرسند که مدیون دستشویی هستند قطعا مرداد : خیلی شیک و مجلسی میرن دستشویی بعد انجام عملیات هم دستشویی رو میشورن امکانات داشته باشند شاخه گل هم میذارن تو دستشویی شهریور : در حین دستشویی آواز میخونن و به یاد عشقشون که بی وقایی کرده بغض میکنند و وقتی میان بیرون حس سبک بال هستند مهر : نصف دستشویی رفتنشون برا فرار از کارهای خونه است مثل سفره جمع یا دیدن بعضی اعضاشون که دچار درد یا اسیب هست و کلا تو دستشویی مرموزند آبان : اعتقادی به آب ریختن ندارند و به سبک انسان های اولیه دستشویی میرند و سوهان روحی هستند برای افراد وسواسی آذر : دستشویی محلیست برای آرامش روحی این افراد و خودش ... ادامه ...

چگونه با وسواس مبارزه کنیم؟

⚠ چگونه با وسواس مبارزه کنیم؟ محمدصادق طهرانی:من در نوجوانی، حدود دوازده سیزده سالگی بسیار احتیاط می و میخواستم در هر مساله ای واقع آن را احراز نمایم ولذا در طهارت و نجاست به عسر و حرج افتاده بودم. یکبار نزدیک غروب که (مرحوم علامه طهرانی)تصمیم داشتند به مسجد بروند حقیر را صدا د، آفتابه ای را پر از آب د و درحالیکه در کنار سنگ مستراح ایستاده بودند(آب را) با فشار از بالا به پایین ریختند به طوریکه به همه اطراف ترشح کرد و کمی هم به دامان لباسشان پاشید! سپس فرمودند: این آب از نظر شرع پاک است و من با آن معامله آب پاک میکنم و من الآن با همین لباس به مسجد می روم و میخوانم. انسان باید در امور همان طور که خداوند دستور داده عمل کند. آن روز برای ش تن حال شک و تردید حقیر با همان لباس به مسجد رفتند و خواندند. منبع: کتاب نورمجرد صفحه ۳۰۸ ... ادامه ...

مهمترین منابع تاریخ - منابع قدیمی

الأخبار الطوال، ابو حنیفه احمد بن داود الدینورى اخبار الطوال، از نخستین آثارى است که در تاریخ عمومى و ایران نگاشته شده است. مؤلف تحت عناوین و سرفصلهاى تاریخى به تبیین حوادث پرداخته، و بدون ذکر سلسله اسناد در نقل حوادث، سعى در بدست دادن متنى یکدست و برگزیده از اخبار تاریخى کرده است. دینورى از نقل حوادث بگونه تقطیع شده پرهیز کرده و چون به موضوعى تاریخى مى‏پردازد، آن را دنبال کرده و به پایان مى رساند بدین ترتیب اثر او بر پایه شیوه موضوعى نگارش یافت، نه بر اساس سالشمار. دینورى از منابع خویش یاد نکرده و تنها در مواردى از برخى از راویان مانند هیثم بن عدى سخن گفته است. اخبار الطوال با شرح زندگى فرزندان آدم (ع) آغاز و با مرگ معتصم (سال 227) پایان مى‏ یابد. تاریخ الیعقوبى مهمترین کتاب یعقوبى، کتاب تاریخ اوست که نام مشخصى جز تاریخ الیعقوبى براى آن یاد نشده است. تاریخ یعقوبى، یک دوره تاریخ عمومى است که از هبوط آدم آغاز شده، پس از آن به ظهور رسیده و حوادث را تا سال 259 ادامه داده است. با توجه به تاریخ نگارش این اثر، باید دانست که تاریخ یعقوبى، یکی از قدیمى‏ترین تاریخ عمومى است که در تمدن ى نگاشته شده و به ... ادامه ...

اولین دغدغه ی ۹۶:))

ساخت دستشویی تو مترو میتونه تبلیغ خوبی برای ک دهای ریاست جمهوری باشه حتی... ولی جدی ها...چرا ایستگاه مترو خونه داره ولی دستشویی نه؟! (تلمیح به اون سخن که حین خوندن وقتی دستشویی داری مثل اینه که جام دستته... بیخیال اینم میشیم که منظور از چیه و جام کجاست) همه نمیخونن ولی همه که دستشویی میرن... اونم با اون وضعیت فشار تو مترو...با سیگاری خاموش بر لب (نامبرده از بیماری تنفسی رنج میبرد) در کنج کافه ای با حداقل نور زیر لب می کند: دموکراسی ام آرزوست...:)) ... ادامه ...

هوا

امروز هوا خیلی سرد بود سرما برای من خاطره انگیزه. رما دیگه سخت نیس یا اآزار دهنده. یاد صعود دماوند منو میندازه. یاد صعود تفتان که تا صب سگ لرز زدم و حوصله نداشتم اون کیسه خواب لعنتی رو از کولم دربیارم و بچپم توش. سرما منو یاد حوله ای میندازه که ممد جای پتو تو تفتان کشید روش و ونم مث من تنبلیش میشد. سرما یاد بیدار شدن ساعت یک بامداد تو دماوند منو میندازه اونجا که هوا خیلی رقیق بود و اون نصف شب من و مصی رو شماره یک گرفته بود اما تنبلی و هوای سرد نمیذاشت بریم دسشویی. خیلی سخت بود تو اون هوا دستشویی بزرگ کنی یعنی من گمون میکنم بزرگترین چالش ما این بود . بر اساس آموزه های دینی و عرفی ما ایرانی ها تا خودمونو درست با آب نشوریم انگار چرخه تو رفتنمون تکمیل نیشه. ی سری خارجی اومده بودن که با دستمال پا می اما نا با وجو اینکه دستمون مث جوب از سرما خشک میشد باز خودمونو میشستیم. از ترس اینکه این آفتابه رو باید با شیلنگی که دورش قندیل بسته پر کنیم و باید اون آب یخ به بدنمون بخوره حتی هوس نم ازمون گرفته بود. در سه روز حضورمون تو بارگاه دماوند شاید چاربار رفتیم مستراح. با همه این سختی ها هیچی مث اون شب نمیشد که علی ت ... ادامه ...

زیر وایت باید رفت، چشمهارا باید شست

ساقی جان، دلبندم، اینکه درحین مراقبت از شما درخواست میشود فلان آقای دانشجو را تا دستشویی همراهی کن، به این معنی است که تا دم در دستشویی با او راه برو. اینکه کله ات را توی گوشی ات میکنی و تا توی دستشویی مردانه رسوخ میکنی اصلا مناسب شان و شخصیت شما نیست. مخصوصا که اینها خارجی هستند و از آن دستشویی دیواری ها دارند و این اصلا چیزی نیست که هیچوقت بخواهی از نزدیک ببینی.خلاصه ساقی جان، هیچوقت، تکرار میکنم، هیچوقت، توی دستشویی مردانه نرو، مخصوصا در این ممالکت کفر. اگر رفتی و هول شدی و آمدی بیرون، کامل از دستشویی خارج شو و در راهرو بایست. بله شما شوکه شده بودی، ولی آنطور پشت دیوار ورودی آکوارد ایستادن باعث میشود شبیه خانم وییردو(weirdo)-یی باشی که آمده توی دستشویی مردانه و درست دم در ایستاده که راجع به مساله مهمی فکر کند و منجر میشود به اینکه بعضی ها مثل آن آقای گولاخ مو با تعجب فراوان نگاهت کنند. ... ادامه ...

04:09

گه می خورَد درخت اناری که باغچه، نشستم، بهش گفتم بشین یه شعر بخونم واست، بعدش هم قاه قاه خندیدم از مراتب مغزی خودم، هزار تومن پولی نیست که آدم اتفاقی رو تماشاچی کنه، سر خم کرد روی شونۀ راستش، نشست، منزجرم کرد نشستن اش، عادت ندارم در معدود لحظاتی که غافلگیر می کنم غافلگیر بشم، شعر نصفه رو وا دادم، یه قطعۀ فا و مردمی خوندم براش؛ مسلما از ایرج میرزا، بیستون قرمز کشیدم باهاش، و برای اولین بار احساس نسبت به این ی که من تو زندگیم می کشم، همیشه اون بیرون، یه چیز تر هم هست، خنده اش خشک شد وسط شعر؛ قاتی اخم و دود سیگارش، در فقه من ی که توی کمتر از ده دقیقه دوبار غافلگیرم کنه عین نجاسته، خودمو تطهیر ازش، حوصله نداشتم، پیش نمی اومد، شعر مثل عشقه، شعر مثل ه؛ باید بگیره، نمی گرفت، یعنی بعد از اون دوره های پیش پا افتادگی که آدم واسه و رانندۀ سرویس و حراست و همکلاسی های چاق و لاغرش شعر خفیف و هزل عفیف میگه و برگه برگه دست به دست میشه تو ل و پیش خودش فکر میکنه پرچم زده رو هیمالیا، بند شده بودم، یهو تو اتوبوس تندروها، تو ترافیک ولیعصر سنگ انداختم، فاتح مستراح کیفیتم شدم، اونقدری که چند ساعته شکلِ مباهات گرفت ... ادامه ...

04:09

گه می خورَد درخت اناری که باغچه، نشستم و بهش گفتم بشین یه شعر بخونم واست، بعدش هم قاه قاه خندیدم از مراتب مغزی خودم، هزار تومن پولی نیست که آدم اتفاقی رو تماشاچی کنه، سر خم کرد روی شونۀ راستش، نشست، منزجرم کرد نشستن اش، عادت ندارم در معدود لحظاتی که غافلگیر می کنم غافلگیر بشم، شعر نصفه رو وا دادم، یه قطعۀ فا و مردمی خوندم براش؛ مسلما از ایرج میرزا، بیستون قرمز کشیدم باهاش، و برای اولین بار احساس نسبت به این ی که من تو زندگیم می کشم، همیشه اون بیرون، یه چیز تر هم هست، خنده اش خشک شد وسط شعر؛ قاتی اخم و دود سیگارش، در فقه من ی که توی کمتر از ده دقیقه دوبار غافلگیرم کنه عین نجاسته، خودمُ تطهیر ازش، حوصله نداشتم، پیش نمی اومد، شعر مثل عشقه، مثل ه؛ باید بگیره، نمی گرفت، یعنی بعد از اون دوره های پیش پا افتادگی که آدم واسه و رانندۀ سرویس و حراست و همکلاسی های چاق و لاغرش شعر خفیف و هزل عفیف میگه و برگه برگه دست به دست میشه تو ل و پیش خودش فکر میکنه پرچم زده رو هیمالیا، بند شده بودم، یهو تو اتوبوس تندروها، تو ترافیک ولیعصر سنگ انداختم، فاتح مستراح کیفیتم شدم، اونقدری که چند ساعته شکلِ مباهات گرفته ص ... ادامه ...

معرفی اجمالی کتاب فاطمیان مصر

«فاطمیان در مصر»، اثر عبدالله ناصرى طاهرى است که به عنوان کتاب درسى براى دانشجویان رشته تاریخ و تاریخ تمدن ى در مقطع کارشناسى و کارشناسى ارشد تدوین شده است. در این اثر، ت شیعى اسماعیلى فاطمیان مصر، از ابعاد گوناگون فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، مذهبى و ... به صورت مستند و تحلیلى بررسى شده است. ... ادامه ...

سوالات درماندگی

سوال اول: یک روزهایی بی هیچ دلیل خاصی ح ون خوب نیست. عاقل باشید و دنبال علت جویی و پیدا مسببن بدبختیتون نباشید. تنها موجودی که میتونه مارو بدبخت کنه، خودمونیم نه ی دیگه. حالا یا بخاطر عملکرد ضغیفمون یا تنبلیمون یا انتخاب اشتباهمون و یا بی هیچ دلیلی فقط حس «خود بدبخت پنداری» داریم. به علاوه طبع و میل و نیاز ما آدمها تمومی نداره و بعد از رسیدن به هرچیزی، حسرت بقیه اش رو میخوریم. حسرت، اندوه رو در پی داره و درنهایت به افسردگی منجر میشه. پس جسارتا هروقت ح ون مثل الان من بوی گند میداد، بستنی بخورید یا سیگار بکشید یا برید مستراح!! البته کارای دیگه هم میتونید ید که حالا من خیلی وارد جزئیاتش نمیشم. ولی واقعا دلم میخواد بدونم گند و زنگار روانتون چطوری پاک میکنید؟ ادامه مطلب ... ادامه ...

برداشتی آزاد از اتفاقی واقعی در بیمارستان

زن در حالیکه با یه دستش پاچه های شلوارشو نگه داشته بود و با دست دیگه اش بینی و جلو دهنشو با گوشه روسریش گرفته بود از دستشویی بیمارستان اومد بیرون در حالیکه داشت زیر لب غر میزد«چقد دسشوییاش کثیفه، اصلا به نظافت اینجا اهمیت نمیدن، انگار مستخدم نداره این اب شده، اه اه» یک ساعت بعد زن مستخدم در حالیکه یه جفت دستکش دستش بود و چکمه پوشیده بود و صورتش رو با ماسک پوشونده بود آ ین تی ها رو به کف دستشویی بیمارستان کشید و از دستشویی اومد بیرون در حالیکه زیر لب غر میزد« دستشویی رو مثل دسته گل تحویلشون میدی نیم ساعتم نمیتونن تمیز نگهش دارن، بعضیا چقدر کثیفن، اه اه» ... ادامه ...

سه نوشتار کوتاه در مورد حماقت ، انتقام و صبر

توی هر اداره و شرکت و کارخانه تی و خصولتی بگردی غیر ممکن است نبینی. انگل ها را میگویم. نشسته اند توی اتاقهای درندشت و با گوشی هایشان بازی میکنند. وقت تلف میکنند حجم اینترنت مصرف میکنند.چاه مستراح را پر میکنند. تنها نگرانیشان این است که ی بخواهد وارد حریمشان شود. در باقی موارد هیچ کار نمیکنند اما همیشه عنوان میکنند که مشغولند.سرشان شلوغ است و به اندازه کافی نیرو انسانی و وقت برای انجام کاهایشان ندارند. آنها محبوب مدیران یا مدیری هستند و تا اختلاف نظر در خصوص دستشویی رفتنشان را هم پیش همان مدیر طرح میکنند. رسوم شانتاژ و پروپاگاندا را خوب بلدند و به درستی میدانند چطور توی مخ آدم فهیم تر از خودشان (از هر نظر گنده تر) باشند. آنها خوب بلدند مسئولیت بدون اختیار تفویض کنند، بدون دستمزد بچاپند، بدون ترحم قطع کنند. کارشان را هم مدیریت عالی میداند. به نامه نفرات هم تراز یا پایین تر از سطح خود اصلا جواب نمیدهند. وقتی با شخصی که رده سازمانی پایین تری از خودشان دارد بی توجهی میکنند اما متوقع اند که مدیر بالاسری کاملا با انها حرف بزند و به حساب بیاوردشان. ادعا و اطوار دارند و بدتر از همه اینکه در بلاهت تمام ... ادامه ...

۵۴ کشور آفریقایی خواستار عذرخواهی رئیس جمهور شدند

مایندگان 54 کشور آفریقایی در سازمان ملل در نشستی که چهار ساعت به طول انجامید، اظهارات اهانت آمیز «دونالد ترامپ» رئیس جمهور علیه مهاجران آفریقایی که آنها را «چاه مستراح» نامیده بود، محکوم د. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

سوالات درماندگی

سوال اول: یک روزهایی بی هیچ دلیل خاصی ح ون خوب نیست. عاقل باشید و دنبال علت جویی و پیدا مسببن بدبختیتون نباشید. تنها موجودی که میتونه مارو بدبخت کنه، خودمونیم نه ی دیگه. حالا یا بخاطر عملکرد ضغیفمون یا تنبلیمون یا انتخاب اشتباهمون و یا بی هیچ دلیلی فقط حس «خود بدبخت پنداری» داریم. به علاوه طبع و میل و نیاز ما آدمها تمومی نداره و بعد از رسیدن به هرچیزی، حسرت بقیه اش رو میخوریم. حسرت، اندوه رو در پی داره و درنهایت به افسردگی منجر میشه. پس جسارتا هروقت ح ون مثل الان من بوی گند میداد، بستنی بخورید یا سیگار بکشید یا برید مستراح!! البته کارای دیگه هم میتونید ید که حالا من خیلی وارد جزئیاتش نمیشم. ولی واقعا دلم میخواد بدونم گند و زنگار روانتون چطوری پاک میکنید؟ ادامه مطلب ... ادامه ...

سلطان سوتی؛جود.-_-

عاقاااا:((شبا زود بخو ن که یه وقت یه طوری نشه که سر صبح برین دستشویی مردونه:(((چشام نمیدید-_-میخواست روپوششو بپوشه و ماتش برد:)))منم میخواستم بگم تو دستشویی خانوما چیکار میکنی یارو؟!:)))البته توی یک ثانیه متوجه شدم چی شده و فرار .وای.خیلی بد بووود:(( ... ادامه ...

خلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویر

شیرهایی که از طرحهایی بسیار زیبا بهره می برند و بنوعی انقل در صنعت طراحی شیرهای آبی که به صورت روزمره از آنها استفاده می کنیم بوجود آورده اند. مطمئنا هر زمانی که می خواهید دست های خود را با چنین شیرهایی بشویید ارزش بالای طراحی چنین شیرهایی را ستایش خواهید کرد. استفاده از ف آلومینیوم در ساخت این شیرها به طراحان اجازه داده شکلی بسیار زیبا و البته جادویی برای وج آب از شیر بوجود بیاورند. خلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویرخلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویر خلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویر خلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویرشیر آلات آشپزخانه جدیدخلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویر خلاقانه ترین و جدیدترین شیر آلات آشپزخانه و دستشویی + تصاویر [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

مصطفی سعید رعنا دوست رعنا و پدر مهشید (3)

ی اول نظافت در حین تمیز راهرو ی دانشکده متوجه چیز عجیبی شد! متوجه شدکه از دستشویی مردونه ی اون طبقه آب داره میزنه بیرون! وقتی رفت جلوی دری که ازش آب بیرون میومد، صدای شر شر آب زیادی میومد و ی داشت داخل دستشویی آواز میخوند. نظافت نگاهی به اطراف خودش کرد و دید که ظرف مایه ی دستشویی ش ته شده. دیگه طاقتش تموم شد و در زد،صدای شر شر آب و خوانندگی شخص داخل دستشویی قطع شد. سعید با صورت کفی در دستشویی رو باز کرد و با لبخند گفت الان میام بیرون! نظافت چی از فرط تعجب و ناراحتی سری به سمت سعید ت داد و راه خودش رو گرفت و رفت و فقط به گفتن لفظ وحشی بسنده کرد. ادامه مطلب ... ادامه ...

شیوه نامه رتبه بندی حرفه ای معلمان و فرهنگیان برای اجرا در سال 95 ابلاغ شد/جداول تکمیلی

در مقدمه این شیوه نامه آمده است ؛ پیرو شیوه نامه شماره 123788 به تاریخ 25/6/94، نحوه ارتقای مشمولین طرح طبقه بندی مشاغل معلمان به رتبه های حرفه ای، براساس مصوبه به تاریخ 9/6/94 شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، با هدف ارزی سنجش شایستگی های معلمان برای انجام مسئولیت های آنان در حوزه تخصصی و گروه درسی برای کلیه انی که از تاریخ 1/1/95 شرایط لازم را ب کرده باشند، ابلاغ می گردد. ... ادامه ...

غرور انسان نسبت به پروردگار!!

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ الانفطار۶ اى انسان! چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟؟ حضرت المؤمنین علی علیه السّلام : عجب است از انسان متکبری که ابتدای خلقتش از آب گندیده نطفه است که اگر لطف خدا بر خلقتش نبود جایگاهش مزبله گاه و چاه مستراح بود و در پایان عمرش نیز مرداری بدبو است که جایگاهش زیر خاک است و در هنگام زنده بودنش نیز ظرفی از برای نجاست است که در شکمش از ادرار و مدفوع انباشته گشته و تو ی سیار است و با این حال این انسان متکبر و سرکش در مقابل خداوند و دستوراتش تکبر و سرکشی می کند و بندگی و عبادت او را به جای نمی آورد. آثار الصادقین جلد 12 صفحه 365 ... ادامه ...

مستراح تهوع آور

تهوع (به فرانسوی: la nausée ) یکی از معروف ترین رمانهای ژان پل سارتر، فیلسوف و نویسنده اگزیستانسیالیست فرانسوی است.نه رمان را خوانده ام. نه فرانسوی بلدم و نه چندان اطلاعات قابل عرضه ای درباره ی اگزیستانسیالیست دارم. حتی برای بار دوم که خودم و نه به مدد ctrl+c جان، تایپش ... ؛ فهمیدم تلفظش هم از روی حافظه، خارج از دایره ی توانایی های من است. اما خیلی مهم نیست. مهم این است که هربار که چشمم به اسم رمان خورده است، فکر کرده ام به این که داستان درباره ی کیست. یا درباره ی چیست. بسته به بازه ی زمانی و اتفاقات روزمره و الخ، هربار به ... ی یا چیزی ربطش داده ام. گاهی به بزر ... در تاریخ، گاهی به حقیری در جغرافیای زعفرانی، گاهی به صدای خدای بی اخلاقی و گاهی هم به قول های فرانسوی و عمل های شمال تهرانی. گریه ی حضار.این بار اما به این فکر ... که از تهوع ترین موجودات، ... انی هستند که قلم شان یا دوربین شان یا هرچه از این جنس شان، برکتی دارد. مزه ای متفاوت دارد و اصرار دارند که این مزه، با اسم خودشان و نام پدریشان گره بخورد. این "اسم" من را سیفون ش را بکشید، قول میدهم زند ... تان حداقل یک وجب از زمین بالاتر برود. دوست عزیز محترمی عکاس ... ادامه ...

تا دیر نشده...!

دوستش داریم و بهش نمیگیمدوستش داریم و اینگار که...!بیاید به خودمون بیایمبا نوشتن چارتا پاراگراف که اشکِ نویسنده رو تحریک کرده دنیا تغییر نمیکنهاما ؛حداقلش اینه کهشاید از یه عالم آدمی که این صفحه رو میخونن اون دو نفری که هم رو عاشقن،جرات حرف زدن رو به خودشون بدن!چیزایی که مینویسم این بار پهلو که دارن هیچگٌرده هم دارن!رها عاشق بوی مایع دستشویی توت فرنگی بودهر صبح که چشماشو باز میکرد اول رهی رو میدید بعد سریع خودشو میرسوند به مایع دستشویی ها دستش رو میشست و میگرفت جلوی بینی کوچیکش و بو میکشید,رهی رها رو رها صدا میزد اما،رها رهی رو پسر عمو!رهی عاشق رها بودرهی موقع ید گریه میکرد تا مادرش به جای مایع دستشویی پرتقال،توت فرنگی ب هخیلی سال گذشترها ازدواج کرد با یه مرد که صادرات پرتقال داشتو رهیامروز کارخونه تولید مایع دستشویی توت فرنگی داره...! ... ادامه ...

این داستان: قضیه سوراخ دستشویی که به ازدواج منجر شد

قسمتی از درس رسیده بودند، نمیدانم کدام قسمت درس بوده که این خاطره را تعریف کرده،شاید حدود ۲۰ سال پیش، سر کلاسهایش گفته بود: پسر داداشم رفته بود دستشویی. بچه بود. دستشویی هم از آن قدیمی ها که عمق داشت و خیلی بزرگ بود و آدم موقع نشستن رویش پاهایش درد میگرفت. تعریف کرده بود که دستشویی ته حیاط بود. جای مخوف خانه . زمستان صدای باد می آمد و درخت ها تکان میخوردند و در چوبی دستشویی که درز داشت از داخل صحنه ی رعب آوری را ترسیم میکرد. هر لحظه منتظر بودیم یکی بپرد داخل دستشتشویی و گردنمان را بگیرد. علی رفته بود دستشویی و کله پا افتاده بود توی سوراخ! درش آوردیم سیاه و کثیف! از سرتا پاش فقط دوتا چشمش پیدا بود. اصلا دلمان نمیگرفت بهش دست بزنیم!بردیمش . توی آب سیاه راه افتاده بود. علی بوی گند میداد! سالها گذشت. هزار جا برده بودندش خواستگاری. این آ ی به دلش نشسته بود و گرفتش. یک روز آمده بودند خانه مان. زنش به مامانم گفت خانم! مامان دبیر راهنمایی اش بوده. گفت علی وقتی آمد خواستگاری، وقتی که رفتیم با هم حرف بزنیم، گفتمش آن زمان ها دبیری با همین فامیلی داشتیم، این خاطره را هم تعریف کرده.علی هم گفته خانمتان م است و آن ... ادامه ...

این داستان: قضیه سوراخ دستشویی که به ازدواج منجر شد

تعریف کرده بود که دستشویی ته حیاط بود. جای مخوف خانه . زمستان صدای باد می آمد و درخت ها تکان میخوردند و در چوبی دستشویی که درز داشت از داخل صحنه ی رعب آوری را ترسیم میکرد. هر لحظه منتظر بودیم یکی بپرد داخل دستشتشویی و گردنمان را بگیرد. علی رفته بود دستشویی و کله پا افتاده بود توی سوراخ! درش آوردیم سیاه و کثیف! از سرتا پاش فقط دوتا چشمش پیدا بود. اصلا دلمان نمیگرفت بهش دست بزنیم!بردیمش . توی آب سیاه راه افتاده بود. علی بوی گند میداد! سالها گذشت. هزار جا برده بودندش خواستگاری. این آ ی به دلش نشسته بود و گرفتش. یک روز آمده بودند خانه مان. زنش به مامانم گفت خانم! مامان دبیر راهنمایی اش بوده. گفت علی وقتی آمد خواستگاری، وقتی که رفتیم با هم حرف بزنیم، گفتمش آن زمان ها دبیری با همین فامیلی داشتیم، این خاطره را هم تعریف کرده.علی هم گفته خانمتان م است و آن پسره ی توی دستشویی هم منم! عژب ماجرای فرخنده ای! ... ادامه ...

هیچ وقت!

دشمنی را تا ابد پنداشتیمدوستی را استوار انگاشتیمبی هدف بذر محبت کاشتیمکاشکی سوی امیدی داشتیمما توقع از عصا برداشتیم"ما ز یاران چشم یاری"؟ ،هیچ وقت!هر چه چوب یار را خوردیم بسعقل را در راه کج بردیم بسخنده را در افسردیم بسبازی بی قید را بردیم بسروح خود را سخت آزردیم بسدر فراقش بیقراری ؟ ،هیچ وقت!زندگی بازی جان فرسای ماستزخم خوردن عادت دنیای ماستغصه در ماهیت فردای ماستعالمی درگیر در فتوای ماستگرچه سوز از تا صفرای ماستگریه و شب زنده داری؟ ،هیچ وقت!با ان حرف خوش استبا کبیران حرف خوش استبا صغیران حرف خوش استبا فقیران حرف خوش استبا اسیران حرف خوش استدر قفس صوت قناری؟ ،هیچ وقت!راه و رسم معرفت مجهول نیستبامرامی بسته به فرمول نیستچند و چونش در پس کشکول نیستدوستی با دشمنان مقبول نیستروی خوش با هر ی معقول نیستمستراح ؟ آیینه کاری؟ ،هیچ وقت!محمدصادق ی فر ... ادامه ...

دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویر

دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویربرای داشتن یک طراحی دکوراسیون مدرن و فوق العاده شیک نیاز به فضای زیاد نداریم بلکه نیاز به طراحی خلاقانه با ایده هایی حرفه ای داریم که در این بخش مشاهده می کنید. اجزای اصلی در یک و دستشویی در قدم اول سرامیک است که با انتخاب درست رنگ و طرح آن می توانید […]دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویربرای داشتن یک طراحی دکوراسیون مدرن و فوق العاده شیک نیاز به فضای زیاد نداریم بلکه نیاز به طراحی خلاقانه با ایده هایی حرفه ای داریم که در این بخش مشاهده می کنید. دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویراجزای اصلی در یک و دستشویی در قدم اول سرامیک است که با انتخاب درست رنگ و طرح آن می توانید از عرض و طول فضایتان نهایت استفاده را ببرید. برای و دستشویی هایی با عرض کم هرگز از سرامیک هایی با طرحی شلوغ و خطوطی عمود استفاده نکنید.سرامیک هایی با خطوطی افقی با ایجاد خطای دید به بزرگتر دیده شدن فضای شما کمک خواهد کرد. نکته بعدی انتخاب سینک و وان است که طرح ساده و رنگ روشن هوشمندانه ترین انتخاب است. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

غذاخوری شناور به ارج کرتی

من روی دلیل دلایل صرف موت گاه زیادی برای نفقه غذا می کنم. اولین دلیل این است که خود همیشه فکر می کنم که غذای خوشمزه برا از زمانی است که بشخصه دیگری متعلق را کرده کار کرده است. دوم اینکه خویشتن نمی توانم پخت وپز کنم صمیمیت دلیل سوم این است که من پیدا تنبلی سره نخواهم خواند.هی، این زندگی واحد وزن است صداقت من کاملا موافقم که من خوراک پز در آشخانه نیستم. واحد وزن همیشه داخل جستجوی مکان های جدید برای خوردن و زمانی که بار شناور giritli توصیه می شد، عاطفه حس می که سوق دادن بودم طرفه العین را برای خودم ببینم.بنابراین ما اندر جهت رفت بی آلایشی آمد ساحلی کوچکی دوباره یافتن و گم کازیکلی داخل خط ساحلی اژه حرکت کردیم. ما داخل نهایت روی عقب رفتیم و دوباره یافتن و گم دست دادیم ولی ما اندر نهایت کاباره girtili را پیدا کردیم. کنون من همیشه می خواستم یک ایرادگیر رستوران باشم، برای این که این رستوران اسکان ناهار خوری من وتو نیست، تصمیم گرفتم راهنمای عیب جو رستوران وجود و غیر را فراز رستوران giritli بنویسم.از آن زمان که ما محموله شرفی رستوران و بیان کرد خود را استخدام کرده اید، از خدمات وانت استعمال نمی کنید. سکبا این حال ... ادامه ...

آداب رهایی

تا به اینجای عمرم در ایران تنها تفاوتی که بین موسسات کاری تی و خصوصی دیده ام این بوده که در موسسات تی برای دستشویی رفتن باید از دمپایی ی استفاده کنی؛ اما در موسسات خصوصی با کفش خودت می روی دستشویی و این طرف آن طرف. بهره وری، نوع روابط بین آدم ها و این حرف ها یکی است: لا تفاوت بینهم. ... ادامه ...

توقف در دهلران

ما الان در شهرستان دهلران توقف کردیم.ساعت نه و نیم شب اینجا توقف کردیم و الان هم ساعت ده شبه،،،برأی شام ،دم حسینیة ی حضرت عباس دهلران توقف کردیم...واااااای خدا خیرشون بده...واااای حقد زائر حسین بودن حس خوب داره،وارد حسینیة که شدیم مردها دم در ورودی بهمون خوشامد میکفتن و اسبند دود ..دهلران یه شهرستان از توابع ایلام هست،،اکثر مردم اینجا تا جایی که اطلاع دارم کوردهایی هستن که ن عراق هم بودن و عربی هم بلدن،،،در کل خدا خیرشون بده بابت شامی که بهمون دادن...بعد خوردن شام،رفتم دستشویی حسینیة ،تو صف بودم که دیدم سرم داره کیج میره ،عااااقا نکو ز له س و به وضوح حس کردیم،تو حسینیة هم صلوات بلند فرستادن،،،++خواهرم زود رفت تو اتوبوس نشست و دیکه ی نبود که تو دستشویی کوله امو نکه داره،تو دستشویی هم آویز نبود ،خلاصه مجبور شدم کوله امو بشتم بزارم و تو دستشویی بشینم،،،، ... ادامه ...

دستشویی !!!

پریروز من و یکتا و مامانی ش نشسته بودیم سر میز صبحانه ،که مامانی شروع کرد به صحبت ... درباره خلقت آدم و ... ، و کلی از خصوصیات ... تعریف کرد که ... بده و قسم خورده آدمها رو گول بزنه و از این چیزها و یکتا هم با کنجکاوی از رفتارها و خصوصیات ... می پرسید ، وقتی حرفای مامانی تموم شد یه دفعه یکتا رو به مامانی ش کرد و گفت راستی مامانی ، شیطون دستشویی هم میره !!! من ... ادامه ...

دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویر

برای داشتن یک طراحی دکوراسیون مدرن و فوق العاده شیک نیاز به فضای زیاد نداریم بلکه نیاز به طراحی خلاقانه با ایده هایی حرفه ای داریم که در این بخش مشاهده می کنید. اجزای اصلی در یک و دستشویی در قدم اول سرامیک است که با انتخاب درست رنگ و طرح آن می توانید […]دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویربرای داشتن یک طراحی دکوراسیون مدرن و فوق العاده شیک نیاز به فضای زیاد نداریم بلکه نیاز به طراحی خلاقانه با ایده هایی حرفه ای داریم که در این بخش مشاهده می کنید. دکوراسیون و دستشویی کوچک + تصاویراجزای اصلی در یک و دستشویی در قدم اول سرامیک است که با انتخاب درست رنگ و طرح آن می توانید از عرض و طول فضایتان نهایت استفاده را ببرید. برای و دستشویی هایی با عرض کم هرگز از سرامیک هایی با طرحی شلوغ و خطوطی عمود استفاده نکنید.سرامیک هایی با خطوطی افقی با ایجاد خطای دید به بزرگتر دیده شدن فضای شما کمک خواهد کرد. نکته بعدی انتخاب سینک و وان است که طرح ساده و رنگ روشن هوشمندانه ترین انتخاب است. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

تو لهستانی بی اصل و نسب چه می دونی ناراحتی اعصاب چیه

چند سال پیش بود ،چشم سفیدی دخترانه ای کرده بود و بقیه حس از خج ش درآمده بودند. از سهم تمیزی خانه،دستشویی تو به او رسیده بود.فردایش دوشنبه بود.امتحان داشت.رفت و دستشویی را برق انداخت و احتمالا وقتی کارش تمام شد سرش را بالا نکرده بود تا چشمش بیفتد به آنها که با اعتماد به نفس ناشی از پیروزی روی کاناپه لم داده بودند ...موفق شدند.تنبیهش کرده بودند. ... ادامه ...

ان بزرگ تاریخ : فرماندهانی که فاتح امپراطوری ها بودند و تاریخ را تغییر دادند

نویسنده : مایکل رنک مترجم : رضا جولایی زبان : فارسی حجم فایل: 0.91 مگابایت تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه درباره کتاب اگر ی بخواهد به دنبال ی نیک نام بگردد در سلسله زنجیر فرماندهان اشراف زاده نامی از آنها نخواهد دید. آنها زندگی خود را از مراتب پایین نظامی آغاز می کنند و طی سالها تلاش، فرماندهان مافوق خود را تحت تأثیر قرار می دهند. هیچ مسیر دیگری وجود ندارد تا ی بتواند به مقام فرماندهی برسد. آنها مردانی نیستند که در خارج از میدان جنگ، سلسله مراتب فرماندهی را طی کرده باشند. ان بزرگ تاریخ خدعه و نیرنگ بودند و در بی رحمی نظیر نداشته اند. اسکندر در جایی گفته که تمام مانورهای نظامی مشهور براساس این قاعده شکل گرفته که دشمن را از خط تدارکات و نیروهای کمکی جدا می کند و امکان ارتباط میان آنها را می گیرد. ... ادامه ...

اه آموزشی درس تاریخ در دوره متوسطه

ه آموزشی درس تاریخ الف) هدف های شناختی 1- تعمیق آشنایی با ضرورت مطالعه تاریخ و روش کار مورخان؛ 2- تعمیق آشنایی با مهم ترین تحولات ، اجتماعی، فرهنگی و تمدن ایران و جهان در طول تاریخ؛ 3- آشنایی با جایگاه تاریخ ایران در تاریخ جهانی؛ 4- آشنایی با مفهوم تغییر و تداوم در تاریخ؛ 5- تعمیق آشنایی با شخصیت های مهم و موثر در تاریخ؛ با تاکید بر مفا ملی، دینی؛ 6- تعمیق آَشنایی با جغرافیای تاریخی ایران و جهان با تاکید بر تاریخ ایران؛ 7- درک علت های پیدایش و زوال تمدن ها و ت ها؛ 8-تعمیق آشنایی با مهم ترین آثار و بناهای تاریخی ایران و جهان ... ادامه ...

سفرهاو خاطره ها ما ی و تایلند و ترکیه

از اینجا بایط گرفتم تا به کشور تایلند بروم و از انجا به ما ی و سپس ترکیه و بعدش بیام ایران سوار هواپیما شدم جند ساعتی که گذشت نیاز به دستشویی رفتن داشتم رفتم دستشویی شلوارم را کشیدم پایین می خواستم چفت در هواپیما دستشویی را بزنم با خیال راحت پی پی کنم که ناگهان درب کامل باز شد خلاصه هر جوری بود بستم اما اب هم شیرش یک جایی بود دیده نمی شد مجبور شدم از دستمال کاغذی استفاده کنم وقتی به خانه فامیلم رسیدم یه بار اون گفت اگر می توانی چای بزار با هم بنوشیم کتری برقی را می خواستم بزارم روی جای armin3d com المنت دار اشتباهی گذاشتم روی گاز و چون زیرش پلاستیکی بود داشت جلوی چشمام اتیش می گرفت زود اب اونجا بود خاموش . ... ادامه ...

ع مدل دکوراسیون و دیزاین دستشویی و کوچک

دکوراسیون داخلی خانه: شاید طراحی دکوراسیون کوچک کمی دشوار باشد اما طراحی های هوشمندانه می تواند یک با فضای ذخیره سازی قابل قبول را ایجاد کند. شما برای اینکه از فضا به خوبی استفاده کنید می توانید اجزای کوچکتر با فضای ذخیره سازی بیشتر را استفاده کنید و از به کار بردن وسایل اضافی و بدون استفاده هم صرف نظر کنید. در این پست می توانید مدل دکوراسیون و دیزاین و تزیین سرویس بهداشتی کوچک را ببینید. ... ادامه ...

مستراح ;)

یک عدد تسنیم هستم، با طعمِ بوگندوی گل های بهاری، د و خمیر؛ صدای مرا از استراحت گاه می شنوید. آشپزخونه رو کم ش ت دم، یه کیک پختم، به هدهد یاری رساندم، نهار هم عدسی :دی ده دقیقه به بیرون اومدنم رفتم لباسامو که صبح شسته بودم از رو طناب برداشتم که هدهد از بالا صدا زد "تسنیییییم! بدووووو بیااااااا بالاااااا!" سی و دو تا پله رو دویدم، گفت "فرش از رو پشت بوم افتاده، الانه که بارون بگیره. بیا ببریمش تو خونه" به چه مشقتی فرش رو آوردیم تو و بعدش من از فرط خستگی بخاطر این روز پر از بدوبدو، پخش زمین شدم و ناخودآگاه گفتم "مامان کجایییی؟" :(( اگه مامان بودن حجم کار باز هم همین بود، ولی حجم فشار روانی نه! اینکه مغز متفکر تو باشی، تو تصمیم بگیری ظهر چی بخوریم شب چی، کدوم کار کی انجام بشه، امروز چیکار کنیم فردا چیکار، خیلی فرق داره با اینکه فقط مأمور انجام دستورات یکی دیگه باشی. الحق که مامان مغز متفکر خوبین. کیک امروز یه دورخیز بود واسه روز مادر. می خوام شب تبدیلش کنم به کیک بستنی، ببینم اگه خوب شد و تونستم از پسش بربیام روز مادر هم همینو درست کنم. چون خانواده از خامه و شکلات خوشش نمیاد من مجبورم یه جایگزین پیدا کنم ... ادامه ...

12 اُمین : ز له

نمیدونم دقیق ساعت چند بود که ز له اومد فقط این رو میدونم که گلاب به روتون تو دستشویی بودم که ناگهان گچ های دستشویی شروع به ریختن ... الانم ساعت ۴:۴۷ دقیقه ی صبح است و کل مردم شهر نخو دن در این سرما بیمارستان شهر هم خیلی شلوغه :( آتیش روشن کردیم سردمونه :/ ... ادامه ...

یه عذرخواهی وخاطره

ببخشید چند روزی آپ ن اخه درسا سنگینه(کلاس ششمم)نمیرسم البته میدونم الان هیشکی نظر نمیده ولی گفتم که گفته باشم. پریروز معلممون رفته بود جلسه به سه تا از بچه ها س بود سوال اجتماعی بدن ماغ بنویسیم تو کتاب.بچه ها ننوشتن به کنار یهو دختره اومد بگه آب خوردن و دستشویی رفتن آزاده گفت آب خوردن و دستشویی خوردنآزاده.کل کلاس رفت رو هواااااااااا ... ادامه ...

خاطره ای بسیار زیبا از زبان محمد رضا فتحی

سلاااااامممم مدتها پیش خاطره ای زیبا از جناب آقای محمد رضا فتحی خوندم که خیلی خوشم اومد الان اتفاقی دوباره دیدمش و تصمیم گرفتم برای شما هم تعریف کنم تا لذت ببرید ‏ما کلاس اول دبستان بودیم. ‏‎این اخویمان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند،بخاطر میآوریم که درآن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند.‎درهمه جا و در همه کار با هم بودیم . ‏‎عینهودو تاشریک. یک روزدونفری باهم رفتیم،نان ب یم. ‏‎نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود، البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست... ‏‎خلاصه! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند: ‏‎«پول،پول!».گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!» ‏‎یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود. ‏‎آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسف کنند! به سلامتی شما ،خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود. ‏‎خلاصه!اخوی دو زاری را برداشتند.نان را یدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما،نان راروی میز گذاشت و گفت:«اینم پیدا کردیم» ‏‎و دو ق ... ادامه ...

... من و اخوی در دبستان + واقعا خواندنی

ناصر دانش پرور: ما کلاس اول دبستان بودیم. این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند، بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند. در همه جا و در همه کار با هم بودیم . عینهو دو تا شریک.یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان ب ... یم. نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست. خلاصه! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند:«پول، پول!».گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!». یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود. آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسف ... کنند! -به سلامتی شما- خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود.خلاصه! اخوی دو زاری را برداشتند. نان را ... یدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما، نان را روی میز گذاشت و گفت:«اینم پیدا کردیم» و دو قرانی را به مادر نشان داد.مرحومه مادر پرسیدند: «از کجا؟!» اخوی گفت:«توی خیابون، روی زمین افتاده بود. صاحب نداشت.» مادر گفتند:«مگر پول، بی صاحب میشه؟! پول، روی زمین افتاد ... ادامه ...

این روزهای من و نی نی

... ب دیگه حس ... کلافه شده بودم، همسر بینوا اینقدر که بهش گفتم بو میدی رفته بود و ادکلن زده بود و باز حال من ... ابتر از قبل شد از بوی ادکلن، بنده خدا میگفت آخه من دیبشب ... بودم که چیکار کنم پس من دور میشم ازت ناراحتی میام نزدیکت باز ناراحتی؟ منم زدم زیر گریه که خب من چیکار کنم هر روز دوبار دوش ب ... ر راه حل دیگه یا ندارم . بشذت هم تمایل پیدا ... که همسر کنارم باشه و بشدت هم بغل میخوام. همسر بینوا میگفت حالا چرا گریه میکنی خب، بغلتم که نمیتونم ... م . منم حس ... دلم رو خالی ... که خسته شدم از اینهمه ح ... تهوع از اینهمه بو که هجوم میارن به مشامم، کار به جایی کشیده که حاظرم بترکم ولی دستشویی نرم چون واقعا برام غیر قابل تحمله بوی خوشبو کننده ای که داریم توی دستشویی، بوی صابون دستشویی بوی خود دستشویی ( ببخشید گلاب به روی همه خواستم اوضاع ... اب رو بگم :)))))))) )، فقط بوهای بد هم نیست که اذیتم میکنه هر بویی اذیتم میکنه از کمر درد از اینهمه خست ... و بیحالی همه هی میگن صبر کن درست میشه پس کی؟ منم که از همون هفته 4 و 5به بعد ح ... تهوع دارم و ...... . بشدت حسادت میکنم به اونایی که میگن تا ماه 2 و 3 اصلا نفهمیدن باردارن خلاصه حال نی نی ر ... ادامه ...

بی آبی

صبح که از در کارخونه وارد شدم. نگهبان بی مقدمه گفت: امروز آب نداریم. پمپ چاه آب سوخته. توی کارخونه یک قطره آب هم نیست. همکار گفت: خوب میگفتند ما نیایم تا پمپ درست بشه. من به دو چیز فکر می 1- دستشویی 2- شوفاژها. یادم افتادم در اتاق کارم یک گالن آب دارم و موقتا خیالم از بابت دستشویی رفتن راحت شد. اما شوفاژها؟وارد اتاق که شدم دیدم بله شوفاژسرد سرد است. همکار یک مورد دیگر را هم یادآوری کرد و آن آشپزخانه و ناهار بود. چه باید کرد؟ این چیزیست که مدیرکارخانه باید به آن بی شد.پ.ن. این بی آبی موقتی است به این می شم که در سال های آتی با خش الی پیش رو چه میتوان کرد؟ ... ادامه ...

جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی ناسا برای حل مشکل دستشویی فضانوردان!

جایزه ۱۰۰ میلیون تومانیجایزه ۱۰۰ میلیون تومانی , ناسا برای برنامه های سفرهای طولانی مدت فضایی مسابقه ای عمومی برایطرح جمع آوری دستشویی فضانوردها راه اندازی کرده است. برنده این رقابت برنده جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی می شود.ناسا به بهترین طرح برای رفع مشکل دستشویی فضانوردان جایزه می دهدجایزه ۱۰۰ میلیون تومانیرفتن به دستشویی شاید روی زمین یک مشکل ساده باشد اما در فضا همیشهیک مسئله مهم و سخت بوده است. بحران آینده اما زمانی است که فضانوردها مجبور باشندبرای مدت طولانی مثلا یک هفته لباس فضانوردی خود را به تن داشته باشند.ناسا به همین خاطر مسابقه ای را راه اندازی کرده تا بهترین طرح برای جمع آوری و دفع فضولات انسانی بدون دخ دست در زمان پوشیدن لباس فضانوردی را پیدا کند. شرکت کنندگان در این مسابقه شانس برنده شدن جایزه ای ۳۰ هزار دلاری را دارند. تاکنون امکان داشت که فضانوردها تا ۱۰ ساعت به صورت مداوم لباس فضانوردی خود را به تن داشته باشند. اما با برنامه ناسا برای یت هایی در عمق فضا این مسئله بحرانی خواهد شد. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

شش

سلامیه خاطره تعریف کنم. :-) سال85من شش ساله بودم...اون موقع پدر و مادرم تازه به استخدام اموزش و پرورش در اومده بودن و به همین دلیل مجبور بودن تا چند سال توی یکی از روستاها ی کرمان کار کنن اون سال من قرار بود برم پیش دبستانی...روز اول مدرسه با یه نفر دوست شدم.وقتی زنگ تفریح تموم شد و همه رفتن کلاس،گلاب به روتون به دوستم گفتم میایی بریم دستشویی؟(دستشویی ها کنار در حیاط بودن)...گفت نه.گفتم پس همین جا وایسا تا من برم :-) تا نزدیکای دستشویی رفتم و یعد طی یک عملیات حرفه ای،از مدرسه فرار .دوستم شروع کرد جیغ زدن و از اونجایی که فاصله ساختمون مدرسه تا در حیاط زیاد نبود،در عرض چند ثانیه یه لشکر معلم افتادن دنبالم! من میدویدم و جیغ میزدم،اونا هم پشت سرم میدویدن و میگفتن وایسا،وایسا!ا ش هم رفتم تو کوچه پس کوچه ها و چون اونجا رو بلد نبودم، گم شدم .هیچی دیگه.کثرسه شب پلیس پیدام کرد:-) ... ادامه ...

ماجرای بدون وضوی جماعت !

حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم #پیش_ مسجد حاج آقایی بود بنام #شیخ_هادی که امور مسجد را انجام میداد و معتمد محل بود ؛ یک روز من برای خواندن مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم.. منتظر خالی شدن #دستشویی بودم که در این حین، در یکی از دستشویی ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه #وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد. من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و ی ره بعد از خواندن #اذان و #اقامه را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء د ادامه مطلب ... ادامه ...

از ممد خمار به نوذر!

یادداشت اول / یادداشت دوم / یادداشت سوم بنابر قولی که داده بودم و عهدی که بستم، تا اتمام کارِ گروه ششم در خدمت هستم. اما بعد: طنز یعنی مطلب شمارۀ چهار. همه چیز دارد؛ هم قلم توانای نویسنده در آن نهفته است، هم تکه های ناب طنزگونه و هم استفادۀ ابزاری از وسائل و داده های خداوندی برای ابراز حس. هنر نویسنده در آن است که از همان ابتدا با «کرور کرور» شروع طنزگونه می کند. می دانید؟ این که با شروع، موضوع را بدهی یک چیز است، این که با شروع، خنده بدهی یک چیز دیگر. اگر شروع، هر دو را هدیه بدهد، نور علی نور است. نویسنده در خلق شخصیت «ممد خمار» به شدت خوب عمل می کند؛ نه آن را زیاده از حد تعریفش می کند که کل داستان حول او بگردد و نه آن قدر کم که خاصیتِ در «کرور کرور» را از بین ببرد؛ حد تعادل حفظ می کند و با همین حفظ تعادل، چند کار با هم انجام می دهد. دقت کنید؛ در پاراگراف اول، هم معرفی داستان صورت می گیرد، هم با همین کلماتِ کم، شخصیت ممد خمار را به تصویر می کشد، بهتر از آن این که با تعریف شخصیت ممد خمار، پی به شخصیت اصلی هم می توان برد و اینجاست که باید همین طور پشت سرهم بگویم: «احسنت، احسنت و احسنتم». «سالها گذشت» مفه ... ادامه ...

مشخصات سوم (ع)

مشخصات سوم : نام : حسین لقب : سید ال ء کنیه : ابو عبدالله مقام : سوم نام پدر : علی نام مادر : فاطمه تاریخ ولادت : 3 شعبان سال ولادت : 4 هجرت محل ولادت : مدینه منوره مدت ت : 10 سال مدت عمر شریف : 57 سال تاریخ شهادت : 10 محرم الحرام سال شهادت : 61 قمری محل شهادت : سرزمین کربلا سبب شهادت : عدم بیعت با یزید بن معاویه محل دفن : کربلا نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن تعداد فرزندان : 4 پسر و 3 دختر پادشاه زمان ولادت : یزدجرد خلیفه زمان شهادت : یزید بن معاویه کدام سوره قرآن معروف به سوره حسین است : سور فجر موذن حسین که بود : حجاج بن مسروق غلام حسین ( ع ) چه نام داشت : اسلم نام اسب حسین : ذوالجلال ... ادامه ...

از سری آرزوهای فصل سرما

قطعا من آرزوهای خیلی مهم تری دارم ولی چندتاش که به نظر کوچیک میاد اما واقعا توی زند ... روزمره م مهمه و تاثیر گذار ،که شامل اینا میشه: ۱_ای کاش بشریت یه بخاری همراه غیر مشتعل (که وقتی همراهته خودت و لباست نسوزین) کشف میکرد که میشد با خودم ببرمش همه جا که در حالی که دارم توی هوای سرد و یخ راه میرم گرم باشم:دی آخه لباسو کاپشن دیگه کفاف این یخبندون رو نمیده و واقعا سرده و من کاملا منجمد میشم۰ ۲_ای کاش یه وسیله گرم کشف میکرد همون بشریت که به صورتم وصل باشه و بینیم و فکم انقدر قرمز و یخ نشن و بینیم آبریزش ن ... ره از سرما۰ ۳_اصلا ای کاش دستشویی خونمون که تو حیاطه بخاری داشت و اون بخاری همراهم کشف شده بود که من از در هال تا دستشویی رو توی حیاط ندوم و هی دستشویی هامو دوتا یکی و چه بسا گاهی چندتا یکی نکنم که کمتر برم توی یخبندون:/ و در آ ... بگم که هوا بس ناجوانمردانه سرد است،تو در بگشا(البته هوا سرده انقد درارو وا نذارین توروخدا یخ زدیم۰اه:/ ) ... ادامه ...

به مناسبت ماه ربیع و هجرت حضرت رسول به مدینه:

به مناسبت ماه ربیع و هجرت حضرت رسول به مدینهدر تاریخ ، شخصیتی بالاتر از شخصیت و حادثه ای تأثیر گذارتر از حادثه هجرت نیستزیرا با هجرت ، صفحه تاریخ بشریت ورق خورد و مسلمانان جهان از محیط پرخفقان، به محیط مساعد و آزاد گام نهادندمردم مدینه، از مسلمانان به گرمی استقبال د، و قدرت و نیرو در اختیار آنان نهادندچیزی نگذشت به برکت همین هجرت، برای خود تشکیلات و نظامی پیدا کرد و به صورت حکومتی نیرومند در شبه جزیره و پس از چندی در مجموع جهان درآمد، و تمدن بزرگی را پی ریزی کرد، که چشم بشریت مانند آن را ندیده استاز این رو مسلمانان به تبعیت سرآغاز تاریخ را همان سال هجرت قرار دادند نخستین ی است که هجرت خویش را مبداء تاریخ شناخت و نامه ها و مکاتبات خود را با سران قبایل و رؤسای عرب و شخصیت های بارز، به تاریخ هجرت مزین ساخت ... ادامه ...

تجربیات شما در مورد درمان ورم پروستات

سلام دوستان من 30 سالمه و مدتی هست به ورم پروستات دچار شدم که در هنگام دستشویی باعث میشه ادرار به طور کامل خارج نشه و بعد از تو دوباره احساس کنم به دستشویی نیاز دارم میخواستم بدون آیا ی تجربه ای درباره این بیماری و درمان اون داره ؟ ممنون میشم راهنماییم کنید ... ادامه ...

صف دستشویی

در جبهه به خصوص در ماههای گرم سال معمولاً نیروها به دلیل فاسد شدن غذا مشکل گوارشی پیدا می­ د. بنابراین ایستادن در صف گلاب به رویتان دستشویی حکایات­های شیرین و طنز آمیز زیادی به وجود می­آورد، که بیان آنها خالی از لطف نیست ! بعضی روزها نهار مرغ می­دادند . این مرغ در مقایسه با غذاهای دیگری که تو جبهه می­دانند، قابل مقایسه نبود . بچه­ ها چشم انتظار بودند تا نوبت سرو مرغ برسد و دلی از عزا در آورند. البته یکی از نشانه­ های نزدیک شدن به عملیات هم همین پیدا شدن سر و کلۀ مرغ بود! معمولاً روزهای نزدیک به عملیات چاق و چله مون می­ د! یک روز جای شما سبز ناهار مرغ دادند . از قضا به دلیل دور بودن محل طبخ مرغ زبون بسته با سنگرهای بچه­ ها، مرغ فاسد شده بود و همین قضیه کار دست همه داد! صف دستشویی راه افتاد . از شما چه پنهان ما هم به خیل رزمندگان تو صف دستشویی پیوستیم! آنجا چشممان به یکی از فرماندهان لشکر افتاد . این مرغ دردسر برای همه درست کرده بود . هر چه جلو دستشویی منتظر بودیم تا آن بندۀ خ که داخل بود بیرون بیاید، فایده­ای نداشت! هر که هم از راه می­رسید به آن رزمنده تکه می ­انداخت . اما فایده­ای نداشت که نداشت. هر چه ... ادامه ...

راسخی لنگرودی: کتاب اولین های صنعت نفت باید نوشته شود

راسخی لنگرودی: کتاب اولین های صنعت نفت باید نوشته شود 1395/3/4 بحث اولین ها در نفت شوخی بردار نیست؛ خیلی چیزها را در آنجا می بینید که در هیچ جای دیگر نبوده است، دلم می خواهد یکی از دوستان نویسنده آستین بالا بزند و کتاب مستقلی بنویسد تحت عنوان "اولین ها در صنعت نفت". احمد راسخی لنگرودی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر در میزگرد "وقایع نگاری صد سال نفت ایران؛ توفیق یا ش ت؟" ضمن اعلام این مطلب افزود: "متاسفانه آنچه که بیشتر بر تاریخ نگاری نفت غلبه داشته، وجه تاریک قضیه بوده است. برای مثال زمانی که پژوهشگر یا محققی تاریخ نفت را می خواند، حداقل تا آستانه ملی شدن، از آن همه سیاهی که به چشم می زند اصلا دپرس می شود! ولی اتفاق های مثبتی هم هست که با ورود این صنعت به کشورمان رخ داده است."........ ... ادامه ...

دکوراسیون مشکی فوق العاده شیک و دستشویی + تصاویر

دکوراسیون مشکی فوق العاده شیک و دستشویی + تصاویربهترین راه برای این کار هم استفاده از مدل های متنوع کاشی سیاه است. در این مطلب با مدل های زیبا و جذاب از کاشی و سرامیک های و سرویس بهداشتی آشنا خواهید شد که حتی نظر افرادی که به رنگ سیاه علاقه ای ندارند را نیز به سمت خود جلب خواهد کرد. […]دکوراسیون مشکی فوق العاده شیک و دستشویی + تصاویر دکوراسیون مشکی فوق العاده شیک و دستشویی + تصاویربهترین راه برای این کار هم استفاده از مدل های متنوع کاشی سیاه است. در این مطلب با مدل های زیبا و جذاب از کاشی و سرامیک های و سرویس بهداشتی آشنا خواهید شد که حتی نظر افرادی که به رنگ سیاه علاقه ای ندارند را نیز به سمت خود جلب خواهد کرد. دکوراسیون مشکی فوق العاده شیک و دستشویی + تصاویرایده استفاده از رنگ سیاه طوری که به عنوان رنگ غالب در دکوراسیون اتاق عمل کند در نظر بسیاری از افراد نامناسب خواهد بود. در حقیقت اکثریت ترجیح می دهند از رنگ پرطرفداری مانند سفید که نشان دهنده پاکیزگی و تمیزی است برای دکوراسیون و سرویس بهداشتی خود استفاده کنند. به معنای دیگر ما عادت کرده ایم که ها را همیشه روشن و در رنگ های شاد و درخشان ببین ... ادامه ...

(زنگ سلامت) قرار دادن مسواک در دستشویی

قرار دادن مسواک در دستشویی/وحشتناک ترین اشتباه بهداشتی اگر فاصله ی مسواک تان تا دستشویی کمتر از ٢متر باشد، امکان آلوده شدن آن به میکروب ها خیلی زیاد است. mizan_ir ... ادامه ...

خاطره انگشتر

تازه نامزه بگیتی بم و یک هفته ای به که، حلقه ی ازدواج ب ستی بییم و با هم متحدالقول گردیبیم که تا زنده ایم، هر جا میخوایم بیشیم، این حلقه دست مان دباشهننم مایی خانه دبه؛ یه بوجوک آ ایمر خفیف دی بگیتی به.. القصه:یه شو، حلقه رو، انگشتی میان درآردی بمو،، هانابم کنار تیلویزیون تا بشوم بخوسوم ننم همیشک دو رکعت صبح، اضافه بر سازمان میخواندست! دو رکعت قبل اذان صب که فکر میکورد اذان بزیئین دو رکعتم وقتی آقام خوو د پامیستا تا بخوانه؛ از قضا ننه صب راستگردی تا بخوانه... برای وضو بگیتون دی، ساعت و انگشترشو دستشی میان در اوردیبهو کنار تیلویزیون، دقیقا می نی انگشتری ور هانابه؛ که گویا بعد ، خودشی انگشترو می نی انگشترو دست کوردی به..!!!می نی انگشتر، اویی انگشتی به گل و گوشاد به.... اما دست کوردی بئو، جلوشم عقیق انگشتر خودشو درنگتی به، تا می نی حلقه رو سفت بداره و دستش د نکوئه...صبح پایسام آشفته حال بدیئم، حلقه سر جاش دنی، چند ساعت دیگه هم میخواستوم بوشوم نامزمی ور تا با هم بیشیم ید عروسی کنیم!!!زیر تیلویزیونو بین، جر و.... جیر و...... مامانو صدا بزیئم: این بی صاحاب حلقوم کجه د ر بوگوت نیمیدانوم همونجه کتی به..شصتم با ... ادامه ...