باران پاییزی



باران پاییزی ...

پاییز مرا عاشق می کند ، باران عاشق تر !!! حالا تو بگو این باران پاییزی با من چه می کند ؟؟؟ ماهور نوشت ... ادامه ...

تولد پاییزی...

پاییز گویی پر از خیال است...فصلی است سر تا سر رنگ...آغاز زندگی...پاییز است و باران پاییزی...در دلش مهر دارد و دوست داشتن...فصل قرار برگ های زرد در کوچه و خیابان ها...من زاده این فصلم...قرار است باران هم از یکی از کوچه های این فصل آمدن کند...پاییز آمد، دیر نیست تا آمدنت نازنین باران پاییزی... "پاییز من مهر ماهی را عاشق می کند،باران من را عاشق تر حال ببین باران پاییزی با من مهر ماهی چه می کند..." ... ادامه ...

پاییز سحر آمیز

من امشب هفت شهر آرزوهایم درخشان است زمین و آسمانم نور باران است چرا که امشب پاییز به صورت واقعی و بدون مشارکت تابستان(مستقل) رخ نمود بدین گونه که اول هوا بسیار سرد شد و باد تندی وزیدن گرفت و ساعتی بعد در کمال ناباوری و ناامیدی شهر باران از آسمان قدم رنجه کرد و به زمین سر زد *وقتی باران میبارد رنگ برگ درخت ها عوض میشود، رنگ سحر آمیزی که هیچکدام از گل های بهار ندارند این دلیل علاقه ی من به باران پاییزی است * ... ادامه ...

باران

بلا ه دل اسمان شیراز هم گرفت بلا ه اولین بارون پاییزی بارید بارون کاش خبر نمیدادی می امدی تا حس امدنت شوقت را دو چندان می کرد از صبح خودت را در انتظار باران نگه داشتی ظهر امدی از صبح لو دادی که باران داری حال مثل خودت اب است نه میدانم چرا نه با یک باران شسته میشود دل من بارانی عظیم میخواد همچون سیل اب که رودخانه ای جاری کند عظیم که مرا با خود ببرد به دور دست مهم نیست مثل تکه ای چوب یا زنده فقط بردن مهم است با اب ... ادامه ...

"باران باش"

تا به حالا رسم عشق باخ کرده ای؟زیر باران با ستاره ریز ریز نجوا کنان در وجود یک ترانه هم ص کرده ای؟دست هایت رو به بالا نم نم باران عشق تو چرا باران را آسمانی کرده ای؟یک دفعه توی این کوچک ی بن بست باران باش یک وقت دیدی کودکی پای را با دو سه لقمه هوایی کرده ای یا که یک جرعه دو سه حتی چهار یا دل سیر آب در فنجان بنده خ کرده ایتو بیا محض رضای خدا باران باش باران که نباشی یک وقت دیدی تیر سه شعبه رو به جایی کرده ای ... ادامه ...

چشممان روشن..باران..باران!

باران خانم امروز صبح قدم پرصفایش رو گذاشت رو چشم ما...باران خانم از اسفند پارسال که جمع کرد و رفت یه بارم بهمون سر نزده بود.باران خانم یه کم بی وفاستولی عزیزه..روز به روزم بیشتر عزیز دل میشه...دعا کنین باران خانم یه دل سیر تو شهرمون بمونه..باران خانم؟ باشه؟ ;)) ... ادامه ...

5/چشممان روشن..باران..باران!

باران خانم امروز صبح قدم پرصفایش رو گذاشت رو چشم ما...باران خانم از اسفند پارسال که جمع کرد و رفت یه بارم بهمون سر نزده بود.باران خانم یه کم بی وفاستولی عزیزه..روز به روزم بیشتر عزیز دل میشه...دعا کنین باران خانم یه دل سیر تو شهرمون بمونه..باران خانم؟ باشه؟ ;)) ... ادامه ...

الوَسمی

عرب، به اولین باران پاییزی می گوید"الوَسمی"امروز اولین باران پاییزی بارید در طهران.آسمان گریه کرد.کمی دیر.۲۳ محرم...نام طفل النبت فی حجر النعامى لا هتزاز الطل فی مهد الخزامىوسقى الوسمــی اغصان الــــنقا فهــوت تــــلثم أفــواه الــنــدامـىکحل الــفجر لــهم جــفن الــدجى وغـدا فی وجــنه الــصبح لـــثامـــا ... ادامه ...

آواز در باران

باران یعنی تو بر می گردیدوباره باران گرفتباران معشوقه ی من استبه پیشبازش در مهت ... می ایستممی گذارم صورتم را ولباسهایم را بشویداسفنج وارباران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرارهای خیسباران یعنی تو برمی گر عر بر می گرددپاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توستپاییز یعنی مو و لبان تودست کش ها و بارانی توو عطر هندی ات که صد ... ام می کندباران ، ترانه ای بکر و وحشی ست ... ... ه ی طبل های آفریقایی ستز ... له وار می لرزاندم!رگباری از نیزه ی سرخ پوستان استعشق در موسیقی باران دگرگون می شودبدل می شود به یک سنجاببه نریانی عرب یا پلیکان غوطه ور در مهتاب!چندان که آسمان سقفی از پنبه های خا ... تری ابر می شودو باران ... می کندمن چون ... نی به دشت می زنمدنبال عطر علفو عطر تو که با تابستان از این جا کوچیده!~ نزار قبانی.......................... ... ادامه ...

بارونی باش

بامن بارونی باش.از چتری دونفره بگو.از رازهای مگوی درگوشی شبانه در هوای بارونی.ازخش خش برگ های پاییزی زیر پاهایمان.بعضی حرف ها را باید زیر باران شنید.بعضی حرفها را زیر باران باید گفت.چه زیباست نگاهت، هنگام روان شدن باران در صورتت.یک دنیا حرف دارد با من این نگاه بارونی تو.... ... ادامه ...

باران

چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی در حوضچه "اکنون" است رخت ها را یم آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری ... ادامه ...

یک نفر در صدای باران مُرد...

و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که کرور کرور به صدای قطره های ناگزیربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا"زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن"بیا که چتر بسته هازیر باران رفتندو اسید تنشان را خورد!(همون ورژن شاعرانه ی جمله ی مدرن: با دست ماست خوردم و نشد که بشه)سپهری... سپهری...ب ب ب ( مخفف بیا بریم بمیریم. :دی)و بخو م با صدای باران...و بخو م با صدای باران...و بخو مباصدای باران... ... ادامه ...

پاییز اناری...

و از شمال ات دوری و از باران های گاه و بی گاه پاییزی اش محروم ... و خیلی وقت ها که ارتباطی با یک آشنا از آن خطه برقرار می کنی از باران اش می شنوی ... و باران یعنی تو برمی گردی ... و باران یعنی آب زدن به خاطراتت ... بعضی زخم ها در زندگی تا ابد باز می مانند ... حتی اگر بخواهی پانسمانشان هم کنی باز از درون بازاند ... و خیلی ساده با تلنگری کوچک حس رویشان نمک ریخته می شود و پرتت می کند به تمام آن چیزهایی که از آن فرار می کنی ... و بد می سوزاند جگرت را این زخم ها... این روزها کیشم و منتظرم تا با یک تلنگر مات شوم و براستی خیلی زجرآور است... اینکه مثل بازی مار و پله ، این همه فرار کنی از نیش مارها اما در یک لحظه در جلوی نیش مار قرار بگیری و پله های زیادی رو به پایین سرازیر شی... یه نیمکت خالی پاییزی،شب تاریک،شب خلوت و اشک هایی که می ریزی تو این هوای پاییزی و بارونی که باید باشه و نیست ... پاییز فصل انارهای سرخ،سرخیِ به رنگ خون جگر... و برگ های پاییزی اش که خیلی شاید شبیه انی اند که می ریزند ...که ویران می شوند... پانوشت : این ع دیروز صبح گرفته شد ... ... ادامه ...

ماکو چت| چت ماکو

ماکوچت چت ماکو اورمیه چت بیدار چت نگین چت ماکو چت ندا چت عسل چت ویناز چت سرافراز چت دیدار چت مهر کلاق چت ایرانل چت شارز چت مهر ماه چت نارنجی چت چت روم مریم چت چتروم مریم مریم چت چت مریم گپ مریم مریم گپ بهترین روم فارسی مریم چت چت مریم مریم گپ مریم چت چتروم چتروم مریم عسل چت باران چت فارسی چت بهترین چت عسل گپ باران گپ ققنوس چت مریم چت چتروم مریم گپ مریم بهترین چت روم مریم چت مریم چت چتروم مریم , چت روم مریم چت چتروم مریم مریم چت چت مریم گپ مریم مریم گپ بهترین روم فارسی مریم چت چت مریم مریم گپ مریم چت چتروم چتروم مریم عسل چت باران چت فارسی چت بهترین چت عسل گپ باران گپ ققنوس چت مریم چت چتروم مریم گپ مریم بهترین چت روم مریم چت مریم چت چتروم مریم , چت روم مریم چت چتروم مریم مریم چت چت مریم گپ مریم مریم گپ بهترین روم فارسی مریم چت چت مریم مریم گپ مریم چت چتروم چتروم مریم عسل چت باران چت فارسی چت بهترین چت عسل گپ باران گپ ققنوس چت مریم چت چتروم مریم گپ مریم بهترین چت روم مریم چت مریم چت چتروم مریم , چت روم مریم چت چتروم مریم مریم چت چت مریم گپ مریم مریم گپ بهترین روم فارسی مریم چت چت مریم مریم گپ مریم چت چترو ... ادامه ...

اکنون نوبت باران است...

شاید اگر می دانستم و یا اگر می توانستم آنگاه شعری شده بود کلامم برای تواما اکنون غمی! چون ابری سیاه قلبم را فسرده استاکنون شعرهایمچون روی ماهتدر پس این ابر تارباران می گریندنازنین!اکنون نوبت باران است... باران که بارید...زمین خاک سرد راغبار و گرد راحتی دل پر درد رامی رویاند...اکنون روز پس از باران است!و تو آفت ... ای آفتاب روز پس از باران من...بگذار باران ببارد غمی نیستکه آفتاب میهمان شب بارانی من استنازنین!اکنون نوبت آفتاب است ... ادامه ...

باران بی رحم

. .:درد را باید تنها زیر باران برد....باران بی رحم است.... انی که سقفی برای خیس نشدن از دست بی رحم باران را ندارند...درد را زیر باران باید چشید....زیر باران بدون چتر باید رفت...خیس باید شد....طعم روزگار عجب بی رحم دهان عشق را تلخ میکند.....روزگار چند رنگیست. ...برای او می جنگیم. ....و او برای دیگران می د.... یدن در میان جمع مردمان عجب میچسبد به تنور داغ روزگار. .....پیمان شکیبایی ... ادامه ...

باران

صدای باران، نوری درخشان و سپس صدای غران رعد و برق سکوت و سیاهی شب را در هم می شکند. باران شدت می گیرد نور لحظه ای همه جا را روشن می کند و صدای رعد و برقی که شدیدتر می شود. کم کم صدای ناودان هم به گوش می رسد. نسیم بسیار خنکی از پنجره به داخل می آید. طبیعت دست به کار شده دست به کار شده تا ببارد و بغرد دست به کار شده تا به هوا طراوتی دیگر ببخشد دست به کار شده تا باز هم پاییز را بارانی کند. من اما روبه روی پنجره ای باز نشسته ام و مشغول انجام کارهایم اما تمام ذهن و گوشم پُر شده از صدای باران حتی دیگر حواسم به کارم نیست. حواسم پیش باران است پیش صدای باران می خواهم صدای باران را گوش کنم می خواهم صدای باران را زیر باران گوش کنم می خواهم تمام وجودم بارانی شود. ... ادامه ...

دلم عاشقی می خواهد

امروز زودتر باید می رفتم سرکار... هوا ابری بود! مساعد حال من.. کمی بعدش بوی نم باران بلند شد.. بوی خاک باران خورده...چند روزی بود در طلب باران بودم!هوا خنک شد.. سرد شد.. باران شدید شد!کاش همسرجان بود قدمی می زدیم! چه هوس احمقانه ای! اگر هم بود او ان ور شهر سر کار من این ور شهر سرکار! +- دلم عاشقی می خواهد... - بابا نبود خدا را شکر کند به خاطر باران! ... ادامه ...

باران بهاری و پاییزی

باسمه تعالی برداشتهایی از نهج البلاغه باران بهاری و باران پاییزی اگر به باران بنگریم و به زمان با آن دقت کنیم در می ی م که با باران در فصل بهار موجب سر سبزی و شکو فایی درختان و طبیعت می گردد.اما باران پاییزی موجب ریزش برگ ها و باعث شکوفایی درختان نمی گردد. این باران بر جسم می تابد.اما باران دیگری هست که بر دلها می بارد و موجب شادی روح و روان می گردد.این باران بهاری کلام چهارده معصوم بالاخص نهج البلاغه است.چنانچه از این رحمت الهی بهره مند شویم و با معارف آن آشنا گردیم.منجر به شادی انسان و ارتقای بشر می شود. خداوند برای ایجاد خلقت جهان ابتدا به ن و تنها با قدرت خود جهان هستی را ایجاد نمود. بر خلاف انسان که برای خلق چیزی نیاز به ابزار دارد.باد نرمترین مخلوقات و کوه سخت ترین مخلوقات جهان هستی است که برای تداوم حیات مخلوقات نیاز است. حضرت علی می فرمایند می دانید از کوه سخت تر چیست،آن آهن است که توسط آن می توان کوه را برش داد.از آهن سختر آتش است که آهن را ذوب می کند.از آتش سختر آب است که آتش را خاموش می کند.از آب سختر باد است که می تواند آب را جابجا کند.از باد سختر انسان است که می تواند آنر به خدمت گیردواز ... ادامه ...

بزن باران

متن آهنگ بزن باران حبیب بزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام دشکار خلق و صید خام دبزن باران خدا بازیچه ای شدکه با آن ب ننگ و نام دبزن باران به نام هرچه خوبیستبه زیر آ وار گاه پایکوبیستمزار تشنه جوباران پراز سنگبزن باران که وقت لایروبیستبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران و شادی بخش جان رابباران شوق و شیرین کن زمان رابه بام غرقه در خون دیارمبپا کن پرچم رنگین کمان رابزن باران که بی صبرند یاراننمان خاموش گریان شو ببارانبزن باران بشوی آلودگی رازدامان بلند روزگارانبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام دشکار خلق و صید خام دبزن باران خدا بازیچه ای شدکه با آن ب ننگ و نام دبزن باران به نام هرچه خوبیستبه زیر آ وار گاه پایکوبیستمزار تشنه جوباران پراز سنگبزن باران که وقت لایروبیستبزن باران بهاران فصل خون استبز ... ادامه ...

زیر بارن

چتر ها را باید بست....زیر باران باید رفت ....زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید برد....عشق را زیر باران باید جست...قسمت را زیر باران باید جست....با همه مردم شهر زیر باران باید رفت. ... سهراب که این ها را گفت چیزی میدانست...از عشق و قسمت و خاطره چیزهایی میدانست... ما هم کمی بدانیم و زیر باران با همه مردم شهر خوب باشیم... زیر باران قسمت را عشق زا خاطره را بی م. ... زیر باران باید رفت. ... ... ادامه ...

با غمت اردیبهشت اردی جهنم می شود

هر زمان در این بهار، باران نم نم می شودزیر آن باران و نم، قلبم پر از غم می شودمی رسد فصل بهار، اما غمت هم می رسدقامتم از درد آن، در این هوا خم می شودزیر باران بهار، وقتی که می گریم ز غماینچنین باران و نم، بر غصه مرهم می شودبس که در باران آن، تنها و غمگینم عزیزبا غمت اردیبهشت، اردی جهنم می شوداین بهار فهمیده است، دلتنگ و غمگینم توامزین سبب هر لحظه اش، باران نم نم می شودمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

باران...

دوباره باران گرفت باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتاب می ایستممی گذارم صورتم را و لباس هایم را بشویداسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرار های خیسبارانیعنیتو برمی گردی...!یعنی شعر برمی گردد...نزار قبانی ... ادامه ...

سهراب سپهری ....

چترها راباید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید با زن خو د زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی در حوضچه "اکنون" است رخت ها را یم آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری ... ادامه ...

اشعارم

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم را شستم جور دیگر هم دیدم این شد که چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقی.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مردم رفتند من ماندم و چتری بسته خاطراتی خیس عشقی دور وفکری نیست... بهاره حجتیان ... ادامه ...

باران...

دلم باران می خواهد، نمی دانم چرا... ولی باران می خواهد دل است دیگر کاریش نمیشه کرد که..... این شبهآی پاییزی را میبینی ؟صدای پچ پچ بارانخوردنش به شیشه اتاقگم شُدن صدای موزیک در آنو آرشیو همیشه فعال خاطرات در ذهن !چه غوغای زیبایی بر پاست ..نمیدانم ؛آدم های آهنی چگونه برداشت میکنند این عشق بازی آسمان رااصلا نمیخواهم بدانم ؛چون بیزارم از چهره ... انی که زیر باران طوری راه می روندکه گویی سنگ در حال با ... است ..چه میفهمند بارانی را که میتواند آتش جنگلی را خاموش کندو اما در طرف دیگری در دلی آتش به پا کَُند ... ادامه ...

باران در قبرستان هم می بارد...

خدایا! بعد از مردنم، با همه ی احساسات و دیدگاههایی که پس از مرگ تغییر میکنند کنار می آیم اما...میشود اجازه دهی سالی یک بار، در یکی از روزهای پاییزی و بارانی ِ دنیا، یکی از حسهای دنیایی ام به من برگردد و از کنار قبرم بلند شوم و بی سر و صدا از قبرستان خارج شوم و بروم توی محیط شهر و پیاده روها و از هوای پاییزی سالهای نبودنم لذت ببرم؟ و ذوق کنم از بارانی که دیوارها،خانه ها،ماشینها،درختها و پیاده روها را خیسِ خیس کرده و بوی باران دیوانه ام کند...و البته چون امکان استفاده از موسیقی به آن صورت وجود ندارد ،خیلی بهتر میشود که اجازه دهی مرتضی پاشایی با آن صدای تو دماغی و پاییزی اش یک دهن بخواند و حسم را ملموس تر و دنیایی تر کند... یک نفر هم از قضا عطر محبوب ِ پاییزی ام را به خودش زده باشد و عیشم را دو چندان کند ... و شب هنگام وقتی که باران بند آمده و همه جا خوب باران خورده و خیس شده باشد و باد نسبتاً نا آرامی می وزد ، مثل یک دختر خوب برگردم به قبرستان.همه دوره ام کنند و بخواهند که از روز پاییزی ام برایشان بگویم...از حال و هوای دنیا در این فصل ِ زیبا...از حسهایی که دیگر نمی توانند تجربه کنند...و من همه را با آب و تاب ت ... ادامه ...

باران که میبارد تو در راهی....

باران آغوش بگشا تا تو را برباید زبان بگشا در این آشوب بازار شرشر باران نم نم اشک هایت را محو میکند بی شک در این باران امنیت را دریاب عاشق شو و عاشق بمان دوست بدار تا ابد :) #بارون_حال_خوب_کن #اینجا_شیراز_جاری_در_باران #کلا_بارون_خوبه :)) #مرسی_خداجون :* ... ادامه ...

باران پاییزی

زمین به ناخن باران ها تن پر آبله می خارید به آسمان نظر افکندم هنوز ی ... ره می بارید شب از سپیده نهان می داشت تلاش لحظه ی آ ... را ز پشت شاخه ی مو دیدم کبوتران مسافر را هنوز از نم پرهاشان حریر نرم هوا تر بود هزار قطره به خاک افتاد هزار چشم کبوتر بود #ناد ... ور ... ادامه ...

باران در قبرستان هم می بارد...

خدایا! بعد از مردنم، با همه ی احساسات و دیدگاههایی که پس از مرگ تغییر میکنند کنار می آیم اما...میشود اجازه دهی سالی یک بار، در یکی از روزهای پاییزی و بارانی ِ دنیا، یکی از حسهای دنیایی ام به من برگردد و از کنار قبرم بلند شوم و بی سر و صدا از قبرستان خارج شوم و بروم توی محیط شهر و پیاده روها و از هوای پاییزی سالهای نبودنم لذت ببرم؟ و ذوق کنم از بارانی که دیوارها،خانه ها،ماشینها،درختها و پیاده روها را خیسِ خیس کرده و بوی باران دیوانه ام کند...و البته چون امکان استفاده از موسیقی به آن صورت وجود ندارد ،خیلی بهتر میشود که اجازه دهی مرتضی پاشایی با آن صدای تو دماغی و پاییزی اش یک دهن بخواند و حسم را ملموس تر و دنیایی تر کند... یک نفر هم از قضا عطر محبوب ِ پاییزی ام را به خودش زده باشد و عیشم را دو چندان کند ... و شب هنگام وقتی که باران بند آمده و همه جا خوب باران خورده و خیس باشد و باد نسبتاً نا آرامی می وزد ، مثل یک دختر خوب برگردم به قبرستان.همه دوره ام کنند و بخواهند که از روز پاییزی ام برایشان بگویم...از حال و هوای دنیا در این فصل ِ زیبا...از حسهایی که دیگر نمی توانند تجربه کنند...و من همه را با آب و تاب تعری ... ادامه ...

باران

باران که شدی مپرس این خانه ی کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیست،باران که شدی پیاله ها رو نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست،باران، تو که از پیش خدا می آیی،توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست!با سوره ی دل اگر خدا را خو ... ،حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیستاین بی ... دان خویش خدا می دانند،اینجا سند و قصه و افسانه یکیست، ... ادامه ...

rain reminds me that you are everywhere

یک روز بالا ... ه ... باهم زیر باران قدم خواهیم زد ... و فراموش میکنیم هرآنچه که بین مان گذشته است را ... آن روز فقط یکدیگر را داریم... این بار باز هم باران نجات مان میدهد... آراممان میکند می بارد روی زخم هایمان میشویدش دلم میخواهد تا ابد باران ببارد.. آ ... تو را میشناسم... عاشق بارانی... مهربان میشوی زیر باران! و شاید لحظه ای مرا هم به سان باران دوست بداری و همان برای من کافی ست... که از ته دل حس کنم که خوشبختم... یعنی میشود؟ که برسد آن روز؟ بی صبرانه منتظرش هستم که بیایی و مرا با خود ببری به آنجایی که هیچوقت باران تمام نشود آ ... من دختر بارانم. .. -مجبوری- مرا هم دوست داشته باشی.... ... ادامه ...

باز باران بی ترانه

باز باران بی ترانهباز باران با تمام بی ی های شبانهمی خورد بر مرد تنهامی چکد بر فرش خانهباز می آید صدای چک چک غمباز ماتممن به پشت شیشه تنهایی افتادهنمی دانم، نمی فهممکجای قطره های بی ی زیباست؟نمی فهمم، چرا مردم نمی فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزدکجای ذلتش زیباست؟نمی فهممکجای اشک یک باباکه سقفی از گل و آهن به زور چکمه بارانبه روی همسر و پروانه های مرده اش آرام بارید جایش بوی عشق و عاشقی دارد؟نمی دانمنمی دانم چرا مردم نمی دانندکه باران عشق تنها نیستصدای ممتدش در امتداد رنج این دل هاستکجای مرگ ما زیباست؟نمی فهممیاد آرم روز باران رایاد آرم مادرم در کنج باران مُردکودکی ده ساله بودممی دویدم زیر باران، از برای نانمادرم افتادمادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می دادفقط من بودم و باران و گل های خیابان بودنمی دانمکجای این لجن زیباست؟بشنو از من، کودک منپیش چشم مرد فرداکه باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادستو آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مستو باران درد و غم دارد... کارو ... ادامه ...

بغض باران ش ت

هوا گرفته بود☁ بعد چند روز بغض باران ش ت باران بارید تا صبح باران بارید من با با با هنوز دلم پره ... ادامه ...

بزن باران

دلم می سوزه بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی .... ... ادامه ...

بیچاره باران

چه باران زیبایی!! به راستی این قطرات بزرگترین نوازندگان طبیعتند. کنار شومینه می ایستم، پشت پنجره، زغال های نیم سوز شده و چای داغ در لیوانی پر از عشق،دو دستی حر ... را بغل میزنم، چشمانم را میبندم،خاطرات هجوم می آورد درست مثل گله اسبان وحشی، افسار گسیخته و پر صلابت. غوغایی به پا میشود ،صدای شر شر باران و لمس قطراتش بر روی صورتم، دلم بی تاب است، زیر لب می گویم: چه باران بی موقع ای ،تازه حال دلم داشت رو به راه می شد... و چه دروغ خنده داری، چند وقت پیش همین حرف را به برف های کنار جاده هم زده بودم. هه، بیچاره باران...!! ... ادامه ...

آبانِ معمولی

چقدر امسال باران دیر بارید، سال 94 دومین باران پاییزی شیراز را در 13 آبان با ی قدم زدم که فکر می با بقیه فرق دارد و آمدم همینجا در موردش نوشتم. امسال 13 آبان باز زیر باران بودم، آن هم در حرم علی (ع). آبان می توانست ماه ویژه ای باشد، اما به معمولی بودن خودش ادامه داد، درست مثل من. این یک دنیای معمولی است، پس لطفا از آن اینهمه درخواست های سورآل نداشته باشید. ... ادامه ...

سفر

دارم میرم سفر:) امیدوارم خوش بگذره!:) باید برای باران و صحرا سوغاتی هم بیارم:) باران و صحرا خیلی خاصن برام:) دوست دارم یه سوغاتی خاص هم براشون بیارم!:) ا ای ماه هم تولد باران هست، باید برای باران کادو هم بگیرم!امیدوارم بتونم چیز خوب و مناسب پیدا کنم براش! آخه باران واقعا خاصه:) پ.ن1: ا ای ماه تولد باران هست،با صحرا و بقیه دوستان تصمیم داریم که به طرز خاصی سو رایزش کنیم:))) پ.ن2: البته اینقدر امتحان داریم تا آ آذر که همینا به اندازه کافی تا حالا نه تنها باران رو بلکه همه بچه ها رو سو رایز کرده:))) ... ادامه ...

خاطره بازی

آهااای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی ---------------------------------- اولین بارون پاییزی امسالو به خودم تبریک میگم.دوست داشتم بیرون بودم و حسش می .خیس میشدم شایدم سرما میخوردم ولی می ارزید...خدایا مرسی ک هنوزم حواست ب ماها هست.با همه بی معرفتیمون مرسی ک هستی❤️ ... ادامه ...

زیر باران ...

زیر باران رفتم ...دلم از پاکی باران لرزید ...و نگاهم را شست ...و صدایم را برد ... [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ... ادامه ...

باران...

زخمی کهنه امسایه ی رنجی پایان یافتهدوستت دارمو به لمس سرانگشتانت بر سایه ی این زخمدلخوشم..."شمس لنگرودی"باران گرفت..؛ باران پاییزی... ... ادامه ...

باران بارید

... ب کمی باران بارید.به یاد خاطره های نداشته ام در زیر باران افتادم.خاطراتی که وجود ندارد.دلی که تنها ی تنها زیر باران طریق محبت را طی کرده و به سرمنزل مقصود نرسیده وتنها برای خود گریسته است،خاطره ای از این جملات نخواهد داشت. باید عشق را یزر باران حوادث معنی کرد.باید عاشق را زبر رگبار تگرگهای مشکلات سنجید ومن بعد از گذشتنزدیک به 7سال است که فهمیدم ... یکه ادعای غمخواری مرا داشت،زیر باران کم آورد.اولین رگه های ریز باران ناملایمات ،خیسش کرد،واو از خیس شدن ترسید.ترسید وجودش غرق در آب گردد.مرا تنها گذاشت ورفت.به راستی که در بوران حوادث میتوان باران زده ها را شناخت و عاشقان را سنجید. ... ادامه ...

باز باران

、ヽ、ヽحتما بخونید.خیلی قشنگه. ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟! دیگر کجا رفت؟! خاطرات خوب و شیرین باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطره هایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه... ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ` ... ادامه ...

از بوی میخک های باران خورده سرمست

شب تا سحر من بودم و لالای باراناما نمی دانم چرا خوابم نمی بردغوغای پندار نمی بردمغوغای پندارم نمی مردغمگین و دلسردروحم همه رنججان همه دردآهنگ باران دیو اندوه مرا بیدار می کردچشمان تبدارم نمی افسانه گوی ناودان باد شبگرداز بوی میخک های باران خورده سرمستhttp://shereno.com/6/31/460.html ... ادامه ...

دلتن ...

دلم یک کوچه میخواهدپر از خاموشی مطلقو یک باران بی هنگامکه آغوشش پناه چشم خیس من شود شاید...و مشتی خاک باران خورده و مطبوعکه استشمام بوی تازه اش راه نفس را وا کند امشبکه شاید از سر من دست بردارداین بغض نمک نشناس...دلم شاد ... و عطر خوش گلهای باران خورده میخواهدکه روحم را جلا بخشدو بغض لعنتی را بشکند در ... و اشکم رها گردد...دلم یک کوچه باران آرزو داردکه در آغوش خود ... رد مرا بی چترو چشمم اشک خود را ول کند بر روی گونه...خدایا آسمانت چند؟تمام ابرهایت را ... یدارمبگو باران ببارد وقت با ... رسید ه امشب من،چه بی اندازه دلتنگم... ... ادامه ...

بابای آسمانی

بابای اسمانی رویای زندگانی چشمان اشک بار و سوزی ز این ج ... دل گشته پر ز ماتم عالم شده پر از غم امشب برای باران پیدا نگشته مرهم جز ع ... یادگاری سرگرم شور وبازی در یک شب بهاری با عشق آسمانی دلتنگ گشته باران بهر صدای یاران دستی ز مهر خواهد یک بوسه از بهاران بابا کنار ارباب می نوشد از می ناب از نور گشته لبریز از شور گشته بی تاب باران بخوان تو با ما یک سوره بهر بابا بابا کنار باران باران به یاد بابا ... ادامه ...

دلم پرنده ای شد

رسید مژده ی گل رسید بوی باران دلم پرنده ای شد رهاست توی باران شبیه یک کویرم که سالها نشسته به یک امید و لبخند در آرزوی باران چقدر خیس و خوب است در این میانه ی شهر دوباره حرفهایی زگفتگوی باران دلم گرفته اینجا برای حس نمناک برای لحظه هایی زهای وهوی باران چه انتظار خوبی است برای دشت خسته به فکر آب بودن به جستجوی باران هزارمرتبه شکر به یمن ابر تیره رسید مژده ی گل رسید بوی باران ... ادامه ...

عصری دلتنگ!

از پنجره به بیرون نگاه میکنم. باران میآید، بارانی زیبا و پاییزی. به تو فکر میکنم. به اینکه با من نیستی. آسمان تیره و تار است و من به دستان تو که در دستان اوست می شم. به آسمانِ تیره مینگرم. گویی دلش تنگ است. گویی بغضی دیرینه را میگرید. آسمان سیاه است. تنها نشسته ام و به آسمان خیره شده ام. به تو می شم. به تو که نیستی. اگر بودی، شاید در این هوای بارانی در کنار ساحل میر م. آنقدر میرفتیم که دیگر نشانی از ی نباشد. بعد زیر باران میرفتیم و خیسِ خیس، به لودگی مان میخندیدیم. باران میآید. آسمان تیره و تار است و من به تو می شم! ... ادامه ...

اشک من را او ندید در زیر باران شدید

در خیابان دیدمش او هم مرا یک لحظه دیداز دوباره عشق او در و قلبم تپیدزیر چترم می زدش باران اشکی بی بهاراشک من را او ندید در زیر باران شدیدیک نفر همراه او یک مرد سر خوش از وصالدر کنارش بی خیال حال ابم را ندیدمات بودم لحظه ای یک باره وا شد بغض من ناگهان یک قطره اشک از گوشه چشمم چکیدمی زند بر چتر من باران تلخی از غمشهمزمان در زیر چتر گریه امانم را ب حمدصادق رزمی ... ادامه ...

ای باران

تا ماه شب افروزم پشت این ها نهان استباران دیده ام، همدم شبم یارِ آنچنان استجان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگرددماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استای باران ای باران از غصه ام آگاهیبزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهاییبگو به خاک هم نشین ماهیمی باری بر مزارش خوش به ح که بارانیاز قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همیبوی ماهم کشان ابرِ خاکش، ابرِ باران ... ادامه ...

باران

دعا ... بمانی ، باران که ببارد کنار پنجره با هم باران را تماشا کنیم اما دریغ که رفتن راز غریب زند ... ست .می دانم جایی که هستی ح ... خوب است ، این را از خواب هایم می فهمم.وقتی زیر باران ، میان ... ه ها می دوی و به رویم لبخند می زنی ... ه ها بوی زند ... می ... رند.لبخند زیبای تو در آغوش پر مهر خدا آینده مرا زیباتر خواهد کرد.وقتی باران ببارد به کنار پنجره خواهم رفت ویک دل سیر تماشایت خواهم کرد تقدیم به عماد ; ... ی که نمی شناسمش فقط میدونم تا زنده بود با بیماری جن ... د وامیدوار بود که خوب بشه ... ادامه ...

اردیبهشت

باران های اسفند را که نبودی نیامدی تا بیایم از رو به رو و با هم خیس شویم باران های فروردین را نبودی تا با هم بچینیم شکوفه های بهاری را زمانه را ببین ؟ کجا در اردیبهشت باران دیده بودی ؟ باران دارد می آید خیال نکن از هوا و سریش است نه اردیبهشت هم دارد تمام سعی و تلاشش را میکند بلکه زیر باران هردویمان را ببیند تا از روبرو بیایی بیایم خیس شوی خیس شوم این زمین و زمان و هوا را تحویل نگیری و فقط من باشم و تو تا میبارد بیا همیشه بهترین اتفاقات در آ ین لحظات در اوج ناامیدی ها اتفاق می افتد آقای ربات - تقلید از bzb ... ادامه ...

به روی نیکمتی خلوت نشستم من تک و تنها

در این سرمای پاییزی در این اوقات ابر آلودچه می شد این من تنها کنارت ت و خوش بودز درد آن ج ها از این دلتنگی و یادتببین این نم نم اشکم ز چشمم می رود چون رودتک و تنها شدم از غم به زیر نم نم بارانکه با هر نم نم باران شدم از غصه ات نابودکجایی ای ز جان خوشتر تو را این لحظه کم دارمکه آن سوی دل تنگم تو تنها بوده ای مقصودبه روی نیکمتی خلوت نشستم من تک و تنهاچه می شد این من تنها کنار ت و خوش بودمحمدصادق رزمی ... ادامه ...

پاییز

همه می گویند پاییز فصل دلتنگیستفصل گریه و بغض بغضی از روی نابودیهمه اشکشان دم مشکشان است وقتی زیر باران اندبرخی پاییز را عاشقانه میخوانند و برخی فصلی سرشار از غم وماتم و دلتنگیاما من می گویم اگر عاشق و شادباشی حتی زیر باران پاییزی هم عشق راتجربه میکنی ، عشق به خدا و اگر تنها و دلش ته باشی همه جا برایت چیزی جز باران دلتنگی نیست یادت باشد زیر باران چه شاد باشی چه غمگین ، خدا هوایت را خیلی دارد ... ادامه ...

آه باران...

باران می بارد. شهر خاب است و من بیدار، کنار پنجره گوشم به نوای باران است و چشمم به آسمان.اگر نبود این باران بی شک چیزی از لذّات بشر کم می شد.این نخستین باران پاییزی بوی فراق می دهد، بوی دوری و هجران. امسال چیزهای تازه تری تجربه ، تلخ امّا شیرین، زهر امّا نامردنیبه خودم می گویم این باران آه های دلٍ تنگٍ آدم هاست که به آسمان می رود و ابر می شود و می گرید برای آن ها که آه کشیده اند از همه ی نبودن ها، نشدن ها، ندیدن ها، نداشتن ها و صدها چیز دیگر که تو می توانی جلوی این ها بنشانی.کنار پنجره نشسته ام و دانه هایی که روی آن می لمند را می نگرم آخ اگر سه تار بود. بود اگر، واران وارن را می نواختم و می خاندمبرای آدم تنها چه بهتر از اینکه صدای خودش در گوشش طنین افکند؟!آسمان سرخ است و مثل حنجره ی چلچله سرود باران می خاند.شباهنگ صدایش گم می شود از این سرود، آنقدر که بی تاب با است ثمره ی آه آدمیانمن بیدارم از عشق باران، کنار این پنجره که تنهاییم را قاب گرفته...م.ر.الفبامداد۹۵/۸/۴پ.نبعد از تو تا همیشه این قصّه ناتمام است.تیتر نوشته نام یکی از آثار محمّدرضا شجریان (نازنین) است. ... ادامه ...

اولین باران پاییزی در شهر خور و روستاهای تابعه طراوتی بهاری به شهرستان بخشید

بالا ه پس از گذشت نیمی از فصل پاییز، بارش باران پاییزی در شهرستان کویری خوروبیابانک، سرور و نشاط را در دل مردم این دیار زنده کرد. به گزارش کویرنگین با توجه به آمار اعلام شده از سایت هواشناسی شهرستان خوروبیابانک، شهر جندق شاهد بیشترین بارش در سطح شهرستان به میزان 3 میلیمتر بوده است. ... ادامه ...

باران و ناز و افاده هاش

فسقلمون یه دختر سفید و نازه. اسمش رو هم باران گذاشتن باباش اینا. ما هم گفتیم :بارون بارون بارونه هی! آن مرد در باران آمد. :| باران رحمت الهی آمد. باران آمد. باران در زمستان آمد. خیلی بچه ی سر به راهیه. شبا اصلا گریه نمی کنه. یعنی نمی کرد، چون من الان یه هفته س ندیدمش. دلم براش تنگ شده. خیلی دوستش دارم. بلا ه به جای نیما می تونم با باران خودمون بازی کنم. عقده ای شدم بس که با بچه های مردم بازی . :دی چند روز پیش گوشش رو سوراخ و واسش گوشواره یدن. آخه نیم وجبی تو گوشواره می خوای چی کار؟ ♥♥ خیلی انگشت های دراز و کشیده ای داره. یحتمل قد بلند می شه و لاک و انگشتر خیلی به دستاش خواهد اومد. اولین بار که س که کرد صداش رو گذاشتیم تو گروه و همگی با عشق گوش دادیم. :| بس که بچه ندیده ایم ما. نوه اول همینه دیگه. ... ادامه ...

کی می رسد باران

بسم اللهامروز بیا و سر به سجاده گذارچون ابر ـ به یاد روز باران ـ تو ببارما منتظر هواشناسان هستیمای دشت! خودت باران بگزار...به یاد قدیمی هایی که مثل ما اسیر بت علم مدرن نبودند... و وقتی می دیدند خشک سالی جدی ست، برخلاف ما که چشم مان به پیش بینی این سازمان و آن سایت است، راه می افتادند و باران را با آدابش می خواندند... و آن قدر مطمئن بودند که با خودشان چتر هم می بردند... پ.ن. عنوان مطلب، بریده ای است از شعری از نیما یوشیج: قاصد روزان ابری داروک! کی می رسد باران؟ ... ادامه ...

عشق

اولین باران پاییزی تهران را ی ر خیس شدم ... می دانی ؟ من هیچ وقت جدی ِ جدی به عشق فکر نکرده ام... ... ادامه ...

... آهنگ جدید مجید مه ... ویا به نام باران

... آهنگ جدید مجید مه ... ویا به نام باران ... آهنگ باران از مجید مه ... ویا دریافت آهنگ بسیار زیبا و دلنشین خواننده عزیز مجید مه ... ویا با نام باران مشاهده و دریافت موسیقی شنیدنی از مجید مه ... ویا به نام باران در رسانه برتر ملی موسیقی و ... , پی سی لایت ... new and amazing ... named baran produced by majid mehrpouya ... آهنگ جدید مجید مه ... ویا به نام باران ادامه مطلب ... ادامه ...

سپاس باران

باران صبحگاهی وسط تابستان، پنجره های باز و از همه طرف شنیدن صدای باران و هوای خنک بعد از زهای بی وقفه تفتیده تابستان؛ فقط باید دست به دعا برداشت و اجابت آرزوهای خوب رو از خدا خواست: اول از همه هم سلامت جسم و جان و آرامش روح و روان برای همه مردمان؛ خصوصا عزیزانمون ..... ... ادامه ...

باران گرفته ...گل گندمم

ذکر روز: باران به روی پنجره هاشور می زند باران گرفته است و دلم شور می زند (حامد ابراهیم پور) **گل گندمم** (اللهم احفظ محبوبی من جمیع البلایا) ... ادامه ...

شور باران

ته مانده ی ابری می چکد در کوچه پس کوچه های شهر غم زده گه گاهی رعدی، ترنمی می شکافد در تردید!!!... باران شور عاشقانه ای به پا میکند دست نوازش می کشد بر غبار خاطرات و عطر خاک در هوای دلتن ... می پیچد عهد عاشقانه ات می شود، باران ... ادامه ...

باران ناصر

ناصر چشم آذر چه زدی تو چه سرودی تو باران از آن توست یا از آن من من وصل تو ام اکنون بعد از این دلنوشته یهویی میخام برم ویکی پدیا ناصر چشم اذر رو سرچ کنم ببینم واقعا کی هست گونه هایم را خیس بارانت کردی پی نوشت: در حال گوش دادن به آهنگ باران از چشم اذر ... ادامه ...

انواع بارندگی در زبان انگلیسی

انواع بارندگی در زبان انگلیسی types of precipitation دارد باران می بارد.it’s raining. بیرون به شدت باران می بارد.it’s pouring outside. دارد مثل سیل باران می بارد.it’s raining cats and dogs. باران سنگینی می بارد.it’s raining heavily. قطره های باران خیلی درشت است.the raindrops are huge. دارد رگبار می بارد.it’s showering. به شدت باران می بارد.the rain is coming down in s. ب باران شدیدی بارید.we had a ial downpour last night. (منظور بارانی است که از قطرات بسیار ریز ولی متراکم تشکیل شده و مخصوص مناطق ساحلی است.)it’s drizzling. i like drizzles. (منظور باران سبک و متناوب است.)it’s sprinkling. (منظور مخطوط باران و برف و یا باران و تگرگ است.)it’s sleeting. شش ساعت است که بِلاوقفه باران می بارد.it’s been raining nonstop for six hours. (منظور طوفان همراه با رعد و برق و رگبار کوتاه مدت است.)we had a thundershower this morning. (منظور طوفان همراه با رعد و برق و باران سنگین است.)we had a thunderstorm yesterday. جاده به علت باران لغزنده است.the road is slippery because of the rain. بهنگام غروب باران های پراکنده خواهد بارید.there will be scattered rains in the evening. راه رفتن زیر باران را دوست دارم.i like walking in the rain. زیر باران خیس شدم.i got wet in the rain. خیس آب شدم.i was soaked. تا مغز استخوانم خیس شد.i got wet to the skin/ bone. میزا ... ادامه ...

از خویش می گریزم در این دیار، باران

دلتنگ روزگارم بر من ببار، باران بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش ای بی شکیب باران ای بی قرار، باران از همرهان در ین باغ با من چه مهربان بود بیدی که گریه می کرد در جویبار، باران... تا روزهای پیچان تا آبشار، باران دلتنگ این دیارم ای غمگسار پرتو در من ترانه سر کن با این بهار، باران... " پرتو کرمانشاهی" ... ادامه ...

بزن باران

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسمبدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم ب ان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانمکه دردی از غمِ دوری درونِ ام دارم نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ ی هستمدلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانمبرای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانمکه جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم ... ادامه ...

دلگرفتگی

یعنی همین اولین باران پاییزی که مدام تنش رابر قاب تنگ پنجره میکوبد... ... ادامه ...

دل تنگی...

ساعت از نیمه های شب پاییزی گذشته ،انگار در این شب بارانی ،چشم های من با خواب غریبه شدن، زدم بیرون از اتاق و به دانه های باران مینگرم که چیکه چیکه ،سکوت شب را می شکنند، در این لحظه آنقدر دلم تنگ شده که شدیدا احساس می کنم نیازمند ی هستم که سرم روی پاهایش بگذارم و درد دل کنم، ی مثل مادر، آخه می دونی دلم واسه خودم تنگ شده، دیگه اون آدم سابق نیستم،نمی دونم تا کی،ولی می ترسم این حال دلم تا آ عمرم همراهم بشه، شاید پیش خودت بگی امکان نداره،اما تو منو نمی شناسی،وقتی یه حسی واردم میشه،رفتنش فقط دست خداست، هی روزگار... چی بگم... ببار باران ببار، که اینجا ی دلش بدجور تنگه، لا اقل در این شهر غریب تو تنهام نزار، ببار بر دلی که مدتهاست رنگ سرسبزی و نشاط به خودش ندیده، و همچون بیابانی شده که انگار چهار فصلش تابستانی و سرنوشتش پاییزی ست، پاییز ،چه فصل نامردی، ای کاش زندگی آدما ،فصل سومی نداشت، ای کاش، از:اشک ... ادامه ...